• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

نوع حکومت دولت‌ها، استبداد و دیکتاتوری (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف




نوع حاكميت دولت‌ها در فقه سیاسی گاهی به دو دسته دموکراسی با منشأ اراده مردم و اکثريت و ديكتاتورى با منشأ اراده فرد يا گروه تقسيم مى‌شود.
دموکراسی واقعی با پذیرش حاکمیت خدا بر انسان تحقق می‌یابد.

فهرست مندرجات

۱ - دموكراسى و ديكتاتورى
       ۱.۱ - تقسیم‌بندی بر اساس منشأ حاکمیت
              ۱.۱.۱ - حکومت دموکراسی
              ۱.۱.۲ - حکومت دیکتاتوری
              ۱.۱.۳ - شیوه‌های اعمال دیکتاتوری
       ۱.۲ - مفهوم و اصل دموکراسی
              ۱.۲.۱ - ویژگی بنیادین دموکراسی
              ۱.۲.۲ - چالش‌ها و بن‌بست‌های دموکراسی
              ۱.۲.۳ - نقد تحقق دموکراسی
              ۱.۲.۴ - شرایط پیدایش و استقرار دموکراسی
              ۱.۲.۵ - رابطه فرهنگ و دموکراسی
              ۱.۲.۶ - خطرات تهدیدکننده دموکراسی
              ۱.۲.۷ - سقوط دموکراسی در شرایط آشفتگی
              ۱.۲.۸ - تعریف‌پردازی و اهداف دموکراسی
              ۱.۲.۹ - تفسیرهای رأی مردم در دموکراسی
              ۱.۲.۱۰ - قلمرو و معیارهای دموکراسی نوین
              ۱.۲.۱۱ - انتقادات و چالش‌های دموکراسی نوین
              ۱.۲.۱۲ - ارزش و کارکرد دموکراسی
              ۱.۲.۱۳ - راهکار تحقق دموکراسی واقعی
۲ - حاکمیت قانون الهی
۳ - پانویس
۴ - منبع


صرف‌نظر از ظاهر تشکیلات سیاسی و شكل حکومت بايد منشأ حاكميت و منبع اصلى آن را مورد بررسى قرار داد.

۱.۱ - تقسیم‌بندی بر اساس منشأ حاکمیت

تصميمات و انتخاب‌ها، گاه متكى به آراء عمومى است و زمانى از اراده شخص يا گروه، سرچشمه مى‌گيرد و از اين لحاظ حكومت به دو نوع دموكراسى و ديكتاتورى تقسيم مى‌شود.

۱.۱.۱ - حکومت دموکراسی

در حكومت دموكراسى منشأ اداره امور و سرچشمه تصميمات و انتخاب‌ها، خود مردم هستند و براى افراد، به جز حق رأى و آزادى انتخاب، اختياراتى از قبیل آزادی‌هاى سياسى و حقوق اجتماعى و مساوات تفويض مى‌شود.

۱.۱.۲ - حکومت دیکتاتوری

در حكومت ديكتاتورى، منبع غالب تصميمات جامعه، اراده فرد يا گروه خاصى مى‌باشد و يك فرد يا يك هيئت، بر مردم فرمانروايى مى‌كند و رأى و رضايت مردم، تأثيرى در اين نوع حكومت ندارد.

۱.۱.۳ - شیوه‌های اعمال دیکتاتوری

ديكتاتورى گاه مداوم و اساس حكومت است و زمانى هم به طور موقت در شرايط خاص، مانند دوران جنگ يا شورش يا قحطى و مانند آن به مرحله اجراگذاشته مى‌شود.

۱.۲ - مفهوم و اصل دموکراسی

دموكراسى، لفظى است يونانى مركب از دو كلمه «دمو» به معنى مردم و «كراسى» به معنى حكومت و دولت، و معنى آن حكومت مردم بر مردم است كه امروز بيشتر در مفهوم حكومت مردم (بوسيله مردم) بر مردم (براى مردم) اطلاق مى‌شود و منظور از مردم در قسمت اول اين جمله، نمايندگان مردم و در قسمت دوم عامه مردم است.

