| ای مظهر اراده و امید یا حسین • • • • • احیاگر طریقهی توحید یا حسین | | |
| ای ماه آسمان شهادت، شهید عشق • • • • • مهرت بود تجلی امید یا حسین | | |
| بر سر نهاده افسر سلطانی جهان • • • • • هرکس غلام کوی تو گردید یا حسین | | |
| گوش دلم به محفل عشاق بیقرار • • • • • دائم سخن ز وصف تو بشنید یا حسین | | |
| عالیترین حماسهی تاریخ نهضتت • • • • • باشد قیام سرخ تو جاوید یا حسین | | |
| برگرد ماهروی تو هفتاد و یک شهید • • • • • گردیدهاند زهره و ناهید یا حسین | | |
| در دشت خون چو لاله علی اکبر جوان • • • • • پرپر به پیش چشم تو گردید یا حسین | | |
| گر نقد جان به نرد وفا باختی ولیک • • • • • حق جمله خلق را به تو بخشید یا حسین | | |
| زینب پس از شهادت گلهای پرپرت • • • • • داغ تو را به دشت بلا دید یا حسین | | |
| مهی که چشم همه اختران بود سویش • • • • • فروغ پرتو خورشید جلوهی رویش | | |
| طلایهدار سپاه مجاهدین عباس • • • • • که رهروان ره همتاند ره پویش | | |
| فراز قلهی ایثار با تکاور عشق • • • • • نهاد پای که تا سر نهند بر کویش | | |
| به راه عشق و وفا یکهتاز شطّ فرات • • • • • ز جان گذشت و جدا شد ز تن دو بازویش | | |
| چو بند مشک به دندان گرفت ساقی بزم • • • • • بریخت بارش تیر از چهار سو، سویش | | |
| حماسهساز جهاد فرات میکوشید • • • • • به حفظ آب به تن بود تا که نیرویش | | |
| فروخت هستی و بر تن خرید تیر بلا • • • • • به کوی عشق نگر همّت بلا جویش | | |
| دریغ و درد که یکتاپرست وادی عشق • • • • • شد از عمود، دو تا فرق تا به ابرویش | | |
| کشید آه ز دل باغبان چو دید به خون • • • • • کنار علقمه افتاد، سرو دلجویش | | |
| نشست روی زمین و سر برادر را • • • • • نهاد چون سر اکبر به روی زانویش | | |
| چو عطر فاطمه را در فضا شنید آن دم • • • • • به یاد مادر خود کرد همچو گل بویش | | |
| به ابر خون چو نهان دید ماه را خورشید • • • • • خمید قامت او چون هلال ابرویش | | |
| امیر هر دو جهانیم «حافظی» زان رو • • • • • غلام حلقه به گوشیم بر سر کویش | | |
| هرکس شنید واقعهی کربلا گریست • • • • • تنها نه بر تو دیدهی اهل ولا گریست | | |
| یک دشت نینوا ز نوای تو شد بلند • • • • • بر نالهی غریبی تو نینوا گریست | | |
| یک آسمان ستاره به یاد تو چشم ما • • • • • ای مهر پر فروغ سپهر ولا گریست | | |
| در سوگ جانگداز توای دلنواز خلق • • • • • هرکس که شد به دام غمت مبتلا گریست | | |
| بر طوف شمع روی تو در بزم اشتیاق • • • • • پروانه بال و پر زد و سر تا به پا گریست | | |
| در روضههای خلد برین ختم الانبیا • • • • • هم چون علی و فاطمه و مجتبی گریست | | |
| چهل سال از فراق تو یعقوب کربلا • • • • • این یوسف فتاده به دشت بلا گریست | | |
| | |