قیامهای ممنوع و ناموفق در روایات (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
قیامهای ممنوع و ناموفق در روایات روایات شیعی درباره قیام پیش از ظهور
امام مهدی (عج) به چند دسته تقسیم میشوند.
که برخی قیامهای مدعی
مهدویت یا قدرتطلب را نکوهش میکنند و برخی دیگر صرفاً هشدار به شتابزدگی و فتنه میدهند.
این روایات با قیامهایی که برای براندازی
طاغوت و دعوت به
امامت اهلبیت انجام میشود.
مانند
قیام زید بن علی، تعارضی ندارند و حتی آنها را تأیید و تمجید میکنند.
معیار اصلی
اهلبیت (علیهالسلام) در ارزیابی هر حرکت سیاسی، هدف الهی، پیروی از خط امامت و مبارزه با ظلم است، نه صرف تقدم یا تأخر زمانی نسبت به ظهور.
رواياتى كه مرحوم
شیخ حر عاملی در وسائل الشيعة و مرحوم
محدث نوری در
مستدرک الوسائل در كتاب «
جهاد» تحت عنوان «
حكم الخروج بالسيف قبل قيام القائم (ع)»، نقل نمودهاند از نظر مضمون متفاوت و به چند گروه قابل تقسيم است.
۱. رواياتى كه به طور مطلق و عام هر نوع قيامى را و برافراشتن پرچمى را قبل از قيام حضرت حجت (علیهالسلام) محكوم مىكند و پرچمدار آن را طاغوت مىنامد
و در موردى پرستشكننده غيرخدا معرفى مىكند.
ولى بايد توجه داشت كه به لحاظ اصل مناسبت حكم و موضوع كه در فهم معانى
روایات به عنوان يک قرينه مورد استفاده و استناد قرار گرفته، قيامكننده و پرچمدارى محكوم به طاغوت بودن و پرستنده غيرخدا است كه مردم را به سوى خويش و فرمانبردارى از خود و راه غير از راه خدا و رسول و
اهل بیت (علیهمالسلام) فراخواند و دعوت او تناسبى با دعوت طواغيت و پرستندههاى غير
خدا و رهروان راه عناد با رسول خدا و اهل بيتش داشته باشد.
اما اگر چنين قيام و يا پرچمى براى مبارزه با طاغوت آنطور كه
قرآن و
سنت بيان نموده و استقرار
حاکمیت خدا و پرستش
حق و اطاعت از رسول خدا و اهل بيتش باشد بدون ترديد مشمول اين
احادیث نخواهد بود.
نيز با دقت در مضمون اين احاديث معلوم مىگردد كه منظور امام (علیهالسلام) از قيامها و پرچمهایى كه محكوم به طاغوتى بودن هستند آن نوع قيامها و پرچمهایى است كه تحت عنوان مهدى موعود و با ادعاى مهدويت باشد.
اگر اعتقاد
کیسانیه و برخى پيشنهادهایى كه از طرف بعضى از اصحاب ائمه (علیهالسلام) مبنى بر قيام به آن سروران داده مىشد
مورد مطالعه قرار گيرد جاى ترديدى باقى نخواهد ماند كه اين روايات قيامهایى را محكوم مىكند كه به عنوان مهدويت و به نام قائم آل محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) انجام مىگرفت و ائمه (علیهالسلام) تأكيد مىنمودند كه حضرت مهدى (علیهالسلام) با نام و نشان خاص و علائم و تمهيدات بسيار قيام خواهد نمود.
۲. رواياتى كه مفاد آن خبر از شكست قيامهایى است كه قبل از ظهور حضرت حجت (علیهالسلام) به وقوع مىپيوندد.
با اين روايات اگر به طور غيرمستقيم قيامهایى را كه به منظور استقرار
عدالت و
حکومت حق برپا مىشود محكوم نمایيم بىشک در مورد قيام
امام حسین (علیهالسلام) دچار تناقضگویى خواهيم شد و از سوى ديگر بسيارى از قيامهاى شكست خورده مانند قيام زيد و يحيى مورد تجليل ائمه (علیهالسلام) قرار گرفته و از آنان بعنوان شهداى راه
حق نام برده شده است و اصولاً رواياتى كه از
پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) در مورد آينده
امیرالمؤمنین و
امام حسن و امام حسين (عليهمالسلام) آمده هيچگاه به عنوان دليل بر مخالفت با
قیام اين امامان مورد استفاده قرار نگرفته است.
بسيارى از محققين اسلامى اين احاديث را حمل بر ارشاد نموده و رهنمودى دانستهاند كه ائمه (علیهالسلام) براى جلوگيرى از مشاركت يارانشان در فتنهها و درگيریهاى بىثمر و احياناً مضر به حركت واقعى ائمه (علیهالسلام) و افتادن در معركههاى نافرجام بيان مىنمودند.
