مذاکره 401
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
مذاکره با آمریکا، از مسائل مرتبط با سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است که
رهبر شهید انقلاب اسلامی در مقاطع گوناگون سال ۱۴۰۱ هجری شمسی بدان پرداختهاند. این پژوهش، صرفاً به جمعآوری و تدوین دیدگاههای ایشان، بدون هرگونه تحلیل، تفسیر یا دخل و تصرف مبادرت نموده است.
بر اساس فرمایشهای رهبر شهید انقلاب، دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی، ذاتی و برخاسته از ماهیت ضدظلم نظام است و با عقبنشینی یا مذاکره رفع نمیشود. تجربه تاریخی در بیانیه الجزایر و برجام ثابت کرده است که آمریکا به هیچ تعهدی عمل نمیکند، بنابراین مذاکره با این دولت هیچ مشکلی را حل نمیکند.
راهحل مورد مطالبه آمریکا، پرداخت باجهای پیاپی و عبور از تمام خطوط قرمز، از جمله تعطیلی صنعت هستهای، خروج از منطقه و نابودی توان دفاعی و موشکی است؛ مسیری که به بازگشت به دوران سلطه پهلوی میانجامد. بر این اساس، تأکید میشود که برنامهریزیهای داخلی نباید معطل مذاکرات شود.
سیاست استقلال و عدم اعتماد جمهوری اسلامی به آمریکا، ریشه در ایمان دینی دارد و عدول از آن، صلاحیت اشتغال در نظام را سلب میکند. در نهایت، هرگونه اظهارنظر درباره عملکرد تیم مذاکرهکننده نیز باید عاری از بدبینی و تضعیفکنندگی باشد تا امید مردم و انگیزه مسئولان حفظ شود.
بیانات در دیدار مسئولان نظام در دهمین روز از ماه مبارک رمضان، ۱۴۰۱/۰۱/۲۳: - شما در برنامهریزیهای کاری خودتان مطلقاً معطّل مذاکرات هستهای نشوید، مطلقاً؛... آن که بدعهدی کرده، طرف مقابل است؛ خودشان هم الان در این بدعهدی گیر کردهاند، ماندهاند.
بیانات در مراسم سیوسومین سالگرد رحلت امام خمینی در جوار مرقد مطّهر امام راحل، ۱۴۰۱/۰۳/۱۴: - ذات جمهوری اسلامی که میگوید با ظلم مخالف است... هر کسی که مستکبر است، هر کسی ظالم است، ... با شما دشمن میشود؛ جمهوری اسلامی این است.
بیانات به مناسبت هفتهی بسیج مستضعفان، ۱۴۰۱/۰۹/۰۵: - مذاکره مشکل ما را با آمریکا حل نمیکند... اگر بخواهید مشکلتان با آمریکا حل بشود، باید این کار را بکنید؛ مرتّب باج بدهید.
بیانات در دیدار جمعی از فرماندهان نیروی هوایی و پدافند هوایی ارتش، ۱۴۰۱/۱۱/۱۹: - به این مستکبر، به این ظالم، به این حکومت ستمگر اعتماد نکنید. این ایمان، دیگر قابل خرید و فروش نیست. آن کسی که حاضر بشود از این ایمان عبور بکند، صلاحیّت خودش را برای اشتغال در این نظام از دست میدهد.
در دهمین روز از ماه مبارک رمضان، ۱۴۰۱/۰۱/۲۳: -
شما در برنامهریزیهای کاری خودتان مطلقاً معطّل مذاکرات هستهای نشوید، مطلقاً؛کار خودتان را بکنید، وضع فعلی کشور را ببینید، بر اساس وضع فعلی برنامهریزی کنید. ممکن است مذاکرات به جاهایی برسد، جاهای مثبتی، جاهای نیمهمثبتی، منفیای، هر چه بشود شما کار خودتان را بکنید، متوقّف نکنید کارتان را به آنها. خب خوشبختانه وزیر محترم خارجه و آن مسئولین هیئت مذاکرهکننده گزارشات دقیق خودشان را به رئیسجمهور میدهند، به شورای عالی امنیّت ملّی میدهند، در جریان قرار دارند، تصمیمگیری میکنند، فکر میکنند، جوانب قضیّه را میسنجند.
- (البتّه) نقد کارهای این مسئولین هم اشکال ندارد، اظهار نظر اشکال ندارد، منتها؛
«اوّلاً:»
مراقب باشید این اظهار نظرها و نقدها بدبینانه نباشد.
«ثانیاً:»
موجب تضعیف این کسانی نشود که در این میدان مشغول تلاش و کار هستند؛ و امید مردم هم تضعیف نشود، یعنی جوری حرف زده نشود که اینها (ناامید بشوند).
