• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

فلسفه سیاسی (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





فلسفه سياسى دانشى است كه به تبيين عقلانى پرسش‌هاى بنيادى درباره جامعه، دولت، حکومت، قانون، عدالت و قدرت مى‌پردازد.
هدف آن روشن‌سازى مبانى و غايات سياست و پاسخ به پرسش‌هايى چون منشأ مشروعیت حكومت است.
اين رشته از افلاطون و ارسطو آغاز شد؛ افلاطون در جمهوریت و قوانين به نظم و قانون و ارسطو در سياست به انواع حكومت‌ها پرداخت.
در جهان اسلام، فلاسفه‌اى چون فارابی، ابن‌سینا، ابن‌رشد و ابن‌خلدون به تحليل عقلانى سياست و جامعه پرداختند.
فارابى در آراى اهل مدینه فاضله جامعه آرمانى را بر اساس هماهنگى و عدالت توصيف كرد و ابن‌خلدون پيوند ميان حكومت و پيشرفت معنوى را بررسى نمود.
در دوران جديد، انديشمندانى چون سید جمال‌الدین اسدآبادی، محمد عبده، علی شریعتی و روح‌اللّه خمینی به بازخوانى و احياى فلسفه سياسى اسلام پرداختند.



فلسفه سياسى پرداختن به تبيين عقلانى پرسش‌هاى بنيادى درباره جامعه، دولت، كشوردارى، زندگى اجتماعى، حقوق فردى و وظايف فرد و جامعه نسبت به يكديگر است.
فلسفه سياسى همچنين به تبيين مسائلى چون قانون، عدالت، ثروت، قدرت و حكومت مى‌پردازد.


در فلسفه سياسى، مسئله اين‌كه حكومت حق چه كسانى است، پرسش بنيادى به شمار مى‌رود؛ جنين سئوالاتى در علوم سياسى مورد توجه قرار نمى‌گيرند؛ بلكه در فلسفه علم سياست مورد توجه و بررسى هستند.


مفاهيم فلسفه سياسى را به اين صورت مى‌توان برشمرد:
۱. سلسله بحث‌هاى سياسى كه به رابطه ميان چرايى مقوله‌هاى سياسى با چگونگى آن‌ها مى‌پردازد؛
۲. مفهوم مشتركى است كه موضوع اصلى يک سلسله نوشته‌هاى سياسى مانند جمهوريت افلاطون، سياست ارسطو، شهريار ماكياول، رساله‌هايى در حكومت مدنى لاک، قرارداد اجتماعى روسو، فلسفه حق هگل، مانيفيست کمونیست و نظاير آن است؛
۳. همان انديشه‌هاى سياسى در دوران قديم است كه به‌ طور سنتى به ارزيابى مسائل سياسى مى‌پرداخت؛
۴. از نوعى برداشت انديشه سياسى از عقايد و آراى فلسفى است؛
۵. هر نوع بحث بنيادى و زيربنايى در مورد مسائل سياسى و اجزاى يک انديشه سياسى است.


افلاطون، نخستين فيلسوفى است كه پرسش‌هاى پيوسته با فلسفه سياسى را در يک نظام دقيق فلسفى سنجيده و چون يک كل هماهنگ به يكديگر پيوسته است.
از نوشته‌هاى افلاطون، به ويژه دو كتاب پوليتيا يا جمهوریت و قوانين در اين باره است.
نام يونانى كتاب قوانين، نوموس است كه به معناى ناموس است؛ اين كتاب به بررسى و جست‌وجوى قانون‌هاى بنيادى جامعه مى‌پردازد.
كتاب جمهورى به بررسى شهر يا كشور و چگونگى اداره آن مى‌پردازد.
نظريه سياسى ارسطو در كتاب سياست يا پوليتيكا آمده است.


ارسطو در اين كتاب بهترين شيوه زمامدارى را زمامدارى فردى بر پايه پادشاهى دانسته است كه به دور از خودكامگى باشد.
ارسطو، همچنين حکومت مردم‌سالاری را مورد سرزنش قرار داده است، چرا كه در اين حكومت زمام كارها به دست مردم فريبان است و سود همگان در نظر نيست.
ارسطو، در اين كتاب به ذكر نمونه‌هايى از حكومت اسپارت و كرت و كارتاژ مى‌پردازد و به سنجش نيک و بد آن‌ها برمى‌آيد و بر اين نكته تأكيد مى‌كند كه هر حكومتى را بايد با توجه به شرايط ويژه آن جامعه، بررسى كرد و درباره آن داورى كرد.


فلسفه سياست روم بيشتر از نوشته‌هاى فلسفى سيسرو در باب سياست مايه مى‌گيرد.


از مهم‌ترين فيلسوفان مسلمان كه به فلسفه سياست پرداختند، مى‌توان ابونصر فارابی، پورسینا، ابن رشد و ابن خلدون را نام برد.
اصطلاحات فلسفه سياست در اسلام، عموما از قرآن برداشته مى‌شد.


در قرون وسطى، مسئله مدینه فاضله دوباره مورد توجه قرار گرفت؛ فارابى در كتاب آراى اهل مدينه فاضله درباره رييس آرمانشهر به بحث پرداخته است.
وى مدينه فاضله را به بدنى مانند كرده است كه همه اندام‌هاى آن، كار خود را به درستى انجام داده و با يک ديگر هماهنگ و سازگار هستند، بنابراين در مدينه فاضله فارابى فرماندهى و فرمانبرى در كار است.
فارابى، همچنين به شرح جامعه‌هايى كه روبه‌روى مدينه فاضله‌اند، پرداخته و آن‌ها را به نام‌هايى چون مدينه جاهله، مدينه فاسقه، مدينه ضاله و مدينه متبدله شناخته است.


دانشمند مسلمان سده (چهاردهم هـ.ق)، ابن خلدون يكى ديگر از فيلسوفان علم سياست در جهان اسلام به شمار مى‌رود.
او در رساله‌اى كه درباره حکومت نوشته است، جامعه خوب را شرط پيشرفت معنوی آدمى مى‌داند و از رستگارى مردم در جامعه‌هاى خوب و تباهى مردم در جامعه‌هاى گمراه سخن به ميان آورده است.


فلسفه سياست در جهان اسلام، به قرون وسطى محدود نشد، بلكه در قرون جديد نيز ادامه يافت.
با ظهور بنيادگرايى اسلامى، نظريات سياسى اسلام نيز دوباره مورد توجه قرار گرفت.
سید جمال الدین اسدآبادی، محمد عبده، علی شریعتی و روح اللّه خمینی از مهم‌ترين افرادى بودند كه به بيان اصول سياسى اسلام در سده‌هاى اخير پرداختند.

۱. عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۱۰، ص۲۰.    



عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۲، ص۳۱۲-۳۱۳.    






جعبه ابزار