• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

کلام پویا و پیشرو (عقاید و مذاهب)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





کلام پویا و پیشرو؛ علم کلام پاسخی ضروری به نیاز دفاع از شریعت بر پایه عقل و نقل است.
امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) با تبیین معارف بلند الهی، مؤسس حقیقی این علم شناخته می‌شوند. پس از ایشان، سایر امامان (علیه‌السّلام) نیز با مناظرات، دعاها و تربیت متکلمان، پایه‌های این علم را تثبیت کردند.
با پیشرفت علوم و برخورد فرهنگ‌ها، مسائل جدیدی مطرح شده است که روش‌های سنتی پاسخگوی آن نیست. رسالت متکلم امروز، شناخت دقیق ریشه‌های الحاد نوین و پاسخگویی تخصصی به آن‌هاست.
محورهای اصلی در کلام جدید:
۱. تکامل (داروینیسم): تبیین الهیاتی آن به‌مثابه نظم و تدبیر در خلقت، به‌جای نفی صانع.
۲. نسبیت‌گرایی فلسفی: دفاع از «حقایق مطلق» در برابر مکاتبی که همه‌اندیشه‌ها را نسبی می‌دانند.
۳. معرفت‌شناسی: احیای بحث «ابزارهای شناخت» در کلام، به‌عنوان زیربنای اصلی الهیات.
۴. انسان‌شناسی: دفاع از مبدا و معاد با تکیه بر شناخت دقیق فطرت و روان‌شناسی انسان.



پایه‌گذاری و تدوین «علم کلام»، ضرورتی بود که زمان، آن را ایجاب می‌کرد و‌ اندیشمندان اسلامی برای دفاع از حریم شریعت چارهای جز آن ندیدند، که از ابزاری که خود دشمن بر ضد دین مبین اسلام بکار می‌برد بهره بگیرند.
این مساله با توجه به این که آیین اسلام پیروان خود را به تفکر و‌ اندیشیدن دعوت نموده و یک سلسله معارف را با دلائل عقلی مطرح کرده است، قوت بیشتری گرفت و متکلمان اسلام با الهام از راهنمایی‌های قرآن و سنت و داوری‌های منطقی عقل، علمی را به نام «علم کلام» پی‌ریزی کردند و در هر قرنی، افرادی در توسعه و تثبیت آن کوشیدند.


نباید فراموش کرد که خطبه‌ها و سخنان امیر مؤمنان (علیه‌السّلام) پیرامون مبدا و معاد و معارف بلند اسلام، الهام‌بخش بسیاری از متکلمان اسلامی بود.
از این جهت باید امیر مؤمنان (علیه‌السّلام) را مؤسس «علم کلام» و پایه‌گذار آن معرفی کرد، و اگر معتزله، ریشه مکتب خود را به آن امام باز می‌گردانند (مدرک این مطلب در بخش عقائد معتزله خواهد آمد.)، سخن استواری را می‌گویند.
دیگر پیشوایان معصوم اهل بیت (علیهم‌السّلام) نیز در طرح اصول این علم، به مناسبتهای مختلف همّت گماشته‌اند.
ادعیه حضرت سجّاد (علیه‌السّلام)، بخش بسیاری از معارف بلند اسلام است.
حضرت صادق (علیه‌السّلام)، در محیطی می‌زیست که الحاد و زندقه در مراکز اسلامی جوانه زده و عقائد عمومی را تهدید می‌کرد؛ آن حضرت با بیانات علمی خود و تربیت شخصیت‌های کلامی و تبیین مبانی این علم، در این راستا کوشش بسزایی فرمود.
جهان‌اندیشه، احتجاجات و مناظرات حضرت رضا (علیه‌السّلام) را با اهل کتاب و زنادقه فراموش نمی‌کند.
تنها کتاب «توحید صدوق» و یا کتاب «احتجاج طبرسی»، گواه بزرگی بر‌اندیشه‌های بلند امامان معصوم (علیهم‌السّلام) است که در نشر‌ اندیشه‌های اسلامی در قلمرو عقائد و کلام تاثیر بسزایی داشته است.


بنابراین، باید «علم کلام» در هر عصر و زمانی هماهنگ با نیازهای زمان پیش رود، زیرا پیشرفت علوم و برخورد فرهنگی جامعه‌ها، مسائل جدیدی را در قلمرو الهیات مطرح می‌سازد و این یک مساله طبیعی است که جلوگیری از آن ممکن نیست و تاریخ علوم نیز بر آن گواهی می‌دهد که نمونه‌هایی از آن را یاد آور می‌شویم:

۳.۱ - مساله داروینیسم

مساله تحول انواع و غوغای داروینیسم یک بحث مساله‌ساز بود که هرگز الهیّون نمی‌توانستند از کنار آن به آسانی بگذرند. گروهی آن را نشانه بی‌پایگی دلائل اثبات صانع خواندند و گروهی دیگر آن را مخالف تورات و قرآن دانستند.
در حالی‌که از نظر مبانی کلامی، مساله داروینیسم نه تنها مبانی توحید را متزلزل نمی‌سازد بلکه بر فرض صحت، نشانه وجود نظم در تحوّل و تکامل انواع است و می‌رساند که یک موجود زنده چگونه طیّ زمان‌های متمادی با یک برنامه پیش‌بینی شده، به کمال خود می‌رسد و این خود گواه بر این است که خانه، صاحبخانه‌ای دارد و تحولّ‌ها زیر نظر مدبّری برنامه‌ریز، صورت می‌گیرد.

