مذاکره با آمریکا
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
این پژوهش، با هدف تدوین دیدگاههای راهبردی رهبر انقلاب اسلامی درباره مذاکره با آمریکا بر اساس بیانات ایشان در سال ۱۴۰۴ ه.ش در مقاطع زمانی مختلف است. یافتهها نشان میدهد که از منظر ایشان، اختلاف جمهوری اسلامی و آمریکا یک اختلاف ذاتی و حلنشدنی است، زیرا هدف نهایی آمریکا «بلعیدن ایران» و بازگرداندن سلطه پیشین است و صرفاً به تسلیم کامل ملت ایران رضایت میدهد. در این چارچوب، مذاکره تحت تهدید، نه یک توافق دیپلماتیک که یک «تحمیل» و «دیکته» قلمداد میشود و پذیرش آن نشانه تهدیدپذیری است که پایانی ندارد. ایشان با استناد به تجربه برجام تصریح میکنند که بدعهدی و خلف وعده ماهیت ثابت طرف آمریکایی است؛ چنانچه در بحبوحه مذاکرات غیرمستقیم، تهاجم نظامی با حمایت آمریکا صورت گرفت. بر این اساس، مذاکره با آمریکا در شرایط کنونی، بنبست محض و فاقد هرگونه سود برای منافع ملی و صرفاً دارای ضررهای جبرانناپذیر ارزیابی شده و تأکید میشود که ملت ایران در برابر تهدید، تطمیع و حیله تسلیمشدنی نیست و گره زدن مسائل کشور به این مذاکرات، خطایی راهبردی است.
خلاصه جملات راهبردی رهبر انقلاب درباره مذاکره با آمریکا را در سال ۱۴۰۴ عبارتنداز:
- سعی کنید مسائل کشور را به این گفتگوها گره نزنید؛ این تاکید من است. اشتباهی که در برجام کردیم، اینجا تکرار نشود.
- به این گفتگوها هم نه به صورت افراطی خوشبین باشیم، نه به صورت افراطی بدبین باشیم.
-
ملّت ایران در مقابل جنگ تحمیلی محکم میایستد ــ همچنان که تا حالا ایستاده ــ در مقابل صلح تحمیلی (هم) محکم میایستد.
- این کسانی که تحلیل میکنند که «چرا با آمریکا مذاکرهی مستقیم نمیکنید، مسائلتان را حل نمیکنید»، به نظر من ظاهربینند. باطن قضیّه این نیست؛
این مسئله حلنشدنی است. او میخواهد که ایران گوشبهفرمان آمریکا باشد.
-
مذاکرهی با دولت آمریکا، اوّلاً هیچ کمکی به منافع ملّی ما نمیکند، هیچ سودی برای ما ندارد، هیچ ضرری را هم از ما دفع نخواهد کرد.
-
مذاکرهی با آمریکا در شرایط کنونی ضررهای بزرگی برای کشور دارد که شاید بشود گفت بعضی از این ضررها جبرانناپذیر هستند.
-
طرف آمریکایی پیشاپیش خودش نتیجهی مذاکرات را معیّن کرده... این که دیگر مذاکره نیست؛ این دیکته است، این تحمیل است.
-
بنشین مذاکره کن با یک طرفی که نتیجهی آن مذاکره الزاماً باید همان چیزی باشد که او میخواهد... این مذاکره نیست؛ زورگویی است، تحمّل زورگویی و تحمیل آمریکا است.
-
اگر چنانچه شما با این تهدید رفتید مذاکره کردید، معنایش این است که ما در مقابل هر تهدیدی فوراً میترسیم، میلرزیم و تسلیم طرف مقابل میشویم؛ این تهدیدپذیری اگر به وجود آمد، دیگر انتها نخواهد داشت.
-
قبول مذاکرهای را که با تهدید همراه است، هیچ ملّت باشرفی انجام نمیدهد، هیچ سیاستمدار خردمندی هم آن را تصدیق نمیکند.
- آنچه میگویند به عنوان امتیاز میدهیم، دروغ است. این طرف مقابل ما در همهچیز خُلف وعده میکند، در همهچیز دروغ میگوید، فریب اِعمال میکند.
-
مذاکرهی با آمریکا برای مسئلهی هستهای و شاید برای مسائل دیگر، بنبست محض است.- برای او مفید است؛ این مذاکره برای آن رئیسجمهور فعلی آمریکا مفید است؛ او سرش را بالا خواهد گرفت، خواهد گفت من ایران را تهدید کردم و او را آوردم پای میز مذاکره نشاندم.
-
اختلاف جمهوری اسلامی و آمریکا یک اختلاف تاکتیکی نیست، یک اختلاف موردی نیست، یک اختلاف ذاتی است. ذات استکباری آمریکا بجز تسلیم چیز دیگری را قبول نمیکند.
-
معاملهای که با زورگویی نتیجهی آن از پیش معلوم باشد، معامله نیست، تحمیل است.
- مردم در جنگ دوازدهروزه خودشان دیدند، مشاهده کردند؛ آنهایی هم که میگفتند راهحلّ مشکلات کشور مذاکرهی با آمریکا است، دیدند که چه شد؛ وسط مذاکرهی با آمریکا، دولت ایران مشغول مذاکرهی با آمریکا بود، دولت آمریکا پشت صحنه مشغول آماده کردن نقشهی جنگ بود!
-
آنها میخواهند ایران را ببلعند، ملّت ایران مانع است.
- دشمن خبیث البتّه فریبگر و دروغگو است؛ ما به حرف او اعتمادی نداریم.
