مقالات دارابی
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
وضو در
شرع مقدس بر طهارتی ویژه، ترکیب یافته از شستن
صورت و دو
دست و
مسح سر و دو
پا به
قصد قربت اطلاق میشود. بنابراین،
وضو از
عبادات به شمار میرود.
در منابع فقهی، دربارهٔ نواقض وضو، انواع
آب، و شرایط صحت آن مانند
ترتیب،
موالات و طهارت آب به تفصیل بحث شده است.
وضو با
آب مطلق صحیح است و با
آب مضاف یا نجس باطل میشود.
وضو به اقسام واجب،
مستحب و
تجدیدی تقسیم میگردد و هر یک بر حسب قصد و اثر، احکام خاصی دارد.
برخی از آثار وضو عبارتند از:
• شرط صحت عباداتی چون
نماز و
طواف.
• عامل طهارت معنوی و رفع
کراهت برخی اعمال.
• مقدمه وصول به
قرب الهی و
پاکی درونی.
از احکام آن به تفصیل در باب
طهارت سخن گفتهاند.
وضو به خودی خود
واجب (واجب نفسی) نیست، آیا
مستحب (مستحب نفسی) است یا نه؟ استحباب نفسی وضو به دو معنا است:
۱. به معنای با طهارت بودن. مقابل آن، وضو برای غایات مستحب، همچون
تلاوت قرآن قرار دارد که وضو برای آن غایات مستحب غیری است.
۲. به معنای رجحان ذاتیِ وضو، از این جهت که فعلی است مشتمل بر دو شستن و دو مسح کردن. مقابل آن وضویی است که برای غایتی اختیاری؛ اعم از واجب، مانند نماز واجب، و مستحب، مانند تلاوت قرآن، یا غایتی غیر اختیاری، همچون با طهارت بودن که به طور قهری بر وضو مترتب میگردد، انجام میشود. در استحباب نفسی وضو به معنای نخست، اختلافی نیست؛ لیکن به معنای دوم (رجحان ذاتی آن)، اختلاف وجود دارد.
وضو به لحاظ آثار مترتب بر آن دارای اقسامی است؛ زیرا یا شرط صحت عملی است، مانند
نماز؛ اعم از واجب و مستحب و یا شرط کمال عملی، مانند تلاوت قرآن، یا شرط جواز عملی، مانند مسّ نوشته قرآن یا رافع کراهت عملی، مانند
خوردن برای
جنب و یا شرط تحقق امری است، مانند با طهارت بودن.
مقصود از غایتهای وضو اموری است که وضو برای آنها واجب یا مستحب میگردد.
این غایتها دو گونهاند: واجب و مستحب.
وضو برای این غایتها واجب است:
۱. گزاردن نماز واجب؛ اعم از ادا و قضا و نیز به جا آوردن اجزای فراموش شده نماز، همچون
تشهّد و یک
سجده و بنابر قول برخی، دو
سجده سهو.
۲. انجام دادن
طواف واجب؛ یعنی طوافی که جزئی از
اعمال حج یا
عمره است؛ هرچند خود
حج یا عمره
مستحب باشد.
۳. مسّ نوشته قرآن در صورت وجوب آن به سبب
نذر و مانند آن و یا افتادن آن در جایی که بیرون آوردنش از آنجا واجب است و یا برای تطهیر آن در صورت توقف بیرون آوردن یا تطهیر بر مسّ نوشته، بنابر قولی، نامهای خدا و صفات خاص او و نیز نامهای
معصومان (علیهمالسّلام) در این حکم ملحق به قرآناند. (← اسماء متبرک).
۴. وضوی واجب به سبب نذر،
عهد یا
قسم.
