ناسیونالیزم عربی و تحلیل سیاسی آن (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
ناسیونالیزم عربی و تحلیل سیاسی آن ناسیونالیسم عربی نوعی جنبش سیاسی است که بر هویت و فرهنگ عربی تأکید میکند.
این ایدئولوژی گاهی با
اسلام در تعارض قرار گرفته و برخی منتقدان آن را فرار از واقعیتهای سیاسی و اجتماعی جهان عرب میدانند.
ریشههای ناسیونالیسم عربی در ناسیونالیسم
قریش و تجربه تاریخی عربها قرار دارد.
ادعاهای مرتبط با
تمدن اسلامی گاه منجر به انکار نقش ملتهای غیرعرب در شکلگیری این تمدن شده است.
مرکزیت هویت عربی و تمرکز بر سرزمینهایی مانند
حجاز به عنوان الگو، از نظر سیاسی مورد انتقاد برخی تحلیلگران است.
بسيارى از منتقدان ناسيوناليزم عربى برآنند كه پديده فكرى ناسيوناليزم در جهان عرب، نوعى فرار از واقعيتهاى عينى معاصر و در نتيجه فرار از مسئوليتها را همراه دارد.
امروزه تنها مشكل
فلسطین نيست كه عربى كردن آن بر دشوارى اين معضل سياسى
جهان اسلام افزوده است، اصولا هيچكدام از گرهها، مشكلات و بحرانهاى اقتصادى، سياسى و فرهنگى جهان اسلام و حتى جهان عرب با انديشه و راهحلهاى ناسيوناليستى مفتوح نشده است و گاه بر معضلات هم افزوده است.
تجريد زبان عربى از اسلام موجب خواهد شد كه همان بر سر زبان عرب فرود آيد كه بر زبان لاتين آمد و جون نگهبان ايدئولوژيک و عميق نداشت، دچار تفرقه و انشعاب شد.
در ميان ملل عربزبان نيز مناديان تفرقه زبانى، اندک نيستند كه بازگشت به گويشهاى عربى و يا تغيير خط عربى را خواستارند.
جنبش ناسيوناليزم عربى مانند جنبش السلامى نمىتواند هر بخش از سرزمين پهناور خود را كه پيشرفتهتر است، به عنوان ام القراى و الگوى برجسته معرفى كند.
اگر امتياز هويت عربى به عنوان يک اصل پذيرفته شود، اين حجاز يا جزيرةالعرب است كه بيش از ديگر كشورهاى عربى بايد قافلهسالار اين حركت و الگوى آنچه كه تحت عنوان هويت، فرهنگ و تمدن عربى ارائه مىشود، باشد.
اين نتيجهگيرى از نظر سياسى نه به مصلحت جهان عرب و نه بازگوى اهداف ناسيوناليزم عربى است.
در يک تحليل سياسى دقيق، ناسيوناليزم عربى ريشه در ناسيوناليزم قريش دارد كه شاخهاى ممتاز از نژاد عرب به شمار مىآيد، چنانكه در ميان قرائتهاى مختلف عربى دوران جاهلى زبان گويشى و ادبيات قريش داراى امتياز و شيوه خاصى بوده كه
قرآن براساس أن نازل شده است.
ادعاى ناسيوناليزم عربى به اتكاى تمدن اسلامى نه تنها تعرضى به
حق انكارناپذير تاريخى اسلام است بلكه خود نوعى تعدى به
حقوق ملتهاى غير عربى است كه در ساماندهى اين تمدن باشكوه همواره تشريک مساعى داشته و از خود فداكارى نشان دادهاند.
با نگاهى ديگر مسئله ناسيوناليزم عربى را چنين مىتوان مورد تجزيه و تحليل سياسى كرد كه ساختار قدرت مىتواند تعيينكننده سمت و سوى عقربه حركت باشد. (۲)
۲ - فقه سياسى ۱۰.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۲، ص۶۸۰-۶۸۱.