مسؤولیت تاریخ نگاران عقاید (فرهنگ عقاید و مذاهب)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
ضرورت بیطرفی در تاریخنگاری عقاید؛ همانگونه که تاریخنگار حوادث باید وقایع را بیطرفانه ثبت کند، تاریخنگار عقاید نیز موظف است باورهای هر
مذهب را مستقیماً از منابع اصیل خودِ آن گروه نقل کند، نه از آثار مخالفان و دشمنان.
نمونه اول (معتزله): عقاید معتزله قرنها بر پایه منابع رقیبان (مانند آثار
اشعری،
بغدادی و
شهرستانی) با
تحریف و
تکفیر روایت میشد؛ اما با احیا و چاپ نسخ خطیِ اصیل آنان (مانند آثار
قاضی عبدالجبار)، نادرستی بسیاری از این اتهامات آشکار شد.
نمونه دوم (شیعه امامیه): در معرفی
تشیع نیز اغلب بهجای رجوع به متون اصیل، به منابع مخالفان، برداشتهای سطحی از روایات، یا افسانههایی چون
«عبدالله بن سبا» استناد شده و عقاید کلی مذهب بر پایه اقوال جزئی یا منابع غیرمعتبر تحلیل شده است.
اگر تاریخنگار حوادث، مسئولیت دارد واقعیات را آن چنان که رخ داده است، بنویسد نه بگونهای که به سود او تمام شود، تاریخنگار عقائد هم مسئولیت دارد عقائد ملل را آنچنان که معتقدند، رقم زند و کتابهای اصیل را که به خامه بزرگان آنان نگارش یافته است، ماخذ قرار دهد، نه کتابهای دشمنان و مخالفان را که از روی دشمنی نوشته شده است.
اوّلی حوادث نظامی و اجتماعی و روابط ملل را شرح میدهد، در حالی که دوّمی با
عقیده و
ایدئولوژی ملّتها سرو کار دارد. و مسامحه یا
تحریف حقیقت در این امر، جنایت بزرگی به شمار میرود.
همواره تلاش تاریخنگاران عقائد تحت تاثیر علاقمندی به عقائد خود، بر این بوده است که عقائد ملل را به گونهای نارسا و همراه با افسانه بنویسند و هرگز وظیفه خود نمیدانستهاند که در مورد عقیده هر ملتی به کتب مرجع و مصدر مراجعه کنند.
بلکه چه بسیار که از کتب دشمن در این راه بهره بردهاند که ما تنها به دو نمونه از این دست میپردازیم:
اعتزال از
واصل بن عطا، متوفای سال ۱۱۰ هـ، آغاز شد و بهتدریج به صورت یک مکتب فکری و عقلی در جامعه اسلامی مطرح گردید. این گروه پیوسته مورد خشم
اهل حدیث و سطحینگرها بودهاند و اهل حدیث و قشریها، در هر عصری، با چماق
تکفیر و تفسیق به جنگ آنان میرفتند.
در تنظیم عقائد
معتزله از زمان
اشعری (۲۶۰-۳۲۴) به این طرف کمتر به کتابهای خود این گروه مراجعه شده، بلکه ماخذ نوع نوشتهها درباره آنان کتابهای دشمنان آنان به ویژه کتاب
«مقالات الاسلامیین» نوشته شیخ اشعری میباشد که خود روز گاری معتزلی بود ولی در سن چهل سالگی از آن مسلک برگشت و به حلقه اهل
حدیث پیوست.
پس از در گذشت وی، کتاب یادشده، ماخذ غالب نویسندگان
ملل و نحل بوده، تا آنجا که کتاب
«الفرق بین الفِرَق» عبدالقاهر بغدادی (م ۴۲۹) و ملل و نحل شهرستانی (م ۵۴۸) نوعی اقتباس از این کتاب میباشد.
اکنون که اندیشههای معتزله، در غرب مطرح شده و خاور شناسان به فکر احیاء آثار و اندیشههای آنان افتادهاند، نوعی خیزش و گرایش در میان روشنفکران
اهل سنت پدید آمده و کم کم به نشر آثار و اندیشههای آنان افتادهاند، تا آنجا که حکومت
مصر بر اثر ترغیب نویسندگان فلسفی و کلامی آن کشور، گروهی را اعزام کرد تا از دست نوشتههای معتزله در
یمن «میکروفیلم» تهیه کنند و سپس آنها را ظاهر کنند و در پرتو این کار چهارده جلد از کتاب
«المغنی» قاضی عبدالجبار و نیز کتاب
«الاصول الخمسه»، نوشته دیگر وی و همچنین کتابهای دیگر نویسندگان معتزلی منتشر گشت و به تدریج آن نوع
بدگویی و بدزبانی که از فرزندان اشعری و یا
سلفی، نسبت به معتزله وجود داشت، کاهش یافت.
گویی اعدام کنندگان عقلو بیارزش شمارندگان خرد، سر عقل آمده و به تقدیر این مکتب پرداختهاند.
در کتابهای تاریخ عقائد، نسبتهایی به معتزله داده شده که هماکنون خلاف آن در کتب منتشره معتزله مشاهده میشود و شما این حقیقت را به هنگام بررسی عقائد معتزله لمس میکنید.
گروه دوم که لبه تیز قلم تاریخنگاران عقائد، متوجه آنان شده و خواستهاند با امواج
تهمت و نسبتهای ناروا، از ارج و اعتبار آنان بکاهند، گروه شیعه و بهویژه
امامیه است.
مدارک تاریخنگاران در تنظیم عقائد این طائفه نیز همان کتابهای اشعری و
«الفرق بین الفِرَق» بغدادی و
«ملل و نحل» شهرستانی است و اگر گامی فراتر نهند به
«تاریخ طبری
» و
«تاریخ ابن کثیر» مراجعه نموده؛ سپس به تحلیل تاریخ شیعه میپردازند.
در عصر ما نوشتههای
«احمد امین» مصری و
«موسی جاراللّه» ترکستانی و «نشاشییی» اردنی، مرجع معتبر شناخته شده و شیعه به وسیله آنها معرفی میشود و کمتر کسی است که افسانه
«عبداللّه بن سبا» را درباره پیدایش شیعه یاد آور نشود، شخصیتی که هنوز وجود او محرز نشده و احتمال میرود که جزء افسانههای تاریخی باشد.
هرگز این گروه از نویسندگان به خود زحمت مراجعه به کتابهای اصیل شیعه را ندادهاند تا با اتکاء به مدارک شیعه، تاریخ عقائد آنان را بنویسند. در این میان تنها برخی به کتابهای حدیث شیعه مراجعه کردهاند و مضمون بعضی
احادیث را، عقیده شیعه پنداشتهاند، و دیگر نیندیشیدهاند که میان خبر و عقیده، فاصله از زمین تا آسمان است.
اکنون در
پاکستان به خاطر سرازیر شدن
«دلارهای نفتی» حکومت
وهابی سعودی، افراد تازه نفسی وارد میدان بحث شدهاند تا با مراجعه به کتابهای شیعه، تاریخ پیدایش آن و عقائد آنان را بنویسند. ولی در این باره با سهل انگاری فراوان، عقائد شیعه را از ظاهر
روایات و یا اندیشه یک عالم شیعی تنظیم کرده و آنرا بهعنوان عقیده همه شیعیان ارائه میدهند!
•
سبحانی، جعفر، فرهنگ عقاید و مذاهب اسلامی، ج۱، ص۶.