فلسفه آزمایش (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
فلسفه آزمایش در متون اسلامى، از علل غيبت امام دانسته شده و با مسئله
ولایت فقیه پيوند دارد.
ولایت در مراتب خود از
حاکمیت مطلق الهى آغاز مىشود كه در آن
انسان نقشى ندارد.
در مراتب بعد، ولايت از طريق
وحی به پيامبر و امام معصوم منتقل مىگردد و مردم تنها در پذيرش يا ردّ
امامت آنان آزادند.
اطاعت از پيامبر و امام به سبب عصمت آنان مطلق است، زيرا انسان قادر به تشخيص معصوم نيست.
در عصر غيبت، ولايت فقيه مرتبهاى نازلتر از ولايت معصوم است كه در آن مردم در انتخاب فقيه جامعالشرائط آزادند.
بدينسان، حاكميت الهى و اراده مردم در يک فرآيند واحد جمع مىشود و انسان در شرايط غيبت با بهرهمندى از اختيار و آزمايش الهى، شايستگى خويش را براى درک امامت كامل مىآزمايد.
فلسفه آزمايش در متون اسلامى به عنوان يكى از علل غيبت ذكر شده و در رابطه با مسئله
رهبری در شرايط غيبت امام، مىتواند مبين فلسفه ولايت فقيه باشد.
به اين معنا كه در مرحله نخست ولايت كه انسان در برابر قدرت مطلق و حاكميت بىچون و چراى خداى حاكم بر جهان قرار مىگيرد، جاى هيچگونه اختيار و اظهار وجود و اراده براى او نيست.
حتى در آفرينش خويش نيز اراده و اختيارى از خود ندارد و نيز در اعمال
ولایت تشریعی خداوند براى انسان نقشى وجود ندارد.
در مرحله دوم و سوم ولايت، كه اعمال ولايت الهى از راه وحى به وجود
پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و
امام معصوم (علیهالسلام) انتقال مىيابد و شخص پيامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و امام (علیهالسلام) به عنوان نماينده اين حاكميت تعيين مىشوند، گرچه در اصل انتخاب پيامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و تعيين امام معصوم (علیهالسلام) نقشى براى مردم نيست، ولى در اين مرحله، مردم از
حق انتخاب و آزادى (به معناى آزادى اراده در قبول امامت پيامبر و امام) برخوردار مىشوند.
(إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا)
نقش نداشتن مردم در اصل گزينش و تعيين پيامبر و امام بدان جهت است كه اطاعت از آن دو همچون اطاعت خدا، مطلق است و اطاعت مطلق از كسيكه در معرض خطا و لغزش و انجام خلاف عمده (عصيان) است، با فلسفه
هدایت الهى سازگار نيست.
از سوى ديگر مردم در تشخيص و انتخاب انسان معصوم از خطا و عصيان، علم و آگاهى كافى ندارند و ناگزيرند با راهنمايى وحى آن دو را بشناسند و فلسفه آزاد بودن انسان در قبول امامت پيامبر و امام و طاعت از آن دو آن است كه براساس ديد توحيدى طبيعت انسان تنها از راه آزادى و اختيار است كه مىتواند به تكامل مطلوب خويش نائل شود و آزمايش انسان كه جزيى از فلسفه خلقت و زندگى او است بدون اعطاى آزادى و اراده و اختيار به وى امكانپذير نيست.
اگر قلمروى اين آزادى شامل انتخاب پيامبر و امام نمیشود بدان علت است كه انسان براى بهرهگيرى از هدايت الهى نيازمند به اطاعت مطلق از انسانهاى معصوم از خطا و عصيان است كه خود از تشخيص آنها ناتوان است.
از اين رو در اين مرحله از ولايت، نوعى آزادى براى انسان هدايت شونده وجود دارد؛ اما اين آزادى تنها مربوط به عمل و در دايره اراده او است و با فرض
ایمان به خدا در تعيين شخص پيامبر و امام، نمىتواند از خود اختيارى داشته باشد.
اما در مرحله ولايت فقيه كه مرحله نزولى ولايت و امامت است، آزادى مردم وسعت بيشترى مىيابد و انسان نه تنها در اصل قبول و اطاعت مختار و آزاد است، در انتخاب
ولی فقیه نيز از آزادى برخوردار است و مىتواند از ميان چند فقيه جامع الشرايط شايستهترين آنها را انتخاب كند و به اين ترتيب مردم از آزادى و
حق انتخاب در هر دو مرحله گزينش و اطاعت برخوردار مىشوند و اعمال حق
حاکمیت الهى و حق حاكميت مردم از يک راه و به صورت همگون و كامل امكانپذير مىشود.
اين همان فلسفک آزمايشى است كه به عنوان يكى از دلائل غيبت امام معصوم (علیهالسلام) در متون اسلامى آمده است؛ زيرا مردم با اعطاى آزادى بيشتر در چنين شرايطى آزمايش مىشوند و با احراز نوعى خودكفايى (از نظر مجرى) وظيفه عبوديت حق را كه رمز تكامل
انسان است انجام مىدهند و شايستگى بيشتر را براى برخوردارى از
امامت منتخبان الهى احراز مىكنند.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۲، ص۳۱۱-۳۱۲.