• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

مقالات دارابی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مقالات مرتبط: مقالات دارابی.


مشروعیت اسارت در فقه سیاسی اسلام به جواز و حدود به اسارت گرفتن رزمندگان دشمن در شرایط جنگی می‌پردازد و از مباحث بنیادین مرتبط با جهاد و حقوق جنگ در اندیشه اسلامی به‌شمار می‌آید. در این چارچوب، اسیر به رزمنده‌ای اطلاق می‌شود که در حال نبرد و به‌صورت زنده به دست مسلمانان می‌افتد و از این‌رو، موضوع مشروعیت اسارت صرفاً ناظر به وضعیت جنگ است.
اصل مشروعیت اسارت از دیدگاه فقهای مسلمان امری پذیرفته‌شده و مستند به قرآن و سیره پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) دانسته شده است. با این حال، اختلافات فقهی در شرایط تحقق، زمان و شیوه اسیر گرفتن پدید آمده و همین امر، مشروعیت اسارت را به یکی از مباحث تحلیلی فقه سیاسی بدل کرده است.
در تبیین قرآنی مشروعیت اسارت، اسیر گرفتن به‌طور مستقیم با تحقق جنگ بالفعل و درهم‌شکستن توان رزمی دشمن پیوند خورده است. از این منظر، صرفِ دستگیری دشمن ملازم با تحقق عنوان اسارت نیست و احکام اسیر تنها در بستر درگیری نظامی معنا می‌یابد.
از دیگر مباحث مهم در مشروعیت اسارت، تفکیک میان اسیران رزمنده و گروه‌هایی چون زنان، کودکان و ناتوانان است. این تمایز نشان می‌دهد که مشروعیت اسارت ناظر به مردان جنگجو است و هدف آن، تحقق غایات الهی جهاد است، نه کسب منافع مادی یا بهره‌برداری دنیوی از جنگ.



اسیر عبارت از رزمنده‌ای است که به نفع دشمن می‌جنگد و در زمان جنگ در حالی‌که زنده است توسط مسلمانان دستگیر می‌شود.


اصل مشروعیت به اسارت گرفتن نیروهای رزمنده دشمن امری است مسلم و مورد اتفاق فقهای اسلام و قرآن به صراحت آن را تجویز نموده است


آنچه که در مباحث فقهی بحث برانگیز بوده و اختلاف بسیاری را به دنبال داشته است تعیین مکان، زمان و رفتار با اسیران جنگی می‌باشد که دو مورد را در این مبحث مورد بررسی قرار می‌دهیم:

۳.۱ - مکان اسیر گرفتن

یکی از مباحث مورد اختلاف بحث تعیین مکان اسیر گرفتن هست.

۳.۱.۱ - مفهوم اصطلاحی اسیر

گرچه غیر مسلمانی که در حال فعالیت خصمانه بر علیه اسلام و مسلمانان است چه انفرادی و چه به صورت تشکیلاتی در شکل ملی و یا فرا ملی در اصطلاح فقهی حربی و دشمن شناخته می‌شود و حربی از مصونیت جانی و مالی برخوردار نیست و به همین دلیل به هر صورتی توسط مسلمانان دستگیر شود در حکم اسیر محسوب می‌گردد و بنابراین تعریف عام از حربی، مشروعیت اسیر گرفتن اختصاص به مکان خاص و جبهه جنگ ندارد. حتی اگر شخص حربی (فاقد ذمه و امان) به وسیله کشتی در ساحل سرزمین اسلامی قرار گیرد و یا به گونه دیگر توسط مسلمانان دستگیر شود با وی بر اساس احکام اسیر رفتار می‌شود. (برخی از فقها مانند ابن تیمیه دستگیری کفار با روش‌های اغفال شده (حیله) را نیز جایز می‌شمارند.
[۳] رک: ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، السیاسة الشرعیة، ص۱۲۴.
)
لکن اصطلاح اسیر در قرآن و فقه به همان معنایی است که در ابتدای این بحث ارائه گردید و مفاد آن، اختصاص به مکان اسارت، جبهه، محل و یا زمان وقوع جنگ می‌باشد.
با دقت بیشتر روشن می‌گردد که اصولاً در مفهوم اصطلاحی اسیر، خصوصیت محل، نقشی ندارد و آنچه که در صدق عنوان اسیر بر دشمن رزمنده دستگیر شده مؤثر می‌باشد زمان جنگ است. هرچند که دستگیری دشمن رزمنده در خارج از محل جبهه جنگ صورت گرفته باشد.