- آن که بدعهدی کرده، طرف مقابل است؛ خودشان هم الان در این بدعهدی گیر کردهاند، ماندهاند؛
یعنی الان طرف مقابلی که بدعهدی کرد و به قول خودشان پاره کرد آن قرار را، خودش الان در آن گیر کرده و آنها بیشتر احساس بنبست میکنند. ما بحمدالله احساس بنبست (نمیکنیم). ما توانستهایم سختیها را تحمّل کنیم و عبور کنیم. از خیلی از مشکلات عبور کردهایم، از مشکلات دیگر هم به توفیق الهی عبور میکنیم.
در جوار مرقد مطّهر امام راحل، ۱۴۰۱/۰۳/۱۴: - بعضی خیال میکنند ما دشمنها را وادار به دشمنی کردیم؛ نه!
ذات جمهوری اسلامی که میگوید با ظلم مخالف است، بهطور طبیعی ظالم را با خودش مخالف میکند. مگر شما نمیگویید ما با استکبار مخالفیم، با ظلم مخالفیم؟ خیلی خب،
هر کسی که مستکبر است، هر کسی ظالم است، هر دولتی که این صفات نکوهیده در او هست، با شما دشمن میشود؛ جمهوری اسلامی این است.
به مناسبت هفتهی بسیج مستضعفان، ۱۴۰۱/۰۹/۰۵: - مسئله کجا است؟
مسئله، مسئلهی چند نفر ضدّانقلاب در داخل کشور نیست. اینجا است که شما میفهمید اصرار دشمن بر برجام دو و برجام سه برای چه بود.
برجام دو یعنی چه؟ یعنی ایران بایستی از منطقه بکلّی خارج بشود، حضورِ منطقهایِ خودش را رها کند.
برجام سه یعنی چه؟ یعنی ایران متعّهد بشود که هیچ سلاح راهبردی مهمّی تولید نکند؛ پهپاد نداشته باشد، موشک نداشته باشد که اگر یک وقتی ما حمله کردیم، با ژ۳ و با تفنگ انفرادی بیاید با تانکهای ما مبارزه کند! معنایش این بود دیگر، اصرار آنها این بود؛ حالا در داخل هم یک عدّهای، لابد از روی غفلت، همین حرف آنها را تکرار میکردند.
- حالا این را کسانی میگویند که مدّعی سیاستورزی و سیاستدانی و اطّلاع از اوضاع جهانند! ــ باید مشکلتان را با آمریکا حل کنید؛ این را صریح مینویسند! صریح مینویسند باید مشکلتان را با آمریکا حل کنید. یا میگویند باید صدای ملّت را بشنوید. من این دو تعبیر را دیدهام در نوشتهها:
با آمریکا مشکلتان را حل کنید، صدای ملّت را بشنوید.- خب با آمریکا چه جوری مشکل حل میشود؟ این سؤال واقعی است، جدّی است. نمیخواهیم با هم دعوا کنیم؛ سؤال میکنیم: مشکل با آمریکا چه جوری حل میشود؟
با نشستن و مذاکره کردن و از آمریکا تعهّد گرفتن مشکل حل میشود؟ (اینکه) بنشینیم با آمریکا مذاکره کنیم، تعهّد بگیریم که شما باید فلان کارها را بکنید، فلان کارها را نکنید، مشکل حل میشود؟
در قضیّهی بیانیّهی الجزایر، سر قضیّهی آزادی گروگانها در سال ۶۰، شما نشستید با آمریکا صحبت کردید. بنده آن وقت نمایندهی مجلس بودم ــ البتّه در مجلس نبودم، در جبهه بودم، اهواز بودم ــ همان وقت اینجا در تهران همین حضرات نشستند به واسطهی الجزایر و بدون رودررویی با آمریکاییها صحبت کردند ــ البتّه مصوّبهی مجلس بود، کار غیر قانونیای نبود ــ قرارداد گذاشتند، تعهّدهای متعدّدی گرفتند که ثروتهای ما را آزاد کنید، تحریمهای ما را بردارید، در امور داخلی کشور ما دخالت نکنید، و ما هم از این طرف گروگانها را آزاد میکنیم. گروگانها را آزاد کردیم، آیا آمریکا به آن تعهّدات عمل کرد؟ آیا آمریکا تحریم را برداشت؟ آیا آمریکا ثروتهای مسدودشدهی ما را به ما پس داد؟ نه، آمریکا به تعهّد عمل نمیکند؛ خیلی خب، این هم مذاکره و نشستن با آمریکا.
