• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

مقالات دارابی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



منبع: وقت
مقالات مرتبط: مقالات دارابی.


وقت در اصطلاح، به بخشی معین از زمان گفته می‌شود که برای انجام کاری خاص فرض و تعیین شده است.
در فقه اسلامی، وقت یکی از عناصر بنیادین در تحقق تکالیف شرعی و موضوعات احکام به‌شمار می‌آید. بسیاری از واجبات و محرمات، تنها در وقت خاص خود اعتبار می‌یابند و خارج از آن، یا مشروع نیستند یا اثر شرعی ندارند؛ ازاین‌رو، وقت در فقه نه صرفاً ظرف وقوع، بلکه گاه قید حکم محسوب می‌شود.
مفهوم وقت در ابواب گوناگون فقهی حضوری گسترده دارد؛ به‌گونه‌ای که در عبادات، معاملات و ایقاعات، تعیین یا تحقق آن شرط صحت یا وجوب است.
به‌طور کلی، وقت در فقه اسلامی ابزاری برای نظم‌بخشی به تکلیف و رفع ابهام در عمل است و فهم دقیق آن، مقدمه‌ای ضروری برای درک صحیح بسیاری از احکام شرعی به‌شمار می‌آید.
از احکام مرتبط با وقت در بسیاری از باب‌ها؛ اعم از عبادات، عقود و ایقاعات، همچون طهارت، صلات، زکات، صوم، اعتکاف، جهاد، تجارت، حجر، مزارعه و مساقات، اجاره، نکاح، طلاق، اطعمه و اشربه، لقطه، حدود و دیات سخن گفته‌اند که به مهم‌ترین موارد آن اشاره می‌شود.



وقت، زمان، مدت، اجل، روز، شب و شبانه‌روز کلماتی نزدیک به هم‌اند که در زمان کاربرد دارند و بعضی به جای بعضی دیگر به کار می‌روند؛ هرچند میان آنها تفاوت‌هایی وجود دارد، مانند اجل که بر وقت و نیز غایت وقتِ تعیین‌شده اطلاق می‌گردد.


بدو شک، همه امور و پدیده‌ها، از جمله تکالیف شرعی و موضوعات احکام در زمان تحقق می‌یابند و زمان، ظرف وقوع آنها است؛ لیکن در بعضی تکالیف و موضوعات، زمان [وقت] به عنوان قید اخذ شده و وجوب آن تکالیف و تحقق آن موضوعات، منوط به آن زمان است؛ چنان‌که در بعضی معاملات و عقود، تعیین زمان شرط صحت آنها می‌باشد.


کمترین وقت حیض سه و بیشترین آن ده روز است. چنان‌که کمترین وقت پاکی از حیض (← طهر) بنابر قول مشهور، ده روز می‌باشد. همچنین بیشترین مدت نفاس ده روز خواهد بود.
بنابر مشهور، وقت غسل جمعه از طلوع فجر صادق تا زوال خورشید روز جمعه است.


هر یک از نمازهای یومیه دارای وقتی خاص است و گزاردن آنها در غیر آن وقت صحیح نیست؛ (← نمازهای یومیه) چنان‌که بعضی نمازهای مستحب نیز دارای وقت‌اند. (← نماز مستحب).
بنابر مشهور، وقت نماز عید (← نماز عید) از هنگام طلوع خورشید تا زوال آن است.


در وجوب تعلق زکات به شتر، گاو و گوسفند و نیز طلا و نقره، گذشت یک سال از تملک آنها شرط است. (← زکات).


زمان گرفتن روزه؛ اعم از واجب و مستحب از طلوع فجر صادق تا غروب خورشید است و روزه‌دار باید در این فاصله از مفطرات معین امساک کند.


حداقل زمان برای اعتکاف سه روز است و کمتر از آن اعتکاف محقق نمی‌شود و بنابر قول مشهور زمان شروع آن، طلوع فجر روز اول و پایان آن غروب روز سوم می‌باشد. (← اعتکاف).


