کاووس حسن لی (شعر عاشورایی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
کاووس حسنلی (زادهٔ ۱۳۴۱)، شاعر، نویسنده و استاد ادبیات دانشگاه شیراز است.
«من ماه تابانم»
و «رستاخیز کلمات» از آثار شناختهشدهی او هستند.
کاووس حسنلی متخلّص به
«فلق» به سال ۱۳۴۱ ه. ش در قنات نو
«بن گشت» از روستاهای خرم بید به دنیا آمد.
تحصیلات ابتدایی و دبیرستان خود را در همانجا گذراند. سپس وارد دانشسرای آباده شد.
حسنلی تحصیلات خود را در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا در رشتهی زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه شیراز ادامه داد و فارغالتحصیل گردید و هماکنون در دانشگاه علوم پزشکی شیراز و چند دانشگاه دیگر مشغول تدریس میباشد.
حسنلی از سال ۱۳۶۰ شمسی در روزنامهها و مجلات به نوشتن مقالات و نشر اشعار خود پرداخته است.
وی قالبهای
کلاسیک و
سپید را در سرودن
شعر آزموده است.
از آثار او میتوان:
«من ماه تابانم»؛
«سلسله موی دوست»؛
«رستاخیز کلمات»؛
«سخن اهل دل»؛
«به لبخند آینهای تشنهام»
و هم چنین بیش از سی مقاله علمی در مجلههای ادبی و علمی کشور نام برد.
در ادامه،نمونههایی از سرودههای او آمده است.
آخرین دیدار:| آسمان کربلا آن روز آتشبار بود • • • • • آن زمین سوخته دریایی از اسرار بود | | |
| کوچههای آسمان پر بود از بوی عطش • • • • • آب هم چشم انتظار لحظهی ایثار بود | | |
| پیچ و تابی داشت آب دجله از شلاق شرم • • • • • چرخ بیتقصیر هم در حال استغفار بود | | |
| با طلوع زخم یاران تشنگی از یاد رفت • • • • • دشمن از بیچارگی با مشک در پیکار بود | | |
| پایههای عرش میلرزید، آن ساعت که دید • • • • • بین ماه و مهر تابان، آخرین دیدار بود | | |
| ذو الجناح از عرصه بر میگشت امّا جای گل • • • • • گوئیا صد کوه غم این بار بر او بار بود | | |
| در میان آتش و خون باغی از گل میشکفت • • • • • دستی از اعجاز بیتردید در این کار بود | | |
| سینهی شب را فلق بشکافت روز از نو دمید • • • • • روزگار عشق، ورنه، روزگاری تار بود | | |
| | |
•
محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۲، ص۱۵۸۷.