مقالات دارابی
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
بَجَلی ۲، نسبت شمار بسیاری از محدّثان شیعه از راه نَسب یا به ولا به قبیلة بجیله •. اغلب افراد این قبیله در زمان خلافت حضرت علی علیهالسلام جانب ایشان را گرفتند و در جنگ صفّین نیز، جز اندکی، در سپاه آن حضرت بودند.
بعدها نیز همین گرایش در آنان ادامه یافت و با اشاعة تشیّع و افزایش شیعیان در زمان امام پنجم و ششم، بسیاری از آنان در شمار شاگردان و یاران آن دو امام وامامهای بعدی درآمدند، به طوری که برخی از آنها از نامبردارترین محدّثان شیعهاند. نجاشی که کتاب رجال خود را فقط به انگیزة معرفی رجال شیعة صاحب تألیف تا زمان خودش نیمة اول قرن چهارم نگاشته است، بیش از پنجاه نفر را نام میبرد، که نسبت بجلی دارند؛ از جمله معاویةبن عمّار •، مؤمن الطّاق •، ابانبنعثمان •، صفوانبنیحیی •، محمّدبنقیس بجلی • و حسنبنمحبوب زرّاد •. در این مقاله چند تن از محدّثان این قبیله که شیعه یا مشهور به تشیّع بودهاند، معرفی میشوند: ۱) جریربن عبدالله بجلی احمسی یمنی. صحابی مشهور. متوفی ۵۱ یا ۵۴ وی در رمضان سال دهم به حضور پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم رسید و اسلام اختیار کرد.
سپس به فرمان پیامبر، «ذوالخَلَصة»، بتکدة معروف برخی از قبایل عرب، را در تباله ویران ساخت.
در دوران خلافت ابوبکر مأمور شد تا به کمک مسلمانان قبیلة خود، به جنگ برخی از مرتدان عرب برود و با موفقیت این عمل را به انجام رساند.
در دوران خلافت عمر به سرپرستی قبیلة بجیله برگزیده شد و در جنگ قادسیّه از فرماندهان سپاه بود.
در زمان خلافت عثمان، والی همدان شد،
اما پس از جنگ جمل در پی دریافتِ نامهای از امیرالمؤمنین علی علیهالسلام خلافت ایشان را پذیرفت و راهی کوفه شد.
سپس به عنوان سفیر آن حضرت نزد معاویه رفت تا او را به بیعت با علی علیهالسلام وادارد.
نهجالبلاغة، ص ۸۴، ۳۶۸
اما این مأموریت بینتیجه ماند
و به مشاجرة لفظی مالک اشتر با وی انجامید، ازینرو جریر از امیرالمؤمنین علیهالسلام کناره گرفت و از کوفه خارج شد و به شهر قَرقیسیا، از شهرهای مرزی شام بر ساحل فرات، پناه برد.
هر چند جریر در جنگ صفّین از هیچیک از طرفین حمایت نکرد، احتمالاً گرایش او به حضرت علی علیهالسلام در روی آوردن بجلیان به تشیّع بیتأثیر نبوده است. در سند جریر تقریباً صد حدیث نقل شده است، و مسلم و بخاری در صحیح خود چند حدیث از او روایت کردهاند.
ابویعقوب اسحاقبنجریربنیزیدبنجریر، که نجاشی او را توثیق کرده است ص ۷۱ و خالدبن جریربن یزیدبن جریر
دو تن از نوادگان او هستند که از محدثان شیعی و از اصحاب امام صادق علیهالسلام به شمار آمدهاند. ۲) رفاعةبن شدّاد بجلی. از یاران وفادار و برجستة حضرت علی علیهالسلام. از معدود افرادی بود که همراه مالک اشتر درمراسم تجهیز ابوذر و دفن او در رَبَذِه شرکت داشت.
رفاعة در جنگ صفین به فرمان علی علیهالسلام پرچمدار قبیلة بجیله شد
و در زمان معاویه همراه عمروبن حمق به موصل گریخت و با شهامت کمنظیری خود را از دست مأموران حکومت رهانید.
پس از مرگ معاویه، وی از اولین کسانی بود که برای امام حسین علیهالسلام نامه نوشتند و آن حضرت را به کوفه دعوت کردند.
همچنین یکی از سران پنجگانة توابین بود که به خونخواهی امام حسین علیهالسلام خروج کردند و در عینالوردة به جنگ با لشکر شام پرداختند.
