• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

مولد سیاست بودن جنگ (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





مولد سیاست بودن جنگ به بررسی رابطهٔ ساختاری میان سیاست و جنگ می‌پردازد و جنگ را ابزاری در خدمت اهداف سیاسی می‌داند.
ریشه‌های جنگ با تکیه بر نظریه‌هایی چون قدرت‌طلبی، دولت‌محوری، حاکمیت ملی مطلق، هرج‌ومرج بین‌المللی، امپریالیسم و توازن قوا تحلیل می‌شود.



سیاست ابزار حکومت و جنگ هنر سیاست است و نیل به اهداف سیاسی با هنر جنگ امکان‌پذیر است.


صحّت استناد این سخن نقل افلاطون و ارسطو است.
[۱] نشریه مرکز مطالعات عالی بین‌المللی، شماره دهم ص۱۰۷.

از موضوع بحث ما خارج است ولی رابطه جنگ و سیاست که در نقطه نظرهای بسیاری از متفکران و فلاسفه سیاسی مورد تأکید قرار گرفته بیانگر نظریه‌ای است که بر اساس آن باید ریشه جنگ را در سیاست جستجو نمود.
هگل در فلسفه تاریخ با ذکر مثالهای بسیار به این نتیجه رسیده است که سیاست جنگها را بر می‌انگیزد و ارتشها مجری جنگها هستند.


این تحلیل به گونه‌های متفاوتی مطرح شده که اهم آن به قرار زیر است:

۳.۱ - قدرت‌طلبی سیاسی

ریشه جنگ، قدرت‌طلبی و اعمال قدرت است و سیاست در حقیقت تصویری است که ابزار قدرت را ترسیم می‌نماید.
به اعتقاد برتراند راسل قوانین حرکت جامعه اصولی هستند که فقط از روی مفهوم قدرت به معنی اعم تعریف می‌گردد. به همان ترتیب که در علم فیزیک انرژی عامل اساسی و مولد اصلی پدیده‌هاست، قدرت و سیادت‌طلبی هم مانند انرژی دارای صور گوناگون است: تحول، ارتش، جنگی، قدرتهای نظامی، قوه تحمیل براعتقادات و بسیاری از این قبیل، انواع مختلف آن را تشکیل می‌دهند.
[۲] برتراند، راسل، قدرت، ترجمه دکتر هوشنگ منتصری، ص۲۶.


۳.۲ - دولت‌محوری جنگ

در تبیین دیگری، ریشه‌های جنگ به عامل دولت باز می‌گردد. زیرا جنگها توسط دولتها و دولتمردان و از مقاصد سیاسی نظامها ریشه می‌گیرند و به همین دلیل است که گروهی زوال دولتها را زمینه‌ای برای ریشه‌کن شدن جنگ دانسته‌اند.

۳.۳ - حاکمیت ملی مطلق

برخی معتقدند تا زمانی که کشورها بر حاکمیت ملی قائل به محدودیتی نباشند، جنگ بین آنها درگیر خواهد شد، خواه به‌طور عمد و خواه بر اثر محاسبه غلط.
[۳] تیلر، ا. جی. پی، ریشه‌های جنگ جهانی دوم، ترجمه محمد علی طالقانی، ص۱۵۹.

در حقیقت، این اعمال حاکمیت ملی در صحنه سیاست بین‌المللی است که همواره جنگها را به وجود آورده است.

۳.۴ - هرج‌ومرج بین‌المللی

هرج و مرج بین‌المللی پیوسته موجب جنگ بوده است و اروپا از پایان قرون وسطی به بعد همواره دچار این فاجعه بوده است.
[۴] تیلر، ا. جی. پی،ریشه‌های جنگ جهانی دوم، ترجمه محمد علی طالقانی، ص۱۶۰.

بی‌شک تا ریشه‌های هرج و مرج بین‌المللی شناخته نشود، ذکر این عنوان به تنهایی در تحلیل ریشه‌های جنگ مشکلی را حل نخواهد کرد. زیرا هرج و مرج جنگ را ممکن می‌سازد ولی آن را تحقق نمی‌بخشد.
[۵] تیلر، ا. جی. پی، ریشه‌های جنگ جهانی دوم، ترجمه محمد علی طالقانی، ص۱۶۰.


۳.۵ - امپریالیسم و توسعه‌طلبی

رقابتهای امپریالیستی همواره عامل پدیده جنگ بوده است.
صرفنظر از تفسیرهای گوناگون که از پدیده امپریالیسم ارائه شده می‌توان توسعه طلبی در صحنه روابط بین‌المللی را به عنوان مشخصه اصلی امپریالیسم بیانگر رابطه جنگ و سیاست دانست.
امپریالیسم در قالبهای پنجگانه اقتصادی، سیاسی، نظامی، فرهنگی و ارتباطی(میانجیگری) همواره به دلیل مکانیزم پیچیده‌ای که بر آن حاکم است نوعی وابستگی ساختاری بر پایه خشونت را می‌طلبد و با پدیده جنگ رابطه علل و معلولی دارد.
[۶] ولنگانگ، ج. موسن، تئوریهای امپریالیسم، ترجمه کورش زعیم، ص۸۹.

این تحلیل به آن معنی نیست که امپریالیسم از جنگ به عنوان یک وسیله برای ایجاد و حفظ وابستگی استفاده می‌کند بلکه تجاوز و تهاجم و خشونت و غارت جزئی از ماهیت آن به شمار می‌رود؛ به‌طوری که حتی در اوج موفقیت و رسیدن به صلح و آرامش ظاهری همچنان خصلت خشونت، تهاجم و جنگ‌طلبی به همراه دارد همانند گرگی که طعمه‌اش رام شده و آرام در چنگال قرار گرفته است.

۳.۶ - توازن قوا

و - به‌هم خوردن توازن قوا تعبیر دیگری است که به نوعی رابطه جنگ و سیاست را بیان می‌کند.
اگر سیاست تعادل قوا را عامل بازدارنده جنگ بدانیم نتیجه منطقی آن چنین خواهد بود که شکست این سیاست موجب بروز جنگ خواهد بود.
[۷] اوری، ریچارد، ریشه‌های جنگ جهانی دوم، ترجمه آرش کلانتری، ص۵۱.

توازن قوا در حقیقت امکان انهدام متقابل را همواره در سیاست صاحبان قدرتهای بزرگ مطرح می‌سازد و آنها را به واکنش مثبت و خودداری از استفاده از قدرت وا می‌دارد و به همین دلیل آنان را مجبور می‌کند که به جای انسانها سلاحهای خود را از بین ببرند.



۱. نشریه مرکز مطالعات عالی بین‌المللی، شماره دهم ص۱۰۷.
۲. برتراند، راسل، قدرت، ترجمه دکتر هوشنگ منتصری، ص۲۶.
۳. تیلر، ا. جی. پی، ریشه‌های جنگ جهانی دوم، ترجمه محمد علی طالقانی، ص۱۵۹.
۴. تیلر، ا. جی. پی،ریشه‌های جنگ جهانی دوم، ترجمه محمد علی طالقانی، ص۱۶۰.
۵. تیلر، ا. جی. پی، ریشه‌های جنگ جهانی دوم، ترجمه محمد علی طالقانی، ص۱۶۰.
۶. ولنگانگ، ج. موسن، تئوریهای امپریالیسم، ترجمه کورش زعیم، ص۸۹.
۷. اوری، ریچارد، ریشه‌های جنگ جهانی دوم، ترجمه آرش کلانتری، ص۵۱.



عمید زنجانی، عباسعلی، ج۵، ص۱۹-۲۱.    






جعبه ابزار