• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

قُل (لغات‌قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





قُل: (قُلْ إِنَّني هَداني رَبّي)    
آيه مورد بحث و تعداد زيادى از آيات قبل و بعد در سوره انعام با جمله «قل» (بگو) شروع مى‌شود و شايد هيچ سوره‌اى در قرآن، اين اندازه، اين جمله در آن تكرار نشده باشد و اين در حقيقت درگيرى شديد پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) را در اين سوره با منطق مشركان منعكس مى‌كند و نيز راه هرگونه بهانه را بر آن‌ها مى‌بندد، زيرا تكرار كلمه «قل» نشانه اين است كه تمام اين گفتگوها به فرمان خدا و به تعبير ديگر عين منطق پروردگار است، نه نظرهاى شخص پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله). در اين آيه، خداوند در برابر عقايد و ادعاهاى دور از منطق مشركان و بت‌پرستان ، به پيامبرش دستور مى‌دهد كه: «بگو پروردگار من مرا به راه راست (كه نزديک‌ترين راه‌ها است) هدايت كرده است...» (اين راه راست همان جاده توحيد و يكتاپرستى و درهم كوبيدن آيين شرک و بت‌پرستى است). روشن است ذكر كلمه «قل» در اين آيات و مانند آن‌ها در متن قرآن، براى حفظ اصالت قرآن و نقل عين كلماتى است كه بر پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) وحى شده و به تعبير ديگر، ایشان هيچ‌گونه تغييرى در الفاظى كه بر او وحى مى‌شد نمى‌داد و حتى كلمه «قل» را كه خطاب پروردگار به او است، عينا ذكر مى‌كرد.



به موردی از کاربرد قُل در قرآن، اشاره می‌شود:


۱.۱ - قُل (آیه ۱۶۱ سوره انعام)

(قُلْ إِنَّني هَداني رَبّي إِلى صِراطٍ مُّسْتَقيمٍ دِينا قِيَما مِّلَّةَ إِبْراهيمَ حَنيفا وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكينَ)    
(بگو: پروردگارم مرا به راه راست هدايت كرده، آيينى استوار و ضامن سعادت دين و دنيا، آيين ابراهيم كه ايمانى خالص داشت و از مشركان نبود.)

۱.۲ - قُل در المیزان و مجمع‌البیان

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می‌فرماید:
كلمه قيم (به‌كسر قاف و فتح ياء) مخفف قيام است و توصيف دين به آن براى مبالغه در اين است كه دين بر مصالح بندگان قيام دارد، بعضى هم گفته‌اند: اين كلمه به معناى قيم و سرپرست امر است. در اين آيه خداى تعالى پيغمبر گرامى خود را دستور مى‌دهد كه به مردم بگويد: پروردگارش او را به هدايت الهى خود به سوى صراط مستقيم و آن راه روشنى كه قيم بر سالكان خويش است و تخلف و اختلاف در آن راه ندارد دينى كه (چون مبنى بر فطرت است) به بهترين وجهى قائم به مصالح دنيا و آخرت انسانى است هدايت فرموده، هم‌چنان كه ابراهیم را به آن دين حنيف و يا به عبارت ديگر آن دينى كه از انحراف شرک به سوى اعتدال توحيد متمايل است هدايت فرمود. آرى، ابراهيم هم از مشركان نبود.

۱. ↑ انعام/سوره۶، آیه۱۶۱.    
۲. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه‌، ج۶، ص۵۹.    
۳. ↑ انعام/سوره۶، آیه۱۶۱.    
۴. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن‌، ص۱۵۰.    
۵. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۷، ص۵۴۳.    
۶. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۷، ص۳۹۳.    
۷. ↑ طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۹، ص۳۵.    
۸. ↑ طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۴، ص۶۰۴.    



شریعتمداری، جعفر، شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه، برگرفته از مقاله «قل»، ج۳، ص۷۷۹-۷۸۰.    


رده‌های این صفحه : لغات سوره انعام | لغات قرآن




جعبه ابزار