وجوب وضو برای غایات یاد شده، جز نذر، عهد و قسم، در صورت نداشتن طهارت (محدث بودن) و در موارد نذر، عهد و قسم تابع آنها است؛ بدینمعنا که اگر متعلق نذر، عهد یا قسم با طهارت بودن باشد، وضو تنها در صورت محدِث بودن واجب خواهد بود؛ (← حدث)؛ اما اگر متعلق آنها
وضوی تجدیدی باشد، باید وضو بگیرد؛ هرچند وضو داشته باشد.
برخی، این نوع وضو را به سه قسم تقسیم کردهاند:
۱. وضوی مستحب در حالت محدث بودن به
حدث اصغر که مفید طهارت است.
۲. وضوی مستحب در حالت با طهارت بودن که حاصل آن طهارت بر طهارت است. (← وضوی تجدیدی).
۳. وضوی مستحب در حالت محدِث بودن به
حدث اکبر. این وضو مفید طهارت نیست؛ لیکن برای رفع
کراهت حصول کمال کاری مستحب است.
غایات این قسم از وضو عبارتاند از:
۱.
نمازهای مستحب. البته وضو شرط صحت آنها نیز میباشد.
۲.
طواف مستحب؛ یعنی طوافی که جزء اعمال حج و عمره نیست. البته وضو شرط صحت
نماز طواف است.
۳. بنابر قولی، جهت آماده شدن برای نماز در اول وقت یا اول زمان امکان اقامه آن در صورت عدم امکان به جا آوردن آن در اول وقت.
۴. ورود به
مسجد.
۵. ورود به
مشاهد مشرفه.
۶. گزاردن
مناسک حج، جز طواف و نماز آن که وضو برای آن دو واجب است.
۷.
نماز میت.
۸.
زیارت اهل قبور.
۹.
تلاوت، نگارش، لمس حاشیه یا حمل
قرآن کریم.
۱۰.
دعا و طلب حاجت از
خدای تعالی.
۱۱. زیارت
معصومان (علیهمالسّلام)؛ هرچند از راه دور.
۱۲.
سجده شکر و
سجده تلاوت.
۱۳.
اذان و اقامه. برخی در اقامه، طهارت را شرط صحت آن نیز دانستهاند.
۱۴. داخل شدن
زوج بر
زوجه در
شب زفاف.
۱۵. ورود مسافر بر خانوادهاش قبل از ورود.
۱۶. خوابیدن.
۱۷.
آمیزش با همسر
باردار.
۱۸. نشستن
قاضی در مجلس قضاوت. برخی گفتهاند: دلیلی بر آن نیافتهاند.
۱۹. با طهارت بودن.
۲۰. مسّ نوشته قرآن کریم، در صورت عدم وجوب مسّ به سبب نذر و مانند آن؛ البته بنابر
مشهور، وضو شرط جواز مسّ نوشته قرآن است و بدون وضو مس آن
حرام میباشد.
وضو برای تجدید طهارت مستحب است. (← وضوی تجدیدی).
وضو برای این غایات جهت حصول کمال یا رفع کراهت عملی مستحب است:
۱. ذکر گفتن به مقدار به جا آوردن نماز در اوقات آن برای
حایض، بنابر مشهور. از برخی قدما وجوب آن نقل شده است.
۲. جهت
خوردن، نوشیدن، خوابیدن، آمیزش و
غسل دادن
میت، برای فرد جنب.
۳. جهت آمیزش برای کسی که
مسّ میت کرده، لیکن غسل آن را به جا نیاورده است.
۴. جهت
کفن کردن یا خاک سپردن میت، برای کسی که میت را غسل داده، لیکن غسل مسّ میت به جا نیاورده است. برخی گفتهاند: در این مورد نصّی وجود ندارد؛ لیکن فقها تصریح به استحباب کردهاند. در مورد سوم نیز گفتهاند: مفاد روایت خصوص غسلدهنده میت میباشد، نه هر کس که آن را مس کرده است.
