ویژگیهای طبیعی مکه (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
ویژگیهای طبیعی مکه، از مباحث مطرح در جغرافیای تاریخی است که در
فقه سیاسی کاربرد دارد.
این شهر در منطقه
تهامه واقع شده و به دلیل وجود
کعبه، همواره به عنوان یک قطب سیاسی، اقتصادی و مذهبی در
جزیرة العرب شناخته میشده است.
موقعیت ممتاز
مکه سبب شده تا در طول تاریخ شاهد وقایع مهمی از جمله
حمله ابرهه و جنگهای داخلی برای به دست گرفتن
قدرت باشد.
حفظ آثار تاریخی این سرزمین برای روشنگری در
تاریخ اسلام، فهم صحیح وقایع
غزوات و زندگی
ائمه اطهار (علیهمالسلام) و جلوگیری از تحریف دارای اهمیتی حیاتی است.
در دهههای اخیر، توسعههای شهری و سیاستهای تخریبی منجر به نابودی بسیاری از آثار مقدس نظیر
قبرستان ابوطالب، محل تولد
پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)، و مساجد تاریخی و... شده است.
از میان رفتن این شواهد عینی، خسارتی جبرانناپذیر به ابعاد آموزشی، تربیتی و مستند سازی تاریخ فرهنگ اسلامی وارد کرده است.
مکه بخشی از منطقه تهامه است و ارتفاع تقریبی آن از سطح دریا ۳۳۰ متر است و در فاصله شصت کیلومتری
جده و ۴۲۵ کیلومتری
مدینه قرار دارد.
شهر مکه به نامهای دیگری چون
المعاذ،
امالقری،
البلد،
البلد الامین،
البلدالحرام،
قریة النمل،
حرم، و
قادسیه نیز نامیده شده است.
مکه شهر مورد علاقه پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) بوده و در این باره فرموده است:
«به خدا سوگند که تو ای مکه پربرکتترین و محبوبترین سرزمین خدا نزد من هستی که اگر مرا از تو جدا نمیکردند هرگز از تو هجرت نمینمودم.»مکه به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص در جزیرة العرب و نیز بنا به قداست کعبه همواره در تاریخ، مرکز آمال و محو قدرت در منطقه و یک قطب سیاسی و اقتصادی به شمار میآمده است.
قریش که از نظر نفوذ سیاسی و اقتصادی بر دیگر قبایل عرب تفوق داشته، پیوسته اداره شئونات ویژه مکه را در میان قبائل عرب عهدهدار بوده است.
مکه به دلیل موقعیت خاص کعبه مرکزیت دینی شبه جزیره را نیز دارا بوده و بتهای بزرگ مشترک و بتهای کوچک اختصاصی هر قبیله در آن قرار داشت.
به خاطر این ویژگیها بود که مکه بارها شاهد برخورد قدرتهای منطقه و حوادث ناگواری چون حمله ابرهه سلطان مقتدر
آفریقا(
حبشه) گردید و برخی از این وقایع ناشی از معارضه قدرتها، در دوران پس از اسلام هم اتفاق افتاد، که منجر به آتش کشیده شدن کعبه توسط منجنیقها برای سرکوب
عبدالله بنزبیر مدعی خلافت در برابر
یزید بنمعاویه گردید و حرمت دیرینه کعبه و حرم در هم شکسته شد و در قرن سوم نیز کعبه توسط
قرامطه مورد هتک قرار گرفت.
ساختمان کعبه پس از بنای آن توسط
حضرت ابراهیم (علیهالسّلام) بارها به دلایل مختلف از قبیل تخریب آن توسط سیل یا
متجاوزان به حریم کعبه، بازسازی و طول، عرض و ارتفاع آن تغییر یافته است، که آخرین تغییرات در زمان
عبد الملک مروان،
خلیفه اموی توسط
حجاج بنیوسف ثقفی انجام گرفت که تاکنون به همان وضع باقی مانده است.
ارتفاع کعبه ۱۳/۳۱ متر و طول ۱۱/۷۹ متر و عرض آن ۱۰/۸۵ متر میباشد.
مسجد الحرام نیز به نوبه خود حوادث فراوانی به خود دیده و تحولات تاریخی، آثاری را در آن به وجود آورده است.
