• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

نگاهی به فرمان امام در نهج البلاغه (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





نگاهی به فرمان امام در نهج‌البلاغه نشان می‌دهد که نیابت و نمایندگی در نظام سیاسی اسلام به دو صورت خاص و عام تحقق یافته است.
نیابت خاص شامل تعیین افراد مشخص از سوی پیامبر و امامان برای اداره امور حکومتی بوده است.
نیابت عام در روایات اسلامی به فقیه جامع‌الشرایط اطلاق شده و به‌ صورت عنوانی کلی و توصیفی بیان شده است.
با توجه به ماهیت وظایف، اختیارات و مسئولیت‌ها، نیابت خاص و نیابت عام از حیث ولایت و اقتدار حکومتی هم‌سنخ تلقی می‌شوند.
فرامین امام علی (علیه‌السلام) در نهج‌البلاغه، به‌ ویژه عهدنامه مالک اشتر، مبنایی برای تبیین حدود اختیارات و مسئولیت‌های فقیه عادل در اداره جامعه اسلامی به شمار می‌آید.



در تاريخ سياسى پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و امامان (علیه‌السلام) تعيين دو گونه نمايندگى و نيابت ديده مى‌شود:
نوعى به صورت شخصى و به نام افراد خاص و نوعى ديگر به طور عام و به شكل تعيين ضوابط و صفات است.
در مورد اول (نيابت خاص) مى‌توان نمونه‌هائى از قبيل افرادى كه توسط پيامبر اكرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) به هنگام مسافرت‌هاى آن حضرت در مدینه به عنوان جانشينى و نيابت تعيين مى‌شدند، يا اشخاصى چون مالک اشتر و قيس بن عباده و محمدبن ابى بكر كه از طرف على (عليه‌السلام) به نيابت از امام براى حكومت مصر تعيين شدند را ذكر نمود.
در مورد دوم (نيابت عام) نيز فقيه جامع‌الشرائط، كه موضوع بحث در ولایت فقیه است، در روایات اسلامی به صورت يک عنوان توصيفى معرفى شده است.


با مقايسه ماهيت كار و مسئوليت‌هاى ناشى از آن، در دور مورد فوق، جاى ترديدى باقى نمى‌ماند كه اشخاص و خصوصيت‌هاى فردى گرچه در انتخاب مؤثر بوده‌اند ولى در كيفيت نيابت تأثير چندانى نداشته‌اند.
علامه نراقی در كتاب عوائد الایام مى‌گويد:
«از بديهياتى كه ترديدى در آن نمى‌توان داشت اين است كه وقتى پيامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) به هنگام مسافرت و يا وفات گفت فلانى «وارث» و «خليفه» و «امين» و «حجت» و «حاكم از طرف من» و «مرجع امور در حوادث» است و «مجارى امور» در دست او است برداشتى كه از اين سخن مى‌شود جز اين نيست كه اختيارات و مسئوليت‌هاى حكومتى پيامبر به وى تفويض شده است.»
با فرض اين‌كه كليه اين عناوين در مورد فقيه جامع‌الشرائط نيز آمده است به سهولت مى‌توان اين نتيجه منطقى را به دست آورد كه اختيارات و مسئوليت‌ها، در «نيابت خاص» و «نيابت عام»، يكسان و مشترک و هم‌گونه است.


اكنون با توجه به اين مقدمه، بايد با بررسى فرامينى كه جهت تعيين وظائف و مسئوليت‌هاى و اختيارات نائبان خاص، مانند مالک اشتر، صادر شده حدود ولايت و مسئوليت‌هاى فقیه عادل را كه نائب عام امام معصوم است، بدست آورد.
در اين مورد ما به عنوان نمونه به نقل چند فراز اكتفا مى‌كنيم:

۳.۱ - ولایت و حق حاکمیت

۱. كسى كه از طرف امام معصوم نيابت دارد، داراى سمت ولایت و حق حاکمیت و سلطه شرعى است:
«فإنك فوقهم و والى الامر عليك فوقك و الله فوق من ولاك و قد استكفاك امرهم»

۳.۲ - تشکیل دولت و انتخاب وزرا

۲. او داراى حق تشكيل دولت و انتخاب وزراء است:
«ان شر وزرائك من كان للاشرار قبلك وزيراً» و «انى قد وجهتك الى بلاد قد جرت عليها دول قبلك»

۳.۳ - فرماندهی و تجهیز ارتش

۳. او بايد به تشكيل و تجهيز ارتش همت گمارد و فرماندهى ارتش را به عهده گيرد:
«فول من جنودك انصحهم فى نفسك لله و لرسوله و لامامك و انقاهم جيباً و افضلهم حلماً»

۳.۴ - برقراری نظام شورایی

۴. نظام شورائى صحيح را بنيان‌گذارى و مستقر نمايد:
«و لا تدخلن فى مشورتك بخيلاً يعدل بك عن الفضل و يعدك الفقر و لا جباناً يضعفك عن الامور و لا حريصاً يزين لك الشره بالجور»

۳.۵ - ایجاد نظام قضایی

۵. تشكيلات قضائى صالحى را براى برپایى عدالت اجتماعى به وجود آورد:
«ثم اختر للحكم بين الناس افضل رعيتك فى نفسك... ثم اكثر تعاهد قضائه و افسح له فى البذل ما يزيل علته»