اسباب وضو و نیز آنچه وضو را نقض و باطل میکند، شش چیز است:
ادرار؛
مدفوع؛
باد معده خارج شده از محل خروج مدفوع؛ خوابی که بر اثر آن
انسان نشنود و نبیند و نفهمد، نه صِرف چرت زدن که به این حد نرسیده باشد؛ هر آنچه
عقل آدمی را زایل کند، مانند
بیهوشی،
مستی و
دیوانگی، و
استحاضه.
(← استحاضه).
آنچه در
شرع محکوم به ادرار است نیز حکم ادرار را دارد، مانند رطوبت خارج شده بعد از ادرار و قبل از
استبراء.
(← استبراء).
در ادرار و مدفوع، خروج از محل اصلی و طبیعی شرط است. چنانچه نسبت به شخصی، محل خروج، غیر محل طبیعی در دیگران باشد و آن محل بر حسب این شخص طبیعی به شمار رود یا محل طبیعی بسته و مخرج دیگری برای آن دو باز شود، در هر دو مورد، خروج ادرار و مدفوع موجب وضو میشود؛ اما اگر باز شدن مخرج جدید، مخرج طبیعی هم باز باشد، آیا خروج آن دو از مخرج غیر اصلی موجب وضو میشود یا نه؟ مسئله محل اختلاف است. بنابر مشهور میان متاخران، در صورت عادت شدن خروج ادرار و مدفوع از محل غیر اصلی، خروج موجب بطلان وضو است.
خروج غیر ادرار و مدفوع از انسان، همچون خروج
کرم یا
هسته موجب بطلان وضو نیست.
در بطلان وضو به باد معده، تفاوتی بین با صدا و بدون صدا، بودار و بدون بو بودن آن نیست؛ لیکن خروج باد از
قُبُل زن یا
مرد یا خروج از غیر معده موجب بطلان وضو نمیشود.
از برخی، بطلان وضو با خروج باد از قُبُل زن یا مرد و یا خصوص زن نقل شده است.
خروج
خون یا چرک از مخرج ادرار و مدفوع، موجب بطلان وضو نیست.
چنانکه بنابر مشهور، خروج
مَذی (رطوبت حاصل از ملاعبه) موجب وضو نمیشود.
وَدی (رطوبت بیرون آمده پس از ادرار و استبرا) و
وَذی (رطوبت بیرون آمده پس از خروج منی) نیز حکم مَذی را دارند.
به گفته جمعی، وضو در پی حدوث امور زیر مستحب است؛ هرچند باطلکننده وضو نیستند:
خروج مَذی، وَذی و وَدی. البته دلیلی بر وضو پس از خروج وَدی یافت نشده است.
دروغ گفتن؛
ستم کردن به دیگری؛ بسیار
شعر باطل خواندن؛
استفراغ کردن؛
خندیدن در
نماز؛ خون دماغ؛ خلال کردنی که موجب خون آمدن شود؛
بوسیدن از روی
شهوت؛ مسّ
فرج هرچند فرج خود؛ مسّ درونِ
دُبُر و
آلت تناسلی؛ فراموش کردن شستن مخرج ادرار پس از ادرار، در صورتی که وضو گرفته باشد که مستحب است آن را بشوید سپس وضو بگیرد و مسّ
سگ از دیگر اموری هستند که مستحب است پس از پیدایی آنها انسان وضو بگیرد. هرچند پیش از آن وضو داشته باشد. البته در این موارد، دلیلی بر استحباب وضو یافت نشده است؛
از اینرو، برخی استحباب در هیچ یک از موارد یاد شده را ثابت ندانسته و روایات وارده شده را حمل بر
تقیه کردهاند.
این امور در وضو واجب است:
در
نیّت قصد تقرّب به
خدای تعالی و امتثال امر او واجب است.
آیا قصد وجه (قصد وجوب در وضوی واجب و استحباب در وضوی مستحب) و نیز قصد رفع
حدث یا مباح شدن عملِ مشروط به طهارت، مانند نماز، واجب است یا نه؟ مسئله محل اختلاف است.
