امام علی علیه السلام

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



علی بن ابی طالب (۲۳ قبل از
هجرتهجرت_ که از آن به مهاجرت نیز تعبیر شده_ به معنای جدایی است
- ۴۰ق.)، امام اول ،
صحابیبحث پیرامون صحابه از این جهت ضروری می‌نماید که دین از طریق این افراد به نسل بعدی انتقال یافته است
،
راوینقل کننده احادیث معصومان علیهم‏ السّلام را راوی می گویند
، پسرعمو و داماد ، کاتب وحی و چهارمین خلیفه از
خلفای راشدینخلفای راشدین خلفای اربعه یا چهار یار، عنوانی است که اهل‌سنت به چهار شخصی که پس از وفات پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)
نزد
اهل سنتاهل سنت اصطلاحی است در علم ملل و نحل که بر گروهی از مسلمانان اطلاق می شود
است.

فهرست مندرجات

۱ - مقدمه
۲ - نسب امام
       ۲.۱ - معنای امیرالمؤمنین
۳ - ولادت و شهادت
       ۳.۱ - دوران کودکی
۴ - اوصاف جسمی
۵ - همسران امام
۶ - فرزندان امام
۷ - نخستین مرد مسلمان
۸ - شرکت در غزوات پیامبر
       ۸.۱ - جنگ بدر
       ۸.۲ - جنگ احد
       ۸.۳ - جنگ خندق
       ۸.۴ - جنگ خیبر
       ۸.۵ - فتح مکه
       ۸.۶ - جنگ حنین
       ۸.۷ - جنگ تبوک
۹ - دلایل امامت
       ۹.۱ - آیه اطاعت
       ۹.۲ - آیه ولایت
       ۹.۳ - حدیث منزلت
       ۹.۴ - حدیث یوم الانذار
       ۹.۵ - واقعه غدیر
۱۰ - وفات پیامبر و سقیفه
۱۱ - دوران خلفای سه گانه
       ۱۱.۱ - بیعت اجباری
       ۱۱.۲ - جمع آوری قرآن
       ۱۱.۳ - جنگ با رومیان
       ۱۱.۴ - مبدا تاریخ اسلامی
۱۲ - دوران حکومت
       ۱۲.۱ - حقوق متقابل مردم و حاکم
       ۱۲.۲ - عدالت
       ۱۲.۳ - سختگیری در اجرای دین و قانون
       ۱۲.۴ - سرزنش تملق گویان
       ۱۲.۵ - ساختار نظامی
۱۳ - کارگزاران امام
۱۴ - جنگهای امام
       ۱۴.۱ - جنگ جمل
       ۱۴.۲ - جنگ صفین
       ۱۴.۳ - جنگ نهروان
۱۵ - شهادت
۱۶ - وصایای امام
۱۷ - مخفی بودن قبر
۱۸ - امام علی در قرآن
       ۱۸.۱ - آیه مباهله
       ۱۸.۲ - آیه تطهیر
       ۱۸.۳ - آیه مودت
۱۹ - امام علی در تاریخ و روایات
       ۱۹.۱ - نخستین مسلمان
       ۱۹.۲ - لیلة المبیت
       ۱۹.۳ - برادری با رسول خدا
       ۱۹.۴ - رد الشمس
       ۱۹.۵ - ابلاغ سوره برائت
       ۱۹.۶ - سدالابواب
۲۰ - سرسلسله علوم مسلمانان
       ۲۰.۱ - علم کلام
       ۲۰.۲ - علم فقه
       ۲۰.۳ - تفسیر و قرائت
       ۲۰.۴ - علم طریقت
       ۲۰.۵ - ادبیات عرب
       ۲۰.۶ - فصاحت و بلاغت
۲۱ - ویژگیهای اخلاقی امام
       ۲۱.۱ - جود و سخاوت
       ۲۱.۲ - گذشت و بردباری
       ۲۱.۳ - خوشرویی
       ۲۱.۴ - جهاد در راه خدا
       ۲۱.۵ - شجاعت
       ۲۱.۶ - عبادت
       ۲۱.۷ - زهد
۲۲ - آثار
       ۲۲.۱ - نهج‌البلاغه
       ۲۲.۲ - غرر الحکم و درر الکلم
       ۲۲.۳ - دستور معالم الحکم
       ۲۲.۴ - تألیفات دیگر
۲۳ - اصحاب امام
۲۴ - فهرست منابع
۲۵ - پانویس
۲۶ - منبع

مقدمه



به گفته مورخین
شیعهپس از رحلت پیامبر (ص) مسلمانان به دو فرقه «شیعه» و «اهل سنت» تقسیم شدند
و بسیاری از علمای
اهل سنتاهل سنت اصطلاحی است در علم ملل و نحل که بر گروهی از مسلمانان اطلاق می شود
، در کعبه زاده شد. او نخستین کسی بود که به آورد. از نظر شیعه، وی به فرمان
خداآفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند
و تصریح پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) جانشین بلافصل رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) است. آیاتی از بر
عصمتعصمت ملکه دوری از گناه و خطا است
و پیراستگی وی از پلیدی‌ها دلالت دارد. بنابر منابع شیعه و برخی منابع اهل سنت، حدود ۳۰۰
آیهنماز و آباد کردن مساجدخداوند در قرآن کریم حق آباد کردن مساجد را تنها به‌مومنین عطا نموده است، آنجا که فرمود: «انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوة و آتی الزّکوة و لم یخش الاّ الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین؛ مساجد الهی را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند»
در قرآن کریم در فضیلت او نازل شده است.
[۳] اربلی، ابن ابی الفتح، کشف الغمه، ص۹۳.
[۴] سیوطی، عبدالرحمن، تاریخ الخلفاء، ص۱۸۹.
وی همسر حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیهم) و
پدرپدر به معنای مردی است که دیگرى از نطفه‌ی‌ او- از طریق شرعی یا وطی به شبهه- به وجود آید یا صاحب شیر را گویند
و
جدپدربزرگ پدری و مادری و پدرانشان را جد مي گويند و از آن در بابهاى زکات، حج، تجارت، وکالت، هبه، وصیت، نکاح، طلاق، ارث، حدود و قصاص سخن رفته و احکامى مشترک بين جدّ پدرى و مادرى و خصوص جدّ پدرى بر آن مترتب گشته است که به آنها اشاره مى‌شود
۱۱ است.
هنگامی که
قریشقبیله قریش، که پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) از میان آنان برخاست؛ از مشهورترین و مهم‌ترین قبایل عرب در حجاز بوده است
قصد کشتن پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را داشتند، او در بستر پیامبر خوابید تا دشمنان گمراه شوند و بدین طریق پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مخفیانه
هجرتهجرت_ که از آن به مهاجرت نیز تعبیر شده_ به معنای جدایی است
کرد. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) عقد اخوت خود را با وی بست. در همه غزوات پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) جز جنگ تبوک که به فرمان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در
مدینهمدینه یکی از شهرهای اصلی کشور عربستان هست
ماند- شرکت داشت و پرافتخارترین فرمانده
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
بود. آثار مکتوب بسیای به زبان‌های مختلف درباره امام علی (علیه‌السّلام) نوشته شده است.
پس از درگذشت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) گروهی در سقیفه، با ابوبکر به عنوان خلیفه
بیعتبیعت در لغت به معنای پیمان‌بستن بر فرمان‌بردارى و سپردن امور است
کردند و امام علی (علیه‌السّلام) ۲۵ سال از خلافت دور ماند. آن حضرت پس از خلافت ابوبکر،
عمرعمربه طول زندگی و یا دوران حیات را می‌گویند
و عثمان، به اصرار خلافت و
حکومتحکومت چهار معنی دارد: ۱
را پذیرفت. او در دوره کوتاه حکومتش با سه
جنگجنگ، واژه ای پارسی و کهن و پر کاربرد به معنای هر گونه درگیری (ذهنی و لفظی و بدنی) افراد با خود یا با دیگران، خصوصاً به معنای زد و خورد خشن میان گروه‌ها و اقوام و ملت‌ها و کشورها به انگیزه های مختلف؛ همین معنای تقریباً اصطلاحی است که در مقاله مفصّل حاضر مورد نظر است
سنگین داخلی مواجه شد و سرانجام در محراب
مسجد کوفهمسجد کوفه یکی از مساجد چهارگانه بزرگ جهان اسلام است که در شهر کوفه عراق، در ۱۲ کیلومتری شمال شهر نجف واقع شده‌ است
در حال
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
به دست یکی از
خوارجخوارج از فرقه‌های مسلمان است
به رسید و مخفیانه در
نجفنجف از شهرهای مهم کشور عراق و سومین شهر مذهبی جهان اسلام است
به
خاکخاک، به مواد ناپیوسته پوشاننده قسمتهاى زیادى از زمین گفته می شود که از احکام آن در بابهاى طهارت، صلات، و اطعمه و اشربه سخن گفته‏اند
سپرده شد.
گفته‌اند که سررشته بسیاری از علوم مسلمانان، از جمله نحو عربی، ،
فقه‌فقه، به معنای فهمیدن و درک کردن می باشد که به استنباط احکام شرع کمک می‌کند
و
تفسیردانش‌ شرح‌ و تبیین‌ آیات‌ قرآن‌ که‌ از عهد نزول‌ وحی با شخص‌ پیامبر صلی الله علیه وآله آغاز شده‌ و پس‌ از رحلت‌ آن‌ حضرت‌، بتدریج‌ بسط‌ و تنوع‌ یافته‌ و گرایشها و روشهای مختلف‌ در این‌ حوزه‌ پدید آمده‌ است‌
به امام علی (علیه‌السّلام) می‌رسد و فرقه‌های گوناگون، سلسله سند خود را بدو می‌رسانند. کتاب معروف
نهج البلاغهكتاب شريف نهج البلاغه شامل سخنان و كلمات و نامه‌هاى گهربار امیر المؤمنین و امير بيان، علی بن ابی طالب (علیه‌السلام) است كه در موقعيتهاى گوناگون بيان فرموده يا براى افراد مختلف نوشته است
منتخبی از گفته‌ها و نوشته‌های اوست.

نسب امام



علی بن ابی‌طالب بن
عبدالمطلبکلیدواژه: عبدالمطلب، ایمان، زمزم، شیبه، هاشم
بن‌ بن قصی بن کلاب، هاشمی قرشی، امام اول تمام شیعیان و خلیفه چهارم از خلفای راشدین از نظر اهل سنت است.
پدرپدر به معنای مردی است که دیگرى از نطفه‌ی‌ او- از طریق شرعی یا وطی به شبهه- به وجود آید یا صاحب شیر را گویند
امام علی (علیه‌السّلام)، ابوطالب مردی سخاوتمند، عدالت‌مدار، مورد احترام قبایل عرب، عمو و حامی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و از شخصیت‌های بزرگ
قریشقبیله قریش، که پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) از میان آنان برخاست؛ از مشهورترین و مهم‌ترین قبایل عرب در حجاز بوده است
بود. او پس از سال‌ها حمایت از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، در سال دهم
بعثتبعثت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) یا برانگیخته شدن آن حضرت به مقام رسالت، مهم‌ترین فراز از تاریخ اسلام است که به عنوان حادثه‌ای بس بزرگ و عظیم نقش مهم و تأثیرگذاری در سرنوشت انسان‌ها داشته است
،
[۱۴] خاتون آبادی، جنات الخلود، ص۱۶.
با ایمان از
دنیادنیا: جهان محسوس و مادّی، مقابل آخرت است
رفت. مادرش،
فاطمه"فاطمه بنت اسد"، مادر بزرگوار حضرت امیرالمومنین (علیه‌السلام)، از نخستین زنان مسلمان است که نسبت به پیامبر بسیار مهربان بود
بنت اسد بن‌هاشم بن عبد مناف است.
برادران وی طالب، ،
جعفرجعفر بن‌ ابی ‌طالب‌ پسر عموی‌ پیامبر و برادر حضرت‌ علی‌ و از شهدای‌ بزرگ‌ صدر اسلام است
و خواهرانش هند یا‌ ام‌هانی، جمانه، ریطه یا‌ ام طالب و اسماء بودند.
کنیه امام، ابوالحسن، ابوالحسین، ابوالسبطین، ابوالریحانتین، ابوتراب و ابوالائمه می‌باشد.
القاب امام، امیرالمؤمنین، یعسوب الدین والمسلمین، مبیر الشرک والمشرکین، قاتل الناکثین والقاسطین والمارقین، مولی المؤمنین، شبیه‌هارون، حیدر، مرتضی، نفس الرسول، اخو الرسول، زوج البتول، سیف اللّه المسلول، امیر البررة، قاتل الفجرة، قسیم الجنّة والنار، صاحب اللواء، سید العرب، کشّاف الکرب، الصدّیق الاکبر، ذوالقرنین،‌هادی، فاروق، داعی، شاهد، باب المدینة، والی، وصی، قاضی دین رسول اللّه، منجز وعده، النبا العظیم، الصراط المستقیم والانزع البطین می‌باشد.

← معنای امیرالمؤمنین


به معنای امیر، فرمانده و رهبر ، لقبی است که به
اعتقاداعتقاد به معنی باور قلبی داشتن است
شیعیان اختصاص به حضرت علی (علیه‌السّلام) دارد. براساس ، شیعیان معتقدند این لقب در زمان پیامبر اسلام برای علی بن ابیطالب به کار می‌رفته است و منحصر به اوست و نه تنها استعمال این لقب را برای
خلفای راشدینخلفای راشدین خلفای اربعه یا چهار یار، عنوانی است که اهل‌سنت به چهار شخصی که پس از وفات پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)
و غیر راشدین جایز نمی‌دانند که حتی به کاربردن این لقب را برای سایر خود هم صحیح نمی‌دانند.

ولادت و شهادت



امام علی (علیه‌السّلام) در روز
جمعههفتمین و آخرین روز از ایام هفته روز جمعه می‌باشد که آداب و احکام خاصی دارد و از احکام و اعمال آن در باب‌هایى نظیر طهارت، صلات، نکاح، اطعمه و اشربه و قضاء سخن گفته‌اند
۱۳
رجبهفتمین ماه قمری که اولین ماه از ماه‌های حرام می باشد و فضیلت زیادی در روایات برای آن یاد شده است ماه رجب می‌باشد و از آن به مناسبت در بابهاى طهارت، صلات، صوم و حج سخن گفته‏ اند
در سال ۳۰ عام‌الفیل در
مکهمَکّه نام شهری است در کشور پادشاهی عربستان سعودی واقع در شبه جزیره عربستان که اعمال حج در آن انجام می‌شود
درون کعبه متولد شد. (نسخه موجود در لوح فشرده کتابخانه اهل بیت، نسخه دوم). عبارت مفید در مورد زادگاه امام چنین است: «ولد بمکة فی البیت الحرام/ در مکه در بیت الحرام [=کعبه] زاده شد». مسعودی (متوفای ۳۴۶ق) درباره زادگاه امام نوشته است: «وکان مولده فی الکعبة/ زادگاهش در کعبه بود.»)
[۲۲] مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۳۴۹، قم، منشورات دار الهجرة، ۱۳۶۳ش/۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.

ولادت وی در کعبه را عالمان شیعه از جمله
سید رضی او به سال ۳۹۵ ق
،
شیخ مفیدمحمد بن محمد بن نعمان، ملقب به شیخ مفید، متکلم و فقیه برجسته و از مراجع بزرگ شیعه در عصر خویش بود که در سال ۳۳۶ هجری در حوالی بغداد دیده به جهان گشود
، ، و بسیاری از مانند ، حافظ گنجی شافعی، ابن جوزی حنفی،
ابن صباغ مالکینام وی علی بن محمد بن احمد غزی مکی است که کنیه اش نور الدین و شهرت به ابن صباغ دارد
، و مورد
تواترتواتر عبارت است از اخبار جمعی که- به لحاظ امتناع توافق آنان به‌طور عادت بر کذب- موجب اطمینان به درستی خبر گردد
می‌دانند.
درگذشت وی، در اثر ضربت شمشیری بود که در سحرگاه روز ۱۹
رمضان‏رمضان ماهی از ماههای قمری که بین شعبان و شوال قرار گرفته است و بنابر قولی آغاز سال قمری است
سال ۴۰ق توسط یکی از
خوارجخوارج از فرقه‌های مسلمان است
در
مسجد کوفهمسجد کوفه یکی از مساجد چهارگانه بزرگ جهان اسلام است که در شهر کوفه عراق، در ۱۲ کیلومتری شمال شهر نجف واقع شده‌ است
بر سر وی وارد شد، و در ۲۱ همان ماه به رسید و مخفیانه
دفندفن در لغت به معنای به خاک سپردن مرده، پنهان کردن چیزى در زیر خاک و مانند آن است
شد.

← دوران کودکی


هنگام ۶ سالگی علی (علیه‌السّلام)، در مکه قحطی شد. ابوطالب، مرد عیالمندی بود و اداره هزینه یک خانواده پرجمعیت در سال قحطی مشکل بود. از این رو، حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به عمویش
عباسعباس عموی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)بوده و در حوادثی که در مکه بر آن حضرت گذشت، در جمع بنی هاشم، از مدافعان رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به شمار می‌رفت
پیشنهاد داد که به ابوطالب در این امر کمک کند. بدین علت، عباس،
جعفرجعفر بن‌ ابی ‌طالب‌ پسر عموی‌ پیامبر و برادر حضرت‌ علی‌ و از شهدای‌ بزرگ‌ صدر اسلام است
را، و حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) علی (علیه‌السّلام) را به خانه خود برد. امام علی (علیه‌السّلام) از این دوره چنین یاد می‌کند:
«آنگاه که
کودکدر این مقاله واژه «کودک» از جهت لغوی و فقهی و حقوقی مورد بررسی قرار گرفته است
بودم، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مرا در کنار خود نهاد و بر
سینهسینه در دو معنای ‏ بخش بالایى تنه و پستان به کار می‌رود که از آن به معناى نخست در بابهاى طهارت، صلات، حدود و دیات سخن گفته‏اند
خویش جایم داد، و مرا در بستر خود می‌خوابانید، چنانکه تنم را به تن خویش می‌سود و بوی خوشِ خویش را به من می‌بویانید. و‌ گاه بود که چیزی را می‌جَوید، سپس آن را به من می‌خورانید. از من دروغی نشنید، و خطایی در کردار ندید.»

اوصاف جسمی



درباره چهره و اوصاف جسمانی علی (علیه‌السّلام) در منابع مختلف سخن بسیار رفته است. گفته‌اند که او مردی میانه بالا بود؛‌اندکی کوتاه با چشمانی سیاه و گشاده داشت. در نگاهش عطوفت و مهربانی موج می‌زد. ابروانش کشیده و پیوسته بود.
صورتی زیبا داشت و از نیکو منظرترین مردم به شمار می‌آمد. رنگ صورتش گندمگون بود. چهره‌ای گشاده و بشاش داشت. گردنش از سپیدی به درخشش ابریقی نقره‌ای مانند بود. ریشی انبوه داشت و بالای آن زیبا می‌نمود. شانه‌هایش همچون شانه‌های شیری ژیان، فراخ بود.
وی انگشتانی باریک و ساعد و دستی نیرومند داشت. چنان قوی بود که اگر
دستدست یکی از اعضای بدن است و از آن در باب‌هاى طهارت، صلات و
کسی را می‌گرفت، بر او مستولی می‌شد و طرف مقابل
قدرتقدرت یکی از صفات الهی است
نفس کشیدن را از دست می‌داد. شکمی بزرگ و پشتی قوی داشت. سینه وی فراخ و پرمو بود و سر استخوان‌های او که در مفصل با یکدیگر جفت شده بودند، بزرگ می‌نمود. عضلاتی پر پیچ و تاب و ساق‌هایی کشیده و باریک داشت. بزرگی عضله دست و پای او موزون بود و هنگام راه رفتن‌ اندکی به جلو متمایل می‌شد.
بنابر برخی منابع، پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) او را با لقب «بطین» خوانده و همین باعث شده است تا این گمان پدید آید که امام علی (علیه‌السّلام) به لحاظ جسمانی، چاق بوده است ولی به نقل برخی منابع منظور از «بطین» در اینجا عبارت از «البطین من العلم» (فربه از ) است. قرائن دیگری نیز در کار است که این
تفسیردانش‌ شرح‌ و تبیین‌ آیات‌ قرآن‌ که‌ از عهد نزول‌ وحی با شخص‌ پیامبر صلی الله علیه وآله آغاز شده‌ و پس‌ از رحلت‌ آن‌ حضرت‌، بتدریج‌ بسط‌ و تنوع‌ یافته‌ و گرایشها و روشهای مختلف‌ در این‌ حوزه‌ پدید آمده‌ است‌
را تایید می‌کنند از جمله برخی زیارت‌نامه‌ها که علی (علیه‌السّلام) را به صفت «بطین» ستوده‌اند.
[۳۰] نوری، میرزا حسین، مستدرک‌ الوسائل، ج۱۸، ص۱۵۲.