«به مناسبت آغاز سال جدید هجری شمسی»- یک جمله راجع به این گفتگوهای عمان عرض بکنیم. من این نکته را میخواهم بگویم که این گفتگوها، یکی از دهها کار وزارت خارجه است؛ یعنی وزارت خارجه دهها کار دارد که یکیاش هم این گفتگوهای عمان و این مسائلی است که حالا اخیراً مطرح شده. سعی کنید مسائل کشور را به این گفتگوها گره نزنید؛ این تاکید من است.
اشتباهی که در برجام کردیم، اینجا تکرار نشود. آنجا ما همهچیزمان را منوط کردیم به پیشرفت مذاکرات؛ یعنی کشور را شرطی کردیم.
- ضمناً،
به این گفتگوها هم نه به صورت افراطی خوشبین باشیم، نه به صورت افراطی بدبین باشیم؛ این هم بالاخره یک کاری است، یک حرکتی است، تصمیمگیری شده، دارد اجرا میشود و در این قدمهای اوّل هم خوب حرکت شده، خوب اجرا شده، بعد از این هم بایستی کاملاً با دقّت دنبال بشود ــ خطوط قرمز مشخّص است؛ برای طرف مقابل هم مشخّص است، برای ما هم مشخّص است ــ و مذاکرات به شکل خوب دنبال بشود. ممکن است به نتیجه برسد، ممکن است نرسد؛ نه خیلی خوشبینیم، نه خیلی بدبینیم.
البتّه به طرف مقابل خیلی بدبینیم، طرف مقابل را قبول نداریم، میشناسیم طرف مقابل را، امّا به تواناییهای خودمان خوشبین هستیم، میدانیم که ما خیلی کارها میتوانیم انجام بدهیم، شیوههای خوبی بلد هستیم.
«خطبههای نماز عید فطر در مصلای امام خمینی»-
همه بدانند! مواضع ما همان مواضعی است که بود، دشمنی آمریکا و رژیم صهیونیستی هم همان است که بود. تهدید میکنند که شرارت خواهند کرد. البتّه ما خیلی اطمینان نداریم و احتمال زیاد نمیدهیم که از بیرون شرارتی انجام بگیرد، امّا
اگر شرارتی انجام بگیرد، قطعاً ضربهی متقابلِ محکم خواهند خورد. و اگر به فکر این باشند که در داخل کشور فتنه راه بیندازند، مثل بعضی از سالهای قبل که راهانداختند، جوابشان را خود ملّت ایران خواهند داد، همچنان که در گذشته دادند. خداوند شما را موفّق و مؤیّد بدارد.
«در اوّلین روز سال ۱۴۰۴»- نکتهی اوّل که نکتهی مهم است، این است که
آمریکاییها بدانند که در مواجههی با ایران هرگز با تهدید به جایی نخواهند رسید. مطلب دوّم:
آنها و غیرِ آنها بدانند که اگر خباثتی نسبت به ملّت ایران انجام بدهند، سیلی سخت خواهند خورد.
«در اوّلین سالروز شهادت شهید رئیسی و شهدای پرواز اردیبهشت»- در (زمان) ریاست جمهوری، در اوّلین مصاحبهای که کرد،
خبرنگار از ایشان پرسید که آیا شما با آمریکا مذاکره میکنید؟ صریح و بدون هیچ ابهامی گفت: خیر؛ و نکرد. اجازه نداد که دشمن بتواند بگوید که من با تهدید، با تطمیع، با حیله توانستم ایران را پای میز مذاکره بکشانم؛ نگذاشت. اینکه طرفها اصرار بر مذاکرهی مستقیم میکنند، به خاطر این است؛ یک بخش عمدهاش این است؛ ایشان اجازه نداد.
البتّه مذاکرات غیر مستقیم زمان ایشان هم بود، مثل حالا که هست؛ البتّه بدون نتیجه؛ حالا هم گمان نمیکنیم به نتیجه برسد؛ نمیدانیم چه خواهد شد. - طرف آمریکایی که در این مذاکراتِ غیر مستقیم وارد صحبت میشوند و گفتگو میکنند، سعی کنند یاوهگویی نکنند.
اینکه بگویند ما به ایران اجازهی غنیسازی نمیدهیم، این غلط زیادی است. کسی منتظر اجازهی این و آن نیست؛ جمهوری اسلامی سیاستی دارد، روشی دارد، سیاست خودش را تعقیب میکند.
![]()
- این حادثه ــ
حادثهی تهاجم ابلهانه و خباثتآلود رژیم صهیونیستی به کشورمان ــ در حالی رخ داد که مسئولین دولتی با طرف آمریکایی به طور غیر مستقیم و باواسطه مشغول مذاکره بودند؛ هیچ موضوعی از سوی ایران وجود نداشت که نشانهی این باشد که یک حرکت نظامی یا یک حرکت تندی و سختی وجود دارد. البتّه از اوّل حدس زده میشد که در این حرکت خباثتآمیز رژیم صهیونیستی، آمریکا هم دخالت دارد؛ ولی با این حرفهای اخیری که اینها میزنند، این حدس روزبهروز تقویت میشود.
ملّت ایران در مقابل جنگ تحمیلی محکم میایستد ــ همچنان که تا حالا ایستاده ــ در مقابل صلح تحمیلی (هم) محکم میایستد. ملّت ایران در مقابل تحمیل، تسلیم هیچ کس نمیشود. من انتظار دارم که صاحبان فکر و صاحبان بیان و قلم، بخصوص مرتبطین با افکار عمومی جهانیان، این معانی و این مفاهیم را بیان کنند، تبیین کنند، برای مخاطبین روشن کنند، اجازه ندهند که دشمن با تبلیغات فریبکارانهی خودش حقیقت را دگرگون جلوه بدهد.
