مسائل جدید علم کلام (عقاید و مذاهب)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
مسائل جدید علم کلام؛ ناظر به پرسشها و شبهات نوپدیدی است که در مواجهه تفکر دینی با
مدرنیته، علوم تجربی و فلسفههای معاصر پدید آمدهاند.
وحدت و پویایی کلام: تفکیک
«کلام کهن» و
«جدید» نادرست است؛
علم کلام حقیقتی واحد و همگام با تحولات تاریخی است.
پرسشهای نوپدید: چالشهای کلامی معاصر (مانند تعارض عقل و دین، اعتبار
وحی،
برهان نظم و
عدل الهی) که ریشههایی غربی دارند.
ضرورت نوسازی: رد رویکردهای انفعالی سلفی؛ لزوم بازخوانی تخصصی میراث کلامی در قالبهای نو برای پاسخگویی به شبهات روز.
امروزه
«کلام جدید» بعنوان رشتهای جدا از
«کلام کهن» بر اساس یک پندار واهی خود، مینماید؛ بلکه برخی بر این باورند که ارزش و نقش کلام قدیم، پایان گرفته است و باید کلام جدید را جایگزین آن ساخت.
ولی حقیقت این است که ما هرگز دو علم مستقل و جداگانه به نامهای یاد شده نداریم، بلکه
علم کلام نیز مانند دیگر شاخههای علوم از آغاز تاکنون، به موازات زمان، تکامل پیدا کرده و این روند همچنان ادامه دارد.
آنچه امروز به نام کلام جدید شهر یافته، مسائل جدیدی است در علم کلام، که طی سه قرن گذشته در غرب مطرح شده، و موج آن به شرق نیز رسیده است، و علل پیدایش این مسائل، مختلف و گوناگون است، که از این میان میتوان به شیوههای متفاوت فرهنگ ملل در ارزیابی مسائل، اشاره کرد.
از این رهگذر، پرسشها و ایراداتی جدید در قلمرو
الهیّات پدید آمد که باید به گونهای جدی به پاسخگویی آنها همّت گماشت.
خوشبختانه با هجوم این افکار در سده اخیر به سرزمینهای اسلامی (
مصر،
سوریه،
عراق و
ایران)، گروهی از اندیشمندان اسلامی، به کنکاش پیرامون آنها پرداختند و ما نیز در حدود توان خویش از بررسی این مسائل باز نماندیم.
موضوعات زیر نمونهای از این پرسشهاست:
گرایش و پذیرفتن
دین، به معنی پذیرفتن اصول ثابت و لا یتغیر است. آیا چنین پذیرشی مانع رشد فکر و اندیشه نیست، و در نتیجه جلو
تکامل علوم را نمیگیرد؟
دین، اصول ثابتی را معرفی میکند، در جهان متغیر چگونه میتوان این اصول ثابت را پذیرفت؟
مسائل مربوط به ماوراء طبیعت، از قلمرو ابزار
شناخت (
حس و
تجربه)، بیرون است، چگونه میتوان در آنها اظهار نظر کرد؟
برترین
برهان اثبات صانع،
برهان نظم است و وجود نظم، پیوسته با ناظم عاقل همراه میباشد، در حالیکه
بشر تنها این مسأله را در مصنوعات خودآزموده و دریافته که
نظم و محاسبه و اندازهگیری در همه مصنوعات، با
عقل و درایت فاعل هماهنگ بوده است، لیکن، این امر نسبت به همه جهان طبیعت فراگیر نیست، زیرا جز آنچه ساخته دست آدمی است از گردونه آزمون خارج است.
شرایع آسمانی، بر وجود ادراکی به نام وحی، در برخی از انسانها استوار است، حال چگونه میتوان این ابزار شناخت (وحی) را که از قلمرو حس و عقل بیرون است، باور کرد؟
این مسائل و همچنین مسائل مربوط به
قانون علیت و نیز حل مشکل مصائب و بلاها که ظاهراً با
صفات خدا و
عدل الهی سازگار نیست، استخوانبندی کلام جدید را تشکیل میدهد. بیشتر این موضوعات در نیم قرن اخیر، در قلمرو کتابهای کلامی جدید، جای گرفته و مورد ارزیابی قرار گرفته است.
در برابر این تحوّل، یک نوع حرکت
سلفیگری در برخی جوامع آغاز شده است و تنها به نشر کلام قدیم، عنایت میورزند بلکه گروهی از کلام قدیم نیز سرباز زده و به نشر نوشتههای
«اهل حدیث» ارادت میورزند.
لیکن باید گفت: نشر برخی از این کتب نه تنها به درمان درد کمک نمیکند بلکه درد را شدّت میبخشد. برای علاج واقعی، باید آثار دیرینه را در قالبهای متناسب با شرایط روز مطرح کرد، و آنگاه به رسالت خود (مبارزه با ملحدان) ادامه داد و کلیه مباحثی که به نام علم، در جهان مطرح است و دست آویزی برای آنان به شمار میرود، مورد بررسی قرار داد.
•
سبحانی، جعفر، فرهنگ عقاید و مذاهب اسلامی، ج۱، ص۲۳.