ابن قتیبه می‌گوید: وی با هیچ کسی
مبارزهبَرَزَ در لغت به معنی ظاهر شدن پس از کتمان، برتری در فضیلت، و شجاعت در جنگ تن به تن آمده است
نکرد؛ مگر اینکه او را
زمینزمین جایی است که همه موجودات زنده روی آن زندگی می کنند
زد.
[۳۱] دینوری، ابن قتیبه، المعارف، ص۱۲۱، بیروت، ‌دار الکتب العلمیة، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۷م.

ابن ابی الحدیداِبْن‌ِ اَبی‌ الْحَدید، عزالدین‌ ابوحامد عبدالحمید بن‌ هبةالله‌ بن‌ محمد بن‌ محمد بن‌ محمد بن‌ حسین‌ بن‌ ابی‌ الحدید مداینی‌، دانشمند، شاعر، ادیب‌، فقیه‌ شافعی ‌ و اصولی‌ معتزلی ‌ (اوّل‌ ذیحجه ۵۸۶ - ۶۵۶ق‌/۳۰ دسامبر ۱۱۹۰- ۱۲۵۸م‌) می‌باشد
می‌گوید: توانایی جسمی امام، ضرب المثل شده است. او بود که در قلعه خیبر را کند، در حالی که جمعی می‌خواستند آن را برگردانند ولی نتوانستند؛ او بود که بت هبل را -که بت بزرگی بود- از بالای کعبه به زمین‌ انداخت و او بود که سنگ بزرگی را در روزهای خلافتش با دست خویش از جا کند و از زیر آن
آببه آنچه آب نامیده شود، هر چند به طور مَجاز آب گفته می‌شود
جوشید، در حالی که لشکریان همگی از این کار ناتوان بودند.

همسران امام



: نخستین همسر امام علی (علیه‌السّلام)، حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیهم) دختر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بود. پیش از علی (علیه‌السّلام) افرادی مانند ابوبکر و
عمر بن خطابعمر بن خطاب بن نفیل، صحابی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) و خلیفه دوم مسلمانان، شش سال بعد از بعثت، اسلام آورد
و
عبدالرحمن بن عوف«عبدالرحمن بن عوف بن عبد عوف بن عبد بن حارثبن زهرة بن کلاب»، ‌[http://lib
آمادگی خود را برای
ازدواجازدواج، همسر گرفتن مرد یا زن است که به سبب عقد ازدواج همراه با شرایط آن، تحقّق می‌یابد و از آن در باب نکاح و نیز به مناسبت در باب جهاد سخن رفته است
با دختر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) اعلام کرده بودند که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرموده بود درباره ازدواج زهرا (سلام‌الله‌علیهم) منتظر
وحی«وحی به معنای اشاره سریع است و به همین جهت به کارهای سریع وحی گفته می‌شود و به سخنان رمزی و آمیخته با کنایه که با سرعت رد و بدل می‌گردد نیز این واژه اطلاق می‌گردد که گاه با اشاره و گاه با کتابت حاصل می‌شود
الهی است.
مورخان در تاریخ ازدواج علی (علیه‌السّلام) و فاطمه (سلام‌الله‌علیهم) اختلاف نظر دارند: برخی اول سال دوم هجری، برخی ماه
شوالماه شوّال دهمین ماه از سال قمری، پس از ماه رمضان است و از احکام مرتبط با آن در باب صوم و حج سخن گفته‏‌اند
و گروهی ۲۱
محرممُحَرَّم به ضم میم و فتح حاء و تشدید راء به فتح به اولین ماه سال قمری گفته می‌شود
را ذکر کرده‌اند.
[۳۶] سید بن طاوس، اقبال الاعمال، تحقیق جواد قیومی، ص۵۸۴.
ثمره ازدواج علی (علیه‌السّلام) و فاطمه (سلام‌الله‌علیهم) پنج فرزند بوده است به نام‌های و و محسن
[۳۷] مسعودی، علی بن حسین، اثبات الوصیة للامام علی بن ابی طالب، ص۱۵۳.
و
زینب کبریحضرت زینب سلام الله علیها ملقب به، عقیله بنی هاشم وعقیلة الطالبین بود
و ام کلثوم کبری.
امامه دختر ابوالعاص بن ربیع: پس از شهادت فاطمه (سلام‌الله‌علیهم)، آن حضرت با امامه ازدواج کرد. مادر امامه، زینب دختر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بود. ‌
ام البنینحضرت ام‌البنین علیهاالسلام همسر امام علی علیه‌السّلام و مادر حضرت اباالفضل علیه‌السلام و از دفن شدگان در قبرستان بقیع می‌باشد
: دختر حزام بن دارم کلابیه، حضرت عباس (علیه‌السّلام) و
عثمانعثمان بن علی (علیه‌السلام) از فرزندان امام علی (علیه‌السلام) است که در کربلا به شهادت رسیده است
و
جعفرجعفر بن علی، فرزند امام هادی و ملقب به جعفر کذاب است
و
عبداللهعبدالله، فرزند امیرالمؤمنین، علی علیه السلام، از جمله چهار پسر ام‌ البنین، دختر حزام است که در کربلا به شهادت رسید
فرزندان وی بودند که همگی در
کربلاسرزمین کربلا در کرانه غربی رودفرات و در کناره ی دشت، در وسط منطقه رسوبی معروف به سرزمین سواد واقع است
شهیدکشته راه خدا در جهاد با دشمنان را شهید گویند
شدند.
لیلی: پس از‌ ام البنین، آن حضرت با لیلی دختر مسعود بن خالد نهشلیة تمیمه دارمیه ازدواج کرد.
اسماء بنت عُمِیساَسْماء بِنْت‌ِ عُمَیْس‌ د پس‌ از ۰ق‌/۶۰م‌، از زنان‌ صحابی‌ بود
: آن حضرت سپس با اسماء دختر عمیس خثعمی ازدواج کرد که و عون فرزندان این همسر علی (علیه‌السّلام) بوده‌اند.
ام حبیب: یکی دیگر از همسران امام علی (علیه‌السّلام) ‌ام حبیب دختر ربیعه تغلبیه موسوم به صهبا بوده است.
خوله دختر جعفر بن قیس بن مسلمه حنفی یا به قولی دختر ایاس از دیگر زنان آن حضرت بوده است.
محمد بن حنفیهمحمد بن حنفیه فرزند امام علی (علیه‌السلام) وی در نبردها کنار پدرشان بودند و بعد ایشان کنار امام حسن (علیه‌السلام) و در نهایت ظاهرا به علت بیماری نتوانست امام حسین (علیه‌السلام) را یاری کند
فرزند علی (علیه‌السّلام) از این همسر است.
ام‌سعید و مُحیاة: امام علی (علیه‌السّلام) همچنین با‌ ام سعید دختر عروة بن مسعود ثقفی و نیز مُحیاة دختر امری القیس بن عدی کلبی ازدواج کرده است.

فرزندان امام



به طور کلی،
شیخ مفیدمحمد بن محمد بن نعمان، ملقب به شیخ مفید، متکلم و فقیه برجسته و از مراجع بزرگ شیعه در عصر خویش بود که در سال ۳۳۶ هجری در حوالی بغداد دیده به جهان گشود
در «» فرزندان وی را ۲۷ نفر نام می‌برد و می‌گوید برخی از شیعیان یک نفر دیگر را نیز نام برده‌اند که فرزند حضرت زهرا بوده و پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) او را محسن نامیده بوده ولی پس از وفات سقط شده است. (در تاریخ یعقوبی، محسن یکی از سه پسر امام علی (علیه‌السّلام) از حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیهم) دانسته شده که در کودکی مرده است.) با این حساب فرزندان امام علی (علیه‌السّلام) ۲۸ نفر بوده‌اند:
از دیگر همسران: ۱۸. نفیسه، ۱۹. زینب صغری، ۲۰. رقیه صغری، ۲۱. ‌ام‌هانیء، ۲۲. ام‌الکرام، ۲۳. جمانه که کنیه‌اش‌ام جعفر بوده است، ۲۴. امامه، ۲۵. ‌ام سلمه، ۲۶. میمونه، ۲۷. خدیجه، ۲۸. فاطمه.
شیخ مفید از مادران این چند نفر اخیر نام نبرده و گفته است که از مادرانی مختلف‌اند.
[۴۰] شیخ مفید، محمدبن نعمان، الارشاد، ج۱، ص۲۷۰-۲۷۱، قم، سعید بن جبیر، ۱۴۲۸ق.


نخستین مرد مسلمان



او نخستین کسی بود که به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آورد و هفت سال قبل از اینکه هیچ یک از مسلمانان،
خداآفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند
را بپرستد او با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) خدا را می‌پرستیده است.
[۴۳] آیتی، محمدابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام، تجدید نظر و اضافات ابوالقاسم گرجی، ص۶۵، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۸.

ابن ابی الحدید (از بزرگان علمای
اهل سنتاهل سنت اصطلاحی است در علم ملل و نحل که بر گروهی از مسلمانان اطلاق می شود
) می‌گوید: بیشتر علمای حدیث بر این باورند که وی اولین کسی بود که به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ایمان آورد و از او پیروی کرد. خود وی [امام (علیه‌السّلام)] فرموده است: «صدّیق اکبر منم، فاروق اول منم،
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
آوردم قبل از اینکه مردم اسلام آورند، و
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
خواندم قبل از نمازخواندنشان.»

شرکت در غزوات پیامبر



امام علی (علیه‌السّلام) در غزوات و سریه‌های صدر اسلام، نقش مؤثری داشت و در همه غزوات جز
غزوه تبوکغزوه تبوک، واپسین غزوه رسول اکرم در رجب و شعبان سال نهم، در منطقه تبوک بود
همراه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) جنگید. وی به عنوان دومین شخصیت نظامی پس از حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ایفای نقش کرده است.

← جنگ بدر


جنگ بدر، نخستین جنگ میان مسلمانان و بود که در روز جمعه هفدهم رمضان سال ۲ق. در کنار چاه‌های بدر روی داد. در این جنگ مسلمانان توانستند، هفتاد تن از را از بین ببرند که در میان آنها نام برخی از سران
کفر«كفر» به معناى «پوشاندن و پنهان كردن چيزى » مى باشد
، همچون
ابوجهلاَبوجَهْل، ابوالحکم عمرو بن هشام بن مغیرة مخزومی، مشهور به ابوجهل (مقـ رمضان ۲ق/مارس ۶۲۴م)، از اشراف قریش و از مشرکان بنام مکه
، عتبه، شیبه و امیه به چشم می‌خورد.
در عرب رسم بر این بود قبل از حمله عمومی، نبردهای تن به تن انجام می‌شد، بنابراین عتبة بن ربیعه اموی و پسرش ولید و برادرش شیبه، از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) خواستند که همتایانی برای مبارزه با آنان وارد میدان کند. حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، علی (علیه‌السّلام)،
حمزهحمزه نام عموی پیامبر اسلام صلّى اللَّه علیه وآله می باشد ==تعریف حمزه== حمزه، فرزند عبدالمطلب و عموى رسول خدا می باشد
و عبیدة بن حارث را برای این کار فرستاد. علی (علیه‌السّلام)، به ولید مجال نداد و حمزه به عتبه، و آن دو را از پای در آوردند و آن‌گاه عبیده را در مقابل دشمنش شیبه کمک کردند و او را نیز کشتند. همچنین حنظله، عاص بن سیعد، طعیمه بن عدی و حدود بیست نفر از مشرکان در این جنگ توسط امام علی (علیه‌السّلام) کشته شدند.

← جنگ احد


در پیشاپیش سپاه اسلام در جنگ احد، علی (علیه‌السّلام)، حمزه، ابو دجانه و دیگران بودند و صفوف دشمن را تضعیف کردند. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از هر طرف مورد هجوم دسته‌هایی از لشکر
قریشقبیله قریش، که پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) از میان آنان برخاست؛ از مشهورترین و مهم‌ترین قبایل عرب در حجاز بوده است
قرار گرفت. هر دسته‌ای که به آن حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) حمله می‌آوردند علی (علیه‌السّلام) به فرمان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به آنها حمله می‌برد. به پاس این فداکاری،
جبرئیلجبرئیل از فرشتگان بزرگ الهی و نقش آفرینان در قیام جهانی حضرت مهدی (علیه السلام) می‌باشد و یکی از چهار فرشته مقرب (علاوه بر میکائیل، اسرافیل و عزرائیل) است
نازل شد و
ایثارایثار به مفهوم عطا کردن و دیگری را بر خود ترجیح دادن و بهترین کرامت اخلاقی برای انسانها و بالاترین نیکی ها است
علی (علیه‌السّلام) را نزد پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ستود و گفت: این نهایت فداکاری است که او از خود نشان می‌دهد. رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) جبرئیل را تصدیق کرد و گفت: "من از علی هستم و او از من است. " سپس صدایی در
آسمانآسمان همان فضای بی‌پایان و نیلگونی است که بالای سر ما دیده می‌شود
پیچید که: "لاسیف الا ذوالفقار، و لا فتی الا علی؛ شمشیری چون ذوالفقار و جوانمردی همچون علی نیست. "

← جنگ خندق


در پس از این که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) با اصحاب خود
مشورت‌مشورت به معنای شوری، رایزنی و شور کردن‌ است
کرد،
سلمان فارسیسلمان نامی است که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) خطاب به روزبه ایرانی کرد و او را سلمان فارسی خواند
نظر داد که خندقی اطراف
مدینهمدینه یکی از شهرهای اصلی کشور عربستان هست
حفر شود تا بین مهاجمان و آنها فاصله‌ اندازد.
چند روز دو سپاه در دو سوی خندق روبروی هم بودند و گاهی به هم
سنگسنگ‏ جسمی است طبیعی و سخت که در مواردی به عنوان وزنه برای ترازو به کار می‌رود
و تیر می‌انداختند؛ بالاخره عمرو بن عبدود (از لشکر کفار) با چند نفر دیگر، از تنگترین جای خندق خود را به طرف دیگر آن رسانیدند. علی (علیه‌السّلام) از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) خواست تا با عمرو مبارزه کند، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نیز پذیرفت، علی (علیه‌السّلام) بعد از درگیری با عمرو او را به زمین‌ انداخت و کشت.
رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) هنگامی که سر عمرو را در دست علی (علیه‌السّلام) دید، فرمود: «ضربة علی یوم الخندق افضل من عبادة الثقلین؛ ارزش ضربتی که علی در روز خندق بر دشمن فرود آورد از
عبادتواژه «عبادت» در اصل به نظر بسيارى از واژه شناسان به معنى «خضوع»
جنواژه ‌«جن» از دیدگاه قرآن نام یكی از موجودات است و وجود خارجی دارد
و
انساُنس در لغت به معنای آرام و قرار یافتن قلب بر اثر نزدیک شدن به چیزی است المصباح المنیر، احمد فیّومی، ص۲۵
برتر است».

← جنگ خیبر


جنگ خیبرغزوه خیبر به جنگ میان مسلمانان در زمان پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) و یهودیان خیبر گفته می‌شود که به پیروزی مسلمانان سرانجامید
در
جمادی الاولییکی از ماههای قمری ماه جمادی الاولی می باشد
سال ۷ق. رخ داد. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) برای مقابله با دستور حمله به دژهای آنها را صادر کرد.
[۵۳] ابن هشام، محمد بن عبدالملک، السیره النبویه، تحقیق محی الدین عبدالحمید، ابن هشام، ج۲، ص۳۲۸.
بعد از آنکه افراد متعددی همچون ابوبکر و
عمرعمربه طول زندگی و یا دوران حیات را می‌گویند
نتوانستند دژهای یهود را فتح کنند، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: "فردا پرچم را به دست کسی می‌دهم که خدا و پیامبر را دوست دارد و خدا و پیامبر نیز او را دوست دارند. " صبحگاهان علی (علیه‌السّلام) را خواست و پرچم را به او داد.
علی (علیه‌السّلام) به میدان رفت و وقتی سپرش را در نبرد از دست داد، درِ یکی از دژها را از جا کند و تا پایان جنگ، از آن به جای سپر استفاده کرد.

← فتح مکه


رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در اوائل رمضان سال ۸ق. به قصد
فتح مکهسال هفتم هجرت فرا رسید، پیامبر (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) پس از هفت سال دوری از زادگاهش (مکّه) به عنوان انجام عمرهقضاء همراه دو هزار نفر از مسلمانان، با شکوه خاصی وارد مکه شد (از این رو این عمره را، عمره قضا می‌گویند که قضای سال قبل بود که مشرکان مانع شده بودند)، سرزمین مکّه که می‌بایست پایگاه توحید باشد و از زمان حضرت آدم و نوح و ابراهیم خلیل به بعد، تحت این عنوان معرفی شده بود توسط مردم مکّه و اطراف، به پایگاه شرک و بت پرستی و پایتخت همه بت پرستان تبدیل شده بود
از مدینه خارج گردید. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) پرچمی را که ابتدا در دست سعد بن عباده بود، بخاطر اظهار سخنانی دال بر جنگ و انتقام‌جویی، به دست علی (علیه‌السّلام) داد.
[۵۶] آیتی، محمدابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام، تجدید نظر و اضافات ابوالقاسم گرجی، ص۴۵۹.
پس از فتح مکه، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بت‌های داخل کعبه را شکست و سپس به علی (علیه‌السّلام) دستور داد بر دوش وی رود و بت خزاعه را از بالای کعبه به زیر‌اندازد.

← جنگ حنین


جنگ حنین در سال ۸ق. به وقوع پیوست. در این جنگ پرچمی از
مهاجرانمهاجران به کسانی اطلاق می‌شود که از وطن و کاشانه خود به خاطر علتی هجرت کرده باشند و منظور در اینجا مهاجران صدر اسلام بودند که به خاطر دین از وطن خود هجرت کردند؛ مثل مهاجران به حبشه و مهاجران به مدینه
به دست امام علی (علیه‌السّلام) بود.
[۵۸] آیتی، محمدابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام، تجدید نظر و اضافات ابوالقاسم گرجی، ص۴۸۱.


← جنگ تبوک


تنها جنگی که علی (علیه‌السّلام) در کنار پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) حضور نداشت، غزوه تبوک بود. علی (علیه‌السّلام) به دستور پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در مدینه مانده بود، تا در غیاب وی از توطئه‌های
منافقاناز نخستین روزی که اسلام به مدینه وارد شد نفاق هم در این شهر شکل گرفت
جلوگیری نماید.
پس از ماندن علی (علیه‌السّلام) در مدینه، منافقان اقدام به شایعه سازی کردند و علی (علیه‌السّلام) برای دفع
فتنهفتنه در کلام عرب به معنای ابتلاء و امتحان است و در ریشه آن آزمایش برای تعیین ماهیت چیزی نهفته شده است
و شایعه آنها، فوراً سلاح برداشت و با سرعت در بیرون شهر به خدمت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) رسید و جریان را به او اطلاع داد.
در اینجا بود که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)،
حدیث منزلتحدیث منزلت، از احادیث مشهور نبوی و مورد قبولِ عالمان شیعه و سنّی است
را فرمود: "برادرم علی، به مدینه بازگرد، زیرا برای اداره امور آنجا، جز من و تو شخص دیگری شایستگی ندارد. پس تو نماینده و جانشین من در میان من و خانه و قوم من هستی. ‌ای علی! آیا خشنود نمی‌شوی که نسبت به من، همانند‌ نسبت به باشی، جز این‌که بعد از من پیامبری نخواهد بود. "

دلایل امامت



و زیادی دال بر
امامتامامت رهبری امت اسلامی پس از پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) ==پنج محوردر بحث امامت== مباحث امامت بر پنج محور کلی استوار است: ۱
و جانشینی امام علی بن ابی طالب (علیه‌السّلام) بعد از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) است که برخی از آنها عبارتند از:

← آیه اطاعت


«یا اَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اَطِیعُوا اللَّهَ وَاَطِیعُوا الرَّ‌سُولَ وَاُولِی الْاَمْرِ‌ مِنکمْ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید خدا را
اطاعتفرمان بردن را اطاعت گویند
کنید و پیامبر و اولیای امر خود را [نیز] اطاعت کنید».
این آیه به اتفاق در‌ شان امام علی (علیه‌السّلام) و نازل شده است و دلیل بر وجوب اطاعت از آنهاست.