۳.۶ - هماهنگی نیروهای مسلح و انتظامی

۶. نيروهاى مسلح نظامى و انتظامى نبايد بين او و مردم فاصله ايجاد كنند و اين دستور به طور ضمنى نشان دهنده وجود نيروهاى انتظامى و تشكيلاتى است كه امروز به نام شهربانى ناميده مى‌شود:
«و تقعد عنهم جندك و اعوانك من احراسك و شرطك»

۳.۷ - سردار و سازماندهی اطلاعات

۷. لزوم مراعات اصل سردارى در نظام ادارى و اطلاعات كشور كه نياز به افراد و تشكيلات خاصى دارد:
«و اخصص رسائلك التى تدخل فيها مكائدك و اسرارك باجمعهم لوجوه صالح الاخلاق»

۳.۸ - بازرسى و نظارت مخفی

۸. بازرسى مخفى از جريان ادارى كشور و نظارت استتار شده بر حسن انجام وظایف ادارى:
«ثم تفقد اعمالهم و ابعث العيون من اهل الصدق و الوفاء عليهم فان تعاهدك فى السر لامورهم حدوة لهم على استعمال الامانه... فان احد منهم بسط يده الى خيانة اجتمعت بها عليه عندك اخبار عيونك...»

۳.۹ - نظام استخدامی و شایسته‌سالاری

۹. نظام استخدامى و مراعات اصول و ارزش‌ها و جايگزين كردن ضابطه‌ها به جاى رابطه‌ها:
«ثم انظر فى امور عمالك فاستعملهم اختباراً و لا تولهم محاباة و اثره فانهما جماع من شعب الجور و الخيانة و توخ منهم اهل التجربة و الحياء من اهل البيوتات الصالحة و القدم فى الاسلام»

۳.۱۰ - صلح و روابط خارجی

۱۰. عقد قرارداد صلح با دشمن از وظایف ولى نائب امام است:
«و لا تدفعن صلحاً دعاك اليه عدوك و لله فيه رضى فان فى الصلح دعة لجنودك و راحه من همومك و امناً لبلادك»

۳.۱۱ - پرهیز از خودمحوری و تبعیض

۱۱. اجتناب از شيوه خود محورى و خودبينى و خودستایى و تبعيض:
«و اياك و الاعجاب بنفسك و الثقة بما يعجبك منها و حب الاطراء» و «اياك و الاستئثار بما الناس فيه اسوه»

۳.۱۲ - تثبیت امور کشور و اصلاح جامعه

۱۲. ايجاد تحولات اساسى براى رسيدن به خير و صلاح جامعه و تثبيت امور كشور:
«و اكثر مدارسة العلماء و مناقشة الحكماء فى تثبيت ما صلح عليه امر بلادك و اقامة ما استقام به الناس قبلك»


اين موارد نمونه مسئوليت‌ها و وظایفى است كه نماينده و نائب امام بايد در اداره كشور و اجراى عدالت بر عهده بگيرد و متناسب با شرايط زمان و امكانات موجود انجام دهد.
بى‌شک هر وظيفه و مسئوليت هم بدون داشتن اقتدار و اختيار متناسب با آن لغو و بى‌اثر مى‌باشد و اثبات مسئوليت‌هاى سنگين اداره كشور و ايجاد عدالت اجتماعى و اجراى احکام الهی، يک سلسله ولايت‌ها و اختيارات لازم را ايجاب خواهد كرد.
اين بيان را مى‌توان استدلال ديگرى بر اثبات ولایت فقیه شمرد.


۱. نراقی، احمد بن محمدمهدی، عوائد الأیام فی بیان قواعد الأحکام، ص۵۳۷.    
۲. صالح، صبحی، نهج البلاغه، ص۴۲۸، نامه ۵۳.    
۳. صالح، صبحی، نهج البلاغه، ص۴۳۰، نامه ۵۳.    
۴. صالح، صبحی، نهج البلاغه، ص۴۲۷، نامه ۵۳.    
۵. صالح، صبحی، نهج البلاغه، ص۴۳۲، نامه ۵۳.    
۶. صالح، صبحی، نهج البلاغه، ص۴۳۰، نامه ۵۳.    
۷. صالح، صبحی، نهج البلاغه، ص۴۳۴، نامه ۵۳.    
۸. صالح، صبحی، نهج البلاغه، ص۴۳۵، نامه ۵۳.    
۹. صالح، صبحی، نهج البلاغه، ص۴۳۹، نامه ۵۳.    
۱۰. صالح، صبحی، نهج البلاغه، ص۴۳۷، نامه ۵۳.    
۱۱. صالح، صبحی، نهج البلاغه، ص۴۳۵، نامه ۵۳.    
۱۲. صالح، صبحی، نهج البلاغه، ص۴۳۵، نامه ۵۳.    
۱۳. صالح، صبحی، نهج البلاغه، ص۴۴۲، نامه ۵۳.    
۱۴. صالح، صبحی، نهج البلاغه، ص۴۴۳، نامه ۵۳.    
۱۵. صالح، صبحی، نهج البلاغه، ص۴۴۴، نامه ۵۳.    
۱۶. صالح، صبحی، نهج البلاغه، ص۴۳۱، نامه ۵۳.    



عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۱، ص۲۶۵-۲۶۸.    






جعبه ابزار