• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

فیض کاشانی و فلسفه سیاسی (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





ملا محسن فیض کاشانی (۱۰۰۷–۱۰۹۰ق) فقیه، فیلسوف، محدث و عارف برجسته شیعه در دوران صفویه و از شاگردان و داماد ملاصدرا بود.
او فلسفه سیاسی اسلام را در چارچوب امامت و تداوم آن در عصر غیبت بررسی کرد.
در دیدگاه وی، قانون، عدالت، امنیت و حق، محورهای بنیادین دین و فلسفه نبوت‌اند و تعطیلی هر یک به معنای سستی در اساس دین است.
فیض کاشانی تأکید داشت که اجرای احکام و تحقق اهداف انبیا در عصر غیبت بر عهده فقهای امین است که به نیابت از امام، ولایت و حاکمیت دینی را اعمال می‌کنند.
او جهاد دفاعی را از وظایف دائمی مسلمانان و جهاد ابتدایی را مشروط به اذن امام دانست.
کاشانی تداوم امامت نیابتی فقها را استمرار سنت نبوت و امامت در دوران غیبت می‌دانست و نظریه دولت فقیهان را به‌ صورت منسجم و فلسفی تبیین کرد.



ملا محمد محسن فيض كاشانى (تولد: ۱۰۰۷ هـ.ق، وفات: ۱۰۹۰ هـ.ق)، حكيم فيلسوف، محدث و عارف دوره صفوى و از دانشمندان شیعه است.
ملا محمد محسن شاگرد ملا صدراى شيرازى و داماد بزرگ او بوده است.
در فقه، اصول، فلسفه، كلام، حدیث، تفسير و شعر و ادب، توانا و در تمامى اين رشته‌ها از خود آثار گرانبهايى به يادگار گذاشته است.


فلسفه سياسى همواره به صورت بحثى قابل‌توجه و شورانگيز مورد توجه فقها، متكلمان و فلاسفه شيعه بوده است و در همين راستا ملا فيض كاشانى فلسفه سياسى را در قالب امامت و فلسفه وجودى امام و ضرورت امامت بررسى كرده است.
آن‌چه كه قابل طرح است، انديشه فقهاى شيعه در فلسفه سياسى اسلام است كه خوشبختانه در آثار فقيه نامدارى چون فيض كاشانى كه خود فيلسوفى والامقام، متكلمى ريزبين، فقيهى محقق و محدثى بزرگ است، به وضوح ديده مى‌شود.


در ديدگاه اين فقيه عارف، فلسفه ثبوت و جايگاه نبى در جامعه بشرى از نياز بشر به قانونى جامع و فراگير ناشى مى‌شود، قانونى كه امنيت جامعه را تأمين كند.
قانونمندى، امنيت، عدالت و استقرار حق، «قطب اعظم» دين و محورهاى اساسى بعثت انبيا به شمار مى‌روند و هر نوع خللى در اين محورها در واقع سستى در اركان دين و نبوت را به دنبال مى‌آورد و تعطيل هركدام از اين محورها به معناى تعطيل بخشى از دين و پايان دادن به حاكميت و فلسفه وجودى دين در آن بخش تعطيل شده، تلقى مى‌شود.

فيض كاشانى در تبيين فلسفه سياسى دین بر اين نكته تأكيد مى‌ورزد كه موكول كردن هركدام از بخش‌ها و محورهاى اصلى دين به امر «غير موجود» مانند حضور امام (علیه‌السلام) يا اذن امام (علیه‌السلام) مستلزم تعطيل آن بخش خواهد شد. وى در اين ميان جهاد (ابتدايى) را استثنا مى‌كند و آن را به لحاظ ماهيت دعوتى آن موكول به اذن امام (علیه‌السلام) مى‌شمارد و به همين جهت حكم آن را در عصر غيبت ساقط مى‌داند و به كلى مباحث آن را از كتاب خود، به روال شیخ صدوق در كتاب من لا یحضره الفقیه حذف مى‌كند. كاشانى در عين حال جهاد دفاعى را همچنان از محورهاى اصلى دين و فلسفه سياسى نبوت تلقى مى‌كند و در موارد نياز به دفاع مانند به خطر افتادن موجوديت اسلام و حاكميت آن و دفاع شخصى اقدام به آن را مشروط به اذن امام (علیه‌السلام) نمى‌شمرد.
مشروط بودن اقدام به امر به معروف و نهى از منكر به اذن امام (علیه‌السلام) را نوعى افترا از طرف مخالفان شيعه تلقى مى‌كند و در اين مورد توضيحى نسبت به تعميم آن به موارد ضرب، جرح و قتل ارائه نمی‌دهد.


ديدگاه فيض كاشانى در تبيين اين فلسفه سياسى به آن‌جا منتهى مى‌شود كه مى‌نويسد:
«تحقق بخشيدن به همه اهداف انبيا و انجام محورهاى اساسى دين كه همان ضرورت‌هاى اجتماعى زندگى بشر مى‌باشد در زمان غيبت بر عهده فقهاى امين گذارده شده كه بنابر حق نيابتى كه از امام (علیه‌السلام) دارند مى‌توانند دین را با تمام بخش‌ها و محورهاى اساسى‌اش برپا بدارند.
وى در اين نظريه، خود را با شیخ مفید، شیخ طوسی، علامه حلی و جمعى ديگر از فقها، موافق شمرده و ادله ولایت را مطلق و اعمال آن را واجب و غير مشروط به حضور امام (علیه‌السلام) دانسته است.»

فیض کاشانی در فلسفه سياسى دين به تداوم و تلازم امامت در رابطه با نبوت كه يكى از اصول اعتقادى شیعه است، اشاره دارد، اما با تعميم امامت نيابى فقها در عصر غيبت، انقطاع امامت پس از ظهور غيبت كه نقضى بر تداول و تلازم نبوت و امامت محسوب مى‌شود را رد مى‌كند و در دوران غيبت خورشيد امامت معصومان (علیه‌السلام) با طلوع ماه ولايت و امامت فقيهان و اصل متلازم نبوت و امامت را در سنت الهى، پيوسته و مستدام مى‌شمارد، چنان‌كه با غيبت نبوت روح و فلسفه آن در قالب امامت حفظ مى‌شود.
در منابع موجود و قابل دسترسى، گزارش‌هاى روشنى از زندگى سياسى اين فقیه به چشم نمی‌خورد.


ولى او كه از مشايخ علامه مجلسى به شمار آمده، بى‌شک در اوج اقتدار صفویه، داراى منزلت علمى و اجتماعى بسيار بوده است و از بعضى از اجداد وى نيز به عنوان «صدر» ياد شده و به همين دليل به درستى روشن نيست كه او در عصر خود، كاربرد فلسفه سياسى دين را در قالب حکومت فقيهان چگونه ارزيابى مى‌كرده و راه اجراى آن را در كدام روش قابل‌قبول مى‌دانسته است‌؟
در هر حال فيض كاشانى شفاف‌ترين نظريه دولت و روشن‌ترين فلسفه سياسى دين را در عصر غيبت به صورت علمى و نظرى بيان كرده است.

۱. فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، مفاتیح الشرائع، ج۲، ص۵۰.    
۲. فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، مفاتیح الشرائع، ج۲، ص۵۰.    
۳. فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، مفاتیح الشرائع، ج۲، ص۵۰.    
۴. فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، مفاتیح الشرائع، ج۲، ص۵۰.    
۵. عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۸، ص۱۶۳-۱۶۴.    



عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۲، ص۳۱۷-۳۱۸.    






جعبه ابزار