فقه بر مبنای مصلحت (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
فقه بر مبنای مصلحت نقش محوری در توسعه
فقه اسلامی و تحولات
تمدن اسلامی ایفا کرده است.
تحولات فقهى عمدتاً تحت تأثير شرايط زمانه و سياستهاى زمامداران شكل گرفته است.
محققان و علما با اتکا به
کتاب و
سنت، مبانى فقهى را بر اساس مصلحت و مقتضاى زمان توسعه دادهاند.
مصلحت در
فقه به دو صورت اثرگذار بوده است:
تعدیل و تطبیق
احکام با شرایط زمان و طبقهبندى تساهل و تسامح شرعى برای پيشبرد تمدن است.
عقل فقهى با بهرهگيرى از
حکمت،
عدالت و مصلحت توانسته است سازگارى تمدن اسلامى با تحولات داخلی و خارجی را تضمين كند.
بدون شک مصلحت نقش مهمى در توسعه فقه داشته و بسيارى از تحولات فقهى را بايد مرهون اين عنصر مهم دانست.
تحولات فقهى مانند:
همه تحولات در رشتههاى مختلف
علوم اسلامی معلول شرايط حاكم به ويژه تحت تأثير خط مشىهاى سياسى زمامداران اعم از خلفا و امرا و سلاطين در
تاریخ اسلام بوده است.
جاذبه اصلى در شكلگيرى مذاهب فقهى اهميت والاى
شریعت و بنيادهاى آن در عمق
اسلام بوده كه همواره علما و متفكران مسلمان را به سوى خود جلب مىكرده است و محققان را در رويكرد به مبانى برگرفته از كتاب و سنت به مناقشه و چالش مىكشيده است.
در هر حال توسعه فقه كه از متن شريعت اسلام و از عقلانيت اين
دین حنیف سرچشمه گرفته، بيشترين و بارزترين نقش را در ايجاد و تحول تمدن اسلامى داشته است.
اين نقش سازنده، مرهون بنياد مصلحت در شريعت بوده است.
مصلحت به دو صورت در ايجاد تحولات تمدن اسلامى تأثير داشته است.
نخست: از راه تفريح كه بنابر مصلحت و مقتضاى زمان فروعى را مطرح و بر اساس اصول، حكم آنها را به تناسب زمان و شرايط موجود مقرر كرده است.
در اين رابطه كافى است مناسبت بين وقت نماز و اختراع ساعت در زمان
هارون الرشید را مد نظر قرار داد، كه چگونه شيوههاى تعيين وقت اداى فرايض، سرانجام به چنين پديدهاى تمدن ساز مىانجامد كه خود منشأ تحولات ديگر مىشود.
دوم: از راه طبقهبندى تساهل و تسامح شرعى در انتقال از احكام اوليه به احكام ثانويه و احيانا به احكام ولايى و حكومتى كه موجب از ميان رفتن عوامل ركود و سرعت بخشيدن به حركت كاروان تمدن و پيشرفت بوده است.
عقل فقهى در معمارى تمدن اسلامى، همواره از حكمت، عدالت و مصلحت سود برده و توانسته است پا به پاى تحولات حتى با تمدنهاى ديگر سازگار بماند.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۲، ص۲۹۸-۲۹۹.