اهمیت، قداست و جایگاه ویژه حرم، مکه، مسجد الحرام و کعبه بر حوادث تاریخی این سرزمین اثری عمیق گذارده و این حوادث را در تاریخ به نحو بارزی برجستگی و اهمیت فوق العادهای بخشیده است.
تفاعل متقابل موقعیت «حرم» و حوادث تاریخی آن موجب گردیده که مطالعه دقیق هر کدام نیاز به بررسی دیگری داشته باشد.
به همین دلیل حفظ آثار تاریخی این سرزمین به معنی حراست از اسرار و موقعیت آن تلقی میگردد و در نتیجه، مفهوم مخالف آن بدان معنی است که هر گونه تخریب و از میان بردن این آثار مثبت یا منفی تاریخی این سرزمین به مثابه ضربهای بر موقعیت آن و محو علایم و آثار نشاندهنده اسرار نهان آن میباشد.
اگر در این رابطه به همبستگی و پیوستگی موقعیت و اهمیت دو شهر مقدس مدینه و مکه توجه نماییم و تفکیک ناپذیری جایگاه «حرمین» را در دیدگاه اسلامی مدنظر قرار دهیم، مساله آثار تاریخی در این دو
سرزمین وحی و هجرت پیچیدهتر و عمیقتر و نقش آن گستردهتر ظاهر میگردد.
پس از هجرت پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) به مدینه و ایجاد مرکزیت عبادی، سیاسی و نظامی آن توسط شخص پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)، تاریخ این دو سرزمین بههم گره خورده و حوادث آن دو مانند آثار به جا مانده این حوادث در هر دو «حرم» از اهمیت فوق العادهای برخوردار گشته است.
اینک نه تنها برای مطالعه سوابق تاریخی «حرم»، مکه، مسجد الحرام و کعبه نیاز به بررسی و مطالعه آثار به جا مانده تاریخی داریم اصولاً برای مطالعه تاریخ اسلام از عبادتها و
غزوات پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) گرفته تا زندگی ائمه معصومین (علیهالسّلام) و دیگر شخصیتهای بارز اسلامی و نقشی که سلسلههای خلفا و سلاطین در قلب و مرکزیت اسلام یعنی «حرمین» داشتهاند باید از آثار بازمانده تاریخی این حوادث عظیم و گسترده استفاده نمود که بدون آنها تاریخ اسلام گنگ و مبهم باقی خواهند ماند.
به عنوان مثال، آثار شکوهمندی چون دیوارهای کعبه،
غار حرا و
ثور،
حجرالاسود،
ناودان،
حجر اسماعیل،
باب الکعبه،
مقام ابراهیم،
چاه زمزم،
کوه صفا و
مروه،
شعب ابو طالب، مساجد تاریخی مکه و مدینه،
بقیع، قبرستان ابو طالب، میقاتهای ششگانه،
جبل الرحمه،
مسجد خیف درمنی و دهها آثار باشکوهی که هر کدام بیانگر، بعدی از تاریخ با عظمت اسلام و گوشهای از سرگذشت
آیین حنیف و اسرار نهان این دو سرزمین مقدسند، که اگر به جای نمیماندند چه خسارتهای جبرانناپذیری که دامنگیر تاریخ و فرهنگ اسلام نمیشد و چه تحریفها، اشتباهها و جا به جاییها که دامنگیر اسلام نمیگردید؟
حال اگر با همین دید به آثار شکوهمند تاریخی محو شده در حرمین، بنگریم میتوانیم به عمق فاجعهای که بر اثر فقدان و تخریب این آثار در همه ابعاد فقهی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و تاریخی دامنگیر اسلام و امت اسلامی گردیده پی ببریم. آثار با عظمتی که امروز هر کدام از آنها میتوانست راهنمای ایمنی برای فقها، عرفا، سیاستمداران، اقتصاددانان، محققان آثار فرهنگی و هنری و بالاخره مورخان پژوهشگر مسلمان و نیز محققان غیرمسلمانی باشد که میخواهند بهطور عینی مثال را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و شواهد و قرائن طبیعی و تاریخی را بیش از نوشتههای احیاناً مغرضانه مستند قرار دهند.
اگر این موضوع را با نگاهی عام و در سطح مردمی مورد بررسی قرار دهیم آیا بازدید این آثار از نظر آموزشی و تربیتی و تبلیغی تا چه حد میتوانست در مسلمانان زائر و توریستهای غیرمسلمان تاثیر مثبت و سازندهای داشته باشد.