رفاعة در قیام مختار در ۶۶ شهید شد.
۳) ابوقدامه حَبّةبنجُوَین
عُرَنی بجلی. از بزرگان تابعین و از اصحاب حضرت علی علیهالسلام. ابنعقده او را از صحابه و راویان حدیث غدیر شمرده است،
لیکن ابناثیر و بیشتر تراجم نویسان از جمله: ابنحجرعسقلانی تقریب التهذیب، ج ۱، ص ۱۴۸ او را از تابعین و اصحاب امیرالمؤمنین دانستهاند. به گفتة خطیب بغدادی ج ۸، ص ۲۷۴ حبّه در پی راهنمایی حُذیفةبن یمان در زمرة یاران حضرت علی درآمد و در جنگ نهروان حضور داشت. براساس برخی روایات، وی از یاران صمیمی و اصحاب سرّ آن حضرت بوده است.
برخی رجال شناسان اهل سنّت
او را به دلیل شیعه بودن، که از آن به غلوّ در تشیّع تعبیر میکنند، توثیق نکردهاند. ۴) ابومعاویه عمّاربن خَبّاب دُهنی بجلی. محدث نامی. متوفی ۱۳۳ دلیل قطعی بر تشیّع او در دست نیست، لیکن به طور قطع از دوستداران اهلبیت علیهمالسلام بوده است. احمدبن حنبل و برخی از رجالنویسان
و نیز نجاشی ص ۴۱۱ او را توثیق کردهاند. عمّار دهنی از امام محمدباقر علیهالسلام و ابوالطفیل، آخرین صحابی پیامبر و سعیدبنجُبَیر، تابعی معروف روایت کرده است. فرزند او معاویةبنعمار و برخی از محدثان و فقیهان از او روایت میکنند.
دختر او مُنیّة نیز از اصحاب امام صادق علیهالسلام بوده است.
۵) ابوالحسن یا ابوالقاسم معاویةبنوهْب بجلی. محدث امامی و از اصحاب امام صادق و امام کاظم علیهماالسلام که تألیفاتی نیز داشته است.
نجاشی او را توثیق کرده
و شیخمفید
نیز او را از فقیهان سرشناس میداند. معاویةبن وهب از راویانی بزرگ روایت کرده و محدثانی جلیل القدر نیز از او روایت کردهاند.
۶) موسیبنقاسمبنمعاویةبنوهب بجلی. محدث کثیرالتألیف و از اصحاب امام رضا و امام جواد علیهماالسلام.
نجاشی او را کاملاً توثیق کرده و به جلالت قدر و روشنی حدیث ستوده است. . ص ۴۰۵ وی از راویان بسیاری حدیث شنیده و بیش از نهصد حدیث از او در دست است.
۷) احمدبناسماعیلبنعبدالله بجلی. ملقب به «سمکة»، ادیب و مورخ شیعی. در قم میزیسته و گفتهاند که ابنعمید، وزیر ادیب و امامی رکنالدّوله دیلمی، شاگرد او بوده است. او خود از شاگردان ابوجعفر احمدبن ابیعبدالله برقی • بوده و تألیفاتی ارزشمند داشته است. از جملة تألیفات او کتاب العبّاسی در تاریخ خلفای بنیعباس در حدود دههزار ورق است. نجاشی تنها بخشی از آن کتاب را که دربارة امین بوده مشاهده کرده و آن را ستوده است ص ۹۷
اما در وثاقت او میان رجال شناسان اختلافنظر وجود دارد.
۸) ابومحمّد جعفربنبشیربجلی. از محدّثان و فقیهان شیعه و از یاران امام رضا علیهالسلام.
ظاهراً در کوفه زندگی میکرد و نجاشی ص ۱۱۹ مسجد او را در کوفه دیده بود. از القاب او «فَقحةالعلم» شکوفة دانش است.
بعلاوه، نجاشی
او را «وَشّاء» لقب داده که به نظر برخی محقّقان
اشتباه است. رجالنویسان جعفربن بشیر را به وثاقت، زهد و عبادت ستودهاند و از چند اثر او از جمله، المشیخة، الصّلوة، المکاسب، النوادر یاد کردهاند.
