• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

مقررات ممنوعه جنگی (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مقالات مرتبط: جهاد.


مقررات ممنوعه جنگی در فقه جهاد اسلامی ناظر به محدود کردن خشونت و حفظ کرامت انسانی در میدان نبرد است.
اسلام جنگ را تنها در چارچوب دفاع مشروع و با نیت الهی مجاز می‌داند و انگیزه‌های نفسانی و تجاوزکارانه را ممنوع می‌شمارد.
کشتن غیرنظامیان، کودکان، زنان، سالخوردگان، مجروحان، اسیران و فراریان به‌ صراحت منع شده است.
تخریب محیط زیست، غارت اموال، شکنجه، مثله‌کردن و نقض عهد از مهم‌ترین محرمات جنگی به شمار می‌رود.
قرآن، سیره پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و امام علی (علیه‌السلام) بر تناسب، عدالت، تقوا و ترجیح صلح بر ادامه جنگ تأکید دارند.
این مقررات، جهاد اسلامی را از خشونت بی‌ضابطه و جنگ‌های ویرانگر متمایز می‌سازد.



در جهاد اسلامى اقدام به هر نوع عمليات جنگى مجاز نبوده و با محدوديت‌ها و ممنوعيت‌هايى مواجه است.
از بررسى مجموع آیات، متون روايى، سيره سياسى و نظامى پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و على (علیه‌السلام) مى‌توان اصول و مقررات ممنوعه نظامى را به ترتيب زير استخراج كرد:
[۴] آملی‌، عزالدین‌ بن‌ جعفر، ترجمه و شرح نهج البلاغه، ج۱۵، ص۱۲۲.
[۵] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، (چ ليدن)، ج۶، ص۳۲۸۲.
[۱۱] بیهقی، احمد بن حسین، سنن بيهقى، ج۸، ص۱۸۰.


۱.۱ - اصول ممنوع در جنگ اسلامی

۱. اقدام به جنگ با انگيزه‌هاى نفسانى، مقاصد دنيوى، به قصد صرفاً خونريزى، كشتار، تخريب، تصاحب قدرت، ثروت و برترى‌جويى؛
۲. جنگ با نيّات آلوده به ریا، عجب، فخرفروشى، منّت گذارى، اطفاى خشم، انتقامجويى و ساير رذايل اخلاقى كه با روح جهاد و قداست آن منافات دارد؛
۳. آغاز به جنگ بدون توجيه فرماندهان و نيروهاى رزمنده و تبيين اهداف و انگيزه‌ها و خط مشى‌ها و هشدار نسبت به اعمال ممنوعه و بالاخره امر به رعايت تقوا.


۱.۲ - حدود رفتار در میدان نبرد

۴. غلول به معناى تصرف و دست درازى به غنايم جنگى قبل از اقدام به تقسيم آن؛
۵. مثله كردن كشته‌گان به معناى قطع اعضاى بدن آن‌ها چه قبل از مرگ و چه بعد از مرگ؛
۶. كشتن دشمن توأم با شكنجه مانند آن كه فردى از دشمن به صورت هدف در تيراندازى مورد استفاده قرار گيرد و يا در يک‌جا حبس شود تا به تدريج جان بسپارد؛
۷. نقض عهد و امان به معناى زير پا گذاردن تعهدات ناشى از قراردادها در عمليات جنگى؛
۸. كشتن پيرمردان و پيرزنانى كه نقشى در جنگ ندارند؛
۹. كشتن كودكان و نوزادان؛
۱۰. كشتن گوشه‌گيران و صومعه نشينان و كسانى كه براى عبادت خلوت گزيده‌اند؛
۱۱. كشتن زنان حتى اگر در جنگ به نفع دشمن مشاركت داشته باشند به اين معنا كه بايد تا آن‌جا كه امكان دارد از تعرض به زنان خوددارى شود هرچند كه زرمنده باشند.

۱.۳ - تخریب محیط و اموال عمومی

۱۲. كندن و بريدن درختان، مگر در حال اضطرار و يا آن‌جا كه مصلحت عمومى ايجاب مى‌كند.
استثناى حالت اضطرار و مصلحت بدان جهت است كه در آیه:
(مٰا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهٰا قٰائِمَةً عَلىٰ أُصُولِهٰا فَبِإِذْنِ اَللّٰهِ‌)
حكم مذكور در صورت اذن خدا استثناء شده است و اذن خدا در حالت اضطرار و مصلحت قابل تصور است.
در ظاهر اين قيد در تمامى موارد ممنوعه قابل طرح است و تشخيص آن با امام و ولى امر مسلمانان است؛
۱۳. سوزاندن نخل‌ها و به‌طور مطلق آتش زدن به باغات، كشتزارها، مزارع و محصولات كشاورزى؛
۱۴. آب بستن به نخلستان‌ها به طورى كه آب، نخل‌ها را فراگيرد و سبب نابودى آن‌ها شود. به نظر مى‌رسد اين حكم شامل درختان ديگر و ساير مزارع نيز خواهد بود.

۱.۴ - ممنوعیت‌های امنیتی در جنگ

۱۵. شكستن امان آحاد مسلمانان و تعرض به كسانى كه توسط يكى از افراد مسلمان هر چند عادى، امان داده شده و يا به تصوّر مصونيت خود را در معرض تعرض مسلمانان قرار داده باشد؛
۱۶. استفاده از سموم و سلاح‌هاى سمّى كه موجب مسموميت هوا و يا آب و به هر نحو ديگرى باشد كه مسموميت نيروها و مردم را به دنبال داشته باشد؛
۱۷. پى‌ كردن چهارپايان مگر در مواردى كه ناگزير از ذبح و استفاده از گوشت آن‌ها هستند؛
۱۸. چابک سوارى فرماندهان به اين معنا كه آنان بايد از ضعيف‌ترين وسايل نقليه و مركب استفاده نمايند؛

۱.۵ - اصول رفتاری در میدان نبرد

۱۹. قتال قبل از دعوت، چنان‌كه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) اسرايى را كه از دشمن قبل از دعوت گرفته بودند اراد كرد؛
[۱۴] کاندهلوی، محمدیوسف، حياة الصحابه، ج۱، ص۸۹.

۲۰. قتال پس از قبول اسلام؛
۲۱. قتال با اهل کتاب در حالى كه اعلام آمادگى به انعقاد قرارداد ذمه داشته و شرايط آن را پذيرفته باشند؛
۲۲. ادامه جنگ با وجود پيشنهاد صلح از طرف دشمن؛
۲۳. تحريف ساختمان‌ها، منهدم كردن ابنيه، اقدام به ويرانگرى در آبادى‌ها و شهرها؛
۲۴. بستن آب به روى دشمن چه به معناى راه انداختن سيلاب براى غرق كردن دشمن و چه به معناى قطع آب و مانع شدن از رسيدن آب به دشمن.
چنان‌كه رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) در جنگ خیبر با وجود پيمان‌شكنى و خيانت دشمن از بستن آب به روى دشمن خوددارى كرد.
امام علی (علیه‌السلام) در صفین پس از آن‌كه دشمن آب را به روى ياران امام بست و در يک عمليات رزمى راه آب در اختيار ياران امام قرار گرفت بستن آب را به روى دشمن منع كرد؛
۲۵. جنگ در حال اضطراب و بدون آرامش و اطمينان خاطر؛
۲۶. كشتن رزمنده‌هاى در حال فرار و كسانى كه پشت به جبهه كرده و از جنگ سر بر تافته‌اند؛
۲۷. كشتن مجروحان حتى مجروحانى كه در شرف مرگ هستند؛
۲۸. عريان كردن افراد و مكشوف كردن آن قسمت از اندام كه معمولا اشخاص از آن شرم مى‌دارند؛
۲۹. هتک كردن و افشا كردن امورى كه معمولا به خاطر رعايت عفّت و اخلاق عمومى پنهان نگاه داشته مى‌شوند؛
۳۰. ورود به خانه‌ها بدون كسب اجازه قبلى (از صاحب‌خانه يا فرماندهان).

۱.۶ - غارت و خشونت

۳۱. غارت اموال و به يغما بردن چيزى جز آن‌چه كه در جبهه به دست مى‌آيد؛
۳۲. آزار رساندن به زنان و تحريک احساسات آنان و به ناله و فغان در آوردن آنان، هرچند كه رزمندگان مسلمان را دشنام دهند و فرماندهان آنان را ناسزا گويند؛
۳۳. تعقيب فراريان و دستگيرى كسانى كه از جبهه رو بر تافته‌اند؛
۳۴. كشتن اسيران جنگى هر چند كه مرتكب قتل و عمليات نظامى بر عليه مسلمانان شده باشند؛
۳۵. آسيب رساندن به رزمندگان دشمن هنگامى كه در شرايط ناهنجار قرار دارند؛

۱.۷ - قواعد فرماندهی جنگ

۳۶. اقدام به جنگ تن به تن (مبارزه) مگر آن‌كه از فرمانده خود كسب اجازه كرده باشد؛
۳۷. ردّ پيشنهاد صلح؛
۳۸. اقدام به جنگ قبل از اعذار و اتمام حجت؛
۳۹. شب را تا صبح به استراحت پرداختن و از حال سپاه غفلت ورزيدن؛
۴۰. تعجيل در امور جنگ و شتاب كردن در تصميم‌گيرى و اقدامات نظامى مگر در مواردى كه درنگ موجب از دست رفتن فرصت مناسب مى‌شود؛
۴۱. استفاده از شيوه‌هاى ناپسند و نامناسب باكرامت انسانى در جنگ و به طور كلى خارج شدن از حدود احسان و روح نيكوكارى و انسان‌دوستى در مراحل مختلف رزم و به‌كارگيرى افراط و تفريط در عمليات نظامى؛
مراد از «غلظه» در آیه: (وَ لْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً‌)
نيز در آيه: (جٰاهِدِ اَلْكُفّٰارَ وَ اَلْمُنٰافِقِينَ وَ اُغْلُظْ عَلَيْهِمْ‌)
خشونت، شكنجه دادن، تعدّى، استفاده از شيوه‌هاى ناهنجار و غير متناسب با كرامت انسانى نيست، بلكه منظور از آن قاطعيت در اجراى مقررات و دخالت ندادن به احساسات در انجام مسئوليت‌ها و سهل انگارى نكردن در ايفاى تعهدات است. (
در جايى كه اسلام در مورد جانداران توصيه مى‌كند و ترحم بر حيوانات را مدّ نظر قرار مى‌دهد و از شكار كردن حيوانات به قصد تفريح نهى مى‌كند.
از پوست كندن حيوان ذبح شده قبل از جان دادنش ممانعت مى‌كند و قطع اندام حيوان را جز براى معالجه تجويز نمى‌كند. (۱۰)
[۲۵] متقی، علی بن حسام‌الدین، كنز العمال، ج۹، ص۳۷.
[۲۶] دارمی، ابومحمد، سنن درامى، ج۲، ص۸۳.
[۲۹] محدث نوری، حسین، مستدرك الوسائل، ج۳، ص۷۰.

چگونه مى‌توان تصور كرد كه به غلظت به معناى شكنجه، خشونت، بى‌حرمتى كرامت انسان و عمليات ضد انسانى امر كرده باشد.

۱.۸ - اصول انسانی در جنگ

۴۲. گرسنه نگهداشتن به قصد از پا درآوردن دشمن و ايجاد زمينه‌هاى منتهى به آن و بستن راه رسيدن غذا به دشمن؛
۴۳. شبيخون زدن و آغاز حمله در شب و ادامه جنگ تا شب: نهى از اين عمل به دليل آن است كه خونريزى كمتر شده و مدت جنگ كوتاه شود.
در سيره نظامى پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) آمده است: «انه (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)) لم يبت عدوا»
[۳۲] بیهقی، احمد بن حسین، سنن بيهقى، ج۹، ص۷۹.
[۳۳] سرخسی، محمد بن احمد، المبسوط، ج۱۰، ص۳۱.
[۳۴] شوکانی، محمد، نيل الاوطار، ج۸، ص۶۹.
(پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) هرگز شب را به جنگ با دشمن نگذرانيد.)
كه مبناى آن متوقف كردن هر نوع عمليات نظامى در شب است؛
در حديثى از امام علی (علیه‌السلام) آمده است: جنگ را همواره بعد از ظهر آغاز كنيد، تا هنگامى كه شب مى‌شود از جنگ دست شسته باشيد، تا كشتار كمتر و زمان جنگ كوتاه‌تر شود.
از جمله فرمان‌هاى نظامى پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) فرمان معروف اسامة بن زید است كه در آن به اين اصل تأكيد شده كه همواره حملات جنگى را در روز انجام دهد؛
[۳۶] سرخسی، محمد بن احمد، المبسوط، ج۱۰، ص۳۱.

۴۴. به آتش كشيدن و سوزاندن اشخاص هرچند رزمنده باشند كه از آن، در متون حدیث به رميهم بالميزان تعبير شده است؛
[۳۷] سرخسی، محمد بن احمد، المبسوط، ج۲، ص۱۱.

۴۵. كشتن اشخاص غير نظامى و افرادى از دشمن كه در جنگ شركت نكرده‌اند.
پيامبر اكرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) در فتح مکه به فرماندهان دستور داد «لا يقاتلوا الا من قاتلهم» سربازانتان جز با كسی‌كه با آن‌ها مى‌جنگند، مقاتله نكنند.
۴۶. اقدام به كشتار نيروهاى دشمن با وجود امكان اسير گرفتن آنان، كه اين مضمون در حديثى از پيامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) چنين بيان‌ شده است:
(تا مى‌توانيد فرزندان عبدالمطلب را به جاى كشتن اسير بگيريد، زيرا آنان به اجبار به جبهه آمده‌اند.)
[۴۰] متقی هندی، علی بن حسام‌الدین، كنز العمال، ج۱۰، ص۲۴۶.

از تعليلى كه در حديث آمده است مى‌توان تعميم حكم نسبت به غير از فرزندان عبدالمطلب را استفاده كرد؛
۴۷. كشتن افرادى كه در جبهه دشمن هستند، ولى نمازگزار و يا حتى تظاهر به اسلام مى‌كنند، هر چند اطمينانى به صداقت آنان در اظهار شهادتين نيست.
هنگامى كه يكى از اهالى فدک كه از ترس سپاه اسلام شهادتين بر زبان آورده بود، توسط اسامة بن زيد به قتل رسيد.
رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) بر آشفت و به وى فرمود:
كسى را كه شهادتين مى‌گفت، كشتى‌؟ او در جواب گفت آن مرد از ترس و براى زنده ماندن شهادتين را بر زبان آورد، رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) در پاسخ فرمود: تو نه زبانش را پذيرفتى و نه از دلش آگاهى يافتى‌؟
[۴۲] بیهقی، احمد بن حسین، سنن بيهقى، ج۸، ص۱۹۲.

۴۸. تعرض به افراد ناآگاه، ابله و يا ديوانه كه در احادیث در رديف افرادى كه در جنگ مصونيت دارند، نام‌برده شده‌اند.
[۴۳] بیهقی، احمد بن حسین، سنن بيهقى، ج۹، ص۹۱.



۱. بروجردی، سید حسین، جامع احادیث الشیعة، ج۳، ص۱۲۱.    
۲. صالح، صبحی، نهج البلاغه، ص۵۴، خطبه ۹.    
۳. صالح، صبحی، نهج البلاغه، ص۱۸۸، خطبه ۱۳۰.    
۴. آملی‌، عزالدین‌ بن‌ جعفر، ترجمه و شرح نهج البلاغه، ج۱۵، ص۱۲۲.
۵. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، (چ ليدن)، ج۶، ص۳۲۸۲.
۶. حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۷۱.    
۷. محدّث نوری، حسین، مستدرک الوسائل، ج۲، ص۶۹.    
۸. شیخ مفید، محمد بن محمد، الإرشاد، ص۱۲۷.    
۹. ابن‌قتیبه دینوری، عبدالله بن مسلم، عیون الاخبار، ج۱، ص۱۱۰.    
۱۰. بیهقی، ابراهیم بن محمد، المحاسن و المساوی، ص۶۹.    
۱۱. بیهقی، احمد بن حسین، سنن بيهقى، ج۸، ص۱۸۰.
۱۲. ابن ابی‌الحدید، عبدالحمید، شرح نهج البلاغة، ج۱۳، ص۲۸۲.    
۱۳. حشر/سوره۵۹، آیه۵.    
۱۴. کاندهلوی، محمدیوسف، حياة الصحابه، ج۱، ص۸۹.
۱۵. علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۲۱، ص۳۰.    
۱۶. احمدی میانجی، علی، الاسیر فی الإسلام، ص۸۰.    
۱۷. ابن ابی‌الحدید، عبدالحمید، شرح نهج البلاغة، ج۳، ص۳۱۹.    
۱۸. منقری، نصر بن مزاحم، مترجم پرویز اتابکی، پیکار صفین (ترجمه وقعة صفین)‌، ص۱۶۲.    
۱۹. توبه/سوره۹، آیه۱۲۳.    
۲۰. توبه/سوره۹، آیه۷۳.    
۲۱. تحریم/سوره۶۶، آیه۹.    
۲۲. طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۶۵.    
۲۳. رشید رضا، محمد، تفسیر المنار، ج۲، ص۲۱۴.    
۲۴. علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۶۴، ص۱۱۹.    
۲۵. متقی، علی بن حسام‌الدین، كنز العمال، ج۹، ص۳۷.
۲۶. دارمی، ابومحمد، سنن درامى، ج۲، ص۸۳.
۲۷. بروجردی، سید حسین، جامع أحادیث الشیعة، ج۱۶، ص۹۲۲.    
۲۸. حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۶، ص۳۹۷.    
۲۹. محدث نوری، حسین، مستدرك الوسائل، ج۳، ص۷۰.
۳۰. صالح، صبحی، نهج البلاغه، ص۹۶، خطبه ۶۵.    
۳۱. طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۶۵.    
۳۲. بیهقی، احمد بن حسین، سنن بيهقى، ج۹، ص۷۹.
۳۳. سرخسی، محمد بن احمد، المبسوط، ج۱۰، ص۳۱.
۳۴. شوکانی، محمد، نيل الاوطار، ج۸، ص۶۹.
۳۵. احمدی میانجی، علی، التسیر فی الاسلام، ص۸۰.    
۳۶. سرخسی، محمد بن احمد، المبسوط، ج۱۰، ص۳۱.
۳۷. سرخسی، محمد بن احمد، المبسوط، ج۲، ص۱۱.
۳۸. ابن‌کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه والنهایه، ج۴، ص۳۴۰.    
۳۹. بروجردی، سید حسین، جامع احادیث الشیعة، ج۱۳، ص۱۷۷.    
۴۰. متقی هندی، علی بن حسام‌الدین، كنز العمال، ج۱۰، ص۲۴۶.
۴۱. علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۹، ص۱۴۷.    
۴۲. بیهقی، احمد بن حسین، سنن بيهقى، ج۸، ص۱۹۲.
۴۳. بیهقی، احمد بن حسین، سنن بيهقى، ج۹، ص۹۱.
۴۴. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ص۴۱۲.    
۴۵. عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۶، ص۵۷.    



عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۲، ص۶۱۱-۶۱۴.    






جعبه ابزار