بنابر مشهور، مستحب است هنگام شستن دستها نیت وضو کند.
برخی آن را جایز دانستهاند.
برخی نیز نیت هنگام
مضمضه و
استنشاق را جایز دانستهاند.
تاخیر نیّت از آغاز شستن صورت جایز است.
استمرار حکم نیّت تا پایان وضو واجب است.
(← نیت)
مقصود از صورت در طول، حدّ فاصل روییدن
مو در جلو سر و انتهای
چانه و در عرض، محدوده پوشش انگشتهای شست و وسط است.
بیرون از این محدوده از صورت به شمار نمیرود و شستن آن در وضو واجب نیست.
نَزَعَتان (دو طرف سر که به پیشانی احاطه دارد و در بیشتر مردان فاقد مو است) از صورت به شمار نمیرود و شستن آن واجب نیست؛ چنانکه
گیجگاه (← صدغ) همین حکم را دارد.
آیا
عِذار (برآمدگی محاذی
گوش که از آن به خطّ ریش تعبیر میکنند) جزء صورت به شمار میرود و شستن آن واجب است یا نه؟ مسئله اختلافی است.
چنانکه این اختلاف در
عارضان.
(موهای دو طرف صورت از انتهای عِذار تا بالای چانه) (← عارضان)، همچنین مواضع تحذیف.
(حدّ فاصل انتهای عِذار و نَزعه که متصل به موی سر است) نیز وجود دارد.
بنابر مشهور، واجب است صورت از بالا به پایین شسته شود و شستن عکس آن موجب بطلان وضو میشود.
برخی عکس آن را نیز جایز دانستهاند.
شستن آن مقدار از
ریش که بیرون از حدّ صورت است واجب نیست.
چنانکه رساندن آب به پوست زیر ریش واجب نمیباشد؛ بلکه شستن روی آن کفایت میکند.
آیا این حکم (عدم وجوب) اختصاص به دارندهٔ موهای پرپشت که
پوست از میان آنها دیده نمیشود دارد یا دارندهٔ موهای تُنُک و کمپشت که پوست از میان آنها دیده میشود را نیز شامل میشود؟ مسئله محل اختلاف است. قول دوم به مشهور نسبت داده شده است.
واجب است دستها از
آرنج تا سر انگشتان شسته شوند. آرنج نیز داخل در شستن دست است؛ لیکن در اینکه شستن آن از باب مقدمه برای حصول یقین به شستن
ذراع است یا اینکه شستن آن بالاصاله -و نه از باب مقدمه– واجب میباشد، مسئله محل اختلاف است.
بنابر مشهور، شستن دست را باید از آرنج آغاز کند و عکس آن موجب بطلان وضو است.
برخی عکس آن را
مکروه دانستهاند نه مبطل.
واجب است ابتدا دست راست و پس از آن دست چپ شسته شود.
کسی که بعض دو دستش از پایین آرنج قطع شده است، واجب است باقی مانده را از آرنج بشوید؛ اما اگر از بالای آرنج قطع شده باشد، شستن ساقط است.
بنابر مشهور، واجب در مسح، مسمّای آن است.
چنانکه مشهور، در مسح سر و پا، اکتفا به مسح یک
انگشت است.
بسیاری به وجوب مسمّای مسح تصریح کردهاند.
برخی مسح سر به کمتر از سه انگشت بسته را جایز ندانستهاند.
بسیاری نیز حکم به استحباب آن کردهاند.
بر داشتن
روسری یا
مقنعه از سر هنگام مسح؛ بویژه در
نماز صبح و
مغرب، بر
زن مستحب است؛ چنانکه مسح با سه انگشت بر وی مستحب میباشد. لیکن میتواند روسری را برندارد و با یک انگشت از زیر آن مسح کند.
ظاهر کلام برخی قدما، وجوب برداشتن روسری هنگام مسح در صبح و مغرب است.
