• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

فقه روایی (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





فقه روایی مرحله‌ای از تطور فقه شیعه است که بر نقل و تدوین احادیث اهل بیت (علیه‌السلام) استوار است.
این دوره از زمان پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) تا پایان عصر حضور ائمه اطهار (علیه‌السلام) را دربر می‌گیرد.
در این دوران، شریعت اسلامی از طریق وحی و تبیین معصومان (علیه‌السلام) شکل نهایی خود را یافت.
امام علی (علیه‌السلام) نخستین تدوین‌کننده احکام اسلامی بود و آثار مکتوبی چون «کتاب علی» را پدید آورد.
در زمان امامان باقر و صادق (علیه‌السلام)، فقه و حدیث شیعی به اوج شکوفایی علمی رسید.
ثمره این دوره در مجموعه‌هایی چون «اصول اربعمائه» و سپس در چهار کتاب حدیثی معتبر شیعه تبلور یافت.
با آغاز غیبت کبری در سال (۳۲۹ هـ.ق)، فقه روایی جای خود را به فقه اجتهادی داد.

فهرست مندرجات

۱ - فقه روايى و عصر صدور
۲ - مراحل عصر صدور
       ۲.۱ - عصر پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)
       ۲.۲ - عصر ائمه اطهار (علیه‌السلام)
۳ - عصر تشريع
       ۳.۱ - تبليغ كامل قرآن
       ۳.۲ - تبليغ سنت
۴ - تدوين و املا توسط امام على (ع)
       ۴.۱ - روایت کلینی در کتاب کافی
       ۴.۲ - «کتاب علی» و استمرار دانش
       ۴.۳ - ویژگی‌های کتاب علی
       ۴.۴ - اهمیت تاریخی و علمی
۵ - عصر تبيين نص و پاسدارى از آن
۶ - انواع راويان و نحوه نگهداری احاديث
       ۶.۱ - منافقان
       ۶.۲ - راویان خطاکار غیرعمدی
       ۶.۳ - راویان منسوخات
       ۶.۴ - راویان امین و دقیق
       ۶.۵ - تفاوت فهم و تفسیر احادیث
       ۶.۶ - رهنمودهای امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)
۷ - اهمیت اهل بیت در حفظ علوم و احادیث
       ۷.۱ - مجالس علمی و روش تدریس ائمه
       ۷.۲ - ایگاه اهل بیت نزد علما و فقها
       ۷.۳ - تأثیر ائمه بر دیگر فقها و مذاهب
       ۷.۴ - گستردگی علوم در مدرسه اهل بیت
۸ - شاگردان برجسته اهل بیت
       ۸.۱ - نقش شاگردان در حفظ و نشر علوم اهل بیت
       ۸.۲ - گستردگی دانش و آثار علمی
       ۸.۳ - جمع‌آوری و ثبت احادیث
       ۸.۴ - رونق و گسترش مكتب اهل بیت
       ۸.۵ - محدودیت‌ها و فشارها در دوره‌های بعدی
       ۸.۶ - پیامدهای محدودیت‌ها
۹ - تعداد راویان و آثار کتابخانه‌ای
۱۰ - دسته‌بندی کتاب‌های حدیثی
       ۱۰.۱ - تقسیم‌بندی کلی
       ۱۰.۲ - کتاب‌های اصول
       ۱۰.۳ - کتاب‌های غیر اصول
       ۱۰.۴ - وضعیت نسخه‌های اصول
       ۱۰.۵ - مجموعه‌های بزرگ حدیثی اصول
       ۱۰.۶ - جمع‌آوری و تکمیل احادیث احکام
۱۱ - پایان عصر صدور و آغاز عصر فقه اجتهادى
۱۲ - ویژگی‌های فقاهت در عصر صدور (عصر اول)
۱۳ - محدودیت فقاهت در عصر صدور نص
۱۴ - پانویس
۱۵ - منبع


فقه مبتنى بر احادیث و روایات را فقه روايى گويند كه در مقابل فقه اجتهادى به كار مى‌رود.
فقه روايى يكى از مراحل تكامل فقه شيعه به شمار مى‌آيد كه به عصر صدور هم معروف است.


مرحله فقه روايى يا عصر صدور خود به دو عصر تقسيم مى‌شود:

۲.۱ - عصر پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)

الف: عصر پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) كه عصر تشريع و تكميل شریعت از راه وحی است.
آيه كريمه (الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ...) خبر از تكميل شريعت در اين عصر مى‌دهد.

۲.۲ - عصر ائمه اطهار (علیه‌السلام)

ب: عصر ائمه اطهار (علیه‌السلام) از امام على اميرالمؤمنين (علیه‌السلام) تا امام دوازدهم (علیه‌السلام) كه عصر نگهدارى و تبيين شريعت است.
به اين ترتيب، عصر صدور نص و بيان شرعى در فقه اهل بیت (علیه‌السلام) تا اوايل سده (چهارم هـ.ق) امتداد داشته است و از اين جهت حجم بزرگ و بسنده‌اى از نصوص شرعى براى اين فقه فراهم آمده كه آن را بر استخراج حكم هر باب و هر مسئله‌اى براساس نص و بيان شرعى، توانا كرده است.