وی احادیث خود را، که بیش از دویست مورد آنها در منابع شیعی آمده،
از محدثانی چون ابانبنعثمان، عبداللّهبنبکیر، معاویةبنعمّار، منصوربنحازم و جز اینها نقل کرده و کسانی چون ابوعبداللّه برقی، ابراهیمبنهاشم، محمّدبن اسماعیلبنبزیع و محمّدبنخالد برقی از او روایت کردهاند.
بنابر نقل کشّی ص ۶۰۵ جعفربن بشیر در زمان مأمون دستگیر و مضروب شد ولی نجات یافت. او در ۲۰۸ در ابواء، در راه مدینه به مکه، درگذشت.
۹) ابومحمّد عبداللّهبنمغیره بجلی. از محدثّان و فقیهان بزرگ شیعه. برخی از رجال شناسان
گاه وی را از یاران امام کاظم و گاه از یاران امام رضا علیهماالسلام شمردهاند. نجاشی ص ۲۱۵ تنها به روایت او از امام کاظم علیهالسلام اشاره کرده، اما عبداللهبنمغیره دستکم شانزده حدیث از امام رضا علیهالسلام نقل کرده است.
ازینرو باید او را از یاران هر دو امام دانست. نجاشی، ص ۲۱۵ که مانند دیگر رجالشناسان
وثاقت و ورع او را تأکید کرده، با نام بردن شماری از کتابهای او مانند: الوضوء، الصّلوة، الزکاة، الفرائض، تعداد آنها را سی عدد ذکر کرده و به برخی از طریق روایت آنها نیز اشاره کرده است. کشّی
او را از اصحاب اجماع شمرده است. طبق برخی احادیث وی پس از وفات امام کاظم علیهالسلام به واقفیه گرایش یافت و سپس توبه کرد.
خوئی با بیان دلایلی به ردّ تضعیف آن احادیث پرداخته است. به عقیدة محقّقان متأخّر
هر چند در سند برخی احادیث نام «عبداللهبن مغیره» همراه با نسبت «بجلی کوفی» نیامده، به دلایلی در این موارد هم مراد همان عبداللهبن مغیره بجلی است نه فردی دیگر. همچنین آنان، به تبعِ شیخ طوسی رجال، ص ۳۵۵، ۳۷۹ و برقی
و برخلاف نقل نجاشی، ص ۲۱۵ وی را از موالیِ بنونوفل • دانستهاند. تعداد روایات او در کتب اربعه، که از امام کاظم و امام رضا علیهماالسلام و یاران آنها نقل کرده، به بیش از ۵۲۰ مورد میرسد و محدّثانی مانند ابنابیعمیر، ابنفضّال، ابراهیمبن هاشم و حسینبن سعید از او نقل حدیث کردهاند.
۱۰) عبدالرحمانبنحجّاج بجلی کوفی. از فقیهان و محدّثان امامی و از یاران امام صادق، امام کاظم و امام رضا علیهمالسلام. ظاهراً تنها کشّی ص ۴۴۱ کنیة او را ابوعلی آورده است.
وی در منابع رجالی
توثیق و تمجید شده و شیخمفید ج ۲، ص ۲۱۶ او را از خواص و بزرگان اصحاب امام صادق علیهالسلام دانسته است. عبدالرحمان در بغداد زندگی میکرد
و شیخ طوسی در الغیبة
از نمایندگان آن حضرت بود. بنابر احادیث متعدّد
وی بارها مورد مدح خاصّ امام صادق و امام کاظم علیهماالسّلام قرار گرفت. در منابع اصلی حدیثی شیعه بیش از پانصد حدیث از طریق او از سه امام مذکور و یارانشان آمده و کسانی چون صفوان، زراره، زید شمّام، ابانبنتغلب و منصوربنحازم از او نقل کردهاند.
درباره کیسانی و واقفی بودن و سپس اعتماد او به امام رضا علیهالسّلام نیز در کتابهای رجال بحث و مناقشه شده است.
۱۱) ابوالقاسم عیصبن قاسمبن ثابتبن عبید بجلی کوفی. از محدّثان موثّق امامی و از یاران امام صادق و امام کاظم، علیهماالسّلام. بیشتر رجالنویسان
او را در شمار یارانِ امام صادق علیهالسّلام آوردهاند و تنها نجاشی ص ۳۰۲ روایت او از امام کاظم علیهالسلام را یادآور شده است. همچنین از ۱۵۰ مورد احادیث وی که در کتب اربعه آمده،
جزیک مورد همگی از امام صادق علیهالسّلام نقل شده است. صفوانبن یحیی، حسینبن هاشم، علیبن رباط، عبداللّهبن مغیره و محمدبن ابیحمزه بزرگترین شاگردان و راویان احادیثِ او به شمار میآیند.