← آیه ولایت


این آیه، ولایت امام علی (علیه‌السّلام) و سایر ائمه (علیه‌السّلام) را اثبات می‌کند. مفسران‌ شان نزول این آیه را مربوط به امام علی (علیه‌السّلام) و دادن
انگشترحلقه‏ای معمولاً فلزی در انواع نگین دار و بی نگین، مخصوص انگشت را انگشتر می‌گویند و از احکام آن به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، صوم، حج، جهاد، نکاح، یمین و ارث آمده است
خود به شخص فقیر در حال
رکوعدر حال ویرایش رکوع خم شدن را می‌گویند و در شرع به خم شدن خاص در نماز اطلاق می‌شود
دانسته‌اند.

← حدیث منزلت


رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) خطاب به علی (علیه‌السّلام) می‌فرماید: «انت منی بمنزلة‌ هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی؛ تو نسبت به من همچون‌ هارون نسبت به موسی هستی جز اینکه پس از من پیغمبری نخواهد بود».

← حدیث یوم الانذار


رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) وقتی رسالتش را به اقوام خود ابلاغ کرد فقط علی (علیه‌السّلام) دعوت حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را پذیرفت. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نیز فرمود: «انت اخی و وزیری و وارثی و خلیفتی من بعدی؛
[۷۶] گنجی شافعی، محمد بن یوسف، کفایة الطالب، ص۲۰۵.
تو برادر و وزیر و وارث من و جانشین من پس از من هستی».

← واقعه غدیر


پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در سال ۱۰ق. برای انجام و تعلیم مراسم
حجحج یکی از فروع دین است
به
مکهمَکّه نام شهری است در کشور پادشاهی عربستان سعودی واقع در شبه جزیره عربستان که اعمال حج در آن انجام می‌شود
سفر کرد. مراسم حج به پایان رسید و پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در حالی که گروهی انبوه او را بدرقه می‌کردند به سمت
مدینهمدینه یکی از شهرهای اصلی کشور عربستان هست
آمد. در ۱۸ وقتی کاروان به مکانی به نام
غدیرخمواقعه غدیر از مهم‌ترین وقایع تاریخ اسلام است که در آن، پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) هنگام بازگشت از حجةالوداع در ۱۸ ذی‌الحجه سال دهم قمری در مکانی به نام غدیرخم، امام علی (علیه‌السّلام) را ولی و جانشین خود معرفی کرد و حاضران که بزرگان صحابه نیز در میان‌شان بودند در آنجا با امام علی (علیه‌السّلام) بیعت کردند
در نزدیکی
جحفهجُحْفه، شهری کهن در عربستان ، در نزدیکی کرانه‌های دریای سرخ و از میقاتگاه‌های حاجیان می‌باشد
رسید، به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)
وحی«وحی به معنای اشاره سریع است و به همین جهت به کارهای سریع وحی گفته می‌شود و به سخنان رمزی و آمیخته با کنایه که با سرعت رد و بدل می‌گردد نیز این واژه اطلاق می‌گردد که گاه با اشاره و گاه با کتابت حاصل می‌شود
شد تا ولایت‌عهدی علی بن ابی طالب (علیه‌السّلام) را به مردم ابلاغ کند. بنابراین وی فرمان داد همه از حرکت باز ایستند تا بازماندگان نیز فرارسند. سپس پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمان الهی را ابلاغ کرد.
[۷۷] ابن مغازلی، علی بن محمد، مناقب علی بن ابی طالب، ص۱۶.

بعد از نزول این آیه، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به مردم گفت: «الست اولی بالمؤمنین من انفسهم؟ قالوا بلی، قال: من کنت مولاه فهذا علی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله؛
[۸۲] ابن مغازلی، علی بن محمد، مناقب علی بن ابی طالب، ص۲۴.
آیا من به مؤمنین از خودشان اولی به تصرف نیستم؟ مردم عرض کردند: بلی، فرمود: من مولای هر که هستم این علی مولای اوست، خدایا دوست او را دوست بدار و دشمنش را دشمن بدار؛ هر که او را یاری کند کمکش کن و هر که او را واگذارد خوار و زبونش بدار».

وفات پیامبر و سقیفه



در آخرین لحظات عمر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، علی (علیه‌السّلام) نزد او آمد و رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) رازی طولانی را با او در میان گذاشت و پس از آن بیماری‌اش شدت یافت و به علی (علیه‌السّلام) فرمود: "سرم را در دامان خود قرار ده، زیرا فرمان الهی رسیده است، هرگاه
روحروح آفريده‌ای از عالم غیب است که از آن در بابهايی نظير طهارت، صلات، تجارت، صید و ذباحه و دیات سخن گفته‌اند
از بدنم مفارقت کرد آن را با دست خود برگیر و بر صورت خویش بکش و آن‌گاه مرا رو به
قبله تمام شئون و افعال انسان مورد توجه و نظر شارع مقدس قرار گرفته و از آن میان هر چه که برای رسیدن به رشد و سعادت حقیقی او لازم بوده واجب گردیده و از خطرات و انحرافات پرهیز داده شده است
نما و تجهیز کن و قبل از همه مردم بر بدنم
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
بگزار و تا پیکرم را در
خاکخاک، به مواد ناپیوسته پوشاننده قسمتهاى زیادى از زمین گفته می شود که از احکام آن در بابهاى طهارت، صلات، و اطعمه و اشربه سخن گفته‏اند
نهان می‌سازی، از من جدا مشو، و از خدای متعال یاری بخواه. "
بعد از رحلت پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، در حالی که علی و
بنی‌هاشمبنی‌هاشم، تیره‌ای از قبیله قریش منسوب به هاشم‌بن عبدمناف‌بن قُصَیّ‌بن کِلاب، نیای دوم پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم هستند
مشغول تجهیز و تدفین حضرت بودند، بعضی از
مهاجرانمهاجران به کسانی اطلاق می‌شود که از وطن و کاشانه خود به خاطر علتی هجرت کرده باشند و منظور در اینجا مهاجران صدر اسلام بودند که به خاطر دین از وطن خود هجرت کردند؛ مثل مهاجران به حبشه و مهاجران به مدینه
و انصار از جمله ابوبکر، عمر، عامر بن ابو عبیده جراح،
عبدالرحمن بن عوف«عبدالرحمن بن عوف بن عبد عوف بن عبد بن حارثبن زهرة بن کلاب»، ‌[http://lib
، سعد بن عباده،
ثابت بن قیسثابت بن قیس، از صحابه و معروف به خطیب رسول الله- صلی الله علیه و آله- و خطیب انصار بود
،
عثمان بن عفانعثمان بن عفّان، خلیفه سوم، کسی است که از سوی ابوبکر به اسلام دعوت شد؛ سپس با حضور نزد پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) مسلمان شد و از جمله مهاجران به مدینه ـ به نقلی از مهاجران به حبشه نیز ـ بود
به راه افتادند و در جایی به نام
سقیفه بنی ساعدهواقعه سقیفه بنی‌ساعده که مبتنی بر سنت‌های قبیله‌ای در جاهلیت بود، اولین و بزرگ‌ترین انحراف و شکافی بود که بین مسلمانان به وجود آمد
جمع شده تا تکلیف
حکومتحکومت چهار معنی دارد: ۱
را روشن کنند که پس از مشاجراتی که میان آنها واقع شد، در نهایت بدون توجه به واقعه
غدیر==مقدمه==حادثه غدیر فقط یک حادثه خاص تاریخی نیست که در زمان خود واقع شده باشد، بلکه تعیین سرنوشت تمام انسانها در طول تاریخ است
، ابوبکر را به عنوان خلیفه معرفی کردند.

دوران خلفای سه گانه



با آغاز خلافت ابوبکر، اتفاقات دردناکی برای اتفاق افتاد از جمله: هجوم به خانه علی (علیه‌السّلام) و گرفتن بیعت برای ابوبکر،
[۸۵] طوسی، محمد بن حسن، تلخیص الشافی، ج۳، ص۷۶.
[۸۶] شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، تحقیق محمدسید کیلانی، ج۲، ص۹۵.
تصرف و
غصبغصب یکی از اقسام احکام، در اسلام است
فدک«فدک» دهکده‌ایست در حجاز، و در نزدیکی مدینه است
[۸۸] حلبی، علی بن ابراهیم، السیره الحلبیه، ج۳، ص۴۰۰.
و شهادت حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیهم).
در دوران ۲۵ ساله خلفای سه‌گانه، امام (علیه‌السّلام) به انجام خدمات علمی و اجتماعی بسیاری موفق شد. از جمله: جمع‌آوری
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
(
مصحف امام علی (علیه‌السّلام)مصحف در لغت آن چیزی است که جمع کننده و در برگیرندۀ نوشته‌هاست
)، مشاوره به خلفا در امور گوناگون، انفاق به فقیران، آزاد کردن بردگان چندان که حدود ۱۰۰۰ برده را خرید و آزاد کرد، کشاورزی و درختکاری، حفر قنات، ساختن مساجد از جمله
مسجد فتح مسجد فتح در شمال غربی مدینه، در دامنه غربی کوه سلع، قرار دارد
در مدینه، مسجدی در کنار قبر
حمزهحمزه نام عموی پیامبر اسلام صلّى اللَّه علیه وآله می باشد ==تعریف حمزه== حمزه، فرزند عبدالمطلب و عموى رسول خدا می باشد
، مسجدی در
میقاتراه‌هایی که خدواند برای ورود به بیت الله الحرام بیان فرموده و رسول گرامی اسلام جایگاه و زمان آن را معین فرموده است را میقات گویند
، مسجدی در
کوفهکوفه ؛ از شهرهای جنوب کشور عراق فعلی، در ۱۰ کیلومتری شمال شرق نجف و دومین شهری است که به دست مسلمانان بنا شده است
و مسجدی در ، وقف اماکن و املاک که درآمد سالانه آن را تا ۴۰۰۰۰ دینار شمرده‌اند.
[۹۰] ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۳۸۸.
در ادامه به برخی از امور مهم این دوره اشاره می‌شود.

← بیعت اجباری


خودداری امام علی (علیه‌السّلام) از
بیعتبیعت در لغت به معنای پیمان‌بستن بر فرمان‌بردارى و سپردن امور است
و اقدام عده‌ای از
صحابهبحث پیرامون صحابه از این جهت ضروری می‌نماید که دین از طریق این افراد به نسل بعدی انتقال یافته است
که با خلافت ابوبکر به مخالفت پرداختند، برای ابوبکر و عمر خطری جدی به شمار می‌آمد. بنابراین، ابوبکر و عمر تصمیم گرفتند به این خطر پایان دهند و این حرکت را با مجبور ساختن علی بن ابی طالب (علیه‌السّلام) به بیعت با ابوبکر، عملی سازند.
[۹۱] پیشوایی، مهدی، سیره پیشوایان، ج۲، ص۱۹۱.
بعد از اینکه چندین بار ابوبکر، قنفذ را به خانه امام علی (علیه‌السّلام) فرستاد تا از او بیعت بگیرد و علی (علیه‌السّلام) نپذیرفت، عمر به ابوبکر گفت: خود برخیز تا نزد وی برویم. بدین ترتیب، ابو بکر، عمر، عثمان، ،
مغیرة بن شعبهمغیرة بن شعبه ملقب به ابوعبدالله ثقفی، از صحابه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و از صاحب‌منصبان دستگاه خلفای راشدین و معاویه است
، ابوعبیده جراح و قنفذ به خانه علی (علیه‌السّلام) رفتند.
وقتی این گروه به دَرِ خانه رسیدند پس از
اهانتاهانت کاری اعم از قول، اشاره یا عمل که متضمن إسناد و إخبار نبوده و در حیثیت متضرر از این جرم، نوعی وهن وارد کند
به حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیهم) و کوبیدن در خانه بر او، در حالی که او میان در و دیوار مانده بود، و تازیانه زدن به او،
[۹۵] شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، تحقیق محمدسید کیلانی، ج۱، ص۵۷.
به طرف امام علی (علیه‌السّلام) حمله ور شدند و لباسش را به گردنش پیچیدند و او را کشان‌کشان از خانه به سمت سقیفه بردند.
وقتی امام علی (علیه‌السّلام) را به محل سقیفه بردند، از او خواستند تا با ابوبکر بیعت کند، امام (علیه‌السّلام) پاسخ داد: "من به خلافت، سزاوارتر از شما هستم و با شما بیعت نخواهم کرد. سزاوارتر است شما با من بیعت کنید چرا که شما با استناد به خویشاوندی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، خلافت را از انصار گرفتید و اکنون آن را از ما
غصبغصب یکی از اقسام احکام، در اسلام است
می‌کنید.... "

← جمع آوری قرآن


علمای شیعه و سنی اذعان دارند که امام علی (علیه‌السّلام) آغازگر تدوین قرآن بر حسب سفارش پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) پس از رحلت آن حضرت بوده است.
[۹۹] بن عبدالوهاب، سلیمان، فصل الخطاب، ص۹۷.
چنانچه در روایتی آمده است که علی (علیه‌السّلام) خورد که ردا بر دوش نگیرد مگر آنگاه که قرآن را فراهم آورد. و نیز آمده است: علی (علیه‌السّلام) بعد از رحلت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) قرآن را در مدت ۶ ماه جمع آوری کرد.
[۱۰۲] مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۸۹، ص۵۲.


← جنگ با رومیان


در نقلی خاص و یکتا آمده است که پس از درگذشت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، وقتی ابوبکر زمام امور را به دست گرفته بود، برای نبرد با رومیان با گروهی از صحابه مشورت کرد. هر کدام از آنها نظری دادند. امام علی (علیه‌السّلام) فرمود: "اگر نبرد کنی پیروز خواهی شد. " ابوبکر گفت: نوید نیک دادی. سپس از مردم خواست که برای رفتن به روم آماده شوند.

← مبدا تاریخ اسلامی


به پیشنهاد امام علی (علیه‌السّلام) بود که عمر تاریخ
هجرتهجرت_ که از آن به مهاجرت نیز تعبیر شده_ به معنای جدایی است
پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از مکه به مدینه را مبدا تاریخ قرار داد.

دوران حکومت



پس از کشته شدن عثمان، جمعی از اصحاب نزد امام علی (علیه‌السّلام) آمدند و گفتند: ما سزاوارتر از تو به خلافت، کسی را نمی‌شناسیم؛ علی (علیه‌السّلام) گفت: من وزیر شما باشم بهتر است تا امیر شما باشم. آنان گفتند: جز بیعت با تو، چیزی نمی‌پذیریم. آن حضرت گفت که بیعت او در خفا نمی‌باشد و باید در مسجد باشد.
همه انصار جز چند نفر با علی (علیه‌السّلام) بیعت کردند. مخالفان عبارت بودند از:
حسان بن ثابتابوالولید حسّان بن ثابت بن منذر (تیم الله)[http://lib
، کعب بن مالک، مسلمة بن مخلَّد، و تنی چند نفر دیگر که از عثمانیه به شمار می‌آمدند. از مخالفان غیر انصاری، می‌توان به ،
زید بن ثابتزید بن ثابت از بزرگان صحابه و از کاتبان وحی و گردآورندگان قرآن مجید در زمان عثمان بود، و از قبیلۀ بزرگ خزرج در مدینه بود، در شهر مدینه متولد شد، و در مکه رشد و پرورش یافت
، و اسامة بن زید اشاره کرد که همه از نزدیکان عثمان بودند. در این باره که چرا امام علی (علیه‌السّلام) زیر بار بیعت با مردم نمی‌رفت، باید گفت امام (علیه‌السّلام) جامعه موجود را فاسدتر از آن می‌دانست که او بتواند آن را رهبری کرده و معیارها و منویات خود را در آن به اجرا در آورد.

← حقوق متقابل مردم و حاکم


از نظر امام علی (علیه‌السّلام) حق زمامدار بر مردم و حق مردم بر زمامدار بزرگ‌ترین حقی است که قرار داده و کاملاً دو سویه است. چنان که می‌فرماید: "همانطور که کسی را بر دیگری حقی است آن دیگر را نیز بر او حقی خواهد بود. کسی که بر همگان حق دارد و هیچکس را بر او حقی نیست خدای تعالی است نه هیچیک از بندگانش.
از نظر امام علی (علیه‌السّلام) رعایت حقوق متقابل زمامدار و مردم ثمرات فراوانی دارد: "زمانی که رعیت حق خود را نسبت به والی به جا آورد و والی نیز حق خود را نسبت به رعیت ادا نماید، حق در میان آنها عزت یابد و پایه‌های دینشان استوار گردد، نشانه‌های
عدالتعدالت، یعنی نهادن هر چیزی به جای خود و لفظی است که با معنایی وسیع در کلیه شؤون آدمی حضور مؤثر دارد
آشکار شود و سنتهای پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در مسیر خود افتد و اجرا گردد. "
سپس امام (علیه‌السّلام) می‌فرماید: "اگر رعیت بر والی خود چیره گردد یا والی بر رعیت ستم روا دارد، در این هنگام میان آنها اختلاف کلمه پدید آید و دردها و بیماری‌های مردم افزون شود و کسی از پایمال شدن حق بزرگ و رواج امور باطل بیمی به دل راه ندهد. در این هنگام نیکان به خواری افتند و بدان عزت یابند و بازخواست‌های خداوند از بندگان بسیار گردد.
امام علی (علیه‌السّلام) برای شخصیت و حقوق مردم ارزش بسیاری قائل بود و این امر در بخشنامه‌هایی که به مامورین دولتی فرستاده است کاملاً آشکار است. در بخشنامه‌ای که برای مامورین جمع آوری
خراجخراج به مالیات اراضی گفته می شود و از آن در در باب‌هاى: زکات، تجارت، مزارعه، مساقات و اجاره سخن گفته‌اند
نوشته است، اینگونه آمده است: "به عدل و
انصافانصاف و مساوات از مباحث علم اخلاق است و از بالاترین و والاترین کمالات و فضائل اخلاقی و بهترین صفت و ویژگی یک جامعۀ انسانی مطلوب به حساب می‌آید که زمینه‌ساز عدالت و برابری در تمامی ابعاد روابط اجتماعی بوده و در آموزه‌های اسلامی از آن به عنوان سیرۀ مستمر پیشوایان معصوم (علیهم‌السّلام) و افضل فضائل یاد شده است که بیانگر اهمیت و جایگاه خاص این صفت اخلاقی می‌باشد که اجرای آن ضامن آسایش و راحتی، فزونی رزق و روزی، رسیدن به مقام مومن واقعی، انجام بهترین عمل، کسب عزت، رسیدن به مکارم اخلاق، دفع عذاب و جلب محبت سایرین خواهد بود؛ از این‌رو از مهمترین فضائل و کمالات انسانی محسوب می‌شود
رفتار کنید و به مردم درباره خودتان حق بدهید، پرحوصله باشید و در برآوردن حاجات مردم
صبرصبر، عبارت است از ثَبات نفس و اطمینان آن و مضطرب نگشتن و مقاومت کردن در بلایا و مصایب، به گونه‌ای که سینه انسان تنگ نشود و خاطرش پریشان نگردد
و
استقامتاستقامت به معنی پایداری است که از آن به سداد نیز تعبیر می شود
به خرج دهید که شما خزانه داران رعیت و نمایندگان ملت و سفیران حکومتید... "
همچنین در سفارش نامه‌ای به ماموران
زکاتزکات صدقه مقدر به اصل شرع می باشد
می‌فرماید: "آنگونه رفتار نکن که مردم از تو کراهت داشته باشند. بیش از آنچه از حق خداوند در اموالش است از او مگیر... سپس به افراد بگو: ‌ای بندگان خدا، مرا ولی خدا و خلیفه او به سوی شما فرستاده تا حق خدا را که در اموال شما است بگیرم. آیا در اموال شما حقی از خدا هست که آن را به نماینده‌اش بپردازید؟ اگر کسی گفت: نه، دیگر به او مراجعه مکن و اگر کسی پاسخ داد بلی، همراهش برو بدون این‌که او را بترسانی و یا
تهدیدتهدید به معنی ترسانیدن کسی به وعده انجام دادن کاری علیه او یا متعلّقاتش است
کنی.... "
هنگامی که امام علی (علیه‌السّلام) مالک اشتر را به استانداری مصر منصوب کرد، در حکم انتصابش چنین فرمود: "... مهربانی و خوشرفتاری و نیکویی با رعیت را در دل خود جای ده، مبادا به آنان چون جانور درنده باشی، خوردنشان را غنیمت بدانی، زیرا آنان دو دسته‌اند: یا برادر دینی تو هستند یا در آفرینش مانند تو هستند. "

← عدالت


امام علی (علیه‌السّلام) در نخستین روزهای خلافتش، در برابر سنت غلط خلفا -که
بیت المالبیت المال به محلّ نگهداری اموال عمومی گفته می شود
را بر اساس سوابق افراد در جنگهای صدر
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
و یا سبقت در ایمان و مانند آن تقسیم می‌کردند- ایستاد و فرمود: "در تقسیم آنها مساوی برخورد کنید و هیچ کس را بر دیگری ترجیح ندهید... من
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
را مطالعه کرده‌ام، ولی از اول تا آخرش برتری و فضیلتی برای فرزندان اسماعیل -یعنی اعراب
مکهمَکّه نام شهری است در کشور پادشاهی عربستان سعودی واقع در شبه جزیره عربستان که اعمال حج در آن انجام می‌شود
- بر فرزندان نیافته‌ام. "
[۱۱۲] محمودی، محمدباقر، نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغه، ج۱، ص۲۲۴.
وی و
ابوالهیثم بن تیهانابوالهیثم بن تیهان، صحابی پیامبر - صلی الله علیه و اله -و از یاران شهید امیر مؤمنان علی - علیه‌السّلام - بود
را مسئول بیت المال کرده بود و به آنها کتباً دستور داده بود: عرب و عجم و هر مسلمان از هر تیره و تبار که باشد در سهم بیت المال یکسانند.
[۱۱۴] حسینی دشتی، سید مصطفی، معارف و معاریف، ج۷، ص۴۵۷، تهران، موسسه فرهنگی آرایه، ۱۳۷۹.