۳.۱.۲ - اختصاص اسارت به حالت جنگ

مفاد آیه: (فَاِذا لَقِیتُمُ اَلَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ اَلرِّقٰابِ حَتّٰی اِذٰا اَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا اَلْوَثٰاقَ فَاِمّٰا مَنًّا بَعْدُ وَ اِمّٰا فِدٰاءً‌) به قرینه ذیل همان آیه (حَتّٰی تَضَعَ اَلْحَرْبُ اَوْزٰارَهٰا) آن است که اسیر گرفتن اختصاص به جبهه و حالت جنگ دارد و مفهوم «لقاء کفار» شامل هر نوع برخورد نیست بلکه به معنی برخورد در کارزار و جبهه جنگ می‌باشد.
دلیل دیگر بر اختصاص مشروعیت اسیر گرفتن در حالت جنگ آن است که در آیه دیگر شدیداً از اسیر گرفتن بدون جنگ نهی شده و این عمل از شان انبیاء (علیهم‌السلام) بدور تلقی گردیده است: (مٰا کٰانَ لِنَبِیٍّ اَنْ یَکُونَ لَهُ اَسْریٰ حَتّٰی یُثْخِنَ فِی اَلْاَرْضِ‌)
و در ذیل آیه قبلی هم، بدریان به خاطر اقدام به اسیر گرفتن مورد توبیخ قرار گرفته‌اند. (لَوْ لاٰ کِتٰابٌ مِنَ اَللّٰهِ سَبَقَ لَمَسَّکُمْ فِیمٰا اَخَذْتُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ‌)
با این بیان روشن می‌شود که عدم مصونیت جانی حربی ملازم با مشروعیت اسیر گرفتن او نیست و اسارت دارای مفهوم خاصی است که صدق آن نیاز به وقوع جنگ و درگیری نظامی دارد و هر نوع حربی دستگیر شده برخوردار از کلیه احکام مربوط به اسیر نمی‌باشد.

۳.۱.۳ - تفکیک میان اسیر و سبی و عاجز

برخی از فقها بین سه عنوان: اسیر، سبی و عاجز در مورد دستگیر شدگان در حال جنگ فرق گذاشته و گفته‌اند.
[۱۱] رک: زحیلی دمشقی، وهبة بن مصطفى، آثار الحرب فی‌ الاسلام، ص۴۱۷.

اسیران عبارت از مردان رزمنده‌ای هستند که در حال جنگ به دست مسلمانان دستگیر می‌شوند و سبی به زنان اطفال دشمن گفته می‌شود که در حال جنگ به‌دست مسلمانان می‌افتند. و عجزه، افراد ناتوانی هستند که قادر به جنگ نیستند اما در اردوگاه دشمن حضور دارند مانند پیرمردان، نابینایان، افراد فلج، رهبانان و صومعه‌نشینان.
گرچه در برخی از احکام مانند احسان به دشمن گروه‌های نامبرده برابر هستند ولی تاکیدهای فراوانی که در مورد اطفال، زنان و افراد سالخورده و روحانیانی که نقشی در جنگ ندارند در منابع اسلامی به عمل آمده و در گذشته به برخی از آنها اشاره شد؛ ناگزیز باید احکام دو گروه دوم و سوم را از مقررات مربوط به اسیران جدا نمود و بحث‌هایی که ما در این فصل در مورد اسیران جنگی مورد بررسی قرار می‌دهیم شامل دو گروه دوم و سوم نمی‌گردد.
در هر حال دو گروه نامبرده دستگیر شده در حال جنگ از حقوق مربوط به اسیران به طریق اولویت برخوردار می‌شوند و لکن اگر کشتن اسیر در موردی تجویز شود هرگز در مورد این دو گروه صادق نخواهد بود.