در این نگاه گسترده اگر صنعت توریسم را منهای بعد تفریحی آن مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم و نتایج و آثار اقتصادی، آموزشی، تربیتی و تبلیغی آن را در ابعادی وسیع بنگریم؛ حجم عظیم خسارتی که ناشی از انهدام و تخریب این آثار و میزان خیانتی که از این رهگذر عائد اسلام گردیده آشکارتر خواهد شد.
برای ارائه گوشهای از این خسارت و خیانت و ترسیم ناقصی از این منحنی شوم ناگزیریم هر چند با اختصار، به بخشی از آثار تخریب شده توسط حاکمانی که قدرت و عظمت خود را از این سرزمین مقدس گرفته، ولی نه تنها حرمت آن را پاس نداشتهاند که بر آن اهانت و خیانت نیز روا داشتهاند اشاره نماییم.
علامت
مستجار در دیوار پشت درب و کنار رکن یمانی که نشانهای از
میلاد نور در کعبه داشته و به این قسمت مقدس کعبه ملتزم نیز گفته میشده چنان محو گردیده که امروزه اثبات آن ناممکن است.
حطیم به قسمتی از فاصله رکن شامی و رکن غربی از یک سو و مقام ابراهیم و زمزم از سوی دیگر گفته میشد که از نظر عبادی و سیاسی اهمیت فوق العادهای داشته و پناهگاهی برای مظلومان و محرومان بوده که در آنجا گردهم میآمدند. و با استغاثه و دعا از خدا دادخواهی مینمودند.
چه بسیار ستمگران و متجاوزانی که با این استغاثهها نابود میشدند و چه مظلومانی که دعایشان مستجاب و داد خود را میستاندند.
محل گودال کوچکی در کنار کعبه در میان حجر الاسود و درب کعبه است که ابراهیم و اسماعیل کار ساختمانی دیوارهای کعبه را در آن گودال انجام میدادهاند؛ این گودال به عمق ۱/۵ متر به پاس تلاش و فداکاری آن دو بنیانگذار کعبه و حفظ
قداست کار برای کعبه قرنها مورد احترام بوده و شخص پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در آن نماز گذارده است.
مصلای ابراهیم که در قرآن نیز صریحاً نام برده شده است
(و اتَّخِذُواْ مِن مَّقامِ إِبْراهيمَ مُصَلًّى) در واقع یادواره هدف بنای کعبه و منزلت توحیدی آن میباشد که پس از فقها تخریب گردید و این مکان معنیدار با یک علامت نامفهوم جایگزین شد.
حجر اسماعیل جزئی از داخل کعبه بوده که به هنگام تجدید بنای کعبه جدا گردیده است و نظر به همین واقعیت است که
طواف خانه خدا باید از بیرون آن انجام گیرد و عبور از داخل آن موجب بطلان طواف میگردد.
در این محل که قداست کعبه را دارد تعدادی از انبیاء دفن شدهاند که مزید بر کرامت و قداست آن گردیده است، اما اکنون زائران خانه خدا نه اثری از آن قبور میبینند و نه یادی از این پیامبران بزرگ و نه اصولاً درباره آن چیزی میدانند.
همانطور که ملاحظه میشود این دو کانون توحید و ایثار به مرور از میان رفته و با سنگهای به ظاهر زیبای غربی پوشانده شده و اگر این چنین سپری شود چیزی نخواهد گذشت که از آن دو اثری باقی نخواهد ماند.
مسجد الحرام بارها توسعه یافته و این قلب ام القری هر بار شاهد حوادث بزرگ و کوچک تاریخی بوده است. تفسیر محدود مطاف و مسجد الحرام در دوران جاهلی پس از فتح مکه و سال ۱۷ هجری و نیز در سالهای ۲۶، ۵۶، ۷۵، ۱۳۷، ۱۶۰، ۲۸۱، ۳۰۶، ۶۲۹ و سرانجام در دوران
خلافت عثمانی و
آل سعود هر کدام از ویژگیهایی برخوردار بوده که نیاز به حفظ آثار آن داشته است.
امروز جز اندکی از آثار تغییر محدوده و توسعه مسجد الحرام به جای نمانده و شواهد عینی تحولات تاریخی گذشته از میان رفته است.