واجب است جلوی سر مسح شود و مسح پشت سر کفایت نمیکند.
بر این حکم، ادعای
اجماع شده است.
البته موضع بعض جلوی سر کفایت میکند و نیازی به مسح همه قسمت جلو نیست.
واجب است مسح سر با رطوبت آب وضو صورت گیرد و مسح با آب جدید صحیح نیست.
از
ابن جنید، جواز مسح سر با آب جدید در صورت زوال رطوبت دست و صورت، نقل شده است؛
لیکن اجماع فقها پس از ایشان، بر عدم جواز آن است.
مسح سر با دست راست واجب نیست؛ هرچند مستحب است.
ظاهر کلام برخی وجوب آن است.
مقصود از دست در مسح با آن، کف دست است؛ نه پشت آن.
با زوال رطوبت دست برای مسح، از رطوبت ریش و دیگر جاهای دارای رطوبت مواضع وضو کمک میگیرد.
و در صورت عدم وجود رطوبت در هیچ یک از مواضع، باید دوباره وضو بگیرد.
بنابر قول منسوب به مشهور، افضل در مسح سر، مسح از بالا به پایین است و عکس آن کراهت دارد.
برخی قائل به عدم جواز آن شدهاند.
بعضی این قول را به مشهور نسبت دادهاند.
مسح بر موهای جلوی سر، در صورتی که آنقدر بلند نباشد که اگر کشیده شوند، از حدّ سر فراتر روند، جایز است؛ خواه موها تُنُک و کمپشت باشد یا پرپشت.
در صورت فراتر بودن از حدّ سر، مسح بر مقدار اضافی صحیح نیست.
بنابر مشهور، مسح روی پا از سر انگشتان تا برآمدگی استخوان روی پا [
کَعب] واجب است.
برخی مسح پا را از سر انگشتان تا مفصل میان
ساق و
قدم واجب دانستهاند.
آیا عکس کیفیت یاد شده (از
کعب تا سر انگشتان) جایز است یا نه؟ مسئله محل اختلاف و مشهور جواز آن است.
لیکن برخی آن را جایز ندانستهاند.
بنابر مشهور، رعایت ترتیب در مسح دو پا از راست به چپ واجب نیست؛ از اینرو، مسح پای چپ قبل از پای راست و مسح هر دو باهم جایز است.
جمعی رعایت ترتیب و تقدیم مسح پای راست بر پای چپ را واجب دانستهاند.
آیا مسح دو پا با یک دست کفایت میکند یا باید مسح با دو دست انجام گیرد؟ برخی به قول نخست تصریح کردهاند. بنابراین، مسح هر دو پا با یک دست و مسح پای چپ با دست راست و بالعکس، جایز و کافی خواهد بود. برخی به استحباب مسح پای راست با دست راست و پای چپ با دست چپ تصریح کردهاند.
چنانکه در مسح سر گذشت، مشهور، واجبِ در مسح پا نیز اکتفا به مسح با یک انگشت است.
واجب است مسح بر خود پا صورت گیرد، از اینرو، مسح بر حایلی همچون
جوراب یا
کفش صحیح نیست.
شرایط صحت وضو عبارتاند از:
ترتیب بدینگونه: نخست شستن
صورت؛ سپس دست راست؛ پس از آن دست چپ و بعد از آن مسح سر و در پایان، مسح دو پا. عمل بر خلاف این ترتیب موجب بطلان وضو است.
موالات شرط صحت وضو و ترک آن موجب بطلان وضو است.
لیکن در معنای آن اختلاف است. برخی آن را به شستن هر عضو قبل از خشک شدن اعضای قبلی تعریف کردهاند.
این تعریف به مشهور نسبت داده شده است.
برخی دیگر آن را به پیدرپی انجام دادن اعمال وضو در حال اختیار (بدون عذر و ضرورت) تعریف کردهاند. بنابراین، هر عضو باید بدون فاصله بعد از عضو قبلی شسته شود، مگر در حال ضرورت که موالات عبارت از خشک نشدن اعضای قبلی خواهد بود.