همچنین امام (علیه‌السّلام) وقتی خلافت را به دست گرفت، تمام زمین‌هایی را که عثمان به این و آن واگذار نموده بود، مال خدا خواند و دستور بازگرداندن آنها به بیت المال را صادر نمود.
[۱۱۵] مسعودی، علی بن حسین، اثبات الوصیة للامام علی بن ابی طالب، ص۱۵۸.

علی (علیه‌السّلام) در بیت المال سختگیری می‌کرد، چنانچه وقتی دخترش گردنبند مرواریدی را از کلیددار بیت المال به صورت
امانتامانت به معنی ضد خیانت می باشد و نیز به مال به امانت گذاشته شده نزد امین اطلاق می شود
گرفت، هم دخترش و هم علی بن ابی رافع را به شدت بازخواست کرد.
[۱۱۶] طبری، مجمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۳، جزء ۶، ص۹۰.

در جریان دیگری نیز امام (علیه‌السّلام) به یکی از یارانش که درخواست مالی خاص از آن حضرت کرده بود، فرمود: "این مال نه از آن من است، نه از آن تو، بلکه غنیمتی است برای مسلمانانی که به وسیله
شمشیرشمشير ابزارى تیز و برنده كه در قدیم بيشتر در جنگ به كار مى‏رفته است
آن را به دست آورده‌اند. اگر تو با آنان در
جنگجنگ، واژه ای پارسی و کهن و پر کاربرد به معنای هر گونه درگیری (ذهنی و لفظی و بدنی) افراد با خود یا با دیگران، خصوصاً به معنای زد و خورد خشن میان گروه‌ها و اقوام و ملت‌ها و کشورها به انگیزه های مختلف؛ همین معنای تقریباً اصطلاحی است که در مقاله مفصّل حاضر مورد نظر است
شریک بودی، برای تو از آن سهمی است به‌ اندازه سهم آنان، و گرنه آنچه را آنان به دست خود چیده‌اند، شایسته نیست که به
دهاندهان:از اعضاى بدن است
دیگران برود. "

← سختگیری در اجرای دین و قانون


آن حضرت در کار دین، بی‌اغماض بود و همین عامل او را برای برخی تحمل ناپذیر کرده بود. دو حکایت ذیل بیانگر این امر است: روزی به قنبر دستور داد که مردی را
حدحدّ یکی از اقسام احکام، در اسلام است
بزند. قنبر تحت تاثیر احساسات، سه تازیانه اضافه زد. علی (علیه‌السّلام) آن مرد را وادار کرد به جبران آن سه تازیانه، قنبر را تازیانه بزند.
یکی از توانگران ، شبی عثمان بن حنیف (فرماندار بصره) را مهمان کرد و مجلسی را به خاطر وی ترتیب داد. گزارش این ضیافت به گوش حضرت رسید و امام (علیه‌السّلام) فوراً نامه‌ای را به عثمان بن حنیف نوشت: "ای پسر حنیف! شنیده‌ام، مردی از متمکنان اهل بصره تو را به مهمانی فراخوانده و تو هم دعوت او را پذیرفته در حالی که طعام‌های رنگارنگ و ظرفهای بزرگ غذا یکی پس از دیگری پیش تو قرار داده شده... آگاه باش! هر پیروی را پیشوایی است که به او اقتدا می‌کند و از نور دانش او بهره می‌گیرد. بدان که پیشوای شما از دنیایش به دو جامه کهنه و از غذاها به دو قرص نان بسنده کرده است.... "

← سرزنش تملق گویان


امام علی (علیه‌السّلام) از مدح و ثناگویی افراد بیزار بود و مسلمانان را از این اعمال به شدت نهی می‌کرد. حکایات ذیل نمایانگر این امر است:
هنگام برگشت امام علی (علیه‌السّلام) از
جنگ صفینجنگ صفین از مهم‌ترین نبردهای زمان خلافت امام علی (علیه‌السلام) بود که در سال ۳۷ هجری بین آن امام بزرگوار و معاویة بن ابی‌سفیان در سرزمین صفین که در ناحیه غربی عراق بین رقه و بالس قرار دارد رخ داد؛ ازهمین‌رو به جنگ صفین شهرت یافت
، در کوفه شخصی به نام حرب بن شرحبیل شیانی -که پیاده بود- امام را -که سواره بود- همراهی می‌کرد. امام ایستاد و به حرب گفت: برگرد. چون حرب از برگشتن امتناع کرد حضرت دو مرتبه به او گفت: "برگرد، برای اینکه پیاده رفتن شخصی مثل تو با شخصی مثل من، برای والی و زمامدار
فتنهفتنه در کلام عرب به معنای ابتلاء و امتحان است و در ریشه آن آزمایش برای تعیین ماهیت چیزی نهفته شده است
است و برای
مؤمنمؤمن کسی است که به خدا ایمان دارد و این ایمان باعث آرامش او می‌گردد
ذلتذلّت به معنی خوارى است که از آن در بابهاى طهارت و امر به معروف و نهی از منکر سخن گفته‌اند
و خواری. "
روزی یکی از اصحاب، امام (علیه‌السّلام) را مدح کرد؛ حضرت به شدت او را از این عمل منع نمود و فرمود: "... بدانید از بدترین حالات زمامداران، نزد صالحان، این است که برده شود که آنان فریفته
تفاخرخود ستایی و فخر فروشی بر یکدیگر را تفاخر گویند
گشته و کارشان شکل برتری جویی به خود گرفته، من از این ناراحتم که حتی در
ذهندر لغت به معنى فهم و عقل است
شما جولان کند که من مدح و ستایش را دوست دارم و از شنیدن مدح و ثنا خوشم می‌آید... با من آن طور که با جباران و زمامداران ستمگر سخن می‌گویند، سخن مگویید، القاب پرطنطنه برایم به کار مبرید.... "
هنگامی که سپاه امام علی (علیه‌السّلام) به سوی
شامشام یا شامات یکی از مناطق و کشورهایی است که به دست مسلمانان فتح شد و الان یکی از کشورهای اسلامی است
حرکت کرد، دهقانان شهر انبار صف بسته بودند و وقتی علی (علیه‌السّلام) نزدیک شد، پیش دویدند، و با شادباش به استقبالش شتافتند. در این هنگام امام (علیه‌السّلام) فرمود: "این چه کاری بود که کردید؟! " گفتند: این عادت ما است که شهریاران خود را به آن احترام می‌نماییم. امام (علیه‌السّلام) فرمود: "به خدا سوگند شهریاران شما در این کار سود نمی‌برند و شما خود را در
دنیادنیا: جهان محسوس و مادّی، مقابل آخرت است
به زحمت و مشقت می‌اندازید و در آن
جهانجهان همان عالَم (به فتح لام) می‌باشد و عالم کلمه‌ای عربی است
هم به کیفر الهی و
عذابدر قرآن کریم، بارها از عذاب گناهکاران سخن به میان آمده است
ابدی گرفتار می‌گردید. "

← ساختار نظامی


امام علی (علیه‌السّلام) نظامیان را پناهگاه استوار رعیت و
وقاروقار و سکینه، در بسیاری از روایات اهل بیت (علیهم‌السّلام) با هم استعمال شده است؛ گر چه معنای این دو کلمه مترادف با همدیگر است اما فرقی که دانشمندان علم لغت بین این دو کلمه گذاشته‌اند عبارت از این است که وقار در آرامش بدنی استعمال می‌شود و سکینه، آرامش و سکون قلبی را می‌گویند
زمامداران، شکوه دین و امنیت کشور می‌دانست که در موفقیتشان متکی به وضع اقتصادی کشور و
خراجخراج به مالیات اراضی گفته می شود و از آن در در باب‌هاى: زکات، تجارت، مزارعه، مساقات و اجاره سخن گفته‌اند
رعیت و کارگزاران دولت و بازرگانان و صاحبان صنایع هستند و دوام آنها و
قدرتقدرت یکی از صفات الهی است
آنها برای حفظ کشور بستگی به ساختار کلی دولت دارد.
وی درباره گزینش نظامیان می‌نویسد: نظامیان از افراد با شخصیت و از خاندان اصیل و دارای سوابق انتخاب شوند و رابطه تنگاتنگ بین آنها و رهبر جامعه وجود داشته باشد و از لحاظ مالی تامین گردند.
در نگاه امام علی (علیه‌السّلام) مردم به عنوان اصلیترین ذخیره دفاعی دولت به حساب می‌آیند که اگر پشتیبانی آنها نباشد نیروی نظامی رسمی ممکن است در یک جنگ طولانی مضمحل شود و زوال دولت را درپی داشته باشد چنانچه می‌فرماید: "خواص جامعه همواره بار سنگینی را بر حکومت تحمیل می‌کنند زیرا در روزگار سختی یاریشان کمتر، و در اجرای
عدالتعدالت، یعنی نهادن هر چیزی به جای خود و لفظی است که با معنایی وسیع در کلیه شؤون آدمی حضور مؤثر دارد
از همه ناراضیتر و در برابر مشکلات کم استقامتتر می‌باشند. در صورتی که ستونهای استوار دین و اجتماعات پرشور مسلمین و جامعه اسلامی، و نیروهای ذخیره دفاعی، عموم مردم می‌باشند."

کارگزاران امام



حضرت علی (علیه‌السّلام) پس از فراغت از کار
بیعتبیعت در لغت به معنای پیمان‌بستن بر فرمان‌بردارى و سپردن امور است
، عاملان خود را روانه ایالتهای اسلامی کرد. عثمان بن حنیف را به بصره، عمارة بن شهاب را به کوفه،
عبیدالله بن عباسعبیدالله فرزند عباس بن عبدالمطلب بن هاشم و پسر عموی رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و امام علی (علیه‌السّلام) است؛ نخستین عامل علی (علیه‌السّلام) عبیدالله بن عباس بود که او را به یمن فرستاد؛ در پیکار امام حسن (علیه‌السّلام) و معاویه جزء یاران امام بود و فرماندهی سپاه ایشان را بر عهده داشت که معاویه یک میلیون درهم را برای عبیدالله فرستاد و وی با هشت هزار نفر از سپاهیانش نزد معاویه رفت
را به یمن،
قیسیکی از چهره‌های مهم در صدر اسلام که هم صحابه رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بود و هم زمان خلافت امام علی (علیه‌السّلام) و امام حسن (علیه‌السّلام) را درک نمود، شخصیتی ممتاز به نام ابوالقاسم قیس بن سعد بن عبادة بن دلیم بن حارثة بن ابی حزیمه (به حاء مهمله مفتوحه) ابن ثعلبة بن ظریف بن خزرج بن ساعدة بن کعب بن خزرج الاکبر ابن حارثة
بن سعد بن عباده را به مصر و سهل بن حنیف را به شام فرستاد. سهل بن حنیف در راه شام به تبوک رسید و در آنجا گفتگویی میان او و گروهی از مردم درگرفت و او را بازگرداندند.
[۱۲۶] شهیدی، جعفر، زیستنامه امام علی (علیه‌السّلام)، ص۲۵.

عبیدالله بن عباس چون به یمن رسید، یعلی بن منیه که از جانب عثمان، حکومت یمن را به عهده داشت، هرچه در
بیت المالبیت المال به محلّ نگهداری اموال عمومی گفته می شود
بود برداشت و به
مکهمَکّه نام شهری است در کشور پادشاهی عربستان سعودی واقع در شبه جزیره عربستان که اعمال حج در آن انجام می‌شود
رفت.
[۱۲۷] شهیدی، جعفر، زیستنامه امام علی (علیه‌السّلام)، ص۲۶.
عماره بن شهاب، حاکم کوفه چون به
زبالهزباله روستای آبادی بوده که حاجیان در آن منزل می‌کرده‌اند
(منزلی میان مدینه و کوفه) رسید مردی به نام طلیحة بن خویلد که برای خونخواهی عثمان به راه افتاده بود، او را دید و چون دانست که برای حکومت کوفه آمده است، گفت: بازگرد. مردم جز امیری که دارند کسی را نمی‌خواهند و اگر نپذیری، گردنت را خواهم زد؛ بدین سبب بازگشت و علی (علیه‌السّلام) چندی بعد به سفارش مالک اشتر،
ابوموسی اشعریابوموسی اشعری (متوفای ۵۲ ق) از اصحاب رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بود که به واسطه تاثیرش در امر حکمیت پس از جنگ صفین و انتقال خلافت به بنی امیه، شهرت خاصی یافت
را در حکومت کوفه ابقا کرد.
[۱۲۸] شهیدی، جعفر، زیستنامه امام علی (علیه‌السّلام)، ص۲۶.


جنگهای امام


امام علی (علیه‌السلام) در طول حکومت خود با سه جنگ مواجه شدند.

← جنگ جمل


جنگ جملجنگ جمل، اولین جنگ داخلی بین مسلمانان در زمان حکومت امام علی (علیه‌السلام‌) بود
نخستین جنگ امام علی (علیه‌السّلام) بود که میان وی و
ناکثینکلمه نَکْث در لغت به معنی شكستن پیمان، قسم، بیعت و باز كردن گره‏های طناب‏آمده است
(نکث به معنی نقض و شکستن است و طلحه و زبیر و پیروانشان از آنجایی که در ابتدا با امام (علیه‌السّلام) بیعت کرده و در نهایت پیمانشان را شکستند، آنها را ناکثین می‌نامند.) در جمادی الاخر سال ۳۶ق. رخ داد.
طلحه و زبیر که نخست چشم به
خلافتخلافت، نظام حکومتی مسلمانان پس از وفات پیامبر اسلام و در جایگاه جانشینی آن حضرت، که در طول سیزده قرن اشخاص و خاندانهای متعددی در گستره جهان اسلام خود را مصداق آن معرفی کرده‌اند
دوخته بودند چون ناکام ماندند و خلافت به امام علی (علیه‌السّلام) رسید، انتظار داشتند که با وی در خلافت شریک شوند. آن دو از علی (علیه‌السّلام) خواستند که حکومت بصره و کوفه را به آنان دهد، ولی امام آنان را شایسته این کار ندانست. از این رو، در حالی که آنها خود از متهمین به قتل عثمان بودند و در میان مردم کسی آزمندتر از طلحه به کشتن عثمان نبود، اما برای پیشبرد مقاصد خود، با همراه شدند؛ در حالی که خود عایشه هنگام محاصره عثمان نه تنها هیچ کمکی بدو نکرده بود بلکه معترضان به عثمان را جویندگان حق خوانده بود. ولی چون عایشه خبر بیعت مردم با علی (علیه‌السّلام) را شنید، بلافاصله از کشته شدن عثمان به ستم، سخن سرکرد و در پی دادخواهی
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
وی برآمد.
[۱۳۴] طبری، مجمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۶، ص۳۰۹۶.
عایشه پیشتر از امام علی (علیه‌السّلام)
کینهکینه و دشمنی بر دو قسم است: قسم اول را «حقد و کینه» گویند
یا کینه‌هایی به دل داشت و از این رو، با طلحه و زبیر همراهی کرد.
[۱۳۸] شهیدی، جعفر، علی از زبان علی، ص۸۲-۸۳ و ۱۰۸.
بنابراین، اینان لشکری سه هزار نفره را تشکیل دادند و به طرف بصره حرکت کردند. در این جنگ عایشه بر
شترشتر حیوانی معروف است و از آن در ابواب مختلف فقهی، مانند طهارت، صلات، زکات، حج، جهاد، تجارت، اطعمه و اشربه و دیات نام برده‏اند
نری به نام عسکر سوار شده بود و از این رو، این جنگ، جمل نام گرفت.
به دستور امام علی (علیه‌السّلام)، عثمان بن حنیف (فرماندار بصره)، موظف شد تا شورشیان را به راه حق فراخواند و اگر نپذیرفتند، تا رسیدن امام (علیه‌السّلام)، در برابر آنان مقاومت کند.
امام علی (علیه‌السّلام) با رسیدن به بصره، بیش از پیش به پیمان شکنان پرداخت بلکه از رخ دادن جنگ جلوگیری نماید. ولی نتیجه‌ای نگرفت و آنان جنگ را با کشتن یکی از یاران وی آغاز نمودند.
[۱۴۳] شهیدی، جعفر، علی از زبان علی، ص۱۰۴.
البته زبیر قبل از شروع جنگ بخاطر حدیثی از که امام علی (علیه‌السّلام) بدو یادآور شد -که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) روزی به زبیر گفته بود تو به جنگ علی برمی‌خیزی- از لشکر کناره گرفت و در بیرون بصره توسط عمرو بن جرموز کشته شد.
[۱۴۴] شهیدی، جعفر، علی از زبان علی، ص۱۰۴.

اصحاب جمل، پس از چند ساعت نبرد و دادن کشته بسیار، شکست خوردند. در این جنگ طلحه کشته شد
[۱۴۵] شهیدی، جعفر، علی از زبان علی، ص۱۰۸.
و عایشه پس از جنگ، محترمانه به
مدینهمدینه یکی از شهرهای اصلی کشور عربستان هست
بازگردانده شد.
[۱۴۶] شهیدی، جعفر، علی از زبان علی، ص۱۰۸.