در طول تحولات توسعه مسجد الحرام درهای ورودی و خروجی این بقعه مبارکه و سجدهگاه حرم جا به جا و تعداد آنها کاسته و یا افزوده شده است و سعودیها با باز کردن ۶۲ در کوچک، بزرگ و نامگذاریهای فاقد هویت تاریخی، عملاً آثار تاریخی و فرهنگی و هنری دربهای گذشته را نابود کردهاند در حالی که تا چند دهه پیشتر آثار برخی از این دربها همچنان در مسجد الحرام حفظ میشده است.
گرچه کوه از میان بردنی نیست ولی با بینام و نشان کردن و تغییر نامها و عدم نصب و بنای یادبودها میتوان آنها را بیهویت کرده و به فراموشی سپرد.
این کاری است که در مورد بسیاری از کوههای مکه که حاوی خاطرههای بسیار مهم تاریخ اسلام است از قبیل، غار حرا،
بو قبیس، ثور،
مجون،
خلیفه،
خندمه،
ثبیر،
قیتصان و
فلق انجام گرفته است و زائران این دیار مقدس اگر هم بتوانند از ممنوعیتها و محدودیتها بگذرند با اجسام طبیعی فاقد هویت تاریخی روبرو میشوند.
برای پی بردن به خسارتهای تاریخی و فرهنگی ناشی از این روش نادرست، کافی است که به این نکته توجه نماییم که اگر این اماکن که برخی از آنها صرفنظر از جنبههای تاریخی، مقدس نیز میباشند اگر با اماکن مشابه در سراسر جهان مقایسه شوند معلوم میگردد که در دنیا با هویت دادن به برخی از کوههای ناشناخته چگونه برای خود تمدن و فرهنگ ساختهاند و گذشتهای با عظمت و تاریخی در خور مطالعه بوجود آوردهاند.
کلمه شعب که در لغت به معنی درّه است در مکه مفهوم و هویتی خاص دارد و خاطرههای تلخ و شیرین را از تاریخ به یاد میآورد مانند: شعب ابن دب که نام درهای در مجون بوده و شعب ابو طالب که یاد آور خاطره محاصره اقتصادی پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و یارانش توسط قریش میباشد و
شعب بنیهاشم و
شعب بنی عامر که هر کدام به نوبه خود هویت تاریخی ویژهای داشتهاند و امروز آثار آنها بکلی محو و یا آثار طبیعی آنها حفظ، ولی بیهویت گردیدهاند.
این محل مقدس که
جنة المعلی نیز نامیده میشود محل دفن اجداد پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و مادر گرامی آن حضرت (
آمنه بنت وهب (سلاماللهعلیها) و شخصیتهای بنیهاشم است که مدفن بانوی اسلام
حضرت خدیجه (سلاماللهعلیها) همسر گرامی پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و مادر
حضرت فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) نیز در این محل قرار دارد.
برخی محل دفن مادر پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) را در
ابواء دانستهاند.
قبل از تسلط سعودیها بر
حجاز، قبور مطهره
قصی بنکلاب،
هاشم،
عبد مناف،
عبدالمطلب،
ابوطالب، آمنه، خدیجه و جمعی از خاندان پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و
صحابه در این محل دارای بارگاه و نام و نشان بوده که اکنون به گورستان متروکهای مبدل گشته است.
این بیحرمتی در حالی است که پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در این محل مقدس حاضر شد و بنا به گفته عبدالله بنمسعود در زمانی که هنوز از مردان
مسلمان قبری در آنجا نبود فرمود: به برکت این محل هفتاد هزار نفر بدون حساب به
بهشت میروند که هر کدام هفتاد نفر را شفاعت میکنند.
امام جواد (علیهالسّلام) فرمود: برای ما اهل بیت بعد از
کربلا، قتلگاهی به شکوهمندی قتلگاه
فخ نیست.
در این مکان گروهی از علویان که به رهبری
حسین بنعلی (یکی از نوادههای
امام حسن مجتبی (علیهالسّلام) از مدینه خروج و در محلی که امروز به
مسجد تنمیم (میقات مکه) شهرت دارد و در گذشته وادی «فخ» نامیده میشد بهدست سپاهیان
هادی عباسی بهطور فجیعی قتل عام شدند و سرهای آنان به
بغداد و بدنهای مطهرشان در این محل دفن گردید.
این واقعه رقّتبار و فجیع که در آن روز ضربه مهلکی بر قیام علویان در برابر مظالم عباسیان محسوب میشد از نظر هدف و شیوه و کیفیت شهادت الگویی از حماسه کربلای حسینی داشت و در راستای انقلاب های خونین و تاریخی
شیعه به شمار میآید.
پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در خانهای در شعب ابو طالب در کنار
سوق اللیل از اماکن مشهور مکه چشم به جهانی گشود که میبایست با رهنمودش، ضلالت
کفر و
ظلم به نور
توحید و عدل روشن گردد.
با هجرت پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) این خانه به تصرف قریش درآمد و در زمان فتح مکه در دست
عقیل برادر
امیرالمؤمنین علی (علیهالسّلام) قرار داشت و در زمان
هارون الرشید عباسی به مسجد تبدیل شد. قرنها محل تولد پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در این مسجد با نقوش تزیینی مشخص بود و بارها توسط امرا و سلاطین مسلمان مرمّت گردید.
عثمانیها بویژه سلطان مراد عثمانی بر بالای این محل مقدس به نشانه عظمت، گنبدی بزرگ برافراشتند و آخرین توسعه آن به سال ۱۰۰۹ پایان پذیرفت.
آل سعود که تخریب اماکن مقدسه اسلام را شعار خود ساخته بودند به انهدام آثار این محل متبرکه اکتفا ننموده و پس از تخریب، آن جا را محل چارپایان قرار دادند.
سران قریش در جاهلیت برای مشاوره در امور مهم سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در محلی به نام
دار الندوه اجتماع میکردند که در سرنوشت مکه نقش بسزایی داشت.
در همین محل بود که سران قبایل مکه در سال سوم بعثت تصمیم جمعی خود را مبنی بر محاصره اقتصادی پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و یارانش در شعب ابو طالب و نیز در سال
سیزدهم بعثت رای جمعی خود را مبنی بر ترور و قتل پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) گرفتند.
دار الندوه از اماکن تاریخی مهمی است که هم در دوران جاهلیت و هم در عصر پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نقش سیاسی و اجتماعی مهمی را در اوضاع مکه و حجاز ایفا مینمود و مرکز خطرناکترین توطئهها بر علیه اسلام و جان پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و مسلمانان غیور و مقاوم بود.
در دوره خلفای عباسی محل دار الندوه به مسجد تبدیل گردید و در توسعه مسجد الحرام در داخل آن قرار گرفت، اما نشانی از آن به جای نماند و مستند عینی بخشی از تاریخ جاهلی و اسلام از میان رفت.
حلف الفضول به پیمانهایی گفته میشود که در جاهلیت برای احقاق حق مظلومان بین تعدادی از سران صاحب نفوذ عرب که نامشان فضل بوده منعقد گردید و پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نیز بنا بر اهمیت این پیمانها و نقشی که در دادخواهی مظلومان داشت در انعقاد آنها حضور داشت و همواره از آن پیمانها به نیکی یاد میفرمود و بارها میگفت: اگر اکنون (پس از بعثت) هم به آن پیمانها دعوت شوم از آیین دعوت استقبال میکنم.
مراسم حلف الفضول در بیست سال قبل از بعثت پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در خانه
عبدالله بن جدعان انجام گرفت و این محل به خاطر عدالت و حضور پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در آن محل و ستایش آن حضرت مورد احترام قرار گرفت لکن در جریان توسعه مسجد الحرام تخریب و بدون هیچگونه نشانهای به مسجد الحرام ملحق گردید.
اولین دعوت پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) پس از بعثت بنا به امر:
(و أَنذِرْ عَشيرَتَكَ الْأَقْرَبينَ) در خانه حارث بن عبد المطلب انجام گرفت و این واقعه بزرگ تاریخی به این خانه موقعیت ویژهای بخشید که خاطره دعوت خاص پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) را در دلها زنده مینمود.
در این دعوت نخستین سران قریش بود، که پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) مساله مهم وصایت و جانشینی خود را نیز مطرح نمود و آن را برازنده کسی شمرد که نخستین مسلمان باشد.
این جایگاه بس مقدس و رفیع در جریان توسعه مسجد الحرام به اصلش ملحق گردید ولی در حذف هویّتش مورد جفا قرار گرفت.
فداکاری و ایمان خدیجه در تاریخ و سرنوشت اسلام نقشی مؤثر، آموزنده و جاودانه دارد.