- مطلب آخر هم اینکه اخیراً
رئیسجمهور آمریکا زبان به تهدید گشوده، ما را تهدید میکند؛ هم تهدید میکند، هم با یک بیان سخیف و غیر قابل قبولی از ملّت ایران صریحاً میخواهد که بیایید تسلیم من بشوید! وقتی انسان این چیزها را مشاهده میکند، واقعاً تعجّب میکند. اوّلاً تهدید را به کسی بکنند که از تهدید آنها میترسد. ملّت ایران نشان داده که در مقابل تهدیدِ تهدیدکنندگان دچار ترس نمیشود...
ملّت ایران تسلیمشدنی نیست. ما تعرّض به کسی نکردیم و به هیچ وجه تعرّض احدی را هم قبول نمیکنیم و تسلیم تعرّض هیچ کس نمیشویم؛ این منطق ملّت ایران است، این روحیهی ملّت ایران است.
-
«استقلال» به معنای قطع رابطهی با محیط پیرامون و دنیا نیست؛ بعضیها مغالطه نکنند که بگویند ما خودمان را منزوی کردیم؛ نخیر، «استقلال» به معنای عدم ارتباط با کسی نیست. معنای «استقلال» این است که کشور ایران، ملّت ایران، روی پای خودش بِایستد، به این و آن تکیه نکند، خودش تشخیص بدهد، خودش تصمیم بگیرد، خودش عمل کند؛ این معنای «استقلال ملّی» است.
معنای «استقلال» این است، منتظر چراغ سبز آمریکا و امثال آمریکا نباشد؛ نگران چراغ قرمز آمریکا و امثال آمریکا نباشد؛ تشخیص با خود ملّت ایران، تصمیمگیری با خود ملّت ایران و اقدام در هر جایی که لازم باشد با خود ملّت ایران است؛ دیگران، قدرتها، آمریکا، دیگری، موافق باشند یا مخالف باشند اهمّیّت ندارد؛ این معنای «استقلال» است. - اصل بعدی اصل «مقاومت» است.
«مقاومت» یعنی در برابر ارادهی قدرتهای بزرگ، انسان سر خم نکند؛ اگر به چیزی اعتقاد دارد، چیزی را لازم میداند یا چیزی را ممنوع میداند، بر طبق عقیدهی خودش عمل کند و در مقابل ارادهی دشمن، تحمیل دشمن، زورگویی دشمن، سر خم نکند؛ این معنای «مقاومت» است. یکی از اجزای «استقلال ملّی» هم «مقاومت» است. - امروز گاهی ما میبینیم در بعضی از گفتارها میگویند «عقلانیّت»، اسم «عقلانیّت» را میآورند، (امّا)
منظورشان از «عقلانیّت» این است که ما برویم در مقابل آمریکا سر خم کنیم؛ میگویند این «عقلانیّت» است! مقصودشان این است که ما تسلیم قدرت زورگو بشویم؛ این را «عقلانیّت» میدانند! اینها «عقلانیّت» نیست. «عقلانیّت»، عقلانیّت امام است؛ همان چیزی است که توانست این ملّت را پیش ببرد، این ملّت را قوی کند، مقتدر کند، در دنیا آبرومند کند، موجّه کند و آیندهی روشنی را در مقابل این ملّت بگذارد. انشاءالله کشور با عقلانیّتی که امام پایهگذاری کردند میتواند به پیشرفت برسد، میتواند به امنیّت پایدار برسد، میتواند به رفاه عمومی برسد و در محیط بینالملل هم میتواند از آنچه هست ارتقاء بیشتری پیدا کند. این مسئلهی مربوط به امام.
-
حرف اوّل آمریکاییها این است که شماها اصلاً صنعت هستهای نداشته باشید، ایران صنعت هستهای نداشته باشد، شما در رادیودارو به ما احتیاج داشته باشید، در انرژی به ما احتیاج داشته باشید، در دستگاه آبشیرینکن به ما احتیاج داشته باشید، در دهها رشتهی مهمّ دیگر به ما وابسته باشید و اصلاً صنعت هستهای نداشته باشید. هزاران دانشمند و پژوهشگری که در ایران تربیت شدند ــ الان ما هزاران جوان دانشمند در مسائل هستهای و مرتبط با هستهای در کشور داریم که اینها در همین چند سال تربیت شدهاند ــ همهی اینها را ما مایوس کنیم، بیکار کنیم، از آیندهی کشور خودمان ناامید کنیم؛
آمریکاییها این را میخواهند، این را میگویند، این را از ما مطالبه میکنند؛ سردمداران بیادب و گستاخ آمریکا این خواسته را با زبانهای گوناگون تکرار میکنند. آنها با پیشرفت ایران مخالفند، با استغناء ملّت ایران مخالفند. - اوّلین مطلبی که
ما در باب هستهای به طرفهای آمریکایی و غیره میگوییم این است که شما چهکارهاید؟ چرا دخالت میکنید که ایران باید غنیسازی داشته باشد یا نداشته باشد؟ به شما چه؟
نکتهای که من میخواهم به عنوان یک نقطهی اساسیِ عرایضم عرض بکنم این است که رئیسجمهور آمریکا در یکی از بیاناتش و اظهاراتش گفت ایران باید تسلیم بشود. «تسلیم بشود»! بحث غنیسازی دیگر نیست، بحث صنعت هستهای نیست، بحث تسلیم ایران است. البتّه این حرف برای دهان رئیسجمهور آمریکا خیلی بزرگ است. ایرانِ باعظمت، ایرانِ با این تاریخ، ایرانِ با این فرهنگ، ایرانِ با این عزم پولادین ملّی، اسم «تسلیم» برای یک چنین کشوری مایهی استهزاء کسانی است که ملّت ایران را میشناسند. لکن این اظهار او یک حقیقتی را لو داد؛ آمریکاییها از اوّلِ انقلاب با ایران اسلامی مشغول معارضه هستند، پنجه میافکنند، هر دفعهای هم یک بهانهای دارند: یک بار حقوق بشر است، یک بار دفاع از دموکراسی است، یک بار حقوق زن است، یک بار غنیسازی است، یک بار اصل مسئلهی هستهای است، یک بار مسئلهی ساخت موشک است؛ بهانههای گوناگونی میآورند، امّا
باطن قضیّه یک چیز بیشتر نیست و آن «تسلیم ایران» است. قبلیها نمیگفتند این را، چون این قابل قبول نیست؛ در هیچ منطق بشری قابل قبول نیست که به یک ملّتی بگویند بیایید تسلیم بشوید، لذا آن را زیر عناوین دیگری پنهان میکردند. این شخص لو داد آن حقیقت را، نشان داد و فهماند که
آمریکاییها فقط به تسلیم ایران راضی میشوند و نه به کمتر از آن. و این یک نقطهی مهمّی است! ملّت ایران بدانند (علّت) معارضهی با آمریکا این است و این اهانت بزرگ به ملّت ایران را آمریکاییها دارند و چنین اتّفاقی هم هرگز نخواهد افتاد؛ هرگز نخواهد افتاد.
- این کسانی که میگویند «آقا! شعار ندهید علیه آمریکا، عصبانی میشوند، با شما دشمنی میکنند»، اینها ظاهربینند.
این کسانی که تحلیل میکنند که «چرا با آمریکا مذاکرهی مستقیم نمیکنید، مسائلتان را حل نمیکنید»، به نظر من ظاهربینند. باطن قضیّه این نیست؛ این مسئله حلنشدنی است. او میخواهد که ایران گوشبهفرمان آمریکا باشد. ملّت ایران از چنین اهانت بزرگی بشدّت رنجیده میشود و در مقابل آن کسانی و آن کسی که چنین توقّع غلطی از ملّت ایران دارد، با همهی قدرت میایستد. جنگ اخیر هم به خاطر همین بود.
«به مناسبت اول مهرماه و آغاز سال تحصیلی»- در اظهارات اهل سیاست، مسئلهی مذاکرهی با آمریکا زیاد مطرح میشود؛ نظرات مختلفی هم هست. گفتم بعضیها این را مفید میدانند، لازم میدانند، بعضیها مضر میدانند، بعضیها نظرات میانهتری دارند؛ حرفها مختلف است. من آنچه را تا حالا در این سالهای متمادی فهمیدهام، دیدهام، احساس کردهام و تجربه کردهام، به ملّت عزیزمان عرض میکنم.
-
حرف من این است که در حال حاضر با وضعیّتی که وجود دارد ــ حالا ممکن است بیست سال دیگر، سی سال دیگر وضعیّت دیگری وجود داشته باشد؛ با آن کاری نداریم ــ در وضع کنونی، مذاکرهی با دولت آمریکا، اوّلاً هیچ کمکی به منافع ملّی ما نمیکند، هیچ سودی برای ما ندارد، هیچ ضرری را هم از ما دفع نخواهد کرد؛ یعنی کاری است بدون سود، بدون اینکه برای کشور فایدهای داشته باشد، بدون اینکه ضرری را دفع کند؛ مطلقاً چنین تاثیری ندارد. این اوّلاً. -
ثانیاً بعکس، زیانهایی هم بر آن مترتّب است. یعنی سود که ندارد هیچ، مطلب دوّم این است که مذاکرهی با آمریکا در شرایط کنونی ضررهای بزرگی برای کشور دارد که شاید بشود گفت بعضی از این ضررها جبرانناپذیر هستند؛ یک چنین زیانهایی هم دارد. -
امّا اینکه میگوییم به سود ما نیست، برای ما فایدهای ندارد، چون طرف آمریکایی پیشاپیش خودش نتیجهی مذاکرات را معیّن کرده؛ یعنی اعلام کرده که مذاکرهای را قبول دارد و میخواهد مذاکرهای بکند که نتیجهی آن مذاکره، تعطیل شدن فعّالیّتهای هستهای و غنیسازی در کشور ایران باشد. یعنی بنشینیم پشت میز مذاکرهی با آمریکا و نتیجهی گفتگوهایی که با آنها خواهیم کرد، حرفی باشد که او گفته «باید انجام بگیرد»! این که دیگر مذاکره نیست؛ این دیکته است، این تحمیل است؛ بنشین مذاکره کن با یک طرفی که نتیجهی آن مذاکره الزاماً باید همان چیزی باشد که او میخواهد، همان چیزی باشد که او میگوید! این مذاکره است؟ طرف مقابل امروز اینجوری حرف میزند، میگوید مذاکره کنیم و از مذاکره این دربیاید که ایران غنیسازی نداشته باشد! حالا این (فرد) غنیسازی را گفته، چند روز قبل از این، معاونش اعلان کرد که ایران بایستی موشک هم نداشته باشد! نه موشک دوربُرد؛ موشک میانبُرد هم نباید داشته باشد، موشک کوتاهبُرد هم نباید داشته باشد! یعنی ایران آنچنان دستش بسته و خالی باشد که اگر چنانچه به او تعرّض شد، حتّی به این پایگاه آمریکایی در عراق یا در فلان جا هم نتواند جوابی بدهد و پاسخی بدهد؛ معنای این حرف این است؛
مذاکره کنیم تا این نتیجه به وجود بیاید! خب این سود نیست؛ این مذاکرهای است که در آن هیچ سودی وجود ندارد، و همهاش به ضرر ما است؛ این نتیجهی مذاکره است. این مذاکره نیست؛ زورگویی است، تحمّل زورگویی و تحمیل آمریکا است. وقتی کسی با ایران اسلامی طرف است، اینجور توقّعات، اینجور اظهارات، ناشی از نشناختن ملّت ایران است، ناشی از نشناختن جمهوری اسلامی است، ناشی از این است که نمیداند فلسفه و مبنا و ممشای ایران اسلامی چیست؛ اینها را که نمیداند، اینجوری حرف میزند؛ به قول ما مشهدیها «این حرف از دهن گویندهاش بزرگتر است» و این حرفی که بیایید مذاکره کنیم برای یک چنین چیزی، قابل اعتنا نیست. پس بنابراین برای ما سود ندارد.
- و امّا ضرر؛ گفتم ضرر دارد. این مهمتر است؛ اینکه ضرر دارد، مهمتر است.
طرف تهدید کرده که اگر مذاکره نکنید، چنین و چنان خواهد شد، بمباران میکنیم، چه میکنیم؛ از این حرفها؛ یک خرده مبهم، یک خرده صریح؛ یعنی تهدید: یا مذاکره کنید یا اگر مذاکره نکردید، چنین و چنان خواهد شد! این تهدید است. خب قبول چنین مذاکرهای نشانهی تهدیدپذیری ایران اسلامی است. اگر چنانچه شما با این تهدید رفتید مذاکره کردید، معنایش این است که ما در مقابل هر تهدیدی فوراً میترسیم، میلرزیم و تسلیم طرف مقابل میشویم؛ معنایش این است. این تهدیدپذیری اگر به وجود آمد، دیگر انتها نخواهد داشت. امروز میگویند اگر چنانچه غنیسازی داشته باشید، ما چنین و چنان میکنیم؛ فردا میگویند اگر موشک داشته باشید، ما چنین و چنان میکنیم؛ بعد میگویند اگر با فلان کشور ارتباط نداشته باشید، ما چنین و چنان میکنیم؛ اگر با فلان کشور ارتباط داشته باشید، ما چنین و چنان میکنیم! مدام تهدید (هست) و مجبوریم که در مقابل تهدیدهای دشمن عقبنشینی کنیم. یعنی
قبول مذاکرهای را که با تهدید همراه است، هیچ ملّت باشرفی انجام نمیدهد، هیچ سیاستمدار خردمندی هم آن را تصدیق نمیکند. بنابراین، وضع اینجوری است.
- طرف مقابل هم البتّه حالا ممکن است بگوید من در مقابل این، فلان امتیاز را هم به شما میدهم! دروغ میگویند؛
آنچه میگویند به عنوان امتیاز میدهیم، دروغ است. ده سال قبل از این، ما یک قراردادی با آمریکاییها بستیم که اسمش در داخل کشور ما «برجام» است؛ در این قرارداد، بنا شد که ما در مورد هستهای این کارها را انجام بدهیم ــ آن مرکز تولید را مسدود کنیم؛ آن محصول سه و نیم درصدی را که آن وقت تولید میکردیم، بدهیم برود به خارج یا رقیق کنیم یعنی از بین برود، غنیسازیاش را از بین ببریم؛ و چیزهای دیگر ــ آنها هم در مقابل تحریمها را بردارند و بعد از ده سال، پروندهی ایران در آژانس هستهای بینالمللی به شکل عادّی دربیاید. (البتّه)
آن وقت، وقتی مسئولین کشور آمدند پیش ما گفتند «ده سال»، من گفتم «ده سال» یک عمر است، چرا «ده سال» را شما قبول میکنید؛ گفتند چنین، چنان، بنا شد «ده سال» را هم قبول نکنند، امّا به هر حال قبول کردند. «ده سال» همین روزها تمام شد؛ آن ده سالی که بنا شده بود پروندهی ایران در آژانس عادّی بشود، این روزها تمام شد. امروز شما ملاحظه کنید،
نهتنها پرونده عادی نشده، بلکه مشکلات هستهای کشور در شورای امنیّت، سازمان ملل و در هستهای مضاعف شده، چند برابر هم شده! طرف اینجوری است، قولش این است! ما همهی کارهایی را که باید انجام میدادیم انجام دادیم، او تحریمها را برنداشت، هیچ کدام از قولهایی را که داده بود انجام نداد و بعد هم اصلاً خود او، به تعبیر رایج، پاره کرد آن قرارداد یا آن توافقنامه و تفاهمنامهای را که مقرّر شده بود، اصلاً بکلّی خارج شد از برجام و آن را رد کرد. -
این طرف مقابل ما در همهچیز خُلف وعده میکند، در همهچیز دروغ میگوید، فریب اِعمال میکند؛ وقت و بیوقت تهدید نظامی میکند؛ اگر دستشان برسد، اشخاص را ترور میکنند، همچنان که سردار شهید ما را، شهید سلیمانی را ترور کردند؛ یا مراکز هستهای را بمباران میکنند؛ اگر بتوانند از این کارها میکنند. طرف یک چنین وضعیّتی دارد؛ با این طرف نمیشود مذاکره کرد، نمیشود با اطمینان و اعتماد نشست و حرف زد و حرف شنید و قرار گذاشت. -
به نظر من مذاکرهی با آمریکا برای مسئلهی هستهای و شاید برای مسائل دیگر، بنبست محض است؛ یعنی هیچ راه درستی وجود ندارد برای اینها، بنبست محض است. فکر کنند، ببینند. البتّه برای او مفید است؛ این مذاکره برای آن رئیسجمهور فعلی آمریکا مفید است؛ او سرش را بالا خواهد گرفت، خواهد گفت من ایران را تهدید کردم و او را آوردم پای میز مذاکره نشاندم؛ او در دنیا از این افتخارات میکند. امّا برای ما ضرر محض است و هیچ فایدهای برای ما ندارد.
«به مناسبت ۱۳ آبان و روز ملّی مبارزه با استکبار جهانی»- امّا از جنبهی هویّتی، که این مهمتر است. تسخیر سفارت، هویّتِ حقیقی دولت ایالات متّحدهی آمریکا را روشن کرد، هویّت واقعی و ذاتی نهضت اسلامی و انقلاب اسلامی را هم روشن کرد و مشخّص کرد؛ تاثیر هویّتی این حادثه این است. البتّه
ما ایرانیها ذات استکباری آمریکا را میشناختیم؛ اینجور نبود که ندانیم آمریکا چهکاره است ــ من حالا بعد توضیح میدهم ــ لکن این حادثه برای ما این قضیّه را بیشتر روشن کرد.
-
«استکبار» یعنی خودبرتربینی؛ منتها خودبرتربینی دو جور است: یک وقت هست که یک نفری یا یک دولتی خودش را برتر از دیگران میداند، امّا کاری به دیگران ندارد؛ این هم صفت خوبی نیست، استکبار بد است، خودبرتربینی چیز خوبی نیست لکن دشمنی و خصومت ایجاد نمیکند، صرفاً بد است؛
امّا یک وقت هست که نه، یک دولتی، یک انسانی، یک مجموعهای، یک قلدری خودش را برتر از دیگران میداند و به خودش حق میدهد که به دیگران تنه بزند، به منافع حیاتی دیگران دستدرازی کند، دربارهی دیگران تکلیف معیّن کند؛ استکبار به این صورت بد است. یک دولتی ــ فرض بفرمایید در یک دوره دولت انگلیس بود، امروز آمریکا ــ به خودش حق میدهد که در فلان کشور که یک دولتِ قویای ندارد، مردمِ هوشیاری ندارد، مثلاً ده پایگاه نظامی ایجاد کند، برای خودش امکانات فراهم کند، نفتشان را ببرد، منافعشان را ببرد، منابع زیرزمینیشان را غارت کند؛ این استکبار است؛ استکباری که ما با آن بدیم،
استکباری که دربارهاش حرف میزنیم، استکباری که علیه آن شعار میدهیم، این است.
-
ذات استکباری آمریکا با ذات استقلالطلبی انقلاب با همدیگر سازگار نبود. من این را میخواهم بگویم: اختلاف جمهوری اسلامی و آمریکا یک اختلاف تاکتیکی نیست، یک اختلاف موردی نیست، یک اختلاف ذاتی است. -
بعضی میپرسند خب آقا! حالا ما در مقابل آمریکا تسلیم نشدیم؛ آیا رابطه هم با آمریکا تا آخرِ ابد نخواهیم داشت؟ تا ابد مثلاً با آمریکا مخالفت خواهیم داشت؟ جوابش این است که اوّلاً ذات استکباری آمریکا بجز تسلیم چیز دیگری را قبول نمیکند؛ این را همهی رؤسای جمهور آمریکا میخواستند ولی به زبان نمیآوردند؛ این رئیسجمهور فعلی به زبان آورد؛ گفت باید ایران تسلیم بشود. این در واقع آن باطن آمریکا را لو داد. تسلیم شدن یک ملّت، آن هم ملّتی مثل ایران، با اینهمه توانایی، با اینهمه ثروت، با این سابقهی فکری و معرفتی، با اینهمه جوان هشیار و پُرانگیزه، چه معنا دارد؟
- آمریکاییها میگویند ــ البتّه گاهی، همیشه نه ــ که مایلیم با ایران همکاری کنیم؛
همکاری با ایران با همکاری و کمک به رژیم صهیونی ملعون سازگار نیست. آمریکا به رژیم ملعون صهیونی با این وضعی که در این اواخر همهی دنیا دیدند، همهی دنیا فهمیدند، همهی دنیا محکوم کردند، کمک میکند؛ آمریکا پشتیبانی میکند، آمریکا حمایت میکند؛ با این وضع، همراهی با ایران معنی ندارد، قابل قبول نیست.
بله، اگر چنانچه پشتیبانی از رژیم صهیونیستی را بکلّی کنار بگذارد، پایگاههای نظامیاش را از اینجا جمع کند، در این منطقه دخالت نداشته باشد، آن وقت میشود بررسی کرد مسائل را؛ (این) مال حالا نیست، مال آیندهی نزدیک هم نیست.
![]()
- میگوید «من اهل معاملهام، میخواهم معامله کنم، با ایران معامله کنیم»!
معاملهای که با زورگویی نتیجهی آن از پیش معلوم باشد، معامله نیست، تحمیل است؛ و ملّت ایران زیر بار تحمیل نخواهد رفت؛ ملّت ایران زیر بار تحمیل نمیرود. اسم این معامله نیست. «بنشینیم صحبت کنیم و نتیجه این بشود»! مشخّص میکند؛ این زورگویی است. ایران را نمیشود مثل بعضی از کشورهای دیگر با این زورگوییها تحت تاثیر قرار داد. - آمریکا جنگپرداز است، اصلاً جنگ را آمریکا راه میاندازد، جنگ را به وجود میآورد؛ علاوه بر ترور، جنگافروزی میکند. این جنگ مال آنها است، مرگ مال آنها است؛ کارهایی که آنها میکنند، کاری که آمریکا در این منطقه میکند (این است). این پایگاههای نظامی برای چیست؟ اینهمه پایگاه نظامی در کشورهای مختلفِ این منطقه را آمریکا برای چه درست کرد؟ شما اینجا چه کار دارید؟ این منطقه چه ربطی به شما دارد؟ این منطقه مال مردم خود اینجا است. بنابراین، آنچه این شخص به عنوان بیان موضع بیان کرد، همه غلط و بسیاری دروغ و حاکی از زورگویی است؛ زورگویی هم بر روی بعضی از ملّتها تاثیر میگذارد، لکن بر روی ملّت ایران هرگز تاثیر نخواهد گذاشت، بتوفیقالله.
-
دشمنیها زیاد است، طمعورزیها زیاد است، دخالتهای قدرتها در کشورها زیاد است و یک عنصر مقاومت در مقابل همهی این ظلمها و زیادهرویها و زیادهخواهیها باید وجود داشته باشد در دنیا؛ امروز این عنصر ــ (یعنی) عنصر مقاومت که در ایران پایهگذاری شده و روییده ــ گسترش پیدا کرده، رشد پیدا کرده و وجود دارد.
- نکتهی اوّل این است که
ملّت ایران در جنگ دوازدهروزه، هم آمریکا را شکست داد، هم صهیونیستها را شکست داد؛ بدون تردید.
آمدند شرارت کردند، کتک خوردند و دست خالی برگشتند؛ شکست به معنای واقعی کلمه این است. بله، شرارت کردند امّا دست خالی برگشتند؛ یعنی به هیچ کدام از هدفهای خودشان نرسیدند.
«سالروز مبعث پیامبر اعظم»-
هدف آمریکاییها همــ این را من قاطع، صریح، با تجربهی چهلوچندسالهی در جمهوری اسلامی عرض میکنم ــ
بلعیدن ایران است. این سلطهای که اینها بر این کشور داشتند، به دست مردم، به دست جوانها، به دست آحاد مردم در سراسر کشور و با رهبری امام بزرگوار از بین رفت؛ و از اوّل انقلاب تا امروز، اینها به فکرند که این سلطه را برگردانند؛ یعنی باز ایران را تحت سلطهی نظامی خودشان، تحت سلطهی سیاسی خودشان، تحت سلطهی اقتصادی خودشان قرار بدهند؛ هدف این است.
-
ملّت ایران (آمریکا را) شکست داد. بعد از آن جنگِ چندروزه در چند ماه قبل از این که آنجا ملّت ایران آمریکا را و صهیون را شکست داد، امروز هم آمریکا را به فضل الهی شکست داد. این درست است، امّا کافی نیست.
بله، فتنه را خاموش کردیم، امّا این کافی نیست؛ آمریکا باید پاسخگو باشد. باید دستگاههای مختلف ما از وزارت خارجه و دستگاههای گوناگون دیگر، دستگاههای مرتبط با این کار، دنبال کنند این قضیّه را. ما کشور را به سوی جنگ نمیبریم؛ ما بنا نداریم کشور را به طرف جنگ ببریم امّا مجرمان داخلی را هم رها نمیکنیم.
بدتر از مجرمان داخلی، مجرمان بینالمللیاند؛ آنها را هم رها نمیکنیم. باید با شیوههای خودش، با روش درست، این کار دنبال بشود، تعقیب بشود و به توفیق الهی
ملّت ایران همانطور که کمر فتنه را شکست، کمر فتنهگر را هم باید بشکند.
«سالروز قیام نوزدهم دی ۱۳۵۶»- وقتی که صحبت از درگیری و مقابلهی با دشمنان صریح جمهوری اسلامی میشود،
بعضیها ایراد میکنند که «آقا! چرا همیشه میگویید دشمنی، همیشه میگویید مبارزه؟» اینها غفلت میکنند، توجّه ندارند. این مبارزه را آنها شروع کردند، آمریکا شروع کرد، دشمنان وابستهی به آمریکا شروع کردند؛ ... - از روز اوّل هم دشمنی کردهاند و جمهوری اسلامی با اینها مقابله کرده، تا امروز هم دشمنی ادامه دارد. به فضل الهی، روزبهروز جمهوری اسلامی قویتر شده. آنها اقدام کردند و شکست خوردند در از بین رفتن جمهوری اسلامی. جمهوری اسلامی بحمدالله امروز سربلند، قوی، قدرتمند و آبرومند در دنیا است، بر خلاف خواستهی آنها.
«با حضور خانواده شهیدان سلیمانی و یاران همراه وی و جمعی از خانواده شهدای اقتدار»- آن عاملی که موجب میشود دشمن در مقابل ملّت ایران در جنگ نظامی اوّلاً درخواست توقّف جنگ را بکند، بعد هم پیغام بدهد که من نمیخواهم با شما جنگ کنم ــ
دشمن خبیث البتّه فریبگر و دروغگو است؛ ما به حرف او اعتمادی نداریمــ آن (عاملی) که موجب میشود او این کار را بکند چیست؟ آن قدرت ملّت ایران است، آن توانایی جوانان ایرانی است.
- آنوقت آن یاوهگوی آمریکایی مینشیند راجع به ملّت ایران حرف میزند، یک مقداری بدگویی میکند، یک مقداری وعده میدهد؛
وعدهی دروغ، فریب. البتّه امروز خوشبختانه ملّت ایران آمریکا را شناختهاند؛ یک روزی بود که نمیشناختند؛ امروز تشت رسوایی آمریکا در جهان فرو افتاده، مردم همه میشناسند؛ مخصوص ایران هم نیست. مردم شناختهاند دشمن را؛ این خیلی موفّقیّت بزرگی است.
- ما خیلی اصرار میکردیم استدلال کنیم برای مردم، (ولی)
مردم در جنگ دوازدهروزه خودشان دیدند، مشاهده کردند؛ آنهایی هم که میگفتند راهحلّ مشکلات کشور مذاکرهی با آمریکا است، دیدند که چه شد؛ وسط مذاکرهی با آمریکا، دولت ایران مشغول مذاکرهی با آمریکا بود، دولت آمریکا پشت صحنه مشغول آماده کردن نقشهی جنگ بود! مردم بیدارند، هوشیارند.
«آستانهی سالروز قیام بیستونهم بهمن مردم تبریز»- آن روز هم گفتم که مسئلهی ما با آمریکا این است که
آنها میخواهند ایران را ببلعند، ملّت ایران مانع است، جمهوری اسلامی مانع است. اینها مایلند که بر ملّت ایران تسلّط پیدا کنند. این حرفهایی هم که رئیسجمهور آمریکا میزند ــ که من حالا اشاره خواهم کرد ــ گاهی تهدید میکند، گاهی میگوید باید فلان کار بشود، فلان کار نشود، معنایش این است که اینها در پی تسلّط بر ملّت ایرانند.
- ملّت ایران درسهای اسلامی و شیعیِ خودش را خوب بلد است؛ میداند که چه کار کند. امام حسین (علیهالسّلام) فرمود:
مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید؛ کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمیکند.
ملّت ایران در واقع میگویند: ملّتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد. - حالا عجیبترش این است که دخالت میکنند، میگویند بیایید دربارهی انرژی هستهایِ شما با هم مذاکره کنیم و نتیجهی مذاکره بشود این که شما این انرژی را نداشته باشید! اگر واقعاً مذاکرهای باید انجام بگیرد ــ که جای مذاکره نیست ــ
اگر بنا شد مذاکرهای انجام بگیرد، تعیین نتیجهی مذاکره از قبل، یک کار غلط و ابلهانهای است. خب تو میگویی بیا با هم حرف بزنیم که دربارهی فلان موضوع به توافق برسیم، چرا نتیجه را معیّن میکنی؟ (میگوید) «باید حتماً به این توافق برسیم»! خب این ابلهانه است؛ این کار ابلهانه را رؤسای آمریکا و بعضی از سناتورها و رئیسجمهور و دیگران و دیگران دارند انجام میدهند.
«سالروز ۱۲ بهمنماه و آغاز جشنهای دهه فجر»- آخرین صحبت من راجع به آمریکا است. مسئلهی آمریکا و ایران چیست؟ در این تقابلی که وجود دارد و چهل و چند سال است ایران و آمریکا دشمنی دارند،
مسئله چیست؟ به نظر من مسئله در دو کلمه خلاصه میشود؛ آن دو کلمه هم این است که آمریکا میخواهد ایران را ببلعد، ملّت رشید ایران و جمهوری اسلامی مانع است. گفت رفتم خواستگاری، همهچیز تمام شده، موضوع در دو کلمه باقی مانده: من میگویم ما دختر شما را میخواهیم، آنها میگویند غلط میکنید! حالا ملّت ایران به طرف مقابل گفته غلط میکنی؛ یعنی جرم ملّت ایران (این است)؛ دعوا سر این قضیّه است.
- این هم که میبینید گاهی صحبت جنگ میکنند که ما با فلان جور هواپیما میآییم چنین میکنیم، جدید نیست؛ در گذشته هم آمریکاییها بارها در حرفهای خودشان تهدید میکردند که «همهی گزینهها روی میز است». «همهی گزینهها» یعنی از جمله گزینهی جنگ؛ این را همیشه میگفتند دیگر: «همهی گزینهها روی میز است». حالا این آقا هم همینطور مرتّباً ادّعا میکند که بله، ما ناو آوردیم و کارهایی مانند این کردیم! به نظر من ملّت ایران را از این چیزها نباید ترساند؛ ملّت ایران تحت تاثیر این حرفها قرار نمیگیرد و از برخورد حق نمیهراسد. ما شروعکننده نیستیم، ما نمیخواهیم به کسی ظلم بکنیم، نمیخواهیم به کشوری حمله بکنیم، امّا به آن کسی که طمع داشته باشد، بخواهد حمله بکند و اذیّت بکند، ملّت ایران مشت محکمی خواهد زد.
البتّه این را هم آمریکاییها بدانند که اگر این دفعه جنگی راه بیندازند، این جنگ، جنگ منطقهای خواهد بود.
گروه پژوهشی ویکی فقه.