۳.۲ - نسبیّت فلسفی

در دو قرن اخیر، یک رشته مکاتب فلسفی، پدید آمده که به همه‌ اندیشهها رنگ صحّت و استواری می‌بخشد. پیروان این مکاتب، معتقدند: که هر‌ اندیشه‌ای در شرائط خاصّی صحیح و استوار است، بنابراین، در جهان، حق مطلق و یا باطل مطلق، وجود ندارد. این همان نظریه «نسبیّت فلسفی» است که اساس مکتب «کانت و هگل و مارکس» را تشکیل می‌دهد.
مساله نسبیّت تحقیقاً شاخه‌ای از سوفسطایی‌گری است که به صورت علمی جلوه کرده است و گرایش به آن، همه معارف الهی را متزلزل می‌سازد و به‌ اندیشه‌ها رنگ نسبیت می‌دهد.
«علم کلام» که نگهبان معارف و ایده‌های اسلامی است، بیش از همه، باید به پاسخگویی مساله «نسبیّت» فلسفی که امروز دامن‌گیر بسیاری از اندیشمندان جامعه ما شده است، بیندیشد و بر این امر تاکید کند که در جهانی که رشته قضایای مطلقی وجود دارد که هرگز تحت تاثیر «نسبیّت» قرار نمی‌گیرد.
اثبات این نوع علوم مطلق و کلّی و پیوسته، اساس معارف الهی را تشکیل می‌دهد و اگر این قسمت به نحو صحیح پذیرفته نشود، معارف الهی، حالت تزلزل و لرزانی بخود گرفته، فاصله موحد و منکر، چندان نخواهد بود.

۳.۳ - مباحث معرفت‌شناسی

مسائل مربوط به شناخت و تحدید قلمرو معرفت انسانی، از مهمترین مسائلی است که می‌تواند زیر بنای علم کلام جدید را تشکیل دهد. تا یک متکلم مساله واقع نمایی علم، و حدود ابزار شناخت را در پیشبرد معرفت، روشن نسازد، نمی‌تواند در معارف الهی به نتیجه برسد.
از این جهت در اعصار گذشته، مانند قرن سوم و چهارم و پنجم، در غالب کتاب‌های کلامی، مساله «شناخت» و ادوات و ابزار آن، متناسب با معلومات آن عصر، مطرح بوده و متاسفانه بعداً این بحث از پیکر علم کلام، جدا شد و در فلسفه اسلامی نیز بصورت پراکنده آمده است، و جایگاه خاصی پیدا نکرده است.
گرایش‌های حسی و تنها بها بخشیدن به مسائل محسوس، دوری از‌ اندیشه‌های عقلی و کلّی، یکی از ابزارها و ادوات الحاد، در برابر مکتب‌های الهی است. بنابراین، مجموع مباحث مربوط به شناخت با گستردگیش، از مسائل ضروری است که باید از نو در علم کلام مطرح گردد.

۳.۴ - انسان‌شناسی و روان‌کاوی

امروز شناخت انسان از جهات گوناگون، بخش‌های عظیمی از علم را تشکیل می‌دهد و مساله روانشناسی و روانکاوی به دو گونه، مطرح می‌شود که یکی نسبت به دین بی طرف و احیاناً مؤید است، در حالی که دیگری درست نقطه مقابل دینداری است و حتماً جامعه را به الحاد رهبری می‌کند.
در این جا باید بحث از انسان‌شناسی در حدود شناخت فطرت، به قلمرو علم کلام افزوده شود، تا متکلمان اسلامی با شناخت انسان، به‌ویژه، عناصر ثابت در تمایلات او، بتوانند از مبدا و معاد دفاع کنند.


حرکت‌های الحادی که در سه قرن اخیر یا بیشتر، در جامعه غربی شروع شده و از آنجا به شرق سرازیر گشته است، بیشتر بر این اصول و مانند آن استوار است. بنابراین، ما با طرح مسائل «علم کلام»، به شیوه گذشته،
[۱] مقالات الاسلامیین، ابی الحسن اشعری و اصول الدین، عبد القاهر بغدادی و غیره.
هرگز نمی‌توانیم رسالت یک متکلم را به دوش بکشیم و از عهده آن بر آییم.
بلکه التزام به هدف و تعهّد به دفاع از دین، ایجاب می‌کند که با حرکت‌های علمی، که به الحاد منجر می‌شود، کاملاً آشنا شویم و با شناخت درد، به شناخت درمان بپردازیم. اکنون که متکلمان اسلامی بخوبی این دردها را شناخته‌اند، باید دگرگونی عظیمی در روند علم کلام پدید آید.


۱. ↑ مقالات الاسلامیین، ابی الحسن اشعری و اصول الدین، عبد القاهر بغدادی و غیره.



• سبحانی، جعفر، فرهنگ عقاید و مذاهب اسلامی، ج۱، ص۱۹.    






جعبه ابزار