۳.۲ - زمان اسیر گرفتن

مفاد آیه: (ما کٰانَ لِنَبِیٍّ اَنْ یَکُونَ لَهُ اَسْریٰ حَتّٰی یُثْخِنَ فِی اَلْاَرْضِ‌) عدم مشروعیت اسیر گرفتن از نیروهای رزمنده دشمن تا پایان درگیری است به این معنی که تنها پس از پایان عملیات جنگی است که مسلمانان می‌توانند نیروهای دشمن را به اسارت بگیرند.
زیرا «اثخان» در این آیه به عنوان زمان آغاز اسیر گرفتن ذکر شده و معنی اثخان در لغت سعی و تلاش و کاری را به پایان رساندن است و مفسران در تفسیر آیه گفته‌اند: برای هیچ پیامبری شایسته نیست که تا کار جنگ را به پایان نرسانیده و تلاش همه جانبه‌ای را برای دفع دشمن بکار نگرفته است به گرفتن اسیر از دشمن بپردازد باید این تلاش همه جانبه در کار رزم و عملیات نظامی بگونه‌ای باشد که دشمن را وادار به شکست، یا تسلیم و یا از دست دادن توان رزمی خود بنماید.
[۱۹] تفسیر فخر رازی، ج، ۱۵ ص۱۹۶.
[۲۰] تفسیر روح المعانی، ج۱۰، ص۳۳.
[۲۱] تفسیر المنار، ج۱۰، ص۸۳.


۳.۲.۱ - نقد انگیزه‌های اسیر گرفتن

ذیل آیه مذکور: (تُرِیدُونَ عَرَضَ اَلدُّنْیٰا وَ اَللّٰهُ یُرِیدُ اَلْآخِرَةَ وَ اَللّٰهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ‌) نشان می‌دهد که در دیدگاه قرآنی اسیر گرفتن با اهداف جهاد سازگار نیست معمولاً به دلایل زیر اقدام به گرفتن اسیر می‌شود:
الف - کسب سود مادی حاصل از دستگیری اسیر به جهت استفاده از نیروی کار، یا سود حاصل از مبادله آن و یا گرفتن غرامت.
ب - به‌دست آوردن امکان لازم جهت باز پس گرفتن اسرای خودی به هنگام مبادله اسیران.
ج - تضعیف توان رزمی دشمن و تقلیل نیروهای رزمنده آن.
از آنجا که انگیزه اول در بیشترین موارد صدق می‌کند و عملاً نیز در صدر اسلام به خاطر انگیزه‌های باز مانده از دوران جاهلیت اسرا را به چشم برده می‌نگریستند و جنگ را منبع کسب غنیمت برده می‌پنداشتند، قرآن این عمل صرفاً مادی را شایسته مقام و منزلت جهاد و جهادگران ندانسته و از این انگیزه به (تُرِیدُونَ عَرَضَ اَلدُّنْیٰا) تعبیر کرده است در حالی که انگیزه جهاد صرفاً معنوی و الهی است و به تعبیر قرآن «عرض الاخرة» می‌باشد.
انگیزه دوم اسیر گرفتن نیز خود به نوعی مادی و عرض الدنیا بوده و از سوی دیگر رسیدن به چنین هدفی وقتی می‌تواند سودمند باشد که جنگ به نتیجه مطلوبی رسیده باشد. هنگامی که توان رزمی جهادگران، صرف گرفتن اسیر و نگهداری و تامین آنها می‌شود چگونه می‌توان به نتیجه جنگ امیدوار بود تا در مبادله اسرا به نحوی از آن سود برده شود؟
در مورد انگیزه سوم نیز باید گفت که گرچه ممکن است این انگیزه به نحوی الهی و در جهت رسیدن به پیروزی در جهاد باشد اما محاسبه‌ای که بر اساس آن چنین انگیزه‌ای شکل می‌گیرد در واقع یک محاسبه مادی است و صرف‌نظر از این نکته اصولاً یک محاسبه غیر منطقی نیز هست. زیرا به همان‌ اندازه که اسیر گرفتن از دشمن موجب تقلیل نیروی دشمن و تضعیف توان رزمی وی می‌گردد، جهادگران نیز بخشی از نیروهای خودی و توان نظامی خویش را عملاً از عرصه کارزار خارج می‌سازند و معلوم نیست سرانجام در این محاسبه توازن قوا به نفع کدام طرف خواهد بود.
در اینجا باید نکته سومی را نیز از نظر دور نداشت که نگهداری و تامین اسرای جنگی و ده‌ها مساله ناشی از آن همواره به امکاناتی نیازمند می‌باشد که ناگزیز باید از طریق امکانات موجود نظامی در جبهه تامین گردد و این خود موجب مشکلات فراوان و در نهایت تضعیف مضاعف توان رزمی خودی می‌شود.

۳.۲.۲ - تحلیل راهبردی الهی

در مقابل این محاسبه مبهم نوع دیگری محاسبه منطقی و صد در صد الهی وجود دارد که قرآن از آن به واژه «اثخان» تعبیر می‌کند که جهادگران تمامی اراده و همّ و توان رزمی و امکانات خویش را در جهت پیشبرد جهاد بکار گیرند تا با همه ظرفیت رزمی کار را به نحو مطلوب به پایان برسانند و اگر پیروز شدند که فرصت کافی برای گرفتن اسیر از دشمن خواهند داشت و اگر شکست خوردند که در دست داشتن تعدادی اسیر مشکلی را حل نخواهد کرد و آن میزان سود مادی حاصل از این تعداد اسیر در مقابل آنچه از دست رفته چیزی به حساب نخواهد آمد. در صورتی که احتمال شکست خوردن در هر دو حالت امکان‌پذیر می‌باشد و این احتمال در محاسبه منجر به گرفتن اسیر بیشتر نیز هست.
شاید تذکر این نکته در ارزیابی این تحلیل درباره آیه مورد بحث مفید باشد که این آیه در شرایط جنگ بدر نازل شده
[۲۳] . رک: تفسیر فخر رازی، ج۴، ص۳۸۵.
[۲۴] تفسیر الکشاف، ج۲، ص۲۳.
[۲۵] سنن بیهقی، ج۶، ص۳۲۱.
[۲۶] تفسیر قرطبی، ج۸، ص۴۵.
که مهم‌ترین مساله برای اسلام و مسلمانان در آن زمان، کسب پیروزی و تحکیم اقتدار مدینه بود و محاسبات مادی می‌توانست به روند سیاسی نظامی در روابط دولت جوان مدینه با قدرت‌های در حال خصومت و مجاور، لطمه جبران‌ناپذیری وارد آورد و اصولاً مسیر آن را به سوی یک روند اقتصادی و دنیایی منحرف سازد.


۱. توبه/سوره۹، آیه۵.    
۲. محمد/سوره۴۷، آیه۶۷ و ۶۸.    
۳. رک: ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، السیاسة الشرعیة، ص۱۲۴.
۴. محمد/سوره۴۷، آیه۴.    
۵. محمد/سوره۴۷، آیه۴.    
۶. انفال/سوره۸، آیه۶۷.    
۷. رک:سیوری، مقداد بن عبدالله، کنز العرفان، ج۱، ص۳۶۴.    
۸. انفال/سوره۸، آیه۶۸.    
۹. رک:طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۱۳۸ به بعد.    
۱۰. رشید رضا، محمد، تفسیر المنار، ج۱۰، ص۹۳ به بعد.    
۱۱. رک: زحیلی دمشقی، وهبة بن مصطفى، آثار الحرب فی‌ الاسلام، ص۴۱۷.
۱۲. انفال/سوره۸، آیه۶۸.    
۱۳. رک:ابن اثیر، مبارک بن محمد، النهایه، ماده «ثخن».    
۱۴. جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، ماده «ثخن».    
۱۵. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ماده «ثخن».    
۱۶. رک:طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۴، ص۵۰۸.    
۱۷. شیخ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۱۸۲.    
۱۸. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۱۳۵.    
۱۹. تفسیر فخر رازی، ج، ۱۵ ص۱۹۶.
۲۰. تفسیر روح المعانی، ج۱۰، ص۳۳.
۲۱. تفسیر المنار، ج۱۰، ص۸۳.
۲۲. انفال/سوره۸، آیه۶۷.    
۲۳. . رک: تفسیر فخر رازی، ج۴، ص۳۸۵.
۲۴. تفسیر الکشاف، ج۲، ص۲۳.
۲۵. سنن بیهقی، ج۶، ص۳۲۱.
۲۶. تفسیر قرطبی، ج۸، ص۴۵.



عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۶، ص۱۸۵-۱۸۹.    



جعبه ابزار