← جنگ صفین


جنگ صفینجنگ صفین از مهم‌ترین نبردهای زمان خلافت امام علی (علیه‌السلام) بود که در سال ۳۷ هجری بین آن امام بزرگوار و معاویة بن ابی‌سفیان در سرزمین صفین که در ناحیه غربی عراق بین رقه و بالس قرار دارد رخ داد؛ ازهمین‌رو به جنگ صفین شهرت یافت
بین امام علی (علیه‌السّلام) و
قاسطینقسط با کسر حرف اوّل به معنی عدالت است و با فتح حرف اول به معنی ظلم و منحرف‌شدن از راه حق است
(معاویه و سپاهش.) در
صفرصُفْر، نوعی مس که به گفته برخی زرد رنگ است و از آن ظرف ساخته می‌شود
سال ۳۷ه‌. ق. در شام و در نزدیکی فرات در محلی به نام صفین رخ داد و پایان آن حکمیتی بود که در
رمضان‏رمضان ماهی از ماههای قمری که بین شعبان و شوال قرار گرفته است و بنابر قولی آغاز سال قمری است
سال ۳۸ه‌. ق. صورت گرفت.
معاویه هنگام محاصره عثمان با آنکه می‌توانست وی ر ا یاری کند، کاری انجام نداد و می‌خواست او را به
دمشقدمشق پایتخت کشور سوریه می‌باشد و طبق نقل‌ها دمشق محل فرود آدم و همسرش بوده است
ببرد، تا در آنجا خود کارها را به دست گیرد. وی پس از کشته شدن عثمان، کوشید تا در دیده شامیان، علی را کشنده عثمان بشناساند. امام علی (علیه‌السّلام) در آغاز کار بدو نامه نوشت و از وی بیعت خواست. اما او بهانه آورد که نخست باید کشندگان عثمان را که نزد تو به سر می‌برند به من بسپاری تا آنان را
قصاص قصاص در لغت، به معنی هر نوع دنباله روی و پی جویی نمودن- کین کشی به مثل کشنده را کشتن- مجازات- عقاب- سزا- جبران- تلافی آمده است
کنم، و اگر چنین کنی با تو بیعت خواهم کرد.
امام پس از نامه نگاری و فرستادن نماینده‌ای نزد معاویه، چون دانست که معاویه سر جنگ دارد، لشکر خویش را به سوی شام به حرکت درآورد. از آن سوی نیز معاویه با لشکر خویش حرکت کرد. هر دو لشکر در نزدیکی صفین جای گرفتند. امام علی (علیه‌السّلام) می‌کوشید تا جایی که ممکن است کار به جنگ نکشد. لذا باز نامه نگاری‌هایی صورت گرفت ولی نتیجه‌ای نداشت و سرانجام جنگ در سال ۳۶ه‌. ق. آغاز شد.
[۱۵۰] شهیدی، جعفرف علی از زبان علی، ص ۱۱۳-۱۲۱.

در آخرین حمله‌ای که اگر ادامه می‌یافت پیروزی سپاه علی (علیه‌السلام) مسلم می‌شد، معاویه با رایزنی
عمرو بن عاصعمرو بن عاص (عاصی) سهمی یکی از معاصران پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و از تبار قریش بود که در سال ۸ هجری/۳۰-۶۲۹ میلادی در سنین میان سالی اسلام آورد و در سال ۴۲ هجری/۶۶۳ میلادی در سن ۹۰ سالگی درگذشت و یکی از زیرک‌ترین سیاست‌مداران و مخالفین سرسخت امام علی (علیه‌السلام) زمان خود بود
حیله‌ای بکار برد و دستور داد چندان
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
که در اردوگاه دارند بر سر نیزه کنند و پیشاپیش سپاه علی روند و آنان را به حکم قرآن بخوانند. این حیله کارگر شد و گروهی از سپاه علی که از قاریان قرآن بودند نزد او رفتند و گفتند: ما را نمی‌رسد با این مردم بجنگیم باید آنچه را می‌گویند بپذیریم. هر چند علی گفت این مکری است که می‌خواهند با بکار بردن آن از جنگ برهند سود نداد.
[۱۵۲] جعفر، شهیدی، علی از زبان علی، ص۱۲۲.

امام (علیه‌السّلام) به ناچار ضمن نامه‌ای به معاویه با قید این که ما می‌دانیم تو اهل قرآن نیستی، پذیرفتن
حکمیتحکمیت، واقعه‌ای تاریخی مربوط به جنگ صفین، که قرار بود بر رای طبق قرآن باشد
قرآن را یادآور شد.
قرار شد یک نفر از سپاه شام و یک نفر از سپاه
عراقعراق یکی از کشورهای مهم و اسلامی خاور میانه و دارای ذخایر مهم نفتی و پیشینه تاریخی غنی است
بنشینند و درباره حکم قرآن در این باره اظهار نظر کنند. اهل شام، عمرو بن عاص را برگزیدند. اشعث و شماری دیگر از کسانی که بعداً در گروه
خوارجخوارج از فرقه‌های مسلمان است
در آمدند، ابو موسی اشعری را پیشنهاد کردند. اما امام علی (علیه‌السّلام) ابن عباس و یا مالک اشتر را پیشنهاد کرد ولی مورد قبول اشعث و یارانش قرار نگرفت به این بهانه که اشتر عقیده به جنگ دارد و ابن عباس نیز نباید باشد، زیرا عمرو بن عاص از مضری‌هاست، طرف دیگر باید یمنی باشد. سرانجام عمرو بن عاص، ابوموسی اشعری را داد و حکمیت را به نفع معاویه به پایان برد.
[۱۵۵] شهیدی، جعفر، علی از زبان علی، ص۱۲۹.


← جنگ نهروان


ماجرای حکمیت در جنگ صفین، به اعتراض و مخالفت عملی برخی از یاران امام علی (علیه‌السّلام) منجر شد که بدو گفتند چرا در کار خدا حکم قرار دادی. این در حالی بود که امام از ابتدا مخالف این امر بود و خود آنها او را به تحکیم وادار کرده بودند. در هر حال، آنها امام را
تکفیرتَکفیر در چند معنا استعمال شده هست: ۱
و
لعنلعن و نفرین، دعا برای دوری از رحمت خداوند است
کردند.
[۱۵۶] شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، تخریج محمدبن فتح الله بدران، قاهره، الطبعة الثانیة، القسم الاول، ص۱۰۶-۱۰۷.

این دسته که خوارج یا نامیده شدند سرانجام دست به کشتن مردم گشودند. عبدالله بن خباب را که پدرش صحابی رسول خدا بود کشتند و
شکمشكم به بخشى از بدن بين سینه و لگن گفته مي شود
زن حامله او را پاره کردند.
[۱۵۷] شهیدی، جعفر، علی از زبان علی، ص۱۳۲.
بدین طریق، امام ناچار به جنگ با آنان شد. وی قبل از جنگ عبدالله بن عباس را به گفتگوی با آنان فرستاد ولی سودی نبخشید. سرانجام خودش به میانشان رفت و با آنان گفتگو کرد. بسیاری از آنها پشیمان شدند و بسیاری نیز بر عقیده خویش باقی ماندند. سرانجام جنگ درگرفت و از خوارج، نه تن باقی ماندند و از یاران علی هفت یا نه تن کشته شدند.
[۱۵۸] شهیدی، جعفر، علی از زبان علی، ص ۱۳۳-۱۳۴.


شهادت



پس از
نهروانجنگ نهروان؛ جنگی بود بعد از جنگ صفین و حکمیت، که خوارج یا مارقین گروهی را تشکیل دادند و در صفر سال ۳۸ق
، امام کوشید تا مردم عراق را برای جنگ مجدد با شام بسیج کند، اما جز‌ اندکی او را همراهی نکردند. از سوی دیگر، معاویه با آگاهی از اوضاع عراق و سستی عراقیان، با تجاوز به نواحی مختلف تحت سلطه امام در
جزیرة العربپهناورترين شبه جزیره جهان جزيرة العرب نام دارد
و حتی عراق، قدرت آنها را تضعیف و راه را برای گشودن عراق فراهم می‌کرد.
[۱۵۹] جعفریان، رسول، گزیده حیات سیاسی و فکری امامان شیعه، قم: دفتر نشر معارف، ۱۳۹۱، ص ۵۴-۵۳.
درست زمانی که امام در تدارک سپاهی برای رفتن به صفین بود، در صبحگاه ۱۹ رمضان (البته در شب شهادت امام، اختلاف است. ابن ابی الحدید (از علمای اهل سنت) شهادت وی در شب ۱۷ رمضان را قول مشهور می‌داند و می‌گوید شب ۱۷ رمضان شب بدر است و روایاتی نیز بوده است که وی در شب بدر کشته می‌شود. البته وی می‌گوید در روایت
ابی مخنفابی‌مخنف لوط بن یحیی ازدی غامدی‌ (متوفای ۱۵۷ه
شب ۱۹ رمضان آمده است و نظر شیعیان روزگار ما (نیمه اول قرن ۷) نیز همین است.) ۴۰ق. به دست عبدالرحمن بن ملجم مرادی مجروح و در ۲۱ رمضان به رسید. منابع از همکاری سه تن از خوارج برای کشتن سه نفر یعنی امام، معاویه و عمرو بن عاص سخن گفته و از نقش زنی به نام قطام نیز یاد کرده‌اند که این مطالب قدری داستانی می‌نماید.
[۱۶۱] جعفریان، رسول، گزیده حیات سیاسی و فکری امامان شیعه، ص۵۵.

فرزندان امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام)، -، و
محمد بن حنفیهمحمد بن حنفیه فرزند امام علی (علیه‌السلام) وی در نبردها کنار پدرشان بودند و بعد ایشان کنار امام حسن (علیه‌السلام) و در نهایت ظاهرا به علت بیماری نتوانست امام حسین (علیه‌السلام) را یاری کند
- با همراهی
عبدالله بن جعفرعبداللّه ‌بن جعفر بن ابی ‌طالب، ‌بن عبد المطلب قرشی هاشمی، کنیه‌اش ابو جعفر، از اصحاب رسول اکرم صلوات الله علیه و امام علی و امام حسن علیهم‌السلام است
وی را شبانه در غریین (نجف کنونی) به خاک سپردند و قبرش را پنهان کردند؛
[۱۶۲] شیخ مفید، محمد بن نعمان، الارشاد، ج۱، ص۲۷-۲۸، قم، سعید بن جبیر.
چرا که بنی امیه و خوارج اگر بر آن دست می‌یافتند، آن را نبش و به آن بی‌احترامی می‌کردند.
[۱۶۳] بن طاووس، عبدالکریم بن احمد، فرحة الغری، ص۹۳.
[۱۶۵] مقدسی، یدالله، بازپژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان (علیه‌السّلام)، ص ۲۳۹-۲۴۰، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۹۱.


وصایای امام



روایاتی از امام علی (علیه‌السّلام) نقل شده است که سفارش‌های وی به فرزندانش درباره چگونگی
غسلغسل از مطهرات است
،
کفن« كَفْنْ » در لغت به معناي نشاندن و مستور كردن چيزي است و در اصطلاح فقهاء به شيوه و ترتيب خاصي كه میت مسلمان را مي‌پوشانند، گفته مي‌شود
،
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
و تدفین اوست. او به فرزندانش سفارش نموده است که مدفن وی را پنهان نمایند.
پس از ضربت خوردن وی توسط ابن ملجم، به فرزندانش حسن و حسین (علیهماالسّلام) چنین سفارش نمود:
شما را سفارش می‌کنم به ترسیدن از
خداآفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند
، و این که
دنیادنیا: جهان محسوس و مادّی، مقابل آخرت است
را مخواهید هر چند دنیا پی شما آید، و دریغ مخورید بر چیزی از آن که به دستتان نیاید، و
حقحق در سه معنا استعمال شده است
را بگویید و برای پاداش -آن جهان- کار کنید، و با ستمکار در پیکار باشید و ستمدیده را یار.
شما و همه فرزندانم و کسانم و آن را که نامه من بدو رسد، سفارش می‌کنم به ترس از خدا و آراستن [= نظم] کارها، و آشتی با یکدیگر، که من از جدّ شما (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) شنیدم که می‌گفت: «آشتی دادن میان مردمان بهتر است از نماز و
روزهخودداری (امساک) از مفطرات در روز به قصد تقرب به خدا را روزه گویند
سالیان». خدا را! خدا را! درباره یتیمان، آنان را‌ گاه گرسنه و‌گاه سیر مدارید، و نزد خود ضایعشان مگذارید. و خدا را! خدا را! همسایگان را بپایید که سفارش شده پیامبر شمایند، پیوسته درباره آنان سفارش می‌فرمود چندان که گمان بردیم برای آنان ارثی معین خواهد نمود. و خدا را! خدا را! درباره
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
مبادا دیگری بر شما پیشی گیرد در رفتار به حکم آن.
و خدا را! خدا را! درباره نماز، که نماز ستون دین شماست. و خدا را! خدا را! در حق خانه پروردگارتان، آن را خالی مگذارید چندان که در این
جهانجهان همان عالَم (به فتح لام) می‌باشد و عالم کلمه‌ای عربی است
ماندگارید، که اگر -حرمت- آن را نگاه ندارید به
عذابدر قرآن کریم، بارها از عذاب گناهکاران سخن به میان آمده است
خدا گرفتارید. و خدا را! خدا را! درباره
جهادجهاد بذل جان و مال در راه خدا در جنگ با دشمن اسلام و مسلمانان است
در راه خدا به مالهاتان و به جانهاتان و زبانهاتان! بر شما باد به یکدیگر پیوستن و به هم بخشیدن. مبادا از هم روی بگردانید، و پیوند هم را بگسلانید.
امر به معروف و نهی از منکر امر به معروف و نهی از منکر به معنی واداشتن به نیکی و بازداشتن از بدی می باشد
را وامگذارید که بدترین شما حکمرانی شما را بر دست گیرند! آن‌گاه دعا کنید و از شما نپذیرند. پسران
عبدالمطلبکلیدواژه: عبدالمطلب، ایمان، زمزم، شیبه، هاشم
! نبینم در خون فرو رفته‌اید -و دستها را بدان آلوده- و گویید امیر مؤمنان را کشته‌اند! بدانید جز کشنده من نباید کسی به خون من کشته شود.
بنگرید! اگر من از این ضربت او مردم، او را تنها یک ضربت بزنید و دست و پا و دیگر‌اندام او را مبرید که من از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) شنیدم می‌فرمود: «بپرهیزید از بریدن‌ اندام مرده هر چند
سگسگ یکی از حیوانات معروف است که دارای انواع مختلف می‌باشد
دیوانه باشد.»

مخفی بودن قبر



علت این که امام علی (علیه‌السّلام)
وصیتوصیت به معنای توصیه و سفارش فردی با فرد دیگر است
کرد قبرش مخفی باشد، این بوده که از خوارج و
منافقاناز نخستین روزی که اسلام به مدینه وارد شد نفاق هم در این شهر شکل گرفت
ترس داشتند که مبادا آنها
قبر در مورد قبر مطالب متنوعی در آموزه های دینی مطرح شده است که به اهم آن ها در این مقاله اشاره می شود
حضرت (علیه‌السّلام) را نبش کرده و
جنازهجنازه دارای دو معنا می باشد که لغویان به آن پرداخته اند
را بیرون بیاورند و به ایشان اهانتی بکنند.
از مکان قبر امام علی (علیه‌السّلام) تنها فرزندان و یاران خاص وی با خبر بودند تا این که در زمان
منصور عباسی"ابوجعفر عبدالله بن محمد بن علی" مشهور به "منصور"، دومین خلیفه عباسی بود
در سال ۱۳۵ق. برای نخستین بار مکان قبر را در
نجفنجف از شهرهای مهم کشور عراق و سومین شهر مذهبی جهان اسلام است
آشکار ساخت.

امام علی در قرآن



وی از نظر شناخت قرآن و ظهر و بطن و
تنزیلتنزیل واژه‌ای قرآنی به معنای فروفرستادن
آن، پس از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) قرآن‌شناس‌ترین بزرگان صدر اول
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
است که قرآن‌شناسان بزرگی چون ابن عباس و مجاهد، شاگردان مکتب تفسیری او بوده‌اند. حضرت (علیه‌السّلام) دارای مصحف خاصی بوده‌اند. به تعبیر دیگر، پس از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) که تحت اشراف ایشان کلیه سوره‌های قرآن مکتوب ولی نامدون بوده، اولین تدوین کننده است (رجوع کنید به:
مصحف امام علی (علیه‌السّلام)مصحف در لغت آن چیزی است که جمع کننده و در برگیرندۀ نوشته‌هاست
). شرف و فضیلت بی‌همتای او در این است که پس از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، هیچ کس از یا
صحابهبحث پیرامون صحابه از این جهت ضروری می‌نماید که دین از طریق این افراد به نسل بعدی انتقال یافته است
ایشان نیست، که این همه (در حدود ۳۰۰ فقره)
آیهنماز و آباد کردن مساجدخداوند در قرآن کریم حق آباد کردن مساجد را تنها به‌مومنین عطا نموده است، آنجا که فرمود: «انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوة و آتی الزّکوة و لم یخش الاّ الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین؛ مساجد الهی را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند»
قرآن به او اشاره داشته باشد. از
اسماعیل بن جعفراِسْماعیل‌ بْن‌ جَعْفَر، فرزندارشد امام‌ جعفر صادق‌ (ع‌) که‌ خلفای‌ فاطمی‌ و امامان‌ اسماعیلی‌ وی‌ را جد خود و جانشین‌ بر حق‌ امام‌ صادق‌ (ع‌) می‌دانند و اعتقاد به‌ امامت‌ او سرآغاز جدایی‌ شاخه اسماعیلیه‌ از شیعیان‌ امامی‌ است‌
... [و در نهایت] از ابن عباس نقل کرده است که در قرآن ۳۰۰ آیه درباره حضرت علی (علیه‌السّلام) نازل شده است.
[۱۷۴] خرمشاهی، بهاء الدین، علی بن ابی طالب (علیه‌السّلام) و قرآن، در دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج۲، ص۱۴۸۶.
ابن حجر هیتمی
[۱۷۶] خرمشاهی، بهاء الدین، علی بن ابی طالب (علیه‌السّلام) و قرآن، در دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج۲، ص۱۴۸۶.
و شبلنجی،
[۱۷۷] شبلنجی، مومن بن حسن، نور الابصار، ص۷۳.
[۱۷۸] خرمشاهی، بهاء الدین، علی بن ابی طالب (علیه‌السّلام) و قرآن، در دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج۲، ص۱۴۸۶.
از ابن عساکر و در نهایت از ابن عباس نزول ۳۰۰ آیه را نقل و تایید کرده‌اند.
در این میان آیات
تبلیغآیه ۶۷ سوره مائده به نام «آيه تبليغ»[http://lib
،
اکمالآیه اکمال==مشخصات آیه ==نام آیه: آیه اکمالواقع در سوره: مائدهشماره آیه: ۳جزء: ۶شان نزول: نصب امام علی (علیه‌السّلام) به خلافت رسول الله در روز غدیرمکان نزول: مکهموضوع: اعتقادیدرباره: امام علی و واقعه غدیرآیات مرتبط: آیه تبلیغ و آیه ولایتآیه اِکمال[http://lib
،
مودتآیه ۲۳ سوره شوری به نام آيه مودت معروف است
،
مباهلهآیه مباهله به آیه ۶۱ سوره آل عمران اطلاق می شود
، آیه مربوط به اشتراء
نفس"ن ف س" در اصل لغت برخروج نسیم دلالت می‌کند و تنفس نیز به همین معنا می‌باشد
[در لیلة المبیت]، ، آیاتی در و آیه اولو الامر در راس این آیات هستند. نیز به تصریح قاطبه مفسران و متکلمان شیعه و اذعان بعضی از
مفسران اهل سنتاین بحث به معرفی تعدادی از مشهورترین مفسران اهل سنت -صرف نظر از روش‌ها و گرایش‌های مختلف آن‌ها پرداخته است که در ادامه به آن اشاره میکنیم
، در از ایشان به عنوان صالح المؤمنین، و اذن واعیه، و خیر البریه یاد شده است.
بعضی بزرگان شیعه و سنی، در مورد آیات نازله در حق ایشان و نیز سایر اهل بیت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) رسائل و کتابها تدوین کرده‌اند (مثل تاویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، اثر سید شرف الدین استرآبادی، شواهد التنزیل، ینابیع المودة).
[۱۸۲] خرمشاهی، بهاء الدین، علی بن ابی طالب (علیه‌السّلام) و قرآن، در دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج۲، ص۱۴۸۶.