عصر تشريع - عصر پيامبر اكرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) - اين عصر در بردارنده بيست و سه سالى است كه پيامبر اكرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) به تكليف خود در تشريع شريعت اسلامى عمل كرد و به بهترين وجه آن را به اتمام رسانيد.
پيامبر از دنيا رحلت نكرد، مگر پس از آن كه پايه‌هاى تشريع اسلامى را به روش‌هاى زير استوار كرد:

۳.۱ - تبليغ كامل قرآن

۱ - تبليغ كامل قرآن به مردم و دستور نوشتن و گردآورى و ضبط آيات آن را می‌داد.
نظريه اثبات شده و درست درباره گرد آورى قرآن، آن است كه قرآن در زمان پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و به فرمان ايشان گردآورى شده است.
در كتاب‌هايى كه در باب آيات الاحكام تأليف شده، معروف است، آياتى از قرآن كريم كه درباره احکام است (آيات الاحكام)، حدود پانصد آیه بوده كه همه يا بيشتر ابواب موجود در فقه را پوشش مى‌دهد.
اما فقها در كتب استدلالى فقه به آياتى استدلال كرده‌اند كه در كتاب‌هاى آيات الاحكام به آن‌ها اشاره نشده و از آيات الاحكام به شمار نيامده‌اند.
آيات الاحكام گاهى به صورت تفصيلى و با نص صريح، گاه به صورت كلى و اجمالى و گاه به صورت اشاره به بيان احکام تشریعی پرداخته‌اند.

۳.۲ - تبليغ سنت

۲ - تبليغ سنت: سنت عبارت است از احاديثى كه پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) براى تعليم احکام واجب و حرام و مكروه و مستحب به امت و براى تبيين احكام عبادات و عقود و ايقاعات و جهاد و حدود و قصاص و ديات و ديگر امورى كه شخصا اقامه مى‌كردند، يا ديگران را به اقامه آن فرمان مى‌دادند، بيان كرده‌اند. (۲)
مجموع احادیث از پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، بسيار زياد است.
كميّت اين احاديث نزد اهل بیت (علیه‌السلام) چندان است كه مى‌تواند همه نيازهاى فقه را پوشش دهد و همه نيازهاى زندگى انسان را به نحو خصوص و تصريح يا از راه قواعد كفى، شامل شود.
همان‌گونه كه پيش‌تر گفتيم اين احاديث نزد همه صحابه و كسانى كه در آن عصر زندگى مى‌كردند، وجود نداشت، بلكه فقط نزد امام علی (علیه‌السلام) و عترت پاک پيامبر بود.


امام على (علیه‌السلام) در زمان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، قرآن كريم و سنت شريف را به‌ طور كامل تدوين كرده بود، روایات بسيار و نيز كتب تاريخ به اين حقيقت اشاره دارند.
در اين‌جا روايتى را كه کلینی در كتاب کافی با سند معتبر از خود امام على (علیه‌السلام) نقل كرده است، مى‌آوريم.

۴.۱ - روایت کلینی در کتاب کافی

امام در ضمن حديثى طولانى مى‌فرمايد:
مدتى هر روز و هر شب در اوقات معيّنى بر رسول خدا وارد مى‌شدم.
او با من خلوت مى‌كرد و من همواره ملازم او بودم.
اصحاب پيامبر مى‌دانستند كه او با هيچ‌كس غير از من چنين رفتارى نمى‌كند.
گاهى در خانه خود بودم كه پيامبر نزد من مى‌آمد و بيشتر اين ديدارها در خانه من صورت مى‌گرفت.
هرگاه من نزد او در بعضى خانه‌هايش مى‌رفتم، خانه را خالى مى‌كرد و زنانش را بيرون مى‌فرستاد و كسى غير از من نزد او نمی‌ماند و هرگاه او براى خلوت به منزل من مى‌آمد، فاطمه و پسرانم را بيرون نمى‌كرد.
وقتى من از او چيزى مى‌پرسيدم، پاسخم مى‌داد و وقتى سؤالاتم تمام مى‌شد و سكوت مى‌كردم، او با من شروع به سخن مى‌كرد.
آيه‌اى از قرآن بر پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) نازل نمی‌شد، مگر اين‌كه آن را بر من مى‌خواند و املا مى‌كرد و من به خط خود آن را مى‌نوشتم و او تأويل و تفسير هر آیه و ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و خاص و عام آن را به من مى‌آموخت و از خدا مى‌خواست كه فهم و حفظ آن‌ها را به من عطا كند.
از آن زمان كه او چنين دعايى براى من كرد، هيچ آيه‌اى از كتاب خدا، نيز هيچ علمى را كه به من املا كرد و نوشتم، فراموشم نشد.
هر علمى را كه خداوند به پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) آموخت، از حلال و حرام و امر و نهيى كه بود يا در آينده ايجاد مى‌شود و از هر كتاب آسمانى كه بر پيامبران پيشين نازل‌شده بود و از هر طاعت و معصيتى، پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) همه را به من آموخت و من هم همه را حفظ كردم و حتى يک حرف آن را فراموش نكردم.
سپس پيامبر دستش را بر سينه‌ام گذاشت و از خدا خواست كه قلبم را از علم و فهم و حكمت و نور آكنده سازد.
گفتم: اى پيامبر خدا، پدر و مادرم فداى تو باد، از وقتى‌كه در حق من چنين دعايى كردى، هيچ‌چيز فراموشم نشد و هيچ نكته‌اى را نانوشته نگذاشتم.
آيا بيم دارى در آينده دچار فرمواشى شوم، فرمود: نه، ديگر بر تو از جهل و نسيان بيمى ندارم.