۳. رواياتى كه از مشاركت
شیعیان در قيام كسانى كه از ائمه اهل بيت (علیهالسلام) پيروى نمىكنند نهى نموده است.
يكى از اين
روایات را كه مرحوم
کلینی در
روضه کافی و مرحوم
شیخ صدوق در
علل الشرایع به تفصيل نقل كرده است، گوياترين
حدیث در زمينه تفسير قيامهاى قبل از قيام حضرت مهدى (عج) است.
در اين حديث
امام صادق (علیهالسلام) صريحاً اعلام مىدارد كه روى سخن شخصى است كه مرضى اهل بيت (علیهالسلام) نيست و او كه امروز ياورى ندارد از ما تبعيت نمىكند تا چه رسد به روزى كه پرچمها براى او بسته شود؟
او امروز شما را به چه كسى دعوت مىكند؟
آيا شما را به مرضى از خاندان پيامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) دعوت مىكند؟ ما شما را شاهد مىگيريم كه راضى نيستيم.
امام توضيح مىدهد: نگویيد زيد خروج كرده است زيرا زيد عالم و راستگو بود و هرگز شما را به سوى خود و
امامت خود دعوت نكرد و اگر موفق و پيروز مىشد به وعده خود وفا مىنمود.
به علاوه قيام زيد صرفاً براى دفع و نقض قدرت حاكم و ستمگر بود، هدف وى از خروج در هم شكستن سلطنت و
حاکمیت طاغوتى بود كه از همه امكانات براى استقرار حاكميت خود سود برده بود.
اين نوع قيام با قيام كسى كه به داعيه
رهبری و براى بدست گرفتن قدرت و به اطاعت كشاندن مردم از راه اهل بيت (علیهالسلام) سرپيچى مىكند فرق دارد.
«فان زيداً كان عالماً و كان صدوقاً و لم يدعكم الى نفسه و انما دعاكم الى الرضا من آل محمد (ص) و لو ظهر يوفى بما دعاكم اليه انما خرج (زيد) الى سلطان مجتمع لينقضه»شما ديگران را به زيد قياس نكنيد زيرا زيد عالمى درستكار بود و شما را به امامت خود دعوت نكرد او شما را به رضا از خاندان پيامبر دعوت كرد و اگر پيروز مىشد به وعدهاش وفا مىكرد و شما را به سوى ما مىخواند زيد بر عليه سلطانى قيام كرد كه مردم را دور خود جمع كرده (از گروه پيشوايان واقعى بدور كرده بود) تا حكومت او را نابود كنند.
مفاد اين نوع روايات به وضوح آن است كه اگر قيام براى از بين بردن قدرت و حاكميت طواغيت باشد و براى دعوت به امامت
اهل بیت (علیهالسلام) و استقرار حاكميت و اطاعت از
خدا از طريق امامت آنگونه كه زيد عمل كرد انجام پذيرد بدون اشكال است.
۴. رواياتى كه مفاد آن انتظار فرج و ملازمت خانه و مترصد وقوع علائم ظهور بودن و منع از مشاركت در هر قيامى است كه قبل از تحقق اين علائم باشد.
در اين
روایات علائم ظهور
حضرت مهدی (علیهالسلام) بيان شده و كمک به هر نوع قيامى حتى اگر از طرف اهل بيت هم باشد قبل از وقوع اين علائم محكوم شده است.
عمر بن حنظله:
«فقلت جعلت فداك ان خرج احد من اهل بيتك قبل هذه العلامات أ نخرج معه؟ قال: لا» اين روايت صريحاً قيامى را مطرح مىكند كه مربوط به قيام حضرت مهدى (عج) است و
شیعیان را از عجله كردن و هر قيامى را به عنوان قيام موعود تلقى كردن بازمىدارد.
اما قيامهائى كه از طرف فقها به منظور آمادهسازى براى قيام حضرت مهدى (عج) صورت مىگيرد در اين احاديث مورد نظر نبوده است.
۵. رواياتى كه در زمينه اكتفا به نيت
جهاد نمودن و منتظر امر امام زمان (عج) بودن وارد شده و مفاد آن اين است كه نبايد از امام (عج) جلوتر افتاد و كار را قبل از هنگام مناسب آغاز نمود مؤمن بايد خويشتن را در بند اراده خدا بكشاند و در صدد شكستن قدرتى كه هنوز عمرش پايان نيافته است بر نيايد و همواره صبر نمايد.
مفاد اين
احادیث هم مانند روايات قبلى نهى از تعجيل است كه نبايد هر قيامى را به عنوان
قیام موعود پنداشت و نسنجيده در فتنهها مشاركت نمود و به مناديانى چون
أبومسلم خراسانی پاسخ مثبت داد. (امام صادق (علیهالسلام) در پاسخ نامه أبو مسلم فرمود نامه تو جواب ندارد.)
