نفاق و تهدید وحدت اسلامی (عقاید و مذاهب)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
نفاق و تهدید وحدت اسلامی از نیازهای همیشگی جامعه اسلامی است. تاریخ صدر اسلام نمونههایی از سیره پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در مقابله با اختلافافکنی و همچنین موضع
امام علی (علیهالسلام) در حفظ وحدت مسلمانان را بیان میکند.
با بررسی رویدادهای تاریخی، وحدت مسلمانان را عاملی اساسی در حفظ
اسلام می توان قلمداد کرد و اختلافافکنی و ایجاد بدبینی میان پیروان
مذاهب اسلامی مورد نکوهش قرار گرفته است. همچنین کنار گذاشتن تفرقه و تمسک به آموزههای
قرآن درباره وحدت ضرورت دارد.
در این مقاله، اهمیت وحدت امت اسلامی با استناد به نمونههایی از سیره پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و موضع امام علی (علیهالسلام) بررسی میشود. همچنین نویسنده با اشاره به پیامدهای اختلافافکنی میان مسلمانان، آنان را به کنار گذاشتن تفرقه و تمسک به ریسمان الهی فرا میخواند.
درمسائل مربوط به فرد وجامعه، کمتر مسالهای از نظر بداهت وروشنی به پایه «لزوم وحدت
ملت ها» و «یگانگی
امت ها» میرسد وهیچ فر د خردمندی درمفید بودن «
اتحاد» وزیانبار بودن «
نفاق» و «خلاف» شک وتردید نمیکند، مگر انسانهای روباه سیرت، محیل وفتنه انگیز که منافع مادی خود را در تفرقه افکنی میبینند، واز طریق گل آلود کردن آب، به شکار ماهی میپردازند، این گروه برای خود حساب جدا گانهای دارند، اگر از آنان بگذریم همه انسانهای سالم از «
توحید کلمه» وبسیج کردن نیروهادریک مسیر، استقبال میکنند، ونفاق آفرینان را نکوهش مینمایند.
بررسی سیره پیامبر گرامی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) به ثبوت میرساند که حضرتش به موازات بسط
توحید ویکتا پرستی درجامعه انسانی، به «توحید کلمه» یعنی وحدت امت اسلامی اهمیت به سزائی میداد، وهیچ عاملی، را شکننده تر از ایجاد شکاف در پیکر امت اسلامی نمیدانست، وبرای اینکه گفتار خود را با شاهد وگواه، همرا ه سازیم، از سیره آن
پیامبر بزرگ (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نمونههایی میآوریم تا روشن شود چگونه با روش وگفتار حکیمانه خود آتش اختلاف را خاموش میکرد، ودر تحکیم وحدت، سعی وکوشش مینمود:
۱ـ درجنگ با قبیله «
بنیمصطلق» پس ا ز پیروزی مسلمانان برمشرکان، میان دو نفر ازمسلمانان که یکی از
مهاجران ودیگری از
انصار بود، درگیری لفظی رخ داد. این دو نفر به شیوه عصر
جاهلیت، قبیله خود را به کمک خویش طلبیدند، ندای تفرقه افکنی آنان، آن هم درسرزمین دشمن شکست خورده، به گوش پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) رسید، وفوق العاده اورا متاثّر ساخت. پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرمود: به این نداهای خبیثانه، اعتناء نکنید، اینها شعار جاهلی است آنگاه برای زدودناندیشه تلخ گروه گرایی ازمغز آنان، درهمان لحظه که نیمروز گرم بود، فرمان حرکت داد وپس از طی یک مسافت طولانی که کاملا بی سابقه بود فرمان فرود صادرشد واز فرط خستگی، همه را خواب ربود، به گونهای که پس از بیداری ازآن حادثه تلخ، چیزی جز به صورت کمرنگ درخاطرهها وجود نداشت.
پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) با این تدبیر بار دیگر به جامعه وحدت بخشید.
۲ـ جوانان
اوس و خزرج که پیش از اسلام در
مدینه، باهم درجنگ وستیز بودند، پس از اسلام وحدت واتحاد خود رابا ز یافته وبرادرانه باهم زندگی میکردند. روزی دربیرون مسجد پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) دور هم حلقه زده بودند وگل میگفتند و گل میشنیدند، یکی ازسران
یهود ساکن مدینه به نام «
شاس» از دیدن این منظره سخت ناراحت شد، جوانی یهودی را تحریک کردکه وارد حلقه آنان شود و با تجدید خاطرههای تلخ جنگهای دو قبیله در
عصر جاهلیت، تخم نفاق درمیان آنان بیفشاند، آن جوان یهودی نقش خود را بخوبی ایفاء کرد، به گونهای که درپایان همان جلسه، کار به نزاع ودرگیری کشید، وجوانان هر دو گروه، دست به قبضه شمشیر بردند ونزدیک بود که درگیری آغاز شود، وقتی پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) ازماجرا آگاه شد، خود را به میان آنان رساند وبا ندائی بلند گفت:
««اللّهَ! اللّهَ! ابِدعوی الْجاهلیةِ واَنا بَین َاَظْهُرکم بَعْد انْ هَداکُم اللّهُ بالاسلام ِ و اکرمَکُم به و قَطَع به عنکُم امرَ الجاهلیة واستنقذکم من الکفر والّف بین قلوبکم»؟»«شما را به خدا! شما را به خدا! آیا بااین که من درمیان شما هستم، ادعاهای جاهلیت را زنده میکنید درحالی که خدا شما را به وسیله اسلام هدایت کرد، وگرامی داشت وروابط عصر جاهلیت را برید، وشمارا ازکفرنجات داد. ودلهایتان را به هم نزدیک ساخت»؟
سخن پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) بسان آب سردی بود که برشعلههای آتش ریخته شود، جوانان هردو گروه فهمیدند که فریب فتنه گری جوان یهودی را خورده ووحدت را به نزاع مبدل ساختهاند، آنگاه برخاستند ودست یکدیگر را به عنوان برادری فشردند وبه آّغوش گرم وحدت پناه بردند.
پس از رحلت پیامبر گرامی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) شایستگی وبرتری
امام علی (علیهالسلام) برهمه روشن وهویدا بود ولی جریان سیاسی، لایقترین فرد امت را، به عقب زد وزمام رهبری را به دست دیگرا ن داد، وضع جامعه اسلامی درآن روز، به گونهای بود که ایجاد هرنوع خراش وآسیب در پیکر آن، ویاعدم همکاری باامت اسلامی، پی آمدهای ناگواری دربر داشت، او پس از یک مطالعه عمیق، سکوت شکوهمند را برتلاش برای احراز حق خود ترجیح داد، ودرسخنان خود پیوسته به انگیزه آن اشاره میکرد درخطبهای که درآن امت اسلامی را به «توحید کلمه» دعوت کرده است چنین می فرماید:
««فَخَشیتُ اِنْ لَمْ اَنْصُرِ الاسْلام َ وَ اَهْلَهُ اَنْ اَرَی فِیهِ ثَلْماً اَوْ هَدْماً تکونُ المُصیِبَةُ بهِ علیّ اَعْظَمَ مِنْ فَوتِ وِلایَتِکُمُ الَّتی انَّماهِیَ مَتاعُ ایّام قَلائلَ».» «از آن ترسیدم که اگر اسلام ومسلمانان رایاری نکنم، در آن شکاف وویرانی مشاهده کنم که مصیبت آن، بالاتر ازمصیبت از دست رفتن حکومت چند روزه است».
این نمونههای تاریخی برای مسلمانان، اعم از
اهل سنت و
شیعه بسیار آموزنده است وانحراف از آن، انحراف از اسلام راستین است.
در جهانی که ملتهای دورازیکدیگر با ایدئولوژیهای متناقض، دست اتحاد وهمکاری به سوی یکدیگر دراز کرده، و آهنگ وحدت سر میدهند، چرا مسلمانان جهان، باداشتن مشترکات فزون از حد، از آنان درس نگیرند، واگر دست برادری به یکدیگر نمیدهند، چرا درمقابل یکدیگر میایستند؟
ولی بسیار جای تاسف است برخی ازمامداران که خود را متولیان اسلام وحرمین شریفین میدانند، درایجاد اختلاف سعی وکوشش فراوان دارند، ویک قسمت ازدرآمد نفتی را درایجاد بدبینی ودرگیری درمیان مسلمان بکار میگیرند، تو گویی برای شقّ عصای مسلمین ماموریت خاصی دارند، ماموریت دارند که به آیه
(... یُنْفِقُون َاَمْوالَهُمْ لِیَصُدُّوا عَنْ سَبِیْل اللّهِ)تجسم بخشند.
درجهانی که مسلمانان جهان درمناطق مختلف در آتش
صهیونیسم و
کمونیسم و
هندوئیسم میسوزند، این زمامداران باهزینه بسیار گزاف، توانستهاند از هزار و هشتصد عالم نما ووعاظ السلاطین حکم کفر پیروان
اهلبیت (علیهمالسّلام) را بگیرند، وعداوت باخاندان رسالت نشانه اسلام، وولای آنان رانشان کفر وبی دینی معرفی کنند.
کار آسانی نیست که دومیلیون نسخه از کتاب یک نویسنده معلوم الحال را درکشور بسیار فقیری مانند «
سودان» منتشر نمایند، تاروح ولاء واخلاص به خاندان رسالت را که با گوشت وپوست مردم آن آمیخته است، نابود سازند.
آیا وقت آن نرسیده که مسلمانان جهان، این نوع حرکتهای مزّورانه را رد یابی نمایند، ودست رد برسینه نامحرمان زده وهمگی به ریسمان وحدت چنگ بزنند وبه جای «فرِّق ْتَسُد» شعار (وَاعْتَصِمُوابِحَبْلِ اللّه ِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَ قُوا) را زنده سازند؟
•
نفاق سبحانی، جعفر، فرهنگ عقاید و مذاهب اسلامی، ج۳، ص۱۵.