حضرت (علیه‌السّلام) که نزدیکترین یار و همدم و هم سخن رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بوده، هم ناظر نزول مکرر
وحی«وحی به معنای اشاره سریع است و به همین جهت به کارهای سریع وحی گفته می‌شود و به سخنان رمزی و آمیخته با کنایه که با سرعت رد و بدل می‌گردد نیز این واژه اطلاق می‌گردد که گاه با اشاره و گاه با کتابت حاصل می‌شود
، هم کاتب آن، هم حافظ آن و هم مفسر آن بوده است. خود می‌گوید آیتی نیست که نازل شده باشد و من ندانم که کجا و کی آمده است، در
شبشب زمان بین غروب آفتاب تا طلوع فجر صادق و مقابل روز هست؛ و از احکام آن در بابهای زیادی نظیر طهارت، صلات، صوم، اعتکاف، حج، جهاد، نکاح، صید و ذباحه و اطعمه و اشربه سخن گفته‏اند
نازل شده است یا در
روزروز در معنای زمان بین طلوع فجر صادق و غروبآفتاب و نیز در معنای مقابل شب به کار رفته است
، و در دشت یا در کوه.
[۱۸۳] سیوطی، الاتقان، چاپ دارالکتب العلمیه، ج۲، ص۴۱۲.
[۱۸۴] خرمشاهی، بهاء الدین، علی بن ابی طالب (علیه‌السّلام) و قرآن، در دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج۲، ص۱۴۸۶.
در از امام رضا (علیه‌السّلام) و در نهایت از امام حسین (علیه‌السّلام) نقل شده است که امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) گفته است درباره قرآن هر چه خواهید از من بپرسید تا در مورد هر آیه‌ای بگویم درباره چه کسی و چه هنگامی نازل شده است.
[۱۸۵] خرمشاهی، بهاء الدین، علی بن ابی طالب (علیه‌السّلام) و قرآن، در دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج۲، ص۱۴۸۶.

چنانکه گذشت، آیاتی که درباره فضائل و مناقب امام علی (علیه‌السّلام) نازل شده بسیار است تا جایی که از ابن عباس نقل شده که بیش از ۳۰۰ آیه درباره وی است.
[۱۸۶] گنجی شافعی، محمد بن یوسف، کفایة الطالب، ص۲۳۱.
در اینجا برخی از این یاد می‌شود:

← آیه مباهله


«فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ اَبْنَاءَنَا وَاَبْنَاءَکمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکمْ وَاَنفُسَنَا وَاَنفُسَکمْ؛ بگو: بیایید تا فرزندانمان و فرزندانتان، و زنانمان و زنانتان، و جانهایمان و جانهایتان را فراخوانیم، آنگاه (به درگاه خداوند) زاری [= تضرّع] کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم».
در سال ۱۰ در روز
مباهلهدر روز مباهله بنا بود مسلمانان و مسیحیان نجران یکدیگر را نفرین کنند، تا خدا آن طرف را که دروغگوست، عذاب کند
بنا بر این بود که مسلمانان و مسیحیان
نجران«نجران» سرزمین آبادی در نقطه‌ی مرزی حجاز و یمن و در جنوب شرقی مکه قرار دارد
یکدیگر را نفرین کنند، تا خدا دسته دروغگو را عذاب کند. بدین منظور، رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، علی، ، و را با خود به
صحراصحرا، دشت و بیابان است
برد. مسیحیان وقتی دیدند وی به قدری مطمئن است که تنها نزدیکترین خویشانش را با خود آورده، بیمناک شدند و پذیرفتند که
جزیهمالیاتی که از اهل ذمه گرفته می شود جزیه نام دارد
بپردازند.

← آیه تطهیر


«اِنَّمَا یرِ‌یدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنکمُ الرِّ‌جْسَ اَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَ‌کمْ تَطْهِیرً‌ا؛ خداوند فقط می‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد».
بنا بر نظر علمای شیعی، این آیه در خانه‌ همسر نازل شد و هنگام نزول آن علاوه بر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، علی (علیه‌السّلام)، فاطمه (سلام‌الله‌علیهم) و حسنین (علیه‌السّلام) هم حاضر بوده‌اند. بعد از نزول
آیه تطهیرآیه تطهیر، یکی از آیات مهم قرآن است که در مورد اهل بیت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نازل گشته
حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، پارچه‌ای (کساء) را که بر آن نشسته بود، بر روی اصحاب کساء یعنی خودش و علی و فاطمه و حسنین کشید و دست‌ها را به سوی
آسمانآسمان همان فضای بی‌پایان و نیلگونی است که بالای سر ما دیده می‌شود
بالا برد وعرض کرد: "خدایا! اهل بیت من این چهار نفرند، اینان را از هر پلیدی پاک گردان. "
[۱۹۵] ابن بابویه، محمد بن علی، کتاب الخصال، علی اکبر غفاری، ج۲، ص۴۰۳.
[۱۹۶] سید بن قطب، فی ظلال القرآن، ج۶، ص۵۸۶.


← آیه مودت


«قُل لَّا اَسْاَلُکمْ عَلَیهِ اَجْرً‌ا اِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْ‌بَیٰ؛ به ازای رسالت، پاداشی از شما خواستار نیستم، مگر دوستی درباره خویشاوندان».
ابن عباس می‌گوید: وقتی این آیه نازل شد، به رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) عرض کردم این کسانی که مودت و
محبتعشق و محبت، گاهی صادق و حقیقی است و گاهی کاذب و بی‏معنا
آنها واجب شده کیستند؟ حضرت فرمود: علی و فاطمه و حسن و حسین. و این جمله را سه بار تکرار فرمود.

امام علی در تاریخ و روایات



در اینجا به برخی موارد یاد شده درباره امام علی (علیه‌السلام) در
تاریخزمان وقوع یک پدیده را، تاریخ گویند
و اشاره می‌کنیم:

← نخستین مسلمان


مشهور شده و حتی به حد
تواترتواتر عبارت است از اخبار جمعی که- به لحاظ امتناع توافق آنان به‌طور عادت بر کذب- موجب اطمینان به درستی خبر گردد
رسیده است، که علی (علیه‌السّلام) نخستین،
مسلمانمسلمان کسی است که به دین اسلام باور دارد
بوده است. چنانچه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌گوید: «نخستین کسی که در با من در
حوض==معنای لغوی کوثر== "کوثر" بر وزن "فوعل" وصفى است كه از "کثرت" گرفته شده و به معناى "خیر کثیر و فراوان" مى‏باشد
(کوثر) ملاقات می‌کند پیشقدم‌ترین شما در
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
، علی (علیه‌السّلام) است.» همچنین پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به دخترش می‌فرماید: «آیا نمی‌پسندی که تو را تزویج کنم با کسی از میان امتم که پیش از همه اسلام آورده و داناترین و بردبارترین آنهاست؟»
[۲۰۲] ابن حنبل، احمد، فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب، ج۵، ص۲۶.


← لیلة المبیت


پس از اینکه
قریشقبیله قریش، که پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) از میان آنان برخاست؛ از مشهورترین و مهم‌ترین قبایل عرب در حجاز بوده است
مسلمانان را آزار و کردند، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به یاران خود فرمان
هجرتهجرت_ که از آن به مهاجرت نیز تعبیر شده_ به معنای جدایی است
به
مدینهمدینه یکی از شهرهای اصلی کشور عربستان هست
داد، یاران حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نیز در چند مرحله رهسپار مدینه شدند.
[۲۰۳] ابن هشام، محمد بن عبدالملک، السیره النبویه، تحقیق محی الدین عبدالحمید، ج۱، ص۴۸۰.

پس از گردهمایی
دارالندوهدارالندوه، به مکانی در مکه گفته می‌شود که قصی بن کلاب، برای مشورت در امورات با مردم بنا نهاد
که نظرات فراوانی میان قریش رد و بدل شد، تصمیم گرفته شد از هر قبیله جوانی شجاع مامور شود تا رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را در خانهاش به قتل برسانند.
جبرئیلجبرئیل از فرشتگان بزرگ الهی و نقش آفرینان در قیام جهانی حضرت مهدی (علیه السلام) می‌باشد و یکی از چهار فرشته مقرب (علاوه بر میکائیل، اسرافیل و عزرائیل) است
بر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نازل و ماجرا را بیان کرد و به او دستور داد آن شب را در بستر خویش نخوابد و هجرت کند. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) علی (علیه‌السّلام) را در جریان توطئه دشمن قرار داد و به او فرمان داد تا در استراحتگاه وی بخوابد.
[۲۰۴] ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۷۲.

مفسران‌، شان نزول
آیهنماز و آباد کردن مساجدخداوند در قرآن کریم حق آباد کردن مساجد را تنها به‌مومنین عطا نموده است، آنجا که فرمود: «انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوة و آتی الزّکوة و لم یخش الاّ الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین؛ مساجد الهی را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند»
«وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ؛ برخی از مردم برای کسب رضایت الهی، جان خویش را می‌دهند و نسبت به بندگانش مهربان است». را همین ماجرای لیلة‌المبیت و در‌ شان امام علی (علیه‌السّلام) می‌دانند.

← برادری با رسول خدا


پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) پیش از هجرت به مدینه، میان مهاجران، عقد اخوت برقرار کرد. سپس در مدینه میان مهاجران و انصار عقد اخوت بست و هر دوبار به علی (علیه‌السّلام) فرمود: تو برادر منی در
دنیادنیا: جهان محسوس و مادّی، مقابل آخرت است
و
آخرتآخِرَتْ (آخره)، مؤنث «آخِر» بر وزن فاعله از ماده «ا خ ر» به معنی «پایان، پسین، قیامت یا دیگر»، عبارت از جهانی است که مردم پس از مردن، به آن در می‌آیند و برای همیشه در آن‌جا می‌زیند
؛ و میان او و خودش عقد اخوت بست.

← رد الشمس


در یکی از روزهای سال ۷ق. و علی (علیه‌السّلام) نماز ظهر را خواندند، و رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، علی (علیه‌السّلام) را برای کاری فرستاد در حالی که علی (علیه‌السّلام) نماز عصر را نخوانده بود. وقتی علی (علیه‌السّلام) برگشت، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) سرش را در دامان او گذارد و خوابید تا این که
خورشیدخورشید به معنای آفتاب است
غروب کرد. وقتی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از
خوابخواب مقابل بیداری است
بیدار شد دعا کرد: "خدایا بنده تو علی، خود را برای پیامبرش نگه داشت، تابش خورشید را بر او بازگردان. " در این هنگام خورشید بازگشت، پس علی (علیه‌السّلام) برخاست و
وضو وضو عملی است مستحب که در اسلام به آن توجه ویژه ای شده که در بعضی موارد واجب می شود
گرفت و نماز عصر را خواند و
خورشیدخورشید به معنای آفتاب است
دوباره
غروبغروب، یعنی پنهان شدن خورشید از افق در سمت مغرب
کرد.
[۲۱۲] شوشتری، نورالله، احقاق الحق، ج۵، ص۵۲۲.


← ابلاغ سوره برائت


آیات ابتدایی
سوره توبهسوره توبه، نهمین سورۀ قرآن کریم، دارای ۱۶ واحد موضوعی (رکوع)، ۱۲۹ (یا ۱۳۰) آیه، ۴۹۷‘۲ کلمه و ۷۸۷‘۱۰ حرف می‌باشد
که بیانگر این بود که مشرکین چهار ماه فرصت دارند که به آیین
توحیداعتقاد به یگانگی خداوند و نفی هرگونه شریک برای او را توحید گویند
بگروند و در زمره مسلمانان قرار خواهند گرفت ولی اگر بر
لجاجتاصرار ورزیدن بر کاری همراه با عناد را لجاجت گویند
و عناد خود باقی بمانند، باید آماده نبرد شوند و بدانند که در هرجا دستگیر شوند کشته خواهند شد، هنگامی نازل شد که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) تصمیم به شرکت در مراسم
حجحج یکی از فروع دین است
نداشت. از اینرو طبق فرمان الهی که: "این پیامها را باید خود پیامبر و یا کسی که از اوست به مردم برساند و غیر ازاین دو نفر، کسی برای این کار صلاحیت ندارد. "، حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، علی (علیه‌السّلام) را خواست و به او فرمان داد که به مکه رفته و در محل منی در روز ، آیات را به ابلاغ نماید.
حدیث حق: پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: «عَلی مَعَ الحقِّ و الحقُّ مَعَ عَلی؛ علی همیشه با حق و حق هم با علی است».
[۲۱۶] بحرانی، سیدهاشم، غایة المرام، تحقیق سیدعلی عاشور، باب ۳۶۰.


← سدالابواب


سد الابواب: (یعنی بستن درها) پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) دستور داد همه درهای خانه‌ها را به طرف بستند جز در خانه علی (علیه‌السّلام). وقتی از حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) علت را سؤال کردند، فرمود: "من مامور به بستن این درها، جز در خانه علی بودم، اما در این باره سخنها گفته شده است. به خدا ! دری را نبستم و نگشودم مگر آنکه مامور به آن شدم و از آن
اطاعتفرمان بردن را اطاعت گویند
کردم. "
[۲۱۷] متقی هندی، علی بن حسام، کنز العمال، ج۶، ص۱۵۵.


سرسلسله علوم مسلمانان



ابن ابی الحدیداِبْن‌ِ اَبی‌ الْحَدید، عزالدین‌ ابوحامد عبدالحمید بن‌ هبةالله‌ بن‌ محمد بن‌ محمد بن‌ محمد بن‌ حسین‌ بن‌ ابی‌ الحدید مداینی‌، دانشمند، شاعر، ادیب‌، فقیه‌ شافعی ‌ و اصولی‌ معتزلی ‌ (اوّل‌ ذیحجه ۵۸۶ - ۶۵۶ق‌/۳۰ دسامبر ۱۱۹۰- ۱۲۵۸م‌) می‌باشد
از علمای قرن ۷ق.
اهل سنتاهل سنت اصطلاحی است در علم ملل و نحل که بر گروهی از مسلمانان اطلاق می شود
، در مقدمه شرحش بر
نهج البلاغهكتاب شريف نهج البلاغه شامل سخنان و كلمات و نامه‌هاى گهربار امیر المؤمنین و امير بيان، علی بن ابی طالب (علیه‌السلام) است كه در موقعيتهاى گوناگون بيان فرموده يا براى افراد مختلف نوشته است
می‌گوید: چه بگویم درباره مردی که دشمنان به فضائلش معترف بوده و نتوانستند آن را
انکارنفی چیزی و همچنین اظهار ناخوشایندی نسبت به منکر را انکار می‌گویند و از انکار به مفهوم نخست در بابهای طهارت، قضاء و حدود سخن رفته است
یا پنهان کنند. همگان می‌دانند که بنی امیه به شرق و غرب ممالک اسلامی دست یافتند و با هر حیله و توانی کوشیدند که
نورنور در متون دینی بر مصادیق گوناگونی اطلاق شده است این مصادیق طیفی از موجودات را شامل می‏شود که یک طرف آن نور حسی و طرف دیگر آن ذات خداوندی است در میان این دو عقل، علم، ایمان، پیامبر، امام هدایت و
عظمتش را خاموش کنند و احادیث فراوانی در قدح و ذم او جعل کردند، و بر تمام منبرها او را لعن کردند و ستایندگانش را نه تنها
تهدیدتهدید به معنی ترسانیدن کسی به وعده انجام دادن کاری علیه او یا متعلّقاتش است
که زندانی کردند و کشتند، و از نقل روایتی که بیانگر فضیلتش یا بالا رفتن نامش بود منع کردند؛ حتی از اینکه کسی فرزندش را علی بنامد جلوگیری کردند. اما همه اینها اثری نداشت جز اینکه نام او بالاتر و برتر رود. او چون مشکی بود که هر چه بیشتر پوشانده شود فضا را بیشتر عطرآگین می‌کند.در نقل ترجمه عبارات ابن ابی الحدید در این بخش از کتاب «معارف و معاریف» اثر سیدمصطفی حسینی دشتی، ذیل مدخل «علی بن ابی طالب» استفاده شده است.
وی در ادامه می‌نویسد: چه بگویم درباره کسی که سررشته هر فضیلت و منبع هر امتیاز انسانی است و هر فرقه و گروهی خود را به وی منتهی داند و به انتساب به او کند که او سرچشمه همه امتیازات بوده و در این میدان گوی سبقت را از همگان ربوده و پیشتاز این معرکه است.

← علم کلام


علم الهیات و شناخت صفات باری تعالی که اشرف علوم است بیان تفصیل آن از آن حضرت آغاز شده، و اهل نظر و استدلال این فن شاگردان او بوده‌اند.
معتزلهاين مذهب در اوايل قرن دوم هجرى توسط واصل بن عطا (۸۰- ۱۳۱) پديد آمد، در آن زمان مسئله مرتكبان گناه و حکم دنيوى و اخروى آنان مورد بحث جدى قرار داشت
که اهل توحید و عدل‌اند، شاگردان و اصحاب اویند. زیرا سرسلسله آنها واصل بن عطاء، شاگرد ابوهاشم عبدالله بن
محمد بن حنفیهمحمد بن حنفیه فرزند امام علی (علیه‌السلام) وی در نبردها کنار پدرشان بودند و بعد ایشان کنار امام حسن (علیه‌السلام) و در نهایت ظاهرا به علت بیماری نتوانست امام حسین (علیه‌السلام) را یاری کند
است و ابوهاشم، شاگرد پدرش است، و پدرش شاگرد امام علی (علیه‌السّلام) است.
اشاعرهمکتب کلامی اشاعره، یکی از مذاهب کلامی اهل سنت است که در کتب تاریخ و فرق و مذاهب از آن با اسامی دیگری چون اشعریه، اهل تحقیق، مذهب اوسط و صفاتیه یاد می­شود
نیز به آن حضرت منتهی می‌گردند که بنیانگذار این فرقه علی بن (اسماعیل بن) ابی بشر اشعری است و او شاگرد ابو علی جبائی است و او یکی از اساتید معتزله است. پس اشاعره نیز سرانجام به استاد معتزله می‌رسند که او امام علی (علیه‌السّلام) است.
انتساب و
زیدیه ياران زید بن علی بن الحسین (ع) را گويند كه پس از امام زین العابدین پسرش زيد را امام دانستند
روشن و بی‌نیاز از توضیح است.

