• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

ناسیونالیزم عرب (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





ناسیونالیسم عرب تاریخی طولانی دارد و می‌توان آن را در چهار دوره بررسی کرد:
قبل از اسلام، فتوحات اسلامی تا پایان عباسی، دوران عثمانی و پس از فروپاشی عثمانی با ظهور پان‌عربیزم.
این جنبش در قرن (بیستم م) به ویژه با رهبری جمال عبدالناصر در مصر و تلاش برای وحدت کشورهای عرب برجسته شد.
جنبش ناسیونالیسم عرب در استقلال کشورهای عربی و بسیج مسلمانان علیه استعمار مؤثر بود، اما گاه هویت عربی جایگزین هویت اسلامی شد.
متفکران مسلمان بسیاری ناسیونالیسم عرب را مغایر با جهان‌شمولی اسلام و مبتنی بر نژادپرستی می‌دانستند.
جامعه نخستین مدینه نمونه‌ای از وحدت فراملّی بود که نشان می‌دهد اسلام پیش از هر قومیت، بنیان وحدت امت را شکل داده است.



انديشه ناسيوناليزم عرب را مى‌توان در چهار مقطع تاريخى مطالعه كرد:
الف - دوران جاهليت عرب (قبل از اسلام) كه نژاد و هويت عربى به عنوان نسل برتر به شمار مى‌آمد و هويت عربى امتياز و فخر بزرگى محسوب مى‌شد؛
ب - از آغاز فتوحات اسلامى عربى تا پايان عصر عباسى؛
ج - دوران حکومت عثمانى و سلطه ناسيوناليزم ترک بر ملت‌هاى عرب؛
د - دوران پس از فروپاشى امپراطورى عثمانى و آغاز نهضت جديد بازگشت به هويت عربى و پان عربيزم.


اوج تفكر ناسيوناليزم عرب را بايد در پيروزى كودتاى (۱۹۵۲ م) در مصر و در جريان داعيه رهبرى جهان عرب توسط جمال عبدالناصر جست‌وجو كرد كه سرانجام در سال (۱۹۶۷ م) به وحدت مصر و سوریه و سپس به الحاق عراق به جمهورى متحده عربى انجاميد.


بسيارى معتقدند كه بنيانگذار اوليه ناسيوناليزم عرب، بنی‌امیه و پيشتاز آنان، ابوسفیان و معاویه هستند كه در دوران خلافت خليفه سوم با استفاده از شرايط حاكم و انتساب خليفه به بنى‌اميه، به استقرار نظام مبتنى بر ناسيوناليزم همت گماردند.


بى‌گمان جنبش ناسيوناليزم عرب در استقلال مصر و ديگر کشورهای اسلامی عربى، نقش بسيار مؤثرى ايفا كرد و صبغه اسلامى آن در بسيج توده‌هاى استعمار شده عرب مسلمان تأثير بسيارى داشت.


اما افراط در اين انديشه موجب شد كه به تدريج هويت عربى جايگزين هويت اسلامى شد و به جاى آن‌كه هويت عربى از صبغه اسلامى اعتبار كسب كند، در انديشه متفكران عرب ناسيوناليست عربى به عنوان اصل و اسلام به عنوان اثر و فرع فرهنگى آن مطرح شد و ناسيوناليست هاى مسلمانى چون عبدالرحمن البزاز (ف. ۱۹۷۲ م) با وجود اعتراف به فراگير و جهانى بودن اسلام بر اين اصل پا مى‌فشردند كه عروبت حق بزرگى بر اسلام دارد و اسلام در نهايت يک پديده فرهنگى ناسيوناليزم عرب مى‌باشد و گاه از اين حق تحت عنوان حق شفعه ياد مى‌كردند.


در برخورد با اندیشه سیاسی ناسيوناليزم عرب گروه سومى در حوزه اسلام و عرب ديده مى‌شود كه سخت به تعارض ماهوى اين دو اصرار مى‌ورزند.
صرف‌نظر از متفكران مسلمان غيرعرب كه بيشتر با ناسيوناليزم عربى به دو دليل سر ناسازگارى داشته‌اند.
نخست به دليل نژادستيزى اسلام كه اسلام را نه‌ تنها مبرا از نژادپرستى و منادى مساوات در عنصر بشرى مى‌دانند، بلكه به خصلت عصبيت زدايى و نژادستيزى تأكيد مى‌ورزند.
دوم به جهت جهان شمولى است و طبيعت فراملى آن كه اسلام را آيينى از جانب خداوند دانسته و آن را دعوتى براى همه عالميان شمرده‌اند.
اصولا بسيارى از انديشمندان مسلمان عرب نيز با ناسيوناليزم سرستيز داشته و از آن به عنوان يک انديشه نژادپرستانه و الحادى ياد كرده‌اند.
اينان ناسيوناليزم را يک پديده احساسى و عاطفى ناشى از تعارض غيرمنطقى ملل اروپايى مى‌دانند كه در جريان استعمار براى ايجاد تفرقه بين ملل مسلمان مورد بهره‌بردارى سياسى قرار گرفته و از آن به عنوان مانع بزرگ وحدت اسلامی كه بالقوه مى‌تواند عامل شكل‌گيرى بزرگترين قدرت در نظام بين‌المللى شود استفاده شده است.


انديشه مخالفان ناسيوناليزم عرب در ارجحيت بر قوميت عربى خلاصه نميشد و نقش سياسى اسلام در ايجاد وحدت و سامان سياسى عرب نيز نمی‌توانست بيانگر آن باشد، بلكه فصل مميز اين انديشه در وحدت ملت‌هاى مسلمان به جاى وحدت امت عرب متجلى مى‌شد.


براساس اين ديدگاه صرف‌نظر از اصول و مبانى ايدئولوژيک اسلام كه با انديشه ناسيوناليزم در تضاد است، اصولا نخستين جامعه شكل گرفته در مدينه توسط پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) قبل از آن‌كه عربى باشد، فرامليتى و يک جامعه مدنى با زيربناى اسلامى بود و در اين جامعه، غيرمسلمانانى چون یهود و افراد غيرعربى چون صهيب رومى، سلمان فارسی و بلال حبشی عضويت داشتند و براساس پيمان مدینه از اين مجموعه، امت واحدى تشكيل مى‌يافت.


۱. عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۱۰، ص۶۶-۶۷.    
۲. عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۱۰، ص۷۴-۷۷.    



عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۲، ص۶۷۷-۶۷۹.    






جعبه ابزار