منسوبان به قبیلة بجیله در میان محدّثان اهل سنّت نیز بسیارند و در منابعی چون تاریخ بغداد و سیراعلام النبلاء معرفی شدهاند. همچنین باید این نکته را در نظر داشت که برخی از افرادی که «بجلی» نام دارند، منسوب به بَجْله، شاخهای از قبیلة سُلیمبنمنصورند که غیر از بجیله است؛ از جمله: عَمروبن عَبْسه صحابی پیامبر و از مسلمانان دوران مکّه
و عیسیبن عبدالرحمان سُلَمی از محدّثان تابعین
۱. ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغة، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، بیروت ۱۳۸۵ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۵ـ۱۹۶۷؛
۲. ابنابیحاتم، کتاب الجرح و التعدیل، حیدرآباد دکن ۱۳۷۱ـ۱۳۷۳/۱۹۵۲ـ۱۹۵۳؛
۳. ابناثیر، اسدالغابة فی معرفةالصحابة، چاپ محمد ابراهیم بنا و محمد احمد عاشور، قاهره ۱۹۷۰ـ۱۹۷۳؛
۴. ابناثیر، الکامل فیالتاریخ، بیروت ۱۳۹۹ـ۱۴۰۲/ ۱۹۷۹ـ ۱۹۸۲؛
۵. ابنحجر عسقلانی، تقریب التهذیب، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، بیروت
[تاریخ مقدمه ۱۳۸۰
] ؛
۶. ابنحجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، بیروت
[بیتا.
] ؛
۷. محمدتقی تستری، قاموس الرجال، تهران ۱۳۷۹ـ۱۳۹۱؛
۸. احمدبنعلی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، مدینه
[بیتا.
] ؛
۹. ابوالقاسم خوئی، معجم رجالالحدیث، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛
۱۰. محمدبن احمد ذهبی، تاریخالاسلام، چاپ عمر عبدالسّلام تدمری، ج ۳، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹؛
۱۱. محمدبن احمد ذهبی، سیراعلام النبلاء، بیروت ۱۴۰۲ـ۱۴۰۹/ ۱۹۸۲ـ ۱۹۸۸؛
۱۲. محمدبن احمد ذهبی، میزان الاعتدال فی نقدالرجال، چاپ علی محمد بجاوی، قاهره
[تاریخ مقدمه ۱۳۸۲/۱۹۶۳
] ؛
۱۳. عبدالکریمبن محمد سمعانی، الانساب، چاپ عبداللّه عمر بارودی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸؛
۱۴. محمدبن جریر طبری، تاریخالامم والملوک، بیروت ۱۴۰۷؛
۱۵. محمدبن حسن طوسی، رجال الطوسی، نجف ۱۳۸۰/۱۹۶۱؛
۱۶. محمدبن حسن طوسی، الفهرست، قم
[بیتا.
] ؛
۱۷. علیبن ابیطالب علیهالسّلام، امام اول، نهجالبلاغة، چاپ صبحی صالح، قم
[بیتا.
] ؛
۱۸. محمدبن عمر کشّی، اختیار معرفةالرجال،
[تلخیص
] محمدبن حسن طوسی، چاپ حسن مصطفوی، مشهد ۱۳۴۸ ش؛
۱۹. عبداللّه مامقانی، تنقیحالمقال فی علمالرجال، نجف ۱۳۴۹ـ۱۳۵۲؛
۲۰. محمدباقر بنمحمدتقی مجلسی، بحارالانوار، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛
۲۱. محمدبن محمد مفید، الارشاد فی معرفة حجج اللّه علیالعباد، قم ۱۴۱۳؛
۲۲. احمدبنعلی نجاشی، فهرست اسماء مصنّفی الشیعة المشتهر برجال النجاشی، چاپ موسی شبیری زنجانی، قم ۱۴۰۷؛
۲۳. نصربن مزاحم، وقعة صفّین، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ۱۳۸۲، چاپ افست قم ۱۴۰۴.؛