یا در برجام؛ گفتند که (اگر) شما فعّالیّت صنعتی هستهای را کم کنید ــ حالا جرئت نکردند بگویند تعطیلِ تعطیل ــ به این مقدار فروکاهی کنید، ما این کارها را انجام میدهیم؛ تحریمها را برمیداریم، این کار را میکنیم، آن کار را میکنیم؛ کردند این کارها را؟ نکردند دیگر. مذاکره مشکل ما را با آمریکا حل نمیکند.
- بله، مشکل ما را با آمریکا یک چیز حل میکند؛ چه چیزی؟
به آمریکا باج بدهیم؛ نه یک بار؛ آمریکاییها به یک بار باج هم قانع نیستند؛ امروز باج بدهیم، فردا میآیند یک باج دیگر میخواهند، (باز باید) باج بدهیم؛ پسفردا میآیند یک باج دیگر میخواهند، (باز باید) باج بدهیم. امروز میگویند هستهای را تعطیل کنید ــ اوّل میگویند بیست درصد را تعطیل کنید، بعد میگویند پنج درصد را تعطیل کنید، بعد میگویند بساط هستهای را برچینید ــ بعد میگویند قانون اساسی را عوض کنید، بعد میگویند شورای نگهبان را بردارید؛ آمریکاییها باج میگیرند.
اگر بخواهید مشکلتان با آمریکا حل بشود، باید این کار را بکنید؛ مرتّب باج بدهید. آمریکا اینها را میخواهد: پشت مرزهای خودتان، خودتان را محبوس کنید، دستتان را خالی کنید، صنایع دفاعیتان را تعطیل کنید. کدام ایرانی باغیرتی حاضر است که یک چنین باجی بدهد؟ من نمیگویم (طرفدار)جمهوری اسلامی؛ ممکن است یکی جمهوری اسلامی را هم قبول نداشته باشد امّا ایرانی باشد، غیرت ایرانی داشته باشد؛ (او هم) حاضر نیست این باجها را بدهد.
- آمریکا به کمتر از این قانع نیست؛ چرا نمیفهمند؟
مذاکرهی با آمریکا مشکلی را حل نمیکند. اگر حاضرید باج بدهید، نه یک بار، نه دو بار، پشت سر هم، در همهی مسائل اساسی، و از همهی خطوط قرمزتان عبور کنید، بله، آن وقت آمریکا با شما دیگر کاری ندارد، مثل دوران پهلوی. مردم انقلاب کردند برای (رهایی از) این، این همه شهید دادند برای این.
بیانات در دیدار جمعی از فرماندهان نیروی هوایی و پدافند هوایی ارتش، ۱۴۰۱/۱۱/۱۹: - بله، سیاست کشورها این است که زیر بار آمریکا نباشند، امّا با داد و ستد، با گفتگو، با نشستن پشت میز مذاکره:
احیاناً با زیرمیزیهایی مثلاً فرض کنید به بعضی از آدمهای مؤثّر، این سیاست عوض میشود. مگر نمیبینید در دنیا؟ امروز یک چیزی اعلام میکند، فردا ضدّ آن را اعلام میکند! بله، سیاستِ استقلال هست، سیاستِ باج ندادن هست، امّا سیاست تغییرپذیر است.
- اینجا اینجور نیست؛
اینجا استقلال و باج ندادن ایمان است، برخاستهی از دین است:
(وَ لا تَرکَنوا اِلَی الَّذینَ ظَلَموا فَتَمَسَّکُمُ النّار)؛
«و به کسانی که ستم کردهاند متمایل مشوید که آتش (دوزخ) به شما میرسد... .»
اعتماد نکنید، تکیه نکنید؛
(تُسِرّونَ اِلَیهِم بِالمَوَدَّة)؛
«... به آنها اظهار دوستی میکنید... .»
(اِنَّما یَنهاکُمُ اللَهُ عَنِ الَّذینَ قاتَلوکُم فِی الدّینِ وَ اَخرَجوکُم مِن دِیارِکُم)؛
«فقط خدا شما را از دوستی با کسانی بازمیدارد که در (کار) دین با شما جنگ کرده و شما را از خانههایتان بیرون راندهاند... .» اینها آیات قرآن است.
- قرآن میگوید:
بایستی به این مستکبر، به این ظالم، به این حکومت ستمگر اعتماد نکنید. این ایمان، دیگر قابل خرید و فروش نیست. آن کسی که حاضر بشود از این ایمان عبور بکند، صلاحیّت خودش را برای اشتغال در این نظام از دست میدهد؛ تفاوتش این است.
گروه پژوهشی ویکی فقه.