۱.۲.۱ - ویژگی بنیادین دموکراسی

خصلت اساسى دموكراسى به لحاظ اتكاء به آراء عمومى است و ناگزير مبتنى بر وجود اكثريت و اقليت در جامعه و ترجيح خواست و ديدگاه اكثريت، بر آراء اقليت است.

۱.۲.۲ - چالش‌ها و بن‌بست‌های دموکراسی

تقلب در اخذ آراء، كنترل نامرئى و نيز اعمال فشار و هدايت انتخابات و حقوق اقليت و تأمين خواسته‌ها و نقطه نظرهاى آنان كه تنها به دليل نرسيدن تعداد آراءشان به حد نصاب محكوم شده‌اند، از مشكلات و بن‌بست‌هاى دموكراسى است.
[۱] مك آيور، جامعه و حكومت، ترجمه ابراهيم على كنى. تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ۱۳۴۴.


۱.۲.۳ - نقد تحقق دموکراسی

مؤلف کتاب جامعه و حكومت مى‌گويد: «دموكراسى هيچ‌گاه به طور كامل به تحقق نرسيده است.»

۱.۲.۴ - شرایط پیدایش و استقرار دموکراسی

بررسى پيدايش دموكراسى، ما را به اين نتيجه مى‌رساند كه دموكراسى، تدريجى بوده، براى برقرارى آن آمادگى لازم است و نمى‌توان الگوى عاريتى دموكراسى را به مردمى كه شرايط لازم دموكراسى در آنها نيست و هنوز شيوه‌هاى دموكراسى را نياموخته‌اند تحميل كرد.

۱.۲.۵ - رابطه فرهنگ و دموکراسی

ميان پيشرفتهاى فرهنگى و دموكراسى، رابطه مستقيم وجود دارد. در كشورهايى مانند امريكاى لاتين توده‌هاى مردم بيسواد و فقير، از مراكز قدرت بدورند و گروهى سياست باز بصورت ظاهر انتخابات دموكراتيك هم انجام مى‌دهند و هدف آنها تأمين امنيت است كه از خطر قيام رهبران جاه طلب ديگر كه ثروت و قدرت آنها را مورد تهديد قرار مى‌دهند، جلوگيرى كند.

۱.۲.۶ - خطرات تهدیدکننده دموکراسی

وقتى دموكراسى نخستين بار در كشورى برقرار مى‌شود در معرض خطرهای بسيار قرار مى‌گيرد و چه بسيار از اين دموكراسی‌ها كه در همان دوران كودكى، عمر
[۲] آشنایى با علم سياست، ترجمه بهرام ملكوتى، تهران، ۱۳۴۸.
آن به سر رسيده است.
چنانكه مى‌دانيم جمهورى فرانسه از بدو تأسيس چندين بار سقوط كرده است، راديكاليزم چپ نيز كه از آئين مارکس - كه جامعه را به دو طبقه متضاد يعنى پرولتاریا و بورژوازی تقسيم مى‌كند - الهام مى‌گيرد و خود را طرفدار دموكراسى مى‌داند، داراى خوى ديكتاتورى است و در جنگ و گريز خلع قدرت از يك طبقه به وسيله طبقه ديگر، جريان به مرگ دموكراسى منتهى مى‌گردد.

۱.۲.۷ - سقوط دموکراسی در شرایط آشفتگی

هنگامى كه مردم از آشفتگی‌ها و نابسامانی‌ها، خسته و درمانده مى‌شوند اميدشان قطع مى‌گردد و كاملاً حيران و سرگردان مى‌شوند، در چنين شرايطى است كه در دام تبليغات متضاد طالبان بى‌رحم قدرت گرفتار مى‌شوند و بدين ترتيب دموكراسى به صورت يك نمايش، اجرا مى‌شود.

۱.۲.۸ - تعریف‌پردازی و اهداف دموکراسی

نويسندگان كتاب آشنایی با علم سیاست كه استادان علوم سياسى دانشگاه کالیفرنیای جنوبی هستند، اعتراف مى‌كنند كه امكان ارائه تعريفى از دموكراسى كه مورد قبول همگان واقع شود قابل ترديد است و نيز مى‌گويند: «اگر محال نباشد، لااقل مشكل است هدف‌هاى دموكراسى را در يك فرم جامع، ارائه داد.»

