• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

معروف عبد المجید (شعر عاشورایی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





معروف عبدالمجید (متولد ۱۹۵۲م،) در قاهره است.
متخصص زبان‌های سامی و نقوش باستانی است که تحصیلات خود را در دانشگاه‌های الازهر، رم و سوئیس تکمیل کرده است.
وی سابقه تدریس در دانشگاه‌های ایران را داشته و هم‌اکنون در حوزه‌های تبلیغات، روزنامه‌نگاری و همکاری با صداوسیما فعال است.




معروف عبد المجید در سال ۱۹۵۲ میلادی در قاهره به دنیا آمد.
او دارای فوق‌لیسانس زبان‌های سامی از دانشگاه الازهر، تخصص در «نقوش سامی» از دانشگاه رم و مدرک لیسانس از دانشگاهی در سوئیس در زمینه «آثار یمنی و یونانی قدیم» است.



عبد المجید سابقه تدریس در دانشگاه‌های تربیت معلم و امام صادق (علیه‌السّلام) را دارد و هم‌اکنون در زمینه تبلیغات، روزنامه‌نگاری و همکاری با صداوسیمای جمهوری اسلامی فعالیت می‌کند.



برخی از آثار معروف عبارتند از:
• «معلقة علی جدار الاهرام»،
• «ینصبون عندها سقیفة»،
• «احجار لمن تهفو لها نفسی» و
• قصیده معروف «موتة المثال» (مرگ آرمانی) در رثای امام حسین (علیه‌السّلام).



مسموح ان تبکی «کلیوباترا» «انطونیو»
[۱] «کلئوپاترا» دختر «بطلمیوس ۱۲» و ملکه مصر بوده است که بعد از «اسکندر» بر مصر حکومت کرد، او با «بطلمیوس ۱۳» که برادرش محسوب می‌شد ازدواج کرد. پس از چندی آنتونیوس فرمانده سپاه «بطلمیوس ۱۲» دلباخته او شد. پس از جریانات که بین آن دو گذشت، «کلیوباترا» شایع کرد که خود را کشته است و آنتونیوس به محض شنیدن این خبر، خنجری در قلب خود فرو کرد. «کلیوپاترا» از این امر متاثر و بالاخره خود نیز قربانی این عشق گردید. شاعران مصری در این باب بسیار سروده‌اند. نمایشنامه منظوم «احمد شوقی» به نام «مصرع کلیوباترا» در ادب عربی، شهرت فراوان یافته است.
فوق ضفاف النّیل...
امّا «زینب» فعلیها الصّمت
علیها ان تضحک للموت
و اخوها فی «القدس» قتیل...! !
زینب ما ارتحلت من قلب «فلسطین»
یوما...!
هی باقیة فی القدس
تقابل دوما...!
هی تحلم للمئذنة المحترقة حلما...
هی تزرع فی صحن «الاقصی». .


شاعر رموز افسانه‌ای را به استهراء می‌گیرد:
چگونه اجازه داده می‌شود تا بر «کلئوپاترا» و «آنتونیو» بگریند!
زینب (سلام‌الله‌علیها) که اسوه‌ی پایداری و مقاومت است به چنین شخصی که تو بر آن می‌گریی می‌خندد:
زینب (سلام‌الله‌علیها) در استمرار مبارزه و برای ماندن در فلسطین بذر امید را در دل قدس می‌کارد.
زینب (سلام‌الله‌علیها) از قلب فلسطین برخاسته است! و در قدس باقیست و در ماذن آتش‌گرفته‌ی آن و در صحن مسجد الاقصی.


۴.۱ - قصیده «موتة المثال»


اموت مثل شجرة...!
ممتدّة الجذور فی الخواء
هاربة الاغصان فی الفضاء
جامحة الصّهیل فی السّماء
یتیمة الاوراق و الثّمار و النّباهة
محرومة الرّجوع و البداء
مفجوعة... کآهة...!
ممطورة دهرا..


این مرگ مانند درختی پرشاخ و برگ و پرباری است که ریشه‌های خویش را در نیستی و فقر استوار ساخته است و سر به آسمان می‌ساید و در عین حال برگها و میوه‌هایش یتیم و خودش چونان آه، مصیبت‌زده و داغدار است.


حلم، و وردة، و اغنیّة
و هداة، و حکمة، و امسیّة
و فضل امنیّة
لا حتفی بمقدم القمر
و انثر المیلاد فوق ماتم الشّجر
و اکشف التّراب عن قلوب من حجر...!
من لی بضجّة من المطر...؟ !
لامسح الاستار عن عیون زاویة
کنبتة الصّبار فی مقابر المجوس
کسکتة الشّتاء تحت ظلّة الشّموس
کموتة النّجوم فوق مخدع العروس‌؟!


‌ای زمانه‌ی سنگدل فرصتی ده!
صبر گلی، ترنّم ترانه‌ای، آرامشی، حکمتی، غروبی و آرزویی دراز تا آمدن ماه را جشن بگیرم و میلاد را بر مجلس عزای درخت نثار کنم.
من به دنبال برگرفتن غبار از دلهای چون سنگ هستم.
سیلابی از باران می‌طلبم تا پرده‌ها را از چشمان بی‌فروغ بی‌بصیرتان برگیرم...
آن جانهای بی‌عشق و حرارت به خارهایی می‌ماند که در مقبره‌ی خلوت و بی‌روح مجوس می‌روید.
یا سکوت سرد زمستانی است که از شعاع پرفروغ خورشید حرکتی در آنها پدید نمی‌آید.
همه‌چیز و همه‌چیز سرد و بی‌روح و در خواب و خموش است حتی ستارگانی که بر بالش عروسان فرومی‌ریزند، گویا مرده‌اند!


البحر فی خیالی...
و الموج باحتضار الافق لا یبالی...
یا شاطیء المحال...!
اسیر نحوک الهوینا....... دونما وصول
اموت کالکسیح...
کالشّهید
کالخیول


شاعر در خیال خویش به دنبال دریا می‌گردد! )
موج دریا در خیال من است و به احتضار افق بی‌توجّه است.
‌ای کرانه‌های دور از دسترس! کشان‌کشان به سویت می‌آیم
بدون اینکه به تو برسم
همه‌ی راهها بسته است. امید و عشق به وصال مرا بی‌قرار نموده است.
پس باید مرگی خونین را اختیار کرد. مرگی با نهایت تلاش
پس به مرگی خونین می‌میرم، چون شهید و مانند جنگاور عرصه‌ی پیکار!


اموت موتة المثال...! !
و توصد العیون و الآبار
تصمت المیاه...!
و یرفع المفتاح کی یظلّ دائما
رهین جعبة الاله...!


من به مرگی آرمانی می‌میرم
(مرگی ممتاز و یگانه و از سوی دیگر دردناک و برانگیزاننده! )
پس از چنین مرگ آرمانی و عطشناکی است که چشمه‌ها و چاهها بسته می‌شوند و آبها از خجالت سکوت اختیار می‌کنند و کلید این شهادت ناب در گرو جعبه اله قرار می‌گیرد.

و انمحی انا... کرصعة مضیئة
ضلّت طریقها السّحریّ
نحو وجنة اللّیالی..


من مانند آن گودی درخشان که راه خویش را در گونه‌های شب گم کرده است، در شب ظلمانی ستم و در غوغا و هجوم او ناپدید گردیده‌ام!
(شاعر چنین مرگی را در تمثیلی رمزگونه، آن را سکوتی کوتاه و رفتنی موقّت می‌شمارد و آن را به محو گودی گونه‌ها هنگامی‌که لبها از خنده می‌ایستد تشبیه می‌کند)


اموت مرّتین
و الماء فی الانهار... فی دلال مشرک
ینای مع المدی المخیف
ساحبا فی اثره الیدین...
اموت...
موتة «الحسین». ..! !


(مرگی که شاعر به خواننده می‌نمایاند، پر از درد و رنج ظاهری و سختی و مصیبت است. شهید دوبار می‌میرد. یکبار مانند همه‌ی موجودات است و بار دیگر از زندگی ذلّت‌بار دست می‌شوید تا مرگ احیاگر را انتخاب کرده باشد و سر فرود نیاورد.)
من دوبار می‌میرم!
آب در جوی‌ها با عشوه‌گری مشرکانه‌ی خویش مرا به خود می‌خواند و در همان حال در افقی هولناک دور می‌شود.
در حالی‌که به دنبال خویش دستان تشنه را می‌کشاند.
من می‌میرم! در اینجا مرگی چون مرگ حسین باید؛ این مرگ با تشنگی و بی‌قراری همراه است.




۱. «کلئوپاترا» دختر «بطلمیوس ۱۲» و ملکه مصر بوده است که بعد از «اسکندر» بر مصر حکومت کرد، او با «بطلمیوس ۱۳» که برادرش محسوب می‌شد ازدواج کرد. پس از چندی آنتونیوس فرمانده سپاه «بطلمیوس ۱۲» دلباخته او شد. پس از جریانات که بین آن دو گذشت، «کلیوباترا» شایع کرد که خود را کشته است و آنتونیوس به محض شنیدن این خبر، خنجری در قلب خود فرو کرد. «کلیوپاترا» از این امر متاثر و بالاخره خود نیز قربانی این عشق گردید. شاعران مصری در این باب بسیار سروده‌اند. نمایشنامه منظوم «احمد شوقی» به نام «مصرع کلیوباترا» در ادب عربی، شهرت فراوان یافته است.
۲. عبد المجید، معروف، احجار لمن تهفو لها نفسی، ص۹۰-۹۱.    
۳. بلون الغار... بلون الغدیر، ص۷۹.    
۴. بلون الغار... بلون الغدیر، ص۸۰-۸۱    
۵. بلون الغار... بلون الغدیر، ص۸۲.    
۶. بلون الغار... بلون الغدیر، ص۸۲-۸۳    
۷. بلون الغار... بلون الغدیر، ص۸۳.    
۸. بلون الغار... بلون الغدیر، ص۸۴    



محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۶۹۱.    






جعبه ابزار