← علم فقه


امام علی پایه و اساس
علم فقهعلم فقه از وسیع‌ترین و گسترده‌‏ترین علوم اسلامی است
است و هر فقیهی در اسلام ریزه خوار خوان نعمت او بوده است. استناد
فقه شیعه«فقه» دستور و مقررات زندگی در ابعاد مختلف آن است؛ به همین دلیل باید به نحوی تدوین شود که جوابگوی نیازهای هر عصری باشد
به آن حضرت واضح است و حاجت به بیان نیست.
یاران
ابوحنیفهابوحًنیفه، نعمان بن ثابت بن زوطی بن ماه بن هرمز (۸۰-۱۵۰ق/۶۹۹-۷۶۷م)، امام، فقیه و متکلم نام‌دار کوفه و پایه‌گذار مذهب حنفی از مذاهب چهارگانه اهل سنت
مانند ابویوسف، محمد و جز اینها فقه را از ابوحنیفه گرفته‌اند.
احمد بن حنبلابوعبدالله احمد بن محمد بن حنبل شیبانی مروزی ذهلی بغدادی (۱۶۴-۲۴۱ هـ)، از فقها و محدثان بزرگ اهل‌سنت و از شاگردان امام شافعی و از ائمه چهارگانه اهل‌سنت و پیشوای حنبلیان می‌باشد و بنابر گفته شیخ طوسی از اصحاب امام رضا (علیه‌السّلام) نیز بوده است
، شاگرد شافعی بوده و او فقه را از ابوحنیفه فراگرفته و خود ابوحنیفه شاگرد و او از پدرش و او از پدرش تا اینکه باز به امام علی (علیه‌السّلام) می‌رسد.
مالک بن انسمالک بن انس در سال ۹۳ هجری در مدینه به دنیا آمد و در سال ۱۷۹ هجری در همین شهر چشم از جهان فرو بستتاریخ الاسلام، ج ۱۱، ص ۳۱۸
، فقه خود را از ربیعة الرای گرفته و ربیعه شاگرد عکرمه و وی شاگرد
عبدالله بن عباسعبدالله بن عباس، یکی از فرزندان حضرت عباس علیه‌السلام است
و او شاگرد علی (علیه‌السّلام) بوده است. می‌توان فقه شافعی را با توجه به اینکه وی شاگرد مالک بوده به امام علی (علیه‌السّلام) منسوب کرد. بدین طریق، فقهاء اربعه اهل سنت به امام علی (علیه‌السّلام) منسوب می‌شوند.
فقهای
صحابهبحث پیرامون صحابه از این جهت ضروری می‌نماید که دین از طریق این افراد به نسل بعدی انتقال یافته است
،
عمر بن خطابعمر بن خطاب بن نفیل، صحابی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) و خلیفه دوم مسلمانان، شش سال بعد از بعثت، اسلام آورد
و عبدالله بن عباس هر دو علم خود را از امام علی (علیه‌السّلام) گرفته‌اند. شاگردی ابن عباس روشن است. همگان می‌دانند که عمر نیز در بسیاری از مسائل دشوار به امام مراجعه کرده است و بیش از یکبار گفته است که «لولا علی لهلک عمر؛ اگر علی نبود عمر نابود می‌شد» و «خدا نکند مساله مشکلی برایم پیش آید که ابوالحسن [کنیه امام علی] در کنارم نباشد» و نیز می‌گفته: «تا گاهی که علی در
مسجدیکی ار مکان‌های مقدس اسلامی، مسجد است
حاضر است کسی حق ندارد
فتوا فتوا عبارت است از خبر دادن از حکم کلی الاهی در موضوعات کلی به استناد دلائل چهار گانه در فقه (کتاب، سنت، عقل و اجماع)، اعم از آن که به صورت خبر القا شود یا به صورت امر
دهد.» بنابراین، بدین طریق نیز روشن می‌شود که فقه اسلام به او منتهی می‌شود.
شیعهپس از رحلت پیامبر (ص) مسلمانان به دو فرقه «شیعه» و «اهل سنت» تقسیم شدند
و از نقل کرده‌اند که اقضاکم علی؛ قاضی‌ترین شما علی است». و با توجه به اینکه قضاء، جزء علم فقه است لذا بدین طریق نیز علی، فقیه‌تر از بقیه صحابه است.

← تفسیر و قرائت


آن حضرت پایه‌گذار علم تفسیر بوده و هر که به تفاسیر رجوع کند این دعوی را به روشنی می‌یابد خواه آن بخش از آیات که مستقیماً از آن جناب تفسیر شده و خواه آن قسمت که تفسیر آن از
ابن عباسعبدالله بن عباس، یکی از فرزندان حضرت عباس علیه‌السلام است
آمده است؛ چرا که او نیز از آن حضرت گرفته است. از ابن عباس سئوال شد: علم تو در برابر علم پسر عمویت [یعنی امام علی (علیه‌السّلام)] چه نسبتی دارد؟ وی گفت: همان نسبت که قطره
بارانباران قطره‏های آب، در حال فرو چکیدن از ابر است
به دریای بی‌کران دارد.
بنا به گفته ابن ابی الحدید، همه پیشوایان
علم قرائتقرائت، همان تلاوت و خواندن قرآن کریم است، يعني هرگاه تلاوت قرآن به گونه‌اي باشد كه از نصّ وحي الهي حكايت كند و برحسبِ اجتهادِ يكي از قرّاء معروف ـ‌برپايه و اصول مضبوطي كه در علم قرائت شرط شده است‌ـ استوار باشد، قرائت قرآن تحقّق يافته است محمد هادي معرفت، علوم قرآني، ص ۱۸۲
قرآن، همچون ابوعمرو بن علاء و عاصم بن ابی نجود و غیر این دو سند قرائتشان به امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) می‌رسد. چرا که قرائتشان به
ابوعبدالرحمان سلمیعبداللّه بن حبیب کوفی، ثقه، کثیرالحدیث، قاری و معلم قرآن و از اصحاب امیرمؤمنان (علیه‌السّلام) و عبدالله بن مسعود است
می‌رسد که او نیز شاگرد امام (علیه‌السّلام) بوده و قرآن را از او فراگرفته است.

← علم طریقت


صاحبان علم طریقت و حقیقت و احوال تصوف سندشان را به امام علی (علیه‌السّلام) می‌رسانند و خرقه که شعار
صوفیهصوفیه که از آنان به «اهل طریقت» یاد می‌کنند، گروهی‌اند که از اواخر قرن دوم هجری در جامعه اسلامی پدید آمدند
است بر این امر دلالت می‌کند.

← ادبیات عرب


ابن ابی الحدید می‌گوید: همگان می‌دانند که امام علی (علیه‌السّلام) مبتکر و مخترع
علم نحوعلم به اصول و قواعدی است که با آنها حالت و حرکت حرف آخر هر کلمه در جمله و نیز کیفیت ترکیب کلمات با هم در یک جمله‌، معلوم می‌شود
و
ادبیات عربادبیات عرب در حقیقت به متون نظم و نثری که به زبان عربی نگاشته شده باشد می‌گویند
بوده است و او قواعد کلی آن علم را به ابوالاسود دئلی املاء نموده است. از جمله قواعدی که او به ابوالاسود آموخت اینهاست: کلام سه قسم است:
اسمنام و عنوان را اسم گویند
،
فعلفعل، به دو معنا بکار برده شده، یکی کردار؛ رفتار، و یا کلمه‌ای که بر وقوع عمل در گذشته، حال و یا آینده دلالت دارد، گفته می‌شود
و
حرفبه هر یک از نشانه‏هاى نوشتارى و همچنین به سخن نیز حرف گفته می شود؛از آن در بابهاىطهارت، صلات و دیات سخن گفته‏اند
؛ تقسیم کلمه به معرفه و نکره؛ تقسیم وجوه اعراب به رفع، نصب، جر و جزم.

← فصاحت و بلاغت


از نظر فصاحت وی پیشوای فصحا و سرور بلغا بوده و چنانکه درباره کلام آن حضرت گفته شده: «دون کلام الخالق و فوق کلام المخلوق/ سخنان او پائین‌تر از کلام خدا و بالاتر از کلام مخلوق است» و گویاترین شاهد این دعوی
نهج البلاغهكتاب شريف نهج البلاغه شامل سخنان و كلمات و نامه‌هاى گهربار امیر المؤمنین و امير بيان، علی بن ابی طالب (علیه‌السلام) است كه در موقعيتهاى گوناگون بيان فرموده يا براى افراد مختلف نوشته است
آن حضرت است. عبدالحمید بن یحیی گفته است که ۷۰ خطبه از خطبه‌های وی را از بر کرده است و جوشش ادبی وی از آنها آغاز شده است. ابن نباته گفته است از خطابه‌ها گنجی از بر کردم که هر چه از آن بردارم کم نمی‌شود و بلکه افزون می‌شود، صد فصل از موعظه‌های علی بن ابی طالب را از بر کردم.

ویژگیهای اخلاقی امام



در اینجا به برخی از ویژگی‌های اخلاقی امام علی (علیه‌السلام) اشاره می‌شود.

← جود و سخاوت


وی
روزهخودداری (امساک) از مفطرات در روز به قصد تقرب به خدا را روزه گویند
می‌داشت و افطارش را به مستمندان می‌داد که آیه «ویطعمون العطام علی حبه مسکینا...» درباره او نازل شد. مفسران گفته‌اند که یک روز علی تنها چهار درهم داشت که یکی از آنها را در
شبشب زمان بین غروب آفتاب تا طلوع فجر صادق و مقابل روز هست؛ و از احکام آن در بابهای زیادی نظیر طهارت، صلات، صوم، اعتکاف، حج، جهاد، نکاح، صید و ذباحه و اطعمه و اشربه سخن گفته‏اند
و یکی از آنها را در
روزروز در معنای زمان بین طلوع فجر صادق و غروبآفتاب و نیز در معنای مقابل شب به کار رفته است
و درهم سوم را به پنهانی و چهارم را آشکار صدقه می‌داد که آیه «الذین ینفقون اموالهم باللیل و النهار سراً و علانیه» در این باره فرود آمد. گفته‌اند که به دست خود خرماستان یهود
مدینهمدینه یکی از شهرهای اصلی کشور عربستان هست
را آبیاری می‌نمود چنانکه دستش پینه زد و مزد آن را
صدقهدر دین اسلام همان‌گونه که کسب درآمد از هر راهی مجاز نیست، خرج کردن مال نیز در هر راهی درست نیست، یکی از نیکوترین راه‌های مورد تأیید اسلام برای صرف مال، صدقه دادن آن در راه خداست، دادن مال در راه خدا را «تصدّق» و مال داده شده را «صدقه» می‌نامند
می‌داد و خود
سنگسنگ‏ جسمی است طبیعی و سخت که در مواردی به عنوان وزنه برای ترازو به کار می‌رود
به
شکمشكم به بخشى از بدن بين سینه و لگن گفته مي شود
می‌بست. گویند: هیچگاه به سائلی «نه» نگفت.
روزی محفن بن ابی محفن بر معاویه وارد شد، معاویه به وی گفت از کجا می‌آیی؟ وی به منظور خوش آمد معاویه گفت: از نزد بخیل‌ترین مردم یعنی علی (علیه‌السّلام) می‌آیم. معاویه گفت: وای بر تو چگونه این را درباره کسی می‌گوئی که اگر انباری انباشته به زر و انباری از کاه داشته باشد انبار زرش را پیش از انبار کاهش به مصرف مستمندان رساند؟!

← گذشت و بردباری


ابن ابی الحدید می‌گوید: امام علی (علیه‌السّلام) در
حلمحِلْم، فضیلتی اخلاقی در قرآن و حدیث و متون اخلاقی می‌باشد و از آن به مناسبت در باب تجارت وقضاء سخن گفته‌اند
و گذشت و بزرگواری و چشم پوشی از بزهکار، از هر کسی حلیم‌تر بوده چنانکه واقعه
جملجنگ جمل، اولین جنگ داخلی بین مسلمانان در زمان حکومت امام علی (علیه‌السلام‌) بود
بهترین گواه این مدعا است. هنگامی که به مروان حکم که دشمن‌ترین دشمن او بود دست یافت وی را آزاد ساخت و از آن تقصیر بزرگش درگذشت. در ملا عام به امام ناسزا می‌گفت، و موقعی که عبدالله با سپاه به آمد خطبه خواند و عبدالله در خطبه هر چه به زبانش آمد گفت حتی گفت: اکنون پست‌ترین و فرمایه‌ترین مردم علی بن ابی طالب به شهر شما می‌آید. ولی حضرت چون به وی دست یافت از او گذشت نمود و تنها به وی گفت: برو که تو را نبینم. همین طور به سعید بن عاص –که از دشمنانش بود- پس از جنگ جمل در مکه دست یافت ولی از او روگرداند و چیزی بدو نگفت.
رفتار او با عایشه پس از جنگ جمل مشهور است که چون بر او پیروز گردید وی را گرامی داشت و چون خواست به مدینه باز گردد بیست زن از قبیله عبد قیس که همگی لباس مرد پوشیده و هر یک شمشیری حمایل داشت با وی کرد تا به مدینه رسید در حالی که عایشه در بین راه پیوسته به حضرت ناسزا می‌گفت که وی هتک حرمت من نموده و مردانی از یاران خویش به همراه من فرستاده است و چون به مدینه رسیدند آن زنان به وی گفتند: ببین ما همه زنیم که با تو بودیم.
مردم بصره که به یاری عایشه با وی جنگیده بودند و جمعی از یارانش را کشته بودند پس از پایان جنگ همه را آزادی داد و سپاه خویش را فرمود کسی متعرض آنها نگردد و هر که سلاحش به زمین نهد آزاد است، نه اسیری از آنها گرفت و نه مالی را از آنها به غنیمت بستد و همان کرد که پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در
فتح مکهسال هفتم هجرت فرا رسید، پیامبر (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) پس از هفت سال دوری از زادگاهش (مکّه) به عنوان انجام عمرهقضاء همراه دو هزار نفر از مسلمانان، با شکوه خاصی وارد مکه شد (از این رو این عمره را، عمره قضا می‌گویند که قضای سال قبل بود که مشرکان مانع شده بودند)، سرزمین مکّه که می‌بایست پایگاه توحید باشد و از زمان حضرت آدم و نوح و ابراهیم خلیل به بعد، تحت این عنوان معرفی شده بود توسط مردم مکّه و اطراف، به پایگاه شرک و بت پرستی و پایتخت همه بت پرستان تبدیل شده بود
با مکیان کرد.
لشکریان معاویه در صفین
آببه آنچه آب نامیده شود، هر چند به طور مَجاز آب گفته می‌شود
بر لشکریان امام بستند و میان سپاه او و شریعه فرات حائل شدند و سران لشکر معاویه می‌گفتند: باید علی و سپاهش را تشنه از دم تیغ بگذارنیم چنانکه او عثمان را تشنه به قتل رساند. سپس لشکر علی (علیه‌السّلام) نبرد کردند و آب را از آنها بازپس گرفتند. در اینجا لشکریان امام نیز گفتند نگذاریم سپاه معاویه قطره‌ای بنوشند تا همگی بی‌رنج نبرد از تشنگی بمیرند. حضرت فرمود: ابداً ما چنین نکنیم، بگذارید از بخشی از فرات استفاده کنند.

← خوشرویی


وی از حیث خوشروئی و بشاشت ضرب‌المثل بوده چندانکه دشمنانش این صفت را بر او عیب می‌گرفتند. صعصعة بن صوحان و دیگر یاران آن حضرت می‌گفتند: علی (علیه‌السّلام) در میان ما مانند یکی از ما بود که هیچگونه امتیازی برای خود قائل نبود ولی در عین فروتنی و تواضعی که داشت آنچنان مهیب بود که ما در برابرش بسان اسیر دست و پا بسته‌ای بودیم که زیر دست مردی
شمشیرشمشير ابزارى تیز و برنده كه در قدیم بيشتر در جنگ به كار مى‏رفته است
به دست باشد.

← جهاد در راه خدا


دوست و دشمن معترفند که وی سرور مجاهدان بوده و در برابر او کسی شایسته این نام نباشد، همه می‌دانند که سخت‌ترین و سنگین بارترین نبرد اسلام با جنگ بدر بوده که در آن معرکه هفتاد تن از مشرکان به قتل رسیدند. نیمی از آنها به دست علی (علیه‌السّلام) کشته شد و نیم دیگر را همه مسلمانان به یاری
ملائکهملائکه (فرشتگان‏) موجوداتی صاحب عقل و شعور هستند و وظایف گوناگونی بر عهده دارند
کشتند. مواقف آن حضرت در احد و
احزابدر سوره احزاب هفده آیه (از آیه ۹ تا ۲۶) پیرامون جنگ احزاب، و کارشکنی‌های منافقان، یهودیان و قبایل مختلف قریش و بت پرستان آمده که همه دست به دست هم داده بودند، تا اسلام و مسلمین را نابود کنند
و
خیبرغزوه خیبر به جنگ میان مسلمانان در زمان پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) و یهودیان خیبر گفته می‌شود که به پیروزی مسلمانان سرانجامید
و حنین و دیگر غزوات شهره تاریخ است و نیازی به بیان ندارد و همچوم شناخت امور ضروری است مثل علم ما به وجود
مکهمَکّه نام شهری است در کشور پادشاهی عربستان سعودی واقع در شبه جزیره عربستان که اعمال حج در آن انجام می‌شود
و مصر و غیره.

← شجاعت


وی یکه تاز میدان
شجاعتشجاعت از فضایل اخلاقی است که فرد داراي اين فضیلت داراي قوت قلب در مصاف با دشمن و تحمل دشواريهامي‌باشد
بوده که پیشینیان را از یاد مردم ببرد و پسینیان را در خود محو ساخت. مواقف علی (علیه‌السّلام) در جنگها آنچنان شهره تاریخ است که تا قیامت بدان مثل زنند. دلیر مردی که هرگز فرار ننمود و از انبوه سپاهی مرعوب نگشت و با کسی در نیاویخت که او را به دیار عدم نفرستاد و هیچگاه ضربتی نزد که به دومین نیاز باشد، و هنگامی که معاویه را به مبارزه خواند تا هر یک از آن دو کشته گردند مردم آسوده شوند، عمرو عاص به معاویه گفت: علی با تو از در انصاف در آمده؛ معاویه به وی گفت: از روزی که با من بوده‌ای هرگز این گونه به من نیرنگ نزده‌ای! تو مرا به نبرد کسی امر می‌کنی که هرگز کسی از چنگال او نرسته! چنان پندارم که به حکومت شام پس از من دل بسته‌ای!
ملت عرب همواره بدین مباهات می‌نمودند که روزی در جنگ روبروی او قرار گرفته و یا فلان خویش من به دست علی کشته شده است.
روزی معاویه بر سریر خود خفته بود ناگهان چشم گشود را کنار خود دید، بنشست و عبدالله از در شوخی به وی گفت: یا اگر موافقی تا با یکدیگر کشتی بگیریم؟ معاویه گفت:‌ هان‌ای عبدالله می‌بینم از دلیر مردی و شجاعت دم می‌زنی! عبدالله گفت: مگر تو منکر شجاعت منی؟ من کسی بودم که به مصاف علی رفتم و با او هم نبرد شدم. معاویه گفت: هرگز چنین نبوده و اگر تو لحظه‌ای در برابر علی (علیه‌السّلام) می‌ایستادی تو و پدرت را به دست چپش می‌کشت و دست راستش همچنان فارغ منتظر مبارزه می‌بود.

← عبادت


علی (علیه‌السّلام) عابدترین مردم و
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
و روزه‌اش بیشتر از همه بود. مردم
نماز شبنمازهای مستحبی زیاد است که آنها را «نافله» گویند و بین نمازهای مستحبی به خواندن نافله‌های شبانه بیشتر سفارش شده است
، مداومت به اوراد و نماز مستحب را از او آموختند. و چه می‌پنداری مردی را که محافظتش بر نمازهای مستحبی چنان بود که در
جنگ صفینجنگ صفین از مهم‌ترین نبردهای زمان خلافت امام علی (علیه‌السلام) بود که در سال ۳۷ هجری بین آن امام بزرگوار و معاویة بن ابی‌سفیان در سرزمین صفین که در ناحیه غربی عراق بین رقه و بالس قرار دارد رخ داد؛ ازهمین‌رو به جنگ صفین شهرت یافت
در شب لیلة الهریر میان دو صف، بساطی برایش‌ انداخته بودند و در حالی که تیرها از چپ و راستِ بناگوشش رد می‌شد بدون هیچ ترسی به نماز مشغول بود. پیشانی‌اش از کثرت سجود بسان زانوی شتر بود. هر که در دعا و مناجاتهای او به دقت بنگرد و تعظیم و بزرگی سبحان را و برای هیبت او و
خشوعخشوع، یکی از صفات برجسته انسانهای شایسته به شمار می‌رود و در مقام مدح از افراد یا گروه‌ها بر این صفت به عنوان یک نقطه امتیاز شمرده می شود
برای عزتش و خاکساری در برابر او را ببیند به
اخلاصاخلاص پاک کردن نیّت از غیر خدا و انجام دادن عمل تنها برای خدا می باشد
نهفته در آنها پی می‌برد و می‌داند که از چه دلی برخاسته و بر چه زبانی جاری شده.

