همسویی دوپهلوی غرب (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
همسویی دوپهلوی غرب در قبال سیاستهای تجاوزکارانه
آمریکا در چارچوب منافع مشترک و
رقابت قدرت میان
آمریکا،
انگلستان و
اتحادیه اروپا قابل فهم است؛ جایی که
حمایت سیاسی از آمریکا در کنار تلاش برای مهار یکجانبهگرایی و حفظ سهم اروپا از منافع بینالمللی دنبال میشود.
ارجاع بحرانها به سازمان ملل،
وتو در شورای امنیت، تجربه
جنگ جهانی دوم و مسئله
عراق و
رژیم صهیونیستی نشان میدهد که سازوکارهای بینالمللی اغلب به ابزاری برای مدیریت رقابت قدرتهای بزرگ و خنثیسازی فشارها در عرصه نظام بینالملل تبدیل میگردد.
غرب بویژه اتحادیه اروپا تا آنجا که منافع مشترک با آمریکا دارد در کنار آمریکا و موافق با سیاستهای تجاوزکارانه اوست و از این دیدگاه فرقی بین انگلستان منزوی از اتحادیه اروپا و این اتحادیه وجود ندارد. انگلستان که منافع درازمدت خود را در کنار آمریکا تضمین شده میبیند همواره با آمریکا همسوست لیکن اتحادیه اروپا که همواره هراس آن دارد که در پایان ماجراجوییهای آمریکا، سهمی عایدش نگردد و یا منافعش به مخاطره افتد با تکروی آمریکا موافقت نشان نمیدهد و زیرکانه بجای محکوم کردن تهاجمات نظامی آمریکا که ممکن است به اتهام حمایت از تروریسم دچارشان سازد دم از عملیات تحت نظارت سازمان ملل میزند تا هم موجودیت خود را در این راستا باز یابد و هم از منافع جمعی، سهمی عایدش گردد و هم آمریکا را مهار نماید. بر اساس این سیاست، آمریکا از
سازمان ملل خواست که در مورد عراق مداخله نماید. تجربه
جنگ بینالمللی دوم نشان داد که چگونه فاتحان، همه امتیازهای به دست آمده از جنگ را به طور انحصاری تصاحب نمودند. فرانسه زیر چکمههای اس اس و ارتش نازی له شد ولی آمریکا صاحب همه امتیازهای بینالمللی در کنار انگلستان و شوروی (سابق) شد.
همه میدانند کشاندن مساله حملات نظامی آمریکا به سازمان ملل به همان نتیجه خواهد رسید که مساله فلسطین و دولت صهیونیستی در شورای امنیت به آن رسیده است. میبینیم هنگامی که حرکت جهانی بر علیه رژیم صهیونیستی به نتیجه هر چند جزئی میرسد که معنی آن، کنترل رژیم صهیونیستی و کاستن از جنایات اوست تصمیمها توسط آمریکا «وتو» میشود و اتحادیه اروپا میداند روسیه با قرارداد چهل میلیاردی با رژیم عراق به اضافه بدهیهای معوقه رژیم بغداد به روسیه هیچ گاه – این دولت همتای آمریکا در داشتن حق «وتو» - هرگز ساکت نخواهد نشست.
بنابراین میتوان چنین نتیجه گرفت که طرح اتحادیه اروپا در کشاندن مساله حملات نظامی آمریکا به سازمان ملل به معنی خنثی کردن آن است و این در حالی است که بر حسب ظاهر، اتحادیه اروپا از مواضع آمریکا حمایت میکند و ما آن را یک رابطه مبهم و دو پهلو ارزیابی میکنیم و در نتیجه آمریکا را در عرصه بینالمللی به خاطر اقدامات جنایتکارانهاش تنها مینگریم و نسبت به موفقیت سیاستهای به ظاهر ضد تروریستیاش در آینده ناکام مییابیم.
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۱۰، ۳۸۸-۳۸۷.