۴.۲ - «کتاب علی» و استمرار دانش

در احادیث روايى بعدى، از اين مكتوبات و مدوّناتى كه امام على (علیه‌السلام) به آن‌ها اشاره كرده، به «كتاب على» تعبير شده است.
اين نخستين كتابى است كه در عهد پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، علوم دين در آن گردآورى شده بود و به تصريح روايات مستفيضه، پس از پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) به ائمه اهل بيت (علیه‌السلام) منتقل شد.
در روايتى كه نجاشی در كتاب فهرست با سند خود از عذافر صیرفی نقل مى‌كند، آمده است:
من با حكم بن عتيبه نزد امام باقر (علیه‌السلام) بودم، او شروع كرد به پرسش از امام باقر (علیه‌السلام) - امام او را بسيار گرامى مى‌داشت - در موردى با هم اختلاف نظر پيدا كردند، امام باقر (علیه‌السلام) فرمود:
«پسرم، برخيز، كتاب علی (علیه‌السلام) را بياور، فرزند امام كتاب دوخته شده بزرگى را آورد، امام كتاب را گشود و در آن نظر انداخت تا مسئله را يافت، سپس فرمود: اين خط على (علیه‌السلام) و املاى پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) است و رو به حكم كرد و گفت: «ابا محمد، تو و سلمه و ابو المقدام به هر جا كه مى‌خواهيد برويد و چب و راست بگرديد.
به خدا سوگند! نزد هيچ قومى كه جبرئيل بر آنان نازل‌شده باشد، علمى موثق تر از اين نخواهيد يافت.» (۴)

۴.۳ - ویژگی‌های کتاب علی

بسيارى روايات ديگر از ائمه (علیه‌السلام) دراين‌باره وجود دارد كه در آن‌ها نام «كتاب على» يا «صحيفه» يا «جامعه» آمده و در همه اين روایات از كتاب مذكور چنين تعبير شده است: «كتاب بزرگى است»، يا «صحيفه‌اى طولانى كه طول آن هفتاد ذراع است و به املاى پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و خط على (علیه‌السلام) بوده و هر حلال و حرامى و هر آن‌چه مردم بدان نياز دارند، حتى ارش خدش در آن وجود دارد.»
اين تعابير دلالت بر آن دارد كه همه اين عناوين، اسم يک كتاب است كه به نام‌هاى مختلفى از آن تعبير شده است.
قطعه‌اى از اصل اين املاها به فضل خدا تا به امروز محفوظ مانده و شیخ صدوق آن را در مجلس شصت و ششم از كتاب امالی آورده است.
اين قطعه كه مشتمل بر بسيارى از آداب و سنن و احکام حلال و حرام است، نزديک به سيصد سطر است.
صدوق اين قطعه را با اسناد خود از امام صادق (علیه‌السلام) و او از پدران بزرگوار خود روايت كرده است.
امام صادق (علیه‌السلام) در پايان اين قطعه فرموده است: او اين بخش را از كتابى كه به املاى پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و خط على (علیه‌السلام) است، گرد آورده‌ام.

۴.۴ - اهمیت تاریخی و علمی

حاصل سخن آن‌كه: عصر پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، عصر تشريع اسلامى و تكميل شریعت بود و آن حضرت كار تبليغ قرآن و گردآورى و تدوين آن، نيز صدور سنت شريف و گردآورى و تدوين آن را به اتمام رساند.
تأليف اسلامى در حوزه تشريع در اين عصر شريف، آغاز شد و عمده اين كار و اساس آن از جانب امام علی (علیه‌السلام) صورت گرفت.


عصر تبيين نص و پاسدارى از آن - عصر ائمه (علیه‌السلام):
اين عصر پس از رحلت پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) در سال يازدهم هجرى آغاز شد و تا عصر غیبت کبری در سال (۳۲۹ هـ.ق) امتداد يافت.
ائمه اهل بیت (علیه‌السلام) در اين مدت به تبيين دین حنیف و شریعت الهى پرداختند كه خداوند سبحان به صورت تمام و كامل بر پيامبر اكرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فرو فرستاد بود و پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) نيز آن را به‌طور كامل و رسا به برادر و جانشين خود اميرالمؤمنين على بن ابى‌طالب (علیه‌السلام) آموخت و از طريق اميرالمؤمنين به ائمه بعدى انتقال يافت تا دين را از آفت تحريف و بازيچه شدن به دست بدعت‌گذاران مصون نگه دارند و در كنار كتاب كريم، ميزان حق و پناه خلق باشند.
اميرالمؤمنين (علیه‌السلام) در اين باره در پاسخ كسى كه در مورد احادیث اهل بدعت و اختلاف مردم در احاديث، از او سؤال كرده بود، مى‌فرمايد:
آن‌چه در دست مردم است آميزه‌اى است از حق و باطل، راست و دروغ، ناسخ و منسوخ، عام و خاص، محكم و متشابه و اصيل و بى‌پايه است.
در زمان حيات پيامبر گاهى دروغ به او بسته مى‌شد، تا آن‌جا كه خود آن حضرت در خطبه‌اى فرمود: «هركس عمداً بر من دروغ ببندد، جايگاه خود را در آتش آماده كرده است.»


آنان كه حدیث را براى تو نقل مى‌كنند، چهار دسته‌اند و پنجمى وجود ندارد:

۶.۱ - منافقان

دسته‌اى منافقند كه اظهار ایمان مى‌كنند و به‌ ظاهر خود را مسلمان مى‌نمايانند، اما از هيچ گناهى رويگردان نيستند و باک ندارد.
اينان به عمد بر رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) دروغ مى‌بندند.
اگر مردم بدانند كه اينان منافق و دروغگو هستند، حدیث آنان را نمى‌پذيرند و سخنانشان را راست نمى‌شمارند.
اما مردم كه از باطن اين‌گونه افراد بى اطلاعند، مى‌گويند: او از اصحاب پيامبر بوده، پيامبر را ديده و سخن او را شنيده و از او تعليم گرفته است، بنابراين، حديث او را مى‌پذيرند.
خداوند هر آن‌چه گفتنى بود درباه منافقان به تو گفت و وصفشان را آن‌چنان كه هستند، براى تو بيان كرد.
اما منافقان، پس از پيامبر نيز باقى ماندند و خود را با دروغ و فريب به زمامداران ضلالت و دعوت‌كنندگان به آتش، نزديک كردند و ايشان نيز كارها را به آنان سپردند و حاكم بر مردم ساختند و به وسيله آنان به دنيا خوارى پرداختند.
مردم، همراه فرمانروايان و دنيا هستند، مگر كسانى كه خداوند آنان را حفظ كند.

۶.۲ - راویان خطاکار غیرعمدی

- دسته ديگر كسانى هستند كه سخنى از پيامبر شنيدند، ولى آن را چنان‌كه بايد، فرا نگرفته و در آن به خطا افتادند و تعمد در دروغ ندارند.
اينان آن‌چه را شنيدند روایت كرده و به آن عمل مى‌كنند و مى‌گويند:
اين سخن را از رسول خدا شنيديم.
اگر مسلمانان بدانند كه اينان در اين سخن، به اشتباه رفته‌اند، سخنشان را نمى‌پذيرند و اگر خود اين افراد نيز بدانند در اشتباهند، دست از اين سخن برمى‌دارند.

۶.۳ - راویان منسوخات

- دسته سوم، كسانى هستند كه از پيامبر شنيدند كه به كارى فرمان مى‌داد، اما سپس پيامبر از آن كار نهى كرد، ولى اينان از نهى پيامبر آگاه نشدند، يا از پيامبر شنيدند كه از كارى نهى مى‌كرد، سپس به آن كار فرمان داد، ولى اينان از امر پيامبر آگاه نشدند.
از اين رو اينان سخن منسوخ را حفظ كردند، ولى ناسخ را حفظ نكردند اگر بدانند كه آن سخن منسوخ شده است، آن را ترک مى‌كنند.
اگر مسلمانانى كه اين سخن را از اينان شنيدند بدانند كه منسوخ است، آن را ترک خواهند كرد.

۶.۴ - راویان امین و دقیق

- دسته چهارم كسانى هستند كه بر خدا و پيامبر دروغ نمى‌بندند و از خوف خدا و به جهت تعظيم پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) كذب را منفور مى‌دارند، نيز در حفظ سخن خطا نمى‌كنند و آن را چنان‌كه هست حفظ مى‌كنند و همان‌گونه كه شنيدند، بدون كم و زياد نقل مى‌كنند.
اينان، ناسخ را حفظ كرده و به آن عمل مى‌كنند و منسوخ را نيز حفظ كرده و از آن اجتناب مى‌ورزند و عام و خاص و محكم و متشابه را مى‌شناسند و هريک را در جاى خود قرار مى‌دهند.

۶.۵ - تفاوت فهم و تفسیر احادیث

گاهى سخنى از پيامبر هست كه دو وجه دارد، سخنى خاص است و سخنى عام است.
كسى اين سخن را از پيامبر شنيده كه مقصود خداى سبحان و پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) را از اين سخن نمی‌داند.
او اين سخن را مى‌شنود و بى‌آن‌كه معنايش را بداند و مقصود آن را بشناسد و از وجه صدور آن آگاه باشد، آن را بر معنايى حمل مى‌كند.
همه اصحاب پيامبر آن‌گونه نبودند كه چيزى را از پيامبر بپرسند و فهم معناى آن را از او بخواهند، حتى دوست داشتند عربى بيابانى و دور افتاده بيايد و از پيامبر چيزى بپرسد و آنان بشنوند.
اما هيچ چيزى بر ذهن من نمى‌گذشت، مگر آن‌كه از پيامبر مى‌پرسيدم و حفظ مى‌كردم.
اين علت اختلاف مردم و پريشانى شان در روايات است.

۶.۶ - رهنمودهای امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)

اميرالمؤمنين (علیه‌السلام) در خطبه‌اى ديگر در تشخيص مرجع اصيل از علما كه علماى اهل بیت هستند، ضمن سخن گسترده‌اى مى‌فرمايد: «عباد اللّه أبصر و اعيب معادن الجورو و عليكم بطاعته من لا تعذرون بجهالته، فإن العلم الذى نزل به آدم و جميع ما فضّل به النبيّون فى محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) خاتم النبيين و فى عترته الطاهرين، فأين يتاه بكم‌؟ بل أين تذهبون‌؟»
بندگان خدا، بر عيب معادن جور چشم بگشاييد.
بر شماست از كسى پيروى كنيد كه به جهل او عذر نياوريد.
علمى كه آدم با خود آورد و همه آن‌چه مايه فضيلت پيامبران است در محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) خاتم پيامبران و عترت پاک او است.
شما را به كجا مى‌كشانند؟ يا شما به كجا مى‌رويد؟

در اين مدت، ائمه اطهار (علیه‌السلام) نصوص و روایات بسيارى را بيان كرده و به انتشار علوم و معارف گوناگون اسلامى و تربيت دانشمندان پرداختند.
على الخصوص در عصر دو امام باقر و صادق (علیه‌السلام) كه بيش از نيم سده (۱۴۵-۹۵ هـ.ق) را در برگرفت.
اين مدت، همزمان با فترت انتقال دولت ميان امويان و عباسيان بود و هر دو در ضعف بودند؛ چرا كه دولت اموى در آستانه سقوط بود و دولت عباسى تازه به آرامش بعد از انقلاب رسيده بود و براى استقرار خود مى‌كوشيد و سخت به تاراندن دنباله‌هاى دولت سرنگون شده اموى مشغول بود.
از اين رو، اين عهد را عهد گشايش و نشاط فكرى و فقهى مكتب اهل بيت (علیه‌السلام) و انتشار علوم آل محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) به شمار مى‌آورند.
فضلا و راويان شیعه در اين سال‌ها، امنيت جانى داشته و آسوده‌خاطر، دوستى خود با اهل بيت را اظهار مى‌كردند و بدين امر ميان مردم شناخته شده بودند.
آنان در اين مدت، بيشترين آثار خود را از تعاليم ائمه (علیه‌السلام)، تأليف كردند و با تلاش آنان شريعت محفوظ ماند و علوم آل محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) گسترش يافت.

۷.۱ - مجالس علمی و روش تدریس ائمه

هريک از ائمه اهل بيت (علیه‌السلام) - به ويژه امام باقر و امام صادق (علیه‌السلام) - شبستان ويژه‌اى در مسجد النبى براى تعليم و تدريس داشتند. (۸)
همچنين هر كدام از آنان در خانه خود نيز - به ويژه در ايام حج - مجلسى داشتند آراسته از طالبان علم و استفتا كنندگانى كه از اطراف نزد ايشان مى‌آمدند.
اصحاب ايشان، پرسش‌هاى واردين را تدوين كرده و هنگام تشرف آنان به محضر امام تقديم مى‌كردند.

۷.۲ - ایگاه اهل بیت نزد علما و فقها

همه طبقات، ائمه را به عنوان اهل بيت علم و وارثان ميراث پاک پيامبر و كسانى كه از عالم غيب تفهيم شده‌اند، مى‌شناختند.
عبدالله بن عطاء مكّى مى‌گويد:
«علما را نزد - هيچ كس كوچک‌تر از نزد ابى جعفر - مقصود امام باقر است - نديدم.
حكم بن عتيبه را با همه جلالتى كه ميان مردم داشت، ديدم كه در برابر ابى جعفر همانند كودكى در برابر معلم خود بود.» همو مى‌گويد:
«مردى، مسئله‌اى را از عبدالله بن عمر پرسيد، ندانست چه پاسخش دهد، به او گفت: برو از اين پسر - اشاره كرد به محمد بن على الباقر - بپرس و آن‌چه را به تو پاسخ داد، به من بياموز.
مرد رفت و از آن حضرت پرسيد و پاسخ گرفت، سپس نزد ابن عمر بازگشت و او را از پاسخ آگاه كرد.
ابن عمر گفت:
ايشان اهل بيتى هستند كه از غيب تفهيم شده‌اند.»

۷.۳ - تأثیر ائمه بر دیگر فقها و مذاهب

بسيارى از غير شيعيان امثال محمد بن مسلم بن عبید اللّه بن شهاب زهری، ایوب سجستانی، يحيى بن سعيد انصارى مدنى، ابو حنیفه نعمان بن ثابت کوفی، سفیان بن سعید بن مسروق ثوری، سفیان بن عیینه کوفی محدث حرم مکه، مالک بن انس اصبحی، عبدالملک بن عبدالعزيز بن جريح قرشى، شعبه بن حجاج بصری و ديگران، از دو امام باقر و امام صادق (علیه‌السلام) حدیث نقل كرده‌اند.
اينان و ديگر بزرگانى از علماى ائمه مذاهب، تأثير پذيرى خود را از امام صادق (علیه‌السلام) به گونه‌اى ثبت كرده‌اند كه حاكى از نهايت تقدير و بزرگداشت آنان نسبت به بيت پاک علوى است و ايشان را برترين نمونه‌هاى دانش و زهد و طاعت مى‌دانستند.
ابو حنيفه مى‌گويد:
«كسى را فقيه‌تر از جعفر بن محمد نديدم.» مالک بن انس مى‌گويد:
«در تمام مدتى كه با او (امام صادق) آمد و شد داشتم، او را نديدم مگر در اين سه حالت: يا در نماز بود، يا روزه داشت، يا قرآن مى‌خواند.»
نيز مالک مى‌گويد: «چشمم هرگز كسى برتر از جعفر بن محمد را ار لحاظ فضل و علم و تقوا نديده است.»

۷.۴ - گستردگی علوم در مدرسه اهل بیت

مكتب اهل بيت، مدرسه جامعى بود كه تدريس را آن منحصر به اصول عقايد و فقه و اصول فقه نبود، بلكه حوزه‌هاى تدريس تفسير و علم قرائت و فلسفه و كلام و طب و نجوم و شيمى و ديگر علوم را نيز در برداشت.
دانشمندان بزرگى در هر يک از اين علوم از اين مدرسه فارغ التحصيل شدند كه نام آنان در كتب سيره و طبقات مذكور است.
اما با اين وصف، بيشتر اهتمام ائمه، متوجه تربيت فقها و راويان بود تا اينان دین را حفظ كنند و حاملان پيام رسالت و امين برآن باشند.


امام صادق (علیه‌السلام) درباره چهار تن از اصحاب خود، برید بن معاویه عجلی و زراره بن اعین و محمد بن مسلم ثقفى طائفى و لیث مرادی، مى‌فرمايد:
«چهار نجيبى كه امين خداوند بر حلال و حرامش هستند.
اگر اينان نبودند، آثار نبوت مى‌پوسيد و از ميان مى‌رفت.»
باز امام صادق درباره همين چهار نفر مى‌فرمايد:
«كسى را نيافتم كه نام ما و احاديث پدرم را زنده كند، مگر زراره و ابو بصير ليث مرادى و محمد بن مسلم و بريد بن معاويه عجلى اگر اينان نبودند، هيچ كس اين [فقه] را استنباط نمى‌كرد، اينان حافظان دین و امين پدرم بر حلال و حرام خداوند هستند.
در دنيا نزد ما بر همه پيشى دارند و در آخرت نيز بر همگان نزد ما پيشى خواهند داشت.»

۸.۱ - نقش شاگردان در حفظ و نشر علوم اهل بیت

بيشتر اين راويان، ترتيب يافته‌گان امام باقر (علیه‌السلام) و امام صادق (علیه‌السلام) هستند و اينان نيز پيامداران انديشه اهل بيت در نسل‌هاى بعدى را تربيت كردند.
انبوه تراث اسلامى شيعى كه به حق پايه نيرومند استحكام و جوشش علمى سخاوتمندانه اين مكتب به شمار مى‌آيد، حاصل كار اين راويان است.

۸.۲ - گستردگی دانش و آثار علمی

مشهور است كه تعداد مشاهير اهل علم كه از امام صادق (علیه‌السلام) روايت كرده‌اند، به چهار هزار نفر مى‌رسد، نيز مشهور است كه آن حضرت از مجموعه جواب‌هاى خود به مسائل چهارصدگانه، كتابى به نام «الاصول» تضنيف كرد.
اصحاب آن حضرت و اصحاب پدرش، نيز اصحاب پسرش امام موسى كاظم (علیه‌السلام) اين مسائل را روايت كرده‌اند و هيچ فنى از فنون علم نماند مگر اين كه از امام صادق (علیه‌السلام) در آن فن، ابوابى روايت شده باشد.

۸.۳ - جمع‌آوری و ثبت احادیث

ابوالعباس احمد بن محمد بن سعيد، معروف به ابن عقده (متوفاى ۳۳۳ هـ.ق) نام رجالى را كه از امام صادق (علیه‌السلام) روايت كرده‌اند، در كتابى گردآورد.
او در اين كتاب چهار هزار نفر را بر شمرد و احاديثى را كه هريک از آنان روايت كرده‌اند، استخراج كرد.

۸.۴ - رونق و گسترش مكتب اهل بیت

سبب رونق مكتب اهل بیت در اين دوره، همان‌گونه كه اشاره كرديم، گشايشى بود كه در زمان اين دو امام از طرف حكومت، نسبت به مدرسه اهل بيت و شیعیان حاصل شده بود.

۸.۵ - محدودیت‌ها و فشارها در دوره‌های بعدی

اما ديرى نياييد كه در عهد ائمه بعدى - به ويژه در زمان امام موسى بن جعفر (علیه‌السلام) - وضع به حال سابق باز گشت و ايجاد تنگنا براى ائمه و آزار ايشان آغاز شد.
تا آن‌جا كه آن امام مظلوم را به زندان افكندند و به دست سندى بن شاهک با سمّ شهيد شد.
اگر چه فشارها و تنگناها دوباره آغاز شد، اما مكتب فقهى و فكرى اهل بيت (علیه‌السلام) در زمان امام باقر و امام صادق (علیه‌السلام) به كمال خود رسيده و بناى آن اتمام يافته بود.

۸.۶ - پیامدهای محدودیت‌ها

از اين رو فشارها و جناياتى كه عليه اين مكتب اعمال مى‌شد، نتيجه‌اى نداشت جز تثبيت بيشتر اين مكتب و افزايش محبوبيت و گسترش نشر و فزونى پيروان و فعاليت بيشتر آن و اين خود بر نگرانى و ترس حكّام مى‌افزود، از اين رو سياست جلب ائمه از مدینه به مركز خلافت را پيش گرفتند و آنان را تحت مراقبت شديد علنى يا سرى قرار دادند.
اين وضع موجب محدود شدن فعاليت ائمه (علیه‌السلام) و دشوارى ارتباط آنان با شيعيانشان شد كه در آن روزگار، تعدادشان فراوان و گسترده شده بود.
اعمال اين محدوديت‌ها يكى از عوامل كاهش صدور روايات و كاهش راويان در اين مرحله نسبت به زمان امام باقر (علیه‌السلام) و امام صادق (علیه‌السلام) بود.


مجموع راويانى كه شیخ طوسی در رجال خود نام مى‌برد، از راويان امير المؤمنين على (علیه‌السلام) تا راويان امام حسن عسكرى (علیه‌السلام)، ۵۴۳۶ نفر است كه ۳۲۱۷ نفر از آنان راويان امام صادق و بقيه، راويان ساير ائمه به علاوه راويان امام مهدى (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) بوده‌اند:
-امام علی (علیه‌السلام) ۴۴۲ راوى،
- امام حسن (علیه‌السلام) ۴۱ راوى؛
- امام حسین (علیه‌السلام) ۱۰۹ راوى؛
- امام سجاد (علیه‌السلام) ۱۷۳ راوى؛
- امام باقر (علیه‌السلام) ۴۶۶ راوى؛
- امام صادق (علیه‌السلام) ۳۲۱۷ راوى؛
- امام کاظم (علیه‌السلام) ۲۷۲ راوى؛
- امام رضا (علیه‌السلام) ۳۱۷ راوى؛
- امام جواد (علیه‌السلام) ۱۱۳ راوى؛
- امام هادی (علیه‌السلام) ۱۸۳ راوى؛
- امام عسکری (علیه‌السلام) ۱۰۳ راوى،
- امام مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) ۵۲ راوى.
سید محسن امین درباره كتاب‌هايى كه اصحاب ائمه از روايات ايشان تأليف كرده‌اند، مى‌گويد: «پيشينيان شيعه كه معاصر ائمه (علیه‌السلام) از عهد اميرالمؤمنين (علیه‌السلام) تا امام حسن عسكرى (علیه‌السلام) بوده‌اند، بيش از ۶۶۰۰ كتاب از احاديثى كه از راه اهل بيت از مدينة العلم نبوى روايت شده بود، تأليف كردند...» نام همه اين كتاب‌ها در كتب رجالى آمده است و شیخ حر عاملی از اعلام سده (يازدهم هـ.ق) در آخر فايده چهارم كتاب وسایل الشیعه همه را از كتب تراجم گردآورى و يک‌جا ثبت كرده است.
مجموع آن‌ها به همان تعدادى مى‌رسد كه سيد محسن امين گفته است.