← زهد


علی (علیه‌السّلام) سردار زاهدان بوده و هر که می‌خواست در این میدان گام نهد او را مد نظر داشت. علی هرگز
شکمشكم به بخشى از بدن بين سینه و لگن گفته مي شود
خود را از غذا سیر ننمود، غذا و پوشاکش خشن‌ترین‌ها بود. عبدالله بن ابی رافع گوید: روز عیدی بر علی (علیه‌السّلام) وارد شدم همیان سر به مهری نزدش دیدم. چون آن را بگشود دیدم نان خرده‌های جوین سبوس ناگرفته‌ای است. مشغول خوردن شد، گفتم: یا امیرالمؤمنین چرا آن را مهر نموده‌اید؟ فرمود از بیم آنکه فرزندانم این نانها را به چربی یا روغن زیتونی بیالایند.
جامه‌اش گاهی به پوست و گاهی به لیف خرما وصل شده بود. نعلینش همواره لیف بود خشتن‌ترین کرباس می‌پوشید. نان خورش او اگر بود
سرکهسرکه‏ از جمله الفاظی است که در فقه کاربرد دارد
یا نمک بود و اگر احیاناً فراتر از این می‌رفت برخی از گیاهان
زمینزمین جایی است که همه موجودات زنده روی آن زندگی می کنند
بود و اگر فراتر می‌رفت‌ اندکی شیر شتر بود. گوشت نمی‌خورد مگر‌ اندکی و می‌فرمود: شکمتان را گورستان حیوانان مسازید. با این حال، نیرومندترین مردم بود و گرسنگی از توانایی‌اش نمی‌کاست. او
دنیادنیا: جهان محسوس و مادّی، مقابل آخرت است
را ترک کرده بود در حالی که اموال سرتاسر سرزمین
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
بجز شام به سوی او سرازیر می‌شد ولی همه را بین مردم تقسیم می‌کرد.

آثار



برخی از آثار مکتوب و تألیفاتی که سخنان امام علی (علیه‌السّلام) را گردآوری کرده و آن را شرح داده‌اند به شرح ذیل هستند:

← نهج‌البلاغه


مشهورترین اثر گردآوری شده از سخنان و نوشته‌های امام علی (علیه‌السّلام) کتاب نهج البلاغه است که
سید رضی او به سال ۳۹۵ ق
از هجری آنها را جمع آوری کرده است. نهج البلاغه، پس از قرآن، مقدس‌ترین متن دینی
شیعهپس از رحلت پیامبر (ص) مسلمانان به دو فرقه «شیعه» و «اهل سنت» تقسیم شدند
و برجسته‌ترین متن ادبی عرب است. این کتاب در سه بخش شامل خطبه‌ها و نامه‌ها و برخی از سخنان کوتاه امام علی (علیه‌السّلام) است که در موقعیتهای گوناگون بیان فرموده یا برای افراد مختلف نوشته است:
# خطبه‌ها شامل ۲۳۹ خطبه است و از نظر زمانی به سه بخش تقسیم می‌شود؛ الف: قبل از حکومت. ب: در هنگام خلافت. ج: بعد از خلافت.
# نامه‌ها شامل ۷۹ نامه است و تقریباً تمام آنها در زمان خلافت آن حضرت نوشته شده‌اند.
# کلمات قصار یا قصارالحکم شامل ۴۸۰ کلام است.
برخی از شرحهای نهج البلاغه، عبارتند از: شرح
ابن میثم بحرانیمنابع رجالی اولیه، بیشتر به معرفی افراد از طریق تألیفات می پرداختند و کمتر از اخلاق و رفتار اجتماعی آنان سخنی به میان می آوردند
، شرح ابن ابی الحدید معتزلی، شرح
محمد عبدهمحمد عبده (۱۲۶۶ ه
، شرح محمدتقی جعفری، شرح فخررازی، منهاج البراعه خویی و شرح نهج البلاغه از محمد باقر نواب لاهیجانی.
[۲۳۱] ضمیری، محمدرضا، کتابشناسی تفصیلی مذاهب اسلامی، ص۳۶۵-۳۶۷.

با توجه به اینکه «نهج البلاغه»، برگزیده سخنان امام (علیه‌السّلام) است و نه همه آنها، از این‌رو، برخی از محققان در پی گردآوری همه سخنان وی برآمده‌اند که این کتابها اصطلاحاً نهج البلاغه مستدرکات نهج البلاغه نامیده می‌شوند.

← غرر الحکم و درر الکلم


غرر الحکم و درر الکلم به همت
عبدالواحد بن محمد تمیمی آمُدیوی از علمای بزرگوار شیعه و از محدثان والا مقام است که از احترام و اعتبار خاص در نزد علمای شیعه برخوردار بوده است
از هجری جمع آوری شده است.
در غرر الحکم حدود ۱۰۷۶۰ سخن از امام (علیه‌السّلام) به صورت الفبایی در موضوعات: روایات اعتقادی، روایات عبادی، روایات اخلاقی، روایات سیاسی، روایات اقتصادی و روایات اجتماعی، گرد آمده است.
[۲۳۲] ضمیری، محمدرضا، کتابشناسی تفصیلی مذاهب اسلامی، ص۳۷۵.


← دستور معالم الحکم


دستور معالم الحکم و ماثور مکارم الشیم، توسط قاضی قضاعی جمع آوری شده است.
او از علمای شافعی مذهب قرن ۶ قمری است و در میان
اهل حدیثعنوان پیروان یکی از دوگرایش فقهی در شیعه (اخباریان) مقابل اصولیان و همچنبن صاحبان یکی از دو گرایش اصلی فقهی‌ در اهل‌سنت، مقابل اصحاب رأی و همچنین عالمان علم حدیث را اهل حدیث می‌گویند
دارای اعتبار است، البته برخی قاضی را شیعه قلمداد کرده‌اند.
[۲۳۳] نوری، میرزا حسین، مستدرک‌ الوسائل، ج۳، ص۳۶۷.

کتاب دستور معالم الحکم در ۹ باب نوشته شده است: در حکمت‌های سودمند آن حضرت، در سرزنش دنیا و بی‌میلی آن حضرت به آن، در موعظه‌ها، در وصیتها و نواهی، در پاسخهای آن حضرت به پرسشها، در کلام غریب آن حضرت، در سخنان نادر آن حضرت، در دعاها و مناجات آن حضرت و در شعری که از آن حضرت به دست ما رسیده است.

← تألیفات دیگر


برخی از دیگر تالیفاتی که کلام امام علی (علیه‌السّلام) را گرد آورده است، عبارتند از:
نثر اللآلی نوشته ابو علی
مطلوب کل طالب من کلام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه‌السلام)، انتخاب جاحظ، شرح رشید وطواط
قلائد الحکم و فرائد الکلم گردآوری شده توسط قاضی ابو یوسف یعقوب بن سلیمان اسفراینی
امثال الامام علی بن ابیطالب، سخنان و نامه‌های امام علی (علیه‌السّلام) در کتاب صفین
نصر بن مزاحمنصر بن مزاحم بن یساری منقری التمیمی الکوفی، (م ۲۱۲ ق) مکنی به ابوالفضل، از مورخان شیعه است
.

اصحاب امام



سلمان فارسیسلمان نامی است که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) خطاب به روزبه ایرانی کرد و او را سلمان فارسی خواند
از برترین یاران پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و امام علی (علیه‌السّلام) است. فراوانی از معصومین (علیهم‌السّلام) درباره وی رسیده است؛ از جمله این که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: "سلمان از ما اهل بیت است. "
ابوذر غفاریابوذر غفاری [http://lib
، (جندب بن جناده) معروف به ابوذر غفاری چهارمین شخصی است که به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آورد. وی در دفاع از حق امام علی (علیه‌السّلام) بر
ولایتسزاوارتر بودن برای سرپرستی مسلمانان را ولایت می گویند که در علم کلام بررسی می‏شود
در آغاز از
بیعتبیعت در لغت به معنای پیمان‌بستن بر فرمان‌بردارى و سپردن امور است
با ابوبکر سرباز زد.
مقداد بن عمرو، (مقداد بن اسود کندی) از جمله هفت نفری است که در ابتدای
بعثتبعثت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) یا برانگیخته شدن آن حضرت به مقام رسالت، مهم‌ترین فراز از تاریخ اسلام است که به عنوان حادثه‌ای بس بزرگ و عظیم نقش مهم و تأثیرگذاری در سرنوشت انسان‌ها داشته است
رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به او ایمان آورد و
مسلمانمسلمان کسی است که به دین اسلام باور دارد
شد. پس از رحلت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مقداد از جمله کسانی بود که با ابوبکر بیعت نکرد و در طول ۲۵ سال سکوت امام علی (علیه‌السّلام)، همواره همراه ایشان بود.
از اولین کسانی است که به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ایمان آورد و همراه اولین گروه از مسلمانان که به
حبشهحبشه، سرزمینی کهن در مشرق قاره افریقا که مشتمل بر کشورهای کنونی اتیوپی، اریتره، جیبوتی و سومالی می‌شد
هجرت کردند، به آن دیار رفت و پس از هجرت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به
مدینهمدینه یکی از شهرهای اصلی کشور عربستان هست
، به آن حضرت پیوست. وی پس از رحلت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) همچنان در راه دفاع از اهل بیت (علیه‌السّلام) و امام علی (علیه‌السّلام) استوار ماند، و در دوران حکومت
عمر بن خطابعمر بن خطاب بن نفیل، صحابی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) و خلیفه دوم مسلمانان، شش سال بعد از بعثت، اسلام آورد
، مدتی امارت
کوفهکوفه ؛ از شهرهای جنوب کشور عراق فعلی، در ۱۰ کیلومتری شمال شرق نجف و دومین شهری است که به دست مسلمانان بنا شده است
را عهده‌دار بود ولی چون فرد عادل و ساده زیستی بود، عده‌ای زمینه برکناری او را فراهم آوردند که سپس به مدینه برگشت و در کنار علی (علیه‌السّلام) ماند و از او بهره برد.
[۲۴۰] کمپانی، فضل‌الله، علی کیست، ص۴۱۲.

مالک اشتر نخعی، مالک بن حارث عبد یغوث نخعی، معروف به مالک اشتر، در یمن به دنیا آمد. او اول کسی بود که با امام علی (علیه‌السّلام) بیعت کرد. در جنگهای
جملجنگ جمل، اولین جنگ داخلی بین مسلمانان در زمان حکومت امام علی (علیه‌السلام‌) بود
،
صفینجنگ صفین از مهم‌ترین نبردهای زمان خلافت امام علی (علیه‌السلام) بود که در سال ۳۷ هجری بین آن امام بزرگوار و معاویة بن ابی‌سفیان در سرزمین صفین که در ناحیه غربی عراق بین رقه و بالس قرار دارد رخ داد؛ ازهمین‌رو به جنگ صفین شهرت یافت
و
نهروانجنگ نهروان؛ جنگی بود بعد از جنگ صفین و حکمیت، که خوارج یا مارقین گروهی را تشکیل دادند و در صفر سال ۳۸ق
از فرماندهان علی (علیه‌السّلام) بود.
[۲۴۱] امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، ص۵۶۵.

ابن عباسعبدالله بن عباس، یکی از فرزندان حضرت عباس علیه‌السلام است
، (عبدالله بن عباس)، پسر عموی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و امام علی (علیه‌السّلام) است. او احادیث بسیاری از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نقل کرده است.
[۲۴۲] شیخ مفید، محمد بن نعمان، امالی، ص۱۴۰.
ابن عباس در دوران خلفا، همواره علی (علیه‌السّلام) را شایسته مقام خلافت میدانست، و در دوران حکومت امام علی (علیه‌السّلام) در جنگهای جمل، صفین و نهروان به کمک امام (علیه‌السّلام) شتافت و از طرف امام استاندار بود.
[۲۴۶] ابن ابی الحدید معتزلی، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۶، ص۲۹۳.

کمیل بن زیادکمیل پسر زیاد بن نهیک بن هیثم بن سعد بن مالک بن حارث بن صهبان بن سعد بن مالک بن نخع از قبیله مذحج می‌باشد
، کمیل بن زیاد نخعی از
تابعینتابعین، افرادی هستند که با یک یا چند تن از صحابه ملاقات یا مصاحبت کرده‌اند
اصحاب رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و از یاران خاص امام علی (علیه‌السّلام) و امام حسن (علیه‌السّلام) می‌باشد.
[۲۴۷] راوندی، قطب‌الدین، منهاج البراعه، ج۲۱، ص۲۱۹.
او از جمله شیعیانی است که در روزهای اول خلافت حضرت علی (علیه‌السّلام) با او بیعت کرد و در جنگهای امام علی (علیه‌السّلام) علیه دشمنان جنگید.
محمد بن ابی بکرمحمد بن ابوبکر (عبدالله) از قبیله بنی تمیم قریش، ملقب به «عابد قریش»[http://lib
، (فرزند خلیفه اول) در سال دهم هجری به دنیا آمد. او از اصحاب خاص امام علی (علیه‌السّلام) بود که
اعتقاداعتقاد به معنی باور قلبی داشتن است
داشت خلفای پیشین حق علی (علیه‌السّلام) را پایمال کرده و می‌گفت کسی سزاوارتر از آن حضرت برای احراز مقام خلافت نیست.
محمد در دوران خلافت امام علی (علیه‌السّلام) در جنگهای جمل، صفین امام (علیه‌السّلام) را یاری کرد. او در
رمضان‏رمضان ماهی از ماههای قمری که بین شعبان و شوال قرار گرفته است و بنابر قولی آغاز سال قمری است
سال ۳۶ هجری حاکم مصر شد و در
صفرصُفْر، نوعی مس که به گفته برخی زرد رنگ است و از آن ظرف ساخته می‌شود
سال ۳۸ هجری توسط سپاه معاویه کشته شد.
[۲۵۲] زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۶، ص۲۲۰.

، میثَم تمّار اَسَدی کوفی، از اصحاب خاص امام علی (علیه‌السّلام) و حسنین (علیه‌السّلام) است. او جزء
شرطة الخمیسشرطه در لغت به معنی گروه، گروهان، شرط و پیمان آمده است
بود. این گروه مردانی بودند که با حضرت علی (علیه‌السّلام) پیمان بسته بودند در جنگ‌ها تا پای جان، آن حضرت را یاری و همراهی کنند.
[۲۵۳] برقی، اجمد بن محمد، رجال برقی، تحقیق محدّث ارموی، ص۳.

اویس قرنیاُوِیْس‌ِ قَرَنی‌، ابوعمرو (نیمه نخست‌ سده ۱ق‌/۷م‌)، تابعی‌ نام‌آور و از اصحاب‌ امیرالمؤمنین‌ علی‌ (ع‌) که‌ نزد صوفیه‌ به‌ زهد و پارسایی‌ شناخته‌ می‌شود
، اویس بن عامر مرادی قرنی، از زهّاد مشهور بود، او در زمان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ایمان آورد. اویس از یاران خاص امام علی (علیه‌السّلام) بود و با حضرت بیعت کرد که تا پای جان از او
دفاعدفاع به معنای دفع کردن مهاجم است
کند و در یاری دادن او هرگز پشت به جنگ نکند.
زید بن صوحانزید بن صوحان از صحابه پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و از یاران وفادار و نخبه علی بن ابی‌طالب (علیه‌السّلام) و شهداء جنگ جمل بود
، زید بن صوحان عبدی از اصحاب امام علی (علیه‌السّلام) بود که در جنگهای امام (علیه‌السّلام) علیه دشمنان شرکت کرد و سرانجام در جنگ جمل توسط سپاه
ناکثینکلمه نَکْث در لغت به معنی شكستن پیمان، قسم، بیعت و باز كردن گره‏های طناب‏آمده است
کشته شد.
[۲۵۶] شوشتری، نورالله، مجالس المؤمنین، ج۱، ص۲۸۹.

صعصعة بن صوحان، صعصعه بن صوحان عبدی از اصحاب امام علی (علیه‌السّلام) بود که در جنگهای امام (علیه‌السّلام) شرکت کرد. او از اولین کسانی بود که بعد از
مرگمرگ یعنی انتقال از دنیا به آخرت
عثمان، با امام علی (علیه‌السّلام) بیعت کرد.

فهرست منابع



•ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، تحقیق ارموی.
• ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ‌دار احیاء الکتب العربیة، قم: منشورات مکتبة آیة الله العظمی المرعشی النجفی، ۱۴۰۴ق (نسخه موجود در لوح فشرده مکتبة اهل البیت نسخه دوم).
• ابن ابی الفتح اربلی، کشف الغمه، ‌دار الاضواء، بیروت.
• ابن اثیر، اسد الغابه، تحقیق محمد ابراهیم بنا، دارالشعب، قاهره.
• ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ‌دار صادر، بیروت.
• ابن اعثم، الفتوح، دارالندوه، بیروت.
• ابن بابویه، کتاب الخصال، علی اکبر غفاری، جامع مدرسین، قم.
• ابن حنبل، احمد، فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب، تحقیق سید عبدالعزیز طباطبایی، قم، دارالتفسیر، ۱۴۳۳ ق.
• ابن سعد، طبقات الکبری، ‌دار صادر، بیروت.
• ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، مکتبه حیدریه، نجف.
• ابن صباغ مالکی، الفصول المهمه، تحقیق سامی الغریری، درالحدیث، قم.
• ابن عبدالبر، الاستیعاب، تحقیق علی محمد بجاوی، دارالجیل، بیروت.
• ابن فقیه همدانی، اخبار البلدان، تحقیق یوسف الهادی، عالم الکتب، بیروت.
• ابن قتیبه دینوری، الامامة والسیاسة، تحقیق علی شیری، قم: شریف رضی، ۱۴۱۳ق/۱۳۷۱ش.
• ابن مزاحم، وقعة صفین، انتشارات بصیرتی، قم.
• ابن مغازلی، مناقب علی بن ابی طالب، مکتبه اسلامیه، تهران.
• ابن ندیم بغدادی، فهرست ابن ندیم، تحقیق رضا تجدد.
• ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، تحقیق کاظم مظفر، مکتبه حیدریه، نجف.
• احمد بن عبدالله طبری، ذخائر العقبی، مکتبه القدسی، قاهره.
• احمد حنبل شیبانی، مسند احمد بن حنبل، ‌دار احیاء التراث العربی، بیروت.
• اسکافی، المعیار و الموازنة فی فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب، محمدباقر محمودی، بیروت.
• اشعری، مقالات الاسلامیین، دارالنشر، بیروت.
• النسائی، السنن الکبری، ج۵، تحقیق: دکتور عبدالغفار سلیمان البنداری وسید کسروی حسن، بیروت: ‌دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۱ - ۱۹۹۱م.
• امین، سید حسن، اعیان الشیعة، ج۲، حققه وخرجه: السید حسن الامین، بیروت: دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۱۸ق/۱۹۹۸م.
• امین، سیره معصومان، ترجمه علی حجتی، انتشارات سروش، تهران.
• امینی، الغدیر، دارالکتاب العربی، بیروت.
• امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب، ج۹، بیروت: ‌دار الکتب العربی، ۱۳۹۷-۱۹۷۷م.
• آبی ابوسعد، من نثر الدر، وزاة الثقافه سوریه، دمشق.
• آیتی، محمدابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام، تجدید نظر و اضافات از: ابوالقاسم گرجی، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۷۸.
• بحرانی، غایة المرام، تحقیق سیدعلی عاشور، موسسه تاریخ العربی، بیروت.
• برقی، رجال برقی، تحقیق محدّث ارموی، دانشگاه تهران، تهران.
• بلاذُری، احمد بن یحی بن جابر، انساب الاشراف، تحقیق محمدباقر محمودی، بیروت: موسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۴ق/۱۹۷۴م.
• پیشوایی، سیره پیشوایان، انتشارات توحید، قم.
• جعفریان، تاریخ خلفاء، انتشارات دلیل ما، قم.
• جوهری، الصحاح، تحقیق احمد عبدالغفور، دارالعلم للملایین، بیروت.
• حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، تحقیق محمدباقر محمودی، وزارت ارشاد اسلامی، تهران.
• حاکم نیشابوری، المستدرک، تحقیق یوسف عبدالرحمن مرعشلی.
• حلبی، السیره الحلبیه، دارالمعرفه، بیروت.
• حلی، تذکره الفقهاء، موسسه آل البیت، قم.
• حموینی جوینی، فرائد السمطین، تحقیق محمدباقر محمودی، موسسه محمودی، بیروت.
• حویزی، تفسیر نورالثقلین، تحقