فرصت شیرازی (شعر عاشورایی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
میرزا محمّد نصیر حسینی شیرازی، مشهور به
فرصتالدّوله، از برجستهترین چهرههای فرهنگی عصر قاجار بود که دانش گسترده، ذوق ادبی و مهارت موسیقایی را در وجود خود جمع کرده بود. او با پژوهشهای میدانی ارزشمند، آثار علمی متنوّع و اشعار آیینیِ اثرگذار، جایگاهی ماندگار در تاریخ ادب و فرهنگ ایران بهویژه در حوزهٔ شعر عاشورایی به دست آورد.
میرزا محمّد نصیر حسینی شیرازی، ملقّب به
فرصتالدّوله و متخلّص به «
فرصت»، شاعر، ادیب و موسیقیدان نامدار ایرانی، در سال ۱۲۷۱ هجری قمری در
شیراز متولد شد. وی از خانوادهای ادبپرور قدم به عرصهٔ وجود نهاد.
حسینی شیرازی از کودکی به تحصیل علوم و فنون گوناگون علاقهمند بود و در جوانی در
صرف،
نحو،
منطق،
حکمت،
حساب،
هیأت،
هندسه و
اسطرلاب سرآمد همسالان خود شد. بنابر نوشتهٔ خودش، در ۳۲ سالگی با
سید جمالالدین اسدآبادی در بوشهر دیدار کرد و این آشنایی به دوستی عمیق میان آنان انجامید.
هنگامی که شعاعالسلطنه (فرزند
مظفرالدین شاه) از شیراز به
تهران بازگشت، فرصت را نیز با خود برد و او را معلم و ندیم خویش ساخت. پس از ورود به دربار، شاه لقب فرصتالدوله به او داد.
در دورهٔ
مشروطیت، با تشکیل وزارت معارف جدید، فرصتالدّوله به ریاست معارف
فارس منصوب شد و در این سمت خدمات شایستهای انجام داد. در نخستین دورهٔ سازماندهی دادگستری، مدتی نیز رئیس عدلیهٔ فارس بود. سپس دوباره به سمتهای ریاست معارف و فواید عامه و مدتی همزمان فرهنگ و دادگستری منصوب شد.
فرصتالدوله سالیان دراز سراسر مناطق فارس و بنادر جنوب را نقطهبهنقطه پیمود و اوضاع تاریخی، طبیعی و جغرافیایی هر ناحیه را ثبت کرد. نتیجهٔ این سفرهای دقیق، اثری ماندگار با عنوان «آثار عجم» است.
از مهمترین نوشتهها و آثار فرصتالدوله:
- آثار عجم (پژوهش گسترده دربارهٔ تاریخ و جغرافیا و بناهای باستانی فارس)، اشکال المیزان (در منطق)، دریای کبیر (مشتمل بر علوم مختلف زبان عربی و فارسی)، بحور الالحان (در موسیقی و عروض)، منشآت نثر، رساله شطرنجیه، مثنوی هجونامه و دیوان اشعار او شامل: قصاید، غزلیات، ترجیعات، مسمطات، رباعیات، مثنویات، مراثی، تواریخ و پیوستی از منشآت.
فرصتالدوله بر اثر بیماری داخلی مزمن، در سن ۶۸ سالگی، سحرگاه دهم
صفر سال ۱۳۳۹ هجری قمری در خانهٔ شخصی خود در شیراز درگذشت.
مطابق آرزوی دیرینهاش، پیکرش در کنار آرامگاه حافظ شیرازی به خاک سپرده شد.
۱| شاه شهید مى چو ز جام بلا كشيد • • • • • رخت از مدينه، جانب کرب و بلا كشيد | | |
| در دشت نينوا، ز وفا چون نهاد پاى • • • • • دست اميد از همهى ماسوا كشيد | | |
| ز اصحاب او هر آن كه وفا را به سر نبرد • • • • • بيعت شكست و پاى ز كوى وفا كشيد | | |
| و آن كو، وفا نمود به فرزند مرتضی • • • • • صهباى وصل دوست ز جام رضا كشيد | | |
| كردند جمله سينهى بىكينه را سپر • • • • • در قتلشان زمانه چه تيغ جفا كشيد | | |
| عبّاس را ز پيكر صد پاره شد جدا • • • • • دستى كه در ركاب برادر لوا كشيد | | |
| اکبر شهيد گشت چو در دشت نينوا • • • • • ليلاى بينوا، چو نى از دل نوا كشيد | | |
| آمد به حلق اصغر مظلوم شيرخوار • • • • • تير از كمان كينه كه دست قضا كشيد | | |
| | |
۲| دارم از كينهى سپهر برين • • • • • زخمها بر دل و همه خونين | | |
| بارم از ديده اشكهاى روان • • • • • كشم از سينه نالههاى حزين | | |
| همه جانها به حسرت و غم جفت • • • • • همه دلها به درد و غصّه قرين | | |
| تا به دامان زده گريبان چاك • • • • • خلق در ماتم امام مبين | | |
| از زمين است نوحه تا به سپهر • • • • • از سپهر است ناله تا به زمين | | |
| بر همه اهل ارض در همه روز • • • • • اين ندا داده جبرئیل امین | | |
| كل يوم كيوم عاشوراء • • • • • کربلا كل عرصة الغبراء | | |
| چون حسین على، امام امم • • • • • در زمين بلا نهاد قدم | | |
| دست افشاند بر جهان يكسر • • • • • دل به حق بست و رست از عالم | | |
| پا نهاد از ولا به دشت بلا • • • • • سر نهاد از رضا به تيغ ستم | | |
| آتش ظلم آن گروه شرير • • • • • زد به جان جهان شرارهى غم | | |
| نوحهگر در عزاى او شب و روز • • • • • مَلَك و ديو و دد، بنى آدم | | |
| زين شهادت به هر زمان غوغاست • • • • • زين مصيبت به هر زمين ماتم | | |
| كل يوم كيوم عاشوراء • • • • • كربلا كل عرصة الغبراء | | |
| مىكنم ياد از برادر او • • • • • آنكه بودى به جان برابر او | | |
| رايت افراز، حضرت عبّاس • • • • • كه همى بود يار و ياور او | | |
| از پى آب رفت با لب خشك • • • • • تيرى آمد به ديدهى تر او | | |
| تيغ كين آختند و افكندند • • • • • مشرکین دستها ز پيكر او | | |
| ناگه از تيشهى، ستم افتاد • • • • • بر زمين، سرو ناز پرور او | | |
| در غمش سال و ماه در همه جا • • • • • گفت کلثوم زار، خواهر او | | |
| كل يوم كيوم عاشوراء • • • • • كربلا كل عرصة الغبراء | | |
| | |
محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۲، ص۱۰۴۴-۱۰۴۳.