خانه این بانوی بزرگ اسلام نخستین بارقههای وحی را به خود دیده و اقامتگاه پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در دشوارترین شرایط زندگیش و در آغاز وحی بوده است.
خانهای که پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) پس از تحمل سنگینی وحی در
کوه حرا و شنیدن
(اِقْراْ بِاسْمِ رَبِّکَ) به این خانه پناه برد و در آغوش این خانه عشق و ایمان آسایش یافت.
خانه باصفایی که پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و خدیجه از پنجره کوچک آن با یک چشم دنیای بزرگ اسلام فراگیر و فاتح را و با چشم دیگر سعادت آخرت جاودانه را میدیدند.
خانهای که پس از انجام مراسم عقد
ازدواج پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و خدیجه، با تعبیر شیوای وصفناپذیر خدیجه که گفت:
«الی بیتک یا محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)» خانه آرامش بخش پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) شد.
خانهای که سه فرزند پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در آن تولد یافت، آری خانهای که فاطمه در آن چشم به جهان گشود و جهانی را با وجود خود آراسته ساخت.
این خانه همان جایگاه ملکوتی رفیعی است که
لیلة المبیت امیر مؤمنان علی (علیهالسّلام) در آن به وقوع پیوست و از همین خانه، هجرت آغاز گردید.
چه خانه با برکت و با فضیلتی، با چه خاطرهها و حوادث تاریخسازی که قرنها مورد احترام مسلمانان بود و امرا و سلاطین مسلمان هر کدام با خدمتی که به این جایگاه مقدس تقدیم مینمودند قدمی در احیای خاطرههای فراموش نشدنی بر میداشتند لکن خزان این خانه با تمامی شکوه و عظمتش با سلطه آل سعود پایان پذیرفت و ابتدا تخریب و سپس روی این کاشانه ملکوتی مدرسه اطفال بنا کردند، البته دیری نپایید همین مدرسه نیز به کعبه آمال عاشقان مبدل گشت و امروز میدان ترمینال اتوبوسهای ساخت غرب جای آن همه شکوه و عظمت را گرفته است.
این خانه خاطره زندگی سه شخصیت با عظمت را با خود دارد، ابو طالب که سرپرست خانه بود و علی (علیهالسّلام) که فرزند این خانه و پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) که در دامن محبت ابو طالب دوران کودکی خود را در این خانه گذرانده است.
آیا در سراسر جهان و تاریخ نمونه این شکوه و عظمت را میتوان یافت، خانهای به عظمت دنیا و به فراخی آخرت جاویدان، اما چه سرنوشتی که باید این همه شکوه در زیر اسفالتهای ترمینال اتوبوسهای مکه مدفون گردد و از آن شگفتانگیزتر صدای اعتراضی نیز به گوش نرسد.
حادثه عروج ملکوتی پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)
(سُبْحانَ الَّذي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِّن الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذي بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُريَهُ مِنْ آياتِنا...)به قاب قوسین اوادنی و اوج ملکوت خدا که یکی از مهمترین وقایع و معجزات پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) است، از خانه
امهانی این زن فداکار و دختر ابو طالب و خواهر علی (علیهالسّلام) آغاز گردید.
این خانه که محل معراج پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و موضوع یکی از مهمترین
آیات قرآن و حوادث بزرگ تاریخ اسلام بوده است تا
سال ۱۶۷ هجری.قمری مقصد و آمال عاشقان بوده و به مرور زمان گرد غفلت آن را از دیدگان پنهان ساخته است.
این خانه نه تنها زادگاه ششمین امام معصوم (علیهالسّلام)، بلکه زادگاه سردار رشید اسلام
جعفر طیار نیز بوده و بنابر نقلی پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نیز شخصاً در آن حضور داشته است.
این خانه نیز که در سمت
صفا و
مروه قرار داشت سرانجام با تمام عظمت و خاطرهاش بهدست آل سعود تخریب و به فراموش خانه تاریخ پیوست.
روند رو به افزایش تخریب حتی دامنگیر مساجد تاریخی شد و مساجدی چون
مسجد انشقاق قمر،
مسجد ابراهیم و
مسجد الرایه که هر کدام خاطره و تاریخ و نقشی در مجموعه به هم پیوسته تاریخ اسلام دارند به دست دشمنان دانا و دوستان نادان تخریب و از صحنه تاریخ محو گردید.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۵، ص۱۴۲-۱۵۱.