با تحليل مفاد
اين پنج دسته از روايات كه در زمينه قيامهاى قبل از قيام موعود وارد شده است مىتوان به نتايج كلى زير دست يافت:
الف: به مدعيان
رهبری و
امامت كه بدون اذن امام (علیهالسلام) قيام مىكنند و مردم را به اطاعت از خود نه خدا و پيامبر و امام دعوت مىنمايند نبايد كمک نمود.
ب: هر قيامى كه مدعى عنوان
مهدویت و قيام موعود حضرت مهدى (علیهالسلام) باشد محكوم است.
ج: قيامهایى كه بدون بررسى شرایط و زمينههاى موفقيت به كارى كور و نافرجام دست مىزنند محكوم به شكست است گرچه هدف قيام و نفس قيام مقدس و قابل ستايش باشد.
د: در شرایطى كه امكان قيام نيست و علائم ظهور بوقوع نپيوسته است بايد به نيت جهاد و حالت انتظار بود و همين نيت و حالت نيز جهاد در راه خداست.
ه : عمل شخصيتهایى چون زيد در فرهنگ سياسى اهل بيت (علیهالسلام) مقدس و جهاد در راه خدا شمرده مىشود ولى نبايد آن را با عمل مدعيان امامت و مهدويت اشتباه نمود.
حركتهاى سياسى مورد تأييد ائمه اهل البيت (علیهالسلام) در كنار رواياتى كه در گذشته نقل نموديم بايد به رواياتى نيز توجه نمود كه در آن بسيارى از حركتهاى سياسى و قيامهاى نظامى مورد تأييد و ستايش قرار گرفته است و اين روايات بنوبه خود مىتواند تفسيرى بر روايات گذشته باشد و نيز با مقايسه آنها مىتوان به مطلق نبودن رد حركتهاى سياسى و نظامى از طرف ائمه (علیهالسلام) و نيز قبول آنها پى برد.
در هر حركت سياسى و نظامى بايد اهداف و شيوهها و نتایج و خصوصيات رهبرى و مشخصات كلى حاميان بدقت مورد بررسى قرار گيرد تا بتوان قبول و يا رد آن حركت را در رابطه با راه و شيوه تفكر سياسى اهل بيت (علیهالسلام) بدست آورد.
يكى از اين حركتها
انقلاب اسلامی ایران به رهبرى حضرت
امام خمینی قدس سرّه و تأسيس
جمهوری اسلامی و تداوم آن و تلاش در استقرار و گسترش و تعميم آن تا ظهور حضرت مهدى (عجلاللهتعالىفرجهالشريف) است كه بايد در مقايسه با اين روايات حكم آن را استنتاج نمود.
اكنون قبل از هرگونه پيشداورى، بخشى از اين روايات را كه در زمينه تأييد حركتهاى سياسى و نظامى عصر ائمه (علیهالسلام) آمده است نقل مىكنيم و آنگاه در مقايسه با روايات گذشته مفاد آن را مورد بررسى قرار مىدهيم:
۱. رواياتى كه در تأييد
قیام زید بن علی وارد شده كه او براى شكستن قدرت منسجم طاغوت بپاخاسته بود
و او از شهدا است و روز
قیامت وى و يارانش در حالى كه بر گردههاى مردم سوارند به سوى بهشت رهسپار مىشوند.
۲. اين سخن
علی (علیهالسلام) را كه فرمود:
«ليقوم عند ذلك رجل منا اهل البيت فانصروه فانه داع الى الحق» بسيارى حمل بر قيام زيد بن على نمودهاند.
در چنين شرایطى يكى از مردان خاندان ما قيام مىكند او را يارى دهيد، زيرا او به
حق دعوت مىكند.
۳. رواياتى كه نشان مىدهد ائمه (علیهالسلام) به كسانى كه در عصرشان بر عليه طواغيت زمان قيام مىكردند كمک مالى مىنمودند.
امام صادق (علیهالسلام) در اين باره فرمود:
«لوددت ان الخارجى من آل محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و علىّ نفقة عياله»يعنى دوست داشتم بپاشونده از آل محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) خروج كند من مخارج خانواده او را تقبل نمايم.
۴.
محمد بن ادریس، فقيه معروف در كتاب
سرائر از صحيح سيارى نقل مىكند:
مردى در حضور
امام صادق (علیهالسلام) سخن از قيام به ميان آورد و از خروج كسانى كه از
اهل بیت قيام مىكنند سؤال نمود و حضرت فرمود:
«لا زال انا و شيعتى بخير ما خرج الخارجى من آل محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلم)» مادامىكه افرادى از آل
پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) خروج كنند من و شيعيان من در خير و سلامت هستيم.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۲، ص۱۸۹-۱۹۴.