مولوی (شعر عاشورایی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
مولانا جلالالدین محمد بلخی (
۶۰۴ هـ. ق،
بلخ) شاعر، فقیه و عارف بزرگ ایرانیتبار است.
وی فرزند
بهاءالدین ولد، از عالمان نامدار زمان خود بود و پس از مهاجرت به
قونیه، به تدریس،
وعظ و
فتوا پرداخت.
دیدار او با
شمس تبریزی در سال
۶۴۲ هـ. ق تحولی بنیادین در زندگی فکری و معنویاش پدید آورد و سبب گرایش کامل او به
عرفان و
شعر شد.
شاهکار مولانا
مثنوی معنوی است که از مهمترین آثار عرفانی
ادبیات فارسی بهشمار میرود.
از دیگر آثار او میتوان به دیوان کبیر (کلیات شمس)، فیه ما فیه و مکتوبات اشاره کرد.
جلالالدّین محمّد فرزند سلطان العلماء محمّد بن حسین خطیبی معروف به
بهاءالدّین در ششم
ربیع الاول سال ۶۰۴ ه ق. در بلخ به دنیا آمد.
پدر وی از علماء و
صوفیان بزرگ زمان خود بود. بهاءالدّین به سبب رنجش خاطر
سلطان محمّد خوارزمشاه در هنگامی که جلالالدّین کودک بود، از بلخ به
قونیه رفت.
جلالالدّین تحقیقات مقدماتی را نزد پدر به پایان رسانید و پس از فوت پدر تحت ارشاد
برهانالدّین محقّق ترمذی درآمد.
برهانالدّین محقّق، مولانا را مدتی برای تکمیل علوم و معلومات در
حلب و
دمشق که از بزرگترین مراکز علمی و ادبی آن زمان بود، فرستاد. و مولانا پس از پایان کار به قونیه بازگشت و به تدریس و
تعلیم و وعظ و تذکیر مشغول شد.
تا اینکه در سال ۶۴۲ هجری با
شمسالدّین محمّد بن علی بن ملک داد معروف به
شمس تبریزی ملاقات کرد.
این ملاقات انقلابی روحانی در مولانا پدید آورد که موجب ترک مسند تدریس و فتوی گشت و این امر سبب نارضایتی مردم قونیه و اعتراض مریدان وی گشت.
شمس تبریزی تحت فشار مریدان مولانا به دمشق رفت. هجران وی مولانا را مضطرب و مشوش کرد و بالاخره پسر خود سلطان ولد را همراه گروهی در طلب شمس به دمشق فرستاد.
شمس باز آمد و با مولانا بود تا در سال ۶۴۵ هجری که به ناگاه ناپدید گردید. این که گفتهاند وی را جماعتی از مردم قونیه کشتهاند، نباید پایه و اساسی داشته باشد.
پس از فقدان
شمس، مولانا مسند تدریس و فتوی را ترک گفت و به مراقبت باطن و
تهذیب نفس پرداخت. ارتباط او با
صلاحالدین زرکوب و
حسامالدین چلبی در این دوره از عمر یک چند او را مشغول داشت و به تشویق حسام الدّین، مولانا به سرودن مثنوی پرداخت.
۱: مثنوی معنوی: در ۶ جلد و شامل ۲۶ هزار بیت که در بحر رمل سروده شده است. محتویات مثنوی حکایات مسلسل منظومی است که از آنها نتایج دینی و عرفانی گرفته شده و حقایق معنوی به زبان ساده بیان گشته است.
۲: دیوان غزلیات: (دیوان کبیر یا کلیات شمس) مشتمل بر ۵۰۰۰۰ بیت است
۳: رباعیات۴: مکتوبات مولانا۵: فیه ما فیه۶: مجالس سبعه
| کجاییدای شهیدان خدایی• • • بلا جویان دشت کربلایی | | |
| کجاییدای سبک روحان عاشق• • • پرندهتر ز مرغان هوایی | | |
| کجاییدای شهان آسمانی• • • بدانسته فلک را در گُشایی | | |
| کجاییدای ز جان و جا رهیده• • • کسی مر عقل را گوید کجایی | | |
| کجاییدای در زندان شکسته• • • بداده وامداران را رهایی | | |
| کجاییدای در مخزن گشاده• • • کجاییدای نوای بینوایی | | |
| در آن بحرید کاین عالم کف اوست• • • زمانی بیش دارید آشنایی | | |
| کف دریاست صورتهای عالم• • • ز کف بگذر اگر اهل صفایی | | |
| دلم کف کرد کاین نقش سخن شد• • • بِهِل نقش و به دل رَواگر ز مایی | | |
| | |
| تا به شبای عارف شیرین نوا • • • آن مایی آن مایی آن ما | | |
| تا به شب امروز ما را عشرتست • • • الصلاای پاک بازان الصلا | | |
| در خرامای جان جان هر سماع • • • مه لقایی مه لقایی مه لقا | | |
| بس غریبی بس غریبی بس غریب • • • از کجایی از کجایی از کجا | | |
| با که میباشی و همراز تو کیست • • • با خدایی با خدایی با خدا | | |
| ای گزیده نقش از نقّاش خود • • • کی جدایی کی جدایی کی جدا | | |
| با همه بیگانهای و با غمش • • • آشنایی آشنایی آشنا | | |
| جزو جزو تو فکنده در فلک • • • ربّنا و ربّنا و ربّنا | | |
| دلشکسته هین چرایی برشکن • • • قلبها و قلبها و قلبها | | |
| آخرای جان اول هر چیز را • • • منتهایی منتهایی منتها | | |
| یوسفا در چاه شاهی تو و لیک • • • بیلوایی بیلوایی بیلوا | | |
| چاه را چون قصر قیصر کردهای • • • کیمیایی کیمیایی کیمیا | | |
| یک دلی کی خوانمت که صد هزار • • • اولیایی اولیایی اولیا | | |
| حشرگاه هر حسینی گر کنون • • • کربلایی کربلایی کربلا | | |
| مشک را بربندای جان گرچه تو • • • خوش سقایی خوش سقایی خوش سقا | | |
| | |
• عناوین دانشنامه شعر عاشورایی، ج۲، ص۷۴۹.