مقصود آن است که کسی دیگر او را وضو ندهد؛ بلکه خودش باید اقدام به شستن و مسح کند، مگر در حال ضرورت.
البته کمک خواستن از دیگری در مقدمات وضو، همچون ریختن
آب به دست وضوگیرنده، جایز است.
وضو دادن توسط دیگری در حال ضرورت، جایز بلکه
واجب است؛ هرچند در ازای دریافت
اجرت باشد.
وضو با
آب مضاف صحیح نیست و آب وضو باید مطلق باشد.
(← آب مطلق) برخی قدما قائل به جواز وضو با
گلاب شده و از برخی دیگر جواز وضو با آب مضاف در صورت نبود
آب مطلق نقل شده است.
•
پاکی آب و مواضع وضو:
آب وضو باید پاک باشد و وضو با آب نجس باطل است. همچنین بنابر مشهور، مواضع وضو (صورت، دستها، سر و پاها) باید قبل از وضو پاک باشند و یک شستن، هم به قصد تطهیر محل و هم به قصد وضو کافی نیست.
•
مباح بودن آب، ظرف، مکان و محل ریختن آب وضو:
با غصبی بودن یکی از آنها وضو صحیح نخواهد بود.
البته در شرط بودن اباحه آب اختلاف نیست.
لیکن در شرط بودن اباحه ظرف آب، مکان وضو و محل ریختن آب آن اختلاف است.
•
آب وضو در تطهیر نجس به کار نرفته باشد: بنابراین، وضو گرفتن با آبی که در شستوشوی چیز
نجس به کار رفته است، هرچند پاک باشد، مانند
آب استنجاء صحیح نیست.
برخی در صورت پاکی آب، وضو با آن را صحیح دانستهاند.
آیا وضو گرفتن با آبی که در حدث اکبر، همچون جنابت به کار رفته، صحیح است یا نه؟ مسئله اختلافی است.
•
عدم وجود مانع از استعمال آب بنابر قولی: برخی گفتهاند از شرایط صحت وضو آن است که مانعی از استعمال آب، همچون
بیماری و بیم از غلبه تشنگی نداشته باشد؛ چه اینکه با وجود مانع، وظیفه
تیمم است و اگر وضو بگیرد، باطل خواهد بود.
•
گنجایش وقت برای وضو و نماز بنابر قولی: چنانچه وقت برای وضو و نماز گنجایش نداشته باشد، وظیفه تیمم است و اگر وضو بگیرد، به گفته برخی باطل خواهد بود.
•
از طلا و نقره نبودن ظرف آب بنابر قولی: برخی گفتهاند اگر از آب ظرف
طلا و
نقره وضو بگیرد، باطل است.
(← ظرف)
•
عدم وجود مانع از رسیدن آب به پوست.
•
نیت وضو؛ چنانکه در واجبات وضو گذشت.
مقصود، کسانیاند که به سبب عذری نمیتوانند مانند غیر معذوران وضو بگیرند؛ مانند کسی که جایی از مواضع وضوی او همچون دستش شکسته یا زخم برداشته و با بسته شده است. در این صورت، وضو احکام ویژهای دارد که در عنوان
جبیره به تفصیل آمده است. (← جبیره)
کسی که میداند حدث مبطل وضو، همچون خوابیدن، از او سرزده، لیکن در طهارت (وضو گرفتن پس از آن) شک دارد، باید برای نماز و سایر امور مشروط به طهارت وضو بگیرد.
و اگر به هر دو (طهارت و حدث) یقین دارد، لیکن نمیداند کدام یک مقدم بوده است، بنابر مشهور در این صورت نیز باید وضو بگیرد.
این قول به همه فقها نسبت داده شده است.
کسی که به ترک شستن یا ترک مسح عضوی از اعضای وضو یقین دارد، باید شستن یا مسح آن عضو و مابعد آن را به جا آورد، مگر آنکه رطوبت اعضای قبلی خشک شده باشد، که در این صورت به جهت فوت موالات باید وضو را اعاده کند.
اگر در حال اشتغال به وضو در انجام دادن یکی از افعال آن شک کند، باید آن فعل و مابعدش را به جا آورد.
کسی که میداند وضو گرفته است لیکن در باطل شدن آن به سبب شک در عروض حدث، همچون خوابیدن پس از آن، شک دارد، وضویش را اعاده نمیکند.
چنانچه پس از فراغت از وضو، در به جا آوردن یکی از افعال آن شک کند، به شک خود اعتنا نمیکند و وضویش محکوم به صحت است.
برخی حصول شک پس از انتقال از محل وضو را، هرچند به گونه تقدیری –مانند نشستن طولانی در آن محل که در حکم انتقال است– شرط عدم اعتنا به شک دانستهاند.
کسی که پس از
تخلیّ، بدون شستن محل ادرار و مدفوع، وضو بگیرد و نماز بگزارد، بنابر مشهور واجب نیست وضو را اعاده کند؛ لیکن پس از تطهیر موضع باید نماز را دوباره بخواند.
امور زیر در وضو مستحب است.
۱. قرار دادن ظرف آب در سمت راست بنابر مشهور.
برخی روبهرو قرار دادن آن را اولی دانستهاند.
۲. برداشتن آب با دست راست.
۳. گفتن «
بسم الله الرحمن الرحیم» و خواندن دعای وارد شده قبل از وضو.
۴. شستن دستها تا مچ قبل از داخل کردن آن در ظرف آب، یک بار در صورتی که موجب وضو خوابیدن یا ادرار کردن باشد و دو بار در صورتی که موجب آن خروج مدفوع باشد.
۵.
مضمضه و
استنشاق.
۶. خواندن دعاهای وارد شده هنگام شستن و مسح اعضای وضو.
۷. ابتدا کردن مرد به شستن ظاهر ذراع و زن به باطن آن.
۸. وضو گرفتن با یک مُدّ (← مدّ) آب.
۹.
مسواک زدن، هرچند با مالیدن انگشت دست و افضل با
چوب اراک است.
۱۰. شستن هر یک از صورت و دست دو بار بنابر مشهور.
۱۱. ریختن آب از بالای هر عضو؛ البته شستن از بالا واجب است.
۱۲. شستن اعضا با ریختن آب بر آنها، نه فرو بردن آنها در آب.
۱۳. کشیدن دست بر مواضع شستن در وضو، هرچند بدون آن، شستن محقق شود.
۱۴. حضور قلب در طول وضو.
۱۵. قرائت
سوره قدر هنگام وضو و بعد از آن.
۱۶. قرائت
آیة الکرسی بعد از وضو.
۱۷. گشوده بودن چشمها هنگام شستن صورت.
این امور در وضو
مکروه است.
۱. کمک گرفتن از دیگری در مقدمات وضو.
۲. خشک کردن رطوبت وضو با دستمال و مانند آن بنابر مشهور.
برخی قائل به عدم کراهت آن شدهاند.
۳. وضو گرفتن در محل استنجا.
۴. وضو گرفتن از ظرفی که در آن نقره به کار رفته یا دارای تصویر است.
۵. وضو گرفتن با برخی آبها مکروه است، مانند آب گرمشده به
آفتاب و نیز آب تغییر یافته به غیر نجاست؛ آب قلیلی که در آن
مار یا
عقرب یا
وزغ مرده باشد؛ آب نیمخورده زن حائض (← سؤر) ؛ همچنین نیمخورده
موش،
اسب،
قاطر،
الاغ،
حیوان نجاستخوار و هر حیوان حرامگوشت.
• فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهمالسلام)، ج۹، ص۴۸۷.
۳:۲۶.