• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

فتنه (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مقالات مرتبط: فتنه (مقالات مرتبط).


فتنه، در اصطلاح اسلامى به معناى آشوب، بى‌نظمى و بحران اجتماعى و سياسى است.
در قرآن، فتنه به معناى ايجاد بحران و اغتشاش با اهداف پنهان و غافلگيرانه آمده است.
اسلام مبارزه با فتنه و فتنه‌گران را از اصول حفظ نظم و صلح مى‌داند و گاه جنگ محدود را براى جلوگيرى از گسترش فتنه تجويز مى‌كند.
فتنه‌ها در نگاه قرآن، نتيجه مقاصد سران استكبار براى منحرف كردن مردم از دين و ايجاد ناامنى و اختلاط حق و باطل است.



فتنه به معنای آشوب، بى‌نظمى، هرج و مرج است.
از ديدگاه اسلام بحران‌زدايى و مبارزه با فتنه‌گران يكى از اساسى‌ترين راه‌هاى كمک به كنترل و حذف جنگ است.
فتنه به معناى مصدرى، عبارت است از سازمان دادن به يک سلسله عمليات كور و ناشناخته به منظور رسيدن به اهداف پنهانى و غافلگيرانه كه در اصطلاح سياسى معاصر از آن به بحران تعبير مى‌شود.
فتنه به معناى اسم مصدرى، به جريان‌هايى گفته مى‌شود كه از تركيب پيچيده از اعمال به‌ ظاهر كور و ناشناخته شكل گرفته، اهداف پنهانى و غافلگيرانه‌اى را به دنبال دارد.


قرآن فتنه‌ها و بحران‌ها را زاييده مقاصد شوم سران استكبار و الحاد قلمداد مى‌كند و براى فرونشاندن و يا جلوگيرى از تولد و به ثمر نشستن فتنه‌ها، حتى جنگ را اجتناب‌ناپذير مى‌شمارد.
با دستور «وَ قاتِلُوهُمْ حَتّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ‌» در واقع جنگ محدود را براى جلوگيرى از جنگ گسترده و نامحدودى كه از طبيعت سران فتنه‌انگيز به وجود مى‌آيد تجويز مى‌كند.


قرآن به يک نمونه از فتنه‌هايى كه منجر به جنگ مى‌شود، اشاره كرده و عاملان آن را افشا مى‌كند:
(وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اِسْتَطاعُوا) اينان كه پيوسته با شما مى‌جنگند، هدفشان آن است كه شما را تا آن‌جا كه مى‌توانند از آيين خود بازگردانند.
براى رسيدن به اين هدف سعى مى‌كنند با ايجاد محيط ناامن و جوّ آشفته، حق و باطل از هم شناخته نشوند، ديندارى و حفظ ارزش‌ها دشوار شود.
انسان‌ها از انديشيدن به ارزش‌ها باز بمانند و چنان با مشكلات دست به گريبان باشند كه از مصونيت و خدا غفلت كنند و جز پيروى از آنان راهى در پيش‌روى نداشته باشند.
[۳] عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۵، ص۱۶۸.


۱. بقره/سوره۲، آیه۱۹۳.    
۲. البقرة/سوره۲، آیه۲۱۷. (صفحه ۳۴)    
۳. عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۵، ص۱۶۸.



عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۲، ص۲۸۰.    









جعبه ابزار