۱۰.۱ - تقسیم‌بندی کلی

بعضى از علما اين كتاب‌ها را به دو نوع تقسيم كرده‌اند:
كتاب‌هاى اصول؛
كتاب‌هاى غير اصول.

۱۰.۲ - کتاب‌های اصول

منظور از اصول، كتاب‌هايى است كه مؤلفانشان آن‌ها را از احاديثى تدوين كرده‌اند كه خود مستقيم و بدون واسطه از امام شنيده و روايت كرده‌اند، يا از روايانى شنيده‌اند كه به‌طور مستقيم از امام نقل كرده‌اند، به اين معنا كه احاديثى كه در كتب اصول آمده، از هيچ كتابى نقل نشده است و براى تدوين آن فقط بر شنيدن حدیث از امام يا از كسى كه مستقيم از امام نقل كرده، تكيه شده است.

۱۰.۳ - کتاب‌های غیر اصول

منظور از غير اصول، كتاب‌هايى است كه موءلفان آن‌ها، محتواى كتاب را از احاديثى گرچه به نقل از كتاب ديگرى، گردآورى كرده‌اند.
مؤلفان مجموعه‌هاى حديثى كه پس از عصر ائمه (علیه‌السلام) - اواخر عصر غیبت صغری و اوايل غیبت کبری - تأليف شده است، محتويات كتب خود را از مجموع كتاب‌هاى اصول و غير اصول نقل كرده‌اند.
اين مجموعه‌هاى حديثى، همان‌گونه كه خواهد آمد، منبع اساسى براى تأسيس مرحله دوم فقه اهل بيت (علیه‌السلام) يعنى مرحله فقه اجتهادى شدند.

۱۰.۴ - وضعیت نسخه‌های اصول

شیخ آغابزرگ تهرانی در كتاب الذریعه مى‌گويد:
پس از آن‌كه اصول چهارصدگانه در مجموعه‌هاى روايى گرد آورى شد، رغبت به استنساخ اصل آن‌ها كاهش يافت؛ زيرا استفاده از آن‌ها دشوار بود، از اين رو نسخه‌هاى آن‌ها كمياب شد و نسخه‌هاى قديمى نيز تدريجاً از ميان رفت.
سر آغاز تلف شدن نسخه‌هاى اصول، چنان‌كه در معجم البلدان آمده، واقعه به آتش كشيدن محله كرخ بغداد بود كه هنگام و رود طغرل بيگ - سرسلسله شاهان سلجوقى - به بغداد در سال (۴۴۸ هـ.ق) اتفاق افتاد و هر آن‌چه از نسخه‌هاى اين كتب در كتابخانه شاپور كرخ موجود بود، سوختند.
اين واقعه بعد از تأليف كتاب‌هاى تهذیب و استبصار شیخ طوسی و گرد آورى اصول در دو كتاب ياد شده بود، نسخه‌هاى اصول، منبع اين دو كتاب هستند.
شيخ طوسى، پس از آن تاريخ از كرخ مهاجرت كرد و به نجف اشرف آمد و اين شهر را مركز علوم دينى قرار داد و دوازده سال بعد در سال (۴۶۰ هـ.ق) در همان‌جا وفات يافت.
اكثر اصول به صورت اوليه خود تا زمان محمد بن ادریس حلّی باقى ماندند و او از بخشى از آن‌ها، مستطرفات كتاب سرائر را استخراج كرد.
برخى از اصول نزد سید رضی‌الدین علی بن طاووس متوفاى سال (۶۶۴ هـ.ق) نيز موجود بود و او در كتاب کشف المحجه از آن‌ها نام مى‌برد و تصانيف خود را از آن‌ها نقل مى‌كند.
از آن پس، تلف شدن تدريجى و كمياب شدن نسخه‌هاى اصلى اصول ادامه يافت، تا به زمان ما رسيد كه وضع آن چنان است كه مى‌بينيم.
شايد در گوشه و كنار دنيا نسخه‌هايى از آن‌ها وجود باشد، كه از آن خبر نداريم و اللّه العالم.

۱۰.۵ - مجموعه‌های بزرگ حدیثی اصول

عمده كتاب‌هاى اصول در چهار مجموعه بزرگ حديثى:
کافی، من لا یحضره الفقیه، تهذيب و استبصار گرد آورى شده است.
اين مجموعه‌هاى حديثى، حجم بزرگى از احادیث احکام را دربردارند كه همه اين احكام از پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) يا ائمه معصوم صادر شده است:
در كافى ۱۶۱۹۹ حديث، در تهذيب ۱۳۵۹۰ حديث، در من لا يحضره الفقيه ۵۹۶۳ حديث و در استبصار ۵۵۱۱ حديث آمده است.
وجود چنين حجمى از احاديث احكام، از امتيازات فقه اهل بيت (علیه‌السلام) است.

۱۰.۶ - جمع‌آوری و تکمیل احادیث احکام

پس از آن، در سده (يازدهم هـ.ق)، شیخ حرّعاملی، همه احاديث احكام كتب اربعه و ديگر كتاب‌ها و اصولى را كه بدان دسترسى داشت، در دايره المعارف حديثى بى‌نظير وسائل الشیعه، گردآورى كرد كه در مجموع ۳۵۸۵۰ حديث را دربر دارد.
سپس میرزا حسین نوری، با استدراک كار نويسنده وسايل، ديگر احاديث مربوط به احكام را كه در ساير كتاب‌هاى حديثى يافته بود، در مستدرک الوسائل گردآورى كرد كه بالغ بر ۲۳۰۰۰ حديث است.
به اين ترتيب، مجموع روايات اين دو مجموعه، نزديک به شصت هزار حديث است كه همه مربوط به احكام فرعى فقهى هستند.
نظير اين كار در هيچ مذهب ديگرى يافت نمی‌شود.


با پايان گرفتن اين عصر - عصر صدور بيان شرعى - در سال (۳۲۹ هـ.ق) كه ارتباط با امام معصوم و اخذ علم و حدیث از او به صورت مستقيم يا غير مستقيم و از راه يكى از سفرا يا وكلاى او ممكن بود، عصر دوم فقه، يعنى عصر فقه اجتهادى آغاز شد.
مناسب است اشاره شود كه فقاهت در عصر اوّل - عصر صدور - امتيازات و ويژگى‌هايى متفاوت با عصر دوم داشت.


در اين‌جا به اهم اين امتيازات و ويژگى‌ها اشاره مى‌كنيم:
۱ - ثبوت امامت عظمى و ولایت کبری براى پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و پس از او براى ائمه (علیه‌السلام) و حضور ايشان در اين عصر به حكم آیه كريمه (أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ) اطاعت از ايشان و رجوع به آنان در همه امور و عمل به گفتار آنان، بر همه مردم واجب بود؛
۲ - امكان دستيابى به حکم شرعی واقعى در اين عصر از راه مراجعه مردم به پيامبر يا امام و پرسيدن حقايق و احكام و اسرار دین از آنان؛
۳ - جايز نبودن اجتهاد در برابر قول و رأى پيامبر و امام؛ زيرا اجتهاد در مقابل نص بود كه شرعا حرام و عقلا باطل است؛
۴ - تصدى فقها بر هيچ منصبى از قضاوت و افتاء و ولايت بر امور و اخذ حقوق شرعى و غيره، جايز نبود مگر با مراجعه به پيامبر و امام و نصب از جانب ايشان؛
۵ - فقيهان راوى در اين عصر، براى كشف و استنباط حكم مسئله فقهى، حق نداشتند قبل از سؤال از پيامبر يا امام ابتدائا به قواعد و اصول كلى كه در اختيار داشتند، مراجعه كنند؛ زيرا احتمال داشت براى آن قواعد و اصول كلى، دليل مخصّص يا مقيّد يا دليلى حاكم بر آن‌ها، وجود داشته باشد.
براين اساس، تمسک به اصول و قواعد كلى قبل از پرسيدن از معصوم، حجت نبوده است؛ چرا كه از قبيل تمسک به عمومات قبل از فحص از مخصص است و فحص در زمان حضور معصوم، مگر با سؤال از او تمام نمی‌شود؛
۶ - نشان فقاهت در اين عصر، آموختن سنت و احاديث و ثبت و نقل آن‌ها و فتوا دادن براساس معناى ظاهر و آشكار آن‌ها بوده است.
در مسائل نظرى و اجتهادى نيز به ائمه (علیه‌السلام) رجوع مى‌شد، مگر در حالاتى كه دست يابى به ايشان ممكن نبود، چنان‌كه در نتيجه گسترش مذهب اهل بيت و افزايش مراقبت و فشار حكّام، به تدريج چنين وضعى پيش آمد.


اين ويژگى مهم، عمليات فقاهت را در عصر صدور نص محدود مى‌كرد؛ چرا كه منابع فقاهت هنوز تكميل نشده و پايان نيافته بود و شايد با مراجعه به معصوم، حكمى صادر مى‌شد كه مخصص يا مفسر يا حاكم بر عمومات و قواعد كلى مورد استفاده راويان بود.
از اين رو براى فقها و راويان جايز نبود در مجال استنباط به احاديثى كه تا آن موقع ثبت و نقل كرده بودند، اكتفا كنند.
[۱۵] عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سياسى، ج۸، ص۲۷-۲۸.


۱. مائده/سوره۵، آیه۳.    
۲. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۶۴.    
۳. ابن‌بابویه، محمد بن علی، الأمالی، ص۵۱۸.    
۴. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۶۳.    
۵. صبحی صالح، نهج البلاغه، ص۳۲۸، خطبه ۲۱۰.    
۶. ابن‌حیون، نعمان بن محمد، دعائم الإسلام، ج۱، ص۹۸.    
۷. نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، ج۱۷، ص۲۵۶.    
۸. الراوندی، قطب‌ الدین، القاب الرّسول و عترته، ص۵۹.    
۹. طبرسی، فضل بن حسن، تاج الموالید، ص۳۹.    
۱۰. مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، ج۴۶، ص۲۸۹.    
۱۱. ذهبی، محمد بن احمد، تذکره الحفاظ طبقات الحفاظ للذهبی، ج۱، ص۱۲۶.    
۱۲. علامه حلی، حسن بن یوسف، خلاصة الاقوال، ص۳۲۲.    
۱۳. امین، محسن، الشیعة فی مسارهم التاریخی، ص۴۲۲.    
۱۴. نساء/سوره۴، آیه۵۹.    
۱۵. عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سياسى، ج۸، ص۲۷-۲۸.

۴ - احتجاج ۲۷۰/۲؛ طبرسی، احمد بن علی،
۸- امالى / ۵۳۹؛ طوسی، محمد بن حسن،
۲ - تاريخ الفقه الاسلامى / ۸۲؛ سبحانی تبریزی، جعفر،


عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۲، ص۲۹۹-۳۰۷.    






جعبه ابزار