۱.۲.۹ - تفسیرهای رأی مردم در دموکراسی

دموكراسى به معنى حكومت همراه با رضایت و رأى مردم با دو نوع تفسيرى كه از رأى مردم وجود دارد به دو گونه متفاوت قابل تعريف است:
• تفسير اول از رضايت و رأى مردم اين است كه اعمال و پيشنهادهاى حكومت را بپذيرد؛
• تفسير دوم اينكه حكومت، آنچه را كه مردم مى‌خواهند، اجرا كند.

۱.۲.۱۰ - قلمرو و معیارهای دموکراسی نوین

امروز قلمرو دموكراسى در حق رأى و آزادى انتخابات، خلاصه نمى‌شود بلكه حدود دموكراسى، در اعطاى انواع حقوق و آزادی‌هاى اساسى و فردى مشخص مى‌گردد و دنياى غرب در برابر بلوك شرق، دموكراسى را به معيارهاى حقوق بشر و ميزان آزادى و مساواتى كه فرد در برابر دولت، نسبت به آزادى فكر و عقيده، آزادى مطبوعات و اجتماعات و نيز در اقتصاد، فرهنگ، تشكيل حزب و جمعيت، به دست مى‌آورد تفسير مى‌كند.

۱.۲.۱۱ - انتقادات و چالش‌های دموکراسی نوین

از اين رو مشكلات و بن‌بست‌هاى جديدى از دموكراسى نوين پديد آمده كه بر اساس آن، جمعى دموكراسى غربى را يك آرمان غير عملى و رؤيايى و غير قابل تحقق دانسته‌اند؛ برخى ديگر نيز آن را موجب نزول سطح معلومات و تخصص جامعه به حد سطح مردم عادى شمرده؛ بعضى هم دموكراسى را مانع حكومت پرقدرت و شايسته كه فاقد آراء عمومى هستند دانسته‌اند و بالاخره عده‌اى هم به موجب انتقاداتى كه از دموكراسى به عمل آمده در دوران حاكميت سلاح‌هاى اتمى، عمر آن را پايان يافته تلقى كرده‌اند.

۱.۲.۱۲ - ارزش و کارکرد دموکراسی

ولى دموكراسى به عنوان تكنيكى براى وفق دادن آزادى و قدرت، هنوز طرفداران زيادى دارد و به عنوان بهترين وسيله، در جهت پيشرفت بشر و حمايت از اصول انسانى، مورد حمايت اكثريت است.

۱.۲.۱۳ - راهکار تحقق دموکراسی واقعی

تمامى نقطه ضعف‌ها و انتقاداتى كه به دموكراسى شده در حقيقت مربوط به محتواى رأى مردم است و اگر يك طرح و مكتب جامعه و مترقى كه هم عملى و هم موجب پيشرفت جامعه و تعالى انسان و نيز زمينه‌ساز حكومت شايستگان باشد از طريق رأى مردم پذيرفته شود بى‌شك دموكراسى واقعى تحقق خواهد يافت.


به تعبير ديگر انسان‌ها به دنبال رشد عقلانى و پيشرفت‌هاى فرهنگى، ايدئولوژى، قانون الهى و حاكميت خدا بر انسان را به عنوان عالی‌ترين و بهترين شيوه زندگى خواهند پذيرفت و به جاى تن‌دادن به قانون و حاكميت بشرى، اطاعت و بردگى در برابر انسان‌ها، پرستش و اطاعت خدا را خواهند گزيد.
در اين طرح اقليت و اكثريت به آن معنى كه خواست اكثريت، حاكم بر اراده اقليت باشد وجود ندارد.
زيرا خواست خدا نسبت به اكثريت و اقليت، يكسان است و اكثريت در برابر اين خواست، متعهد است و حق به‌جايى را به نفع خويش قائل نيست.
در حقيقت در چنين نظامى، همه فرمانبردار هستند و فرمانروا و حاكمى جز خدا وجود ندارد.


۱. مك آيور، جامعه و حكومت، ترجمه ابراهيم على كنى. تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ۱۳۴۴.
۲. آشنایى با علم سياست، ترجمه بهرام ملكوتى، تهران، ۱۳۴۸.



عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۱، ص۸۴-۱۰۲.    






جعبه ابزار