• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

وثاقت

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



منبع: وثاقت


وثاقت به‌معنای اطمینان، ثبات و استحکام که در اصول فقه و فقه کاربرد دارد و به‌عنوان معیار پذیرش روایت و خبر راوی به‌کار می‌رود. در اصول، وثاقت راوی شرط پذیرش احادیث در بسیاری از موارد است، هرچند در احکام استحبابی و کراهتی قاعده تسامح ممکن است کفایت کند و در این زمینه اختلاف وجود دارد.
در فقه نیز وثاقت در پذیرش قول برخی افراد (اهل خبره، نایب، وصی و گزارش مالک کنیز) شرط شده و گاهی عدالت نیز لازم دانسته شده است.



وثاقت در لغت یعنی اطمینان و اعتماد.
وثاقت از ریشه «وثق» است. وثیق به معنای شیءمحکم، ثابت و استوار است.؛ بنابر این، وثاقت در لغت به معنای ثبات و استحکام داشتن است.


کاربرد اصولی و فقهی در معنای اطمینان و اعتماد داشتن به کسی به کار می‌رود. از آن در اصول فقه و نیز در فقه در باب‌هایی نظیر طهارت، صلات، حج، تجارت، نکاح و وصیت سخن گفته‌اند.

۲.۱ - کاربرد وثاقت در اصول فقه

از ادله احکام شرعی؛ بلکه عمده‌ترین آنها احادیث معصومان ‌ (علیهم‌السّلام) است. احادیث نقل شده از معصومان ‌ (علیهم‌السّلام) با وجود قراین و شواهد موجب قطع و یقین به صدور آنها از معصوم (علیه‌السّلام)، پذیرفته و حجت‌اند. در غیر این صورت، چنانچه راوی حدیث، ثقه و مورد اطمینان باشد، حدیث او پذیرفته است. برخی افزون بر وثاقت راوی، عدالت او را شرط پذیرش روایت وی دانسته‌اند؛ چنان که برخی، شرط عمل به روایت ثقه عادل را عدم تعارض آن با روایت عادل دانسته‌اند؛ لیکن بر اساس قاعده تسامح در ادله سنن، در احکام استحبابی و یا حتی در احکام کراهتی، اخبار مشروط به وثاقت راوی نیست، بلکه عدم احراز کذب او در عمل به مفاد روایت کفایت می‌کند؛ هرچند راوی، غیر ثقه یا ناشناخته باشد. البته جمعی این قاعده را نپذیرفته و در پذیرش احادیث نیز وثاقت را شرط دانسته‌اند . آیا احادیثی که با بعض راویان آنها به لحاظ اعتقادی، منحرف و فاسداند؛ لیکن از سوی عالمان شیعه، وثاقت آنان مورد تایید قرار گرفته است و در اصطلاح حدیث موثق نامیده می‌شوند؟ حجت و پذیرفته‌اند یا نه؟ مسئله محل اختلاف است.

۲.۲ - کاربرد وثاقت در فقه

جایگاه وثاقت در احراز موضوعات احکام: آیا خبر ثقه در موضوعات، همچون نجاست، طهارت، قبله، کُر بودن آب و مانند آن از امور حسّی، حجت و پذیرفته است یا نه؟ مسئله محل اختلاف است.


در پذیرش قول بعضی افراد وثاقت شرط است؛ از جمله:

۳.۱ - اهل خبره

چنانچه کالای خریداری شده معیوب باشد، برای خریدار خیار عیب ثابت می‌شود و می‌تواند معامله را فسخ کند و یا از فروشنده مطالبه ارش (مابه التفاوت قیمت سالم و معیوب کالا) نماید. برای تعیین ارش، ابتدا باید قیمت سالم و معیوب کالا تعیین گردد. برای این کار به اهل خبره رجوع می‌شود. از شرایط اهل خبره، وثاقت و امانت است.

۳.۲ - نایب

بنابر قولی، در نایب؛ یعنی کسی که برای به جا آوردن عبادت‌های واجب، همچون نماز، روزه و حج اجیر می‌شود، وثاقت شرط است تا اطمینان به انجام گرفتن عمل برای اجیر کننده حاصل شود. برخی، افزون بر وثاقت، عدالت را نیز شرط دانسته‌اند.

۳.۳ - وصی

بنابر قول برخی، در کسی که به عنوان وصی تعیین می‌شود، وثاقت کفایت می‌کند و عدالت در وی شرط نیست.
[۱۳] طباطبایی یزدی، سید محمد کاظم، سؤال و جواب، ص۳۶۵.
شرط بودن عدالت در وصی، مشهور است.

کسی که کنیزی را خریده است، در صورت معلوم نبودن وضعیت وی به لحاظ آمیزش و عدم آمیزش مالک با او، باید قبل از آمیزش با کنیز او را استبراء کند؛ مگر آنکه مالک وی ثقه باشد و خبر دهد که با آمیزش نکرده و یا او را استبرا کرده است، که بنابر مشهور در این صورت، نیازی به استبرای کنیز نیست.

۱. صاحب بن عباد، المحیط فی اللغة،واژه «وثق»، ج۱، ص۴۹۴.    
۲. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، واژه «وثق»، ج۱۰، ص۳۷۱.    
۳. همدانی، آقارضا، مصباح الفقیه، ج۹، ص۳۷۷.    
۴. حکیم، سیدمحسن، مستمسک العروة، ۱ج، ص۳۹.    
۵. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، مصباح الهدی ج۱، ص۱۸۰.    
۶. خوئی، سید ابوالقاسم، موسوعة الخوئی، ج۱، ص۲۴۲.    
۷. خویی، سیدابوالقاسم، منهاج الصالحین، ج۲، ص۴۰ – ۴۱.    
۸. سیستانی، سید علی، منهاج الصالحین، ج۲، ص۵۵.    
۹. مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، مجمع الفائدة، ج۶، ص۱۲۹.    
۱۰. محقق سبزواری، ملامحمدباقر، ذخیرة المعاد،ج۳، ص۵۶۷.    
۱۱. فیض کاشانی، محسن، مفاتیح الشرائع، ج۱، ص۳۰۲.    
۱۲. یزدی طباطبایی، سیدمحمدکاظم، العروة الوثقی، ج۴، ص۵۳۴.    
۱۳. طباطبایی یزدی، سید محمد کاظم، سؤال و جواب، ص۳۶۵.
۱۴. اصفهانی، ابوالحسن، وسیلة النجاة، ص۵۶۵.    
۱۵. سیستانی، سیدعلی، منهاج الصالحین، ج۲، ص۳۷۵.    
۱۶. بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج۲۲، ص۵۵۹.    
۱۷. نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۲۸، ص۳۹۲.    
۱۸. گلپایگانی، سید محمد رضا، هدایة العباد، ج۲، ص۱۷۸.    
۱۹. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام ۲۴، ص۱۹۹.    
۲۰. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۴، ص۲۰۲.    



• فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهم‌السّلام)، ج۹، ص۳۰۷_ ۳۰۹.


رده‌های این صفحه : اصول فقه | اصول لفظی | تجارت | حج | طهارت | فقه | نکاح | وصیت




جعبه ابزار