کمترین مدت مرزبانی سه و بیشترین آن چهل روز یا شب‌های میان آن است. (← مرزبانی).
از شرایط جواز و صحت قرارداد آتش‌بس، تعیین مدت (آغاز و انجام) آن است و بدون تعیین مدت باطل است. (← آتش).


بنابر قول برخی، ملاک تحقق احتکار سپری شدن زمان؛ یعنی سه روز در ایام گرانی و کمبود، و چهل روز در ایام ارزانی و فراوانی از آغاز انبار کردن کالا است. (← احتکار).
بنابر مشهور، مدت استفاده از حق خیار حیوان برای خریدار، سه روز از زمان وقوع معامله است. (← خیار حیوان).
مدت خیار شرط باید معین باشد و در صورت عدم تعیین، شرط و معامله؛ هر دو باطل خواهد بود؛ (← خیار شرط)؛ لیکن بنابر دیدگاه مشهور قدما، شرط خیار بدون ذکر مدت صحیح، و مدت آن تا سه روز پس از عقد می‌باشد.
خیار تاخیر (← خیار تاخیر) از هنگام معامله تا سه روز برای فروشنده ثابت است.


زمان بلوغ در دختران بنابر مشهور، تمام شدن نُه و در پسران، تمام شدن پانزده سال قمری است؛ مگر آنکه قبل از آن، دیگر نشانه‌های بلوغ، از قبیل روییدن موی درشت بر شرمگاه، خروج منی (← منی) و یا دیدن خون حیض در دختران تحقق یافته باشد.


از شرایط عقد مزارعه و مساقات تعیین مدت آن است.


از شرایط عقد اجاره تعیین مدت آن است و بدون آن، اجاره باطل می‌باشد.


تعیین مدت از ارکان ازدواج موقت و شرط صحت آن است.
مستحب است عقیقه در هفتمین روز ولادت نوزاد انجام گیرد؛ چنان‌که ختنه کردن نوزاد پسر در هفتمین روز ولادت و نیز دختر در هفت‌سالگی مستحب می‌باشد. (← ختنه).
شیر دادن زن به کودکی به مدت یک شبانه‌روز با شرایطی موجب نشر حرمت (← نشر حرمت) می‌شود. مدت شیر دادن کامل نوزاد دو سال قمری از زمان تولد و تا ۲۱ ماهگی واجب است.
کمترین مدت بارداری شش و بیشترین آن بنابر قول مشهور، نه ماه است. (← آبستنی).


زنی که پس از آمیزش طلاق داده می‌شود، چنان‌که در سن حیض شدن باشد لیکن خون نبیند، باید سه ماه عده نگه دارد. همچنین در ازدواج موقت پس از پایان مدت یا فسخ عقد توسط زوج، چنان‌چه زن در سن دیدن باشد لیکن خون نبیند، باید ۴۵ روز عده نگه دارد.
مدت عده وفات برای زن شوهرمرده چهار ماه و ده روز است، مگر زن باردار که عده او با وضع حمل پایان می‌یابد؛ چنین زنی نیز اگر قبل از چهار ماه و ده روز وضع حمل کند، باید تا آن مدت عده نگه دارد.


حیوان نجاستخوار باید تا مدتی معین استبرا شود (← استبراء) تا گوشت و شیر آن حلال گردد. مدت استبرا بنابر قول مشهور برای شتر چهل؛ برای گاو بیست؛ برای گوسفند ده؛ برای مرغابی پنج و برای مرغ سه روز است.


واجب است مالی که پیدا می‌شود، در فرض وجوب تعریف، به مدت یک سال معرفی و اطلاع‌رسانی شود.
[۴۶] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۸، ص۳۵۹.
(← لقطه).


از کیفرهای محارب، به دار آویختن وی به مدت سه روز است.
[۴۷] حلی، حسن بن ابی‌طالب، کشف الرموز، ج۲، ص۵۸۸.
[۴۸] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴۱، ص۵۸۹-۵۹۱.
(← محاربه).


در دیه قتل عمد، جانی ظرف یک سال باید دیه (← دیات) را به اولیای دم (← ولی دم) بپردازد. در قتل شبه‌عمد بنابر مشهور، این مدت به دو سال افزایش می‌یابد؛ لیکن در قتل خطایی مدت زمان آن سه سال و مسئول پرداخت دیه عاقله قاتل (← عاقله) است.
[۴۹] نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴۳، ص۴۲۷.
(← قتل).


۱. نراقی، احمد، مستند الشیعة، ج۲، ص۳۸۸.    
۲. نراقی، احمد، مستند الشیعة، ج۲، ص۳۹۶.    
۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳، ص۱۴۷-۱۴۹.    
۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳، ص۳۷۳.    
۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۵، ص۷-۸.    
۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۱، ص۳۵۱.    
۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۵، ص۹۷.    
۸. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۶، ص۳۸۴.    
۹. نراقی، احمد، مستند الشیعة، ج۱۰، ص۵۴۶-۵۴۸.    
۱۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۷، ص۱۶۶-۱۶۸.    
۱۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۴۱-۴۲.    
۱۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۲۹۷-۲۹۹.    
۱۳. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۱۸، ص۶۲-۶۳.    
۱۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۲، ص۴۸۳.    
۱۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۳، ص۲۳.    
۱۶. انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، ج۱۴، ص۱۳۰.    
۱۷. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۳، ص۳۲-۳۴.    
۱۸. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۳، ص۵۱-۵۲.    
۱۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۶، ص۵-۲۸.    
۲۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۶، ص۴۲-۴۶.    
۲۱. خمینی، روح‌الله و سایر مراجع، توضیح المسائل مراجع، ج۲، ص۳۷۵.    
۲۲. قاضی ابن براج، عبدالعزیز بن برّاج، المهذب، ج۲، ص۱۱.    
۲۳. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۲، ص۳۳۹.    
۲۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۷، ص۱۴.    
۲۵. علامه حلی، حسن بن یوسف، مختلف الشیعة، ج۶، ص۱۹۸.    
۲۶. شهید ثانی، الروضة البهیة، ج۴، ص۳۱۳.    
۲۷. حسینی عاملی، سیدجواد، مفتاح الکرامة، ج۲۰، ص۲۰۱.    
۲۸. شیخ طوسی، النهایة، ص۴۴۳.    
۲۹. سبزواری قمی، علی، جامع الخلاف و الوفاق، ص۳۶۰.    
۳۰. محقق کرکی، علی بن حسین، جامع المقاصد، ج۷، ص۲۲۶.    
۳۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۰، ص۱۷۲-۱۷۶.    
۳۲. شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۸، ص۳۹۹-۴۰۱.    
۳۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۱، ص۲۵۷.    
۳۴. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۱، ص۲۶۰-۲۶۲.    
۳۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۹، ص۲۸۵-۲۸۶.    
۳۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۱، ص۲۷۶-۲۷۹.    
۳۷. شیخ طوسی، المبسوط، ج۴، ص۲۸ و ص۹۷.    
۳۸. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۲، ص۲۵۷-۲۵۹.    
۳۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۲، ص۲۳۰.    
۴۰. طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم، تکملة العروة الوثقی، ج۱، ص۹۰.    
۴۱. سبزواری، سید عبدالاعلی، مهذب الاحکام، ج۲۵، ص۱۰۲-۱۰۳.    
۴۲. سبزواری، سید عبدالاعلی، مهذب الاحکام، ج۲۶، ص۹۷.    
۴۳. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۲، ص۲۷۴-۲۷۵.    
۴۴. شهید ثانی، مسالک الافهام، ج۱۲، ص۲۸.    
۴۵. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۶، ص۲۷۶-۲۸۱.    
۴۶. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۸، ص۳۵۹.
۴۷. حلی، حسن بن ابی‌طالب، کشف الرموز، ج۲، ص۵۸۸.
۴۸. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴۱، ص۵۸۹-۵۹۱.
۴۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۴۳، ص۴۲۷.



• فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهم‌السلام)، ج۹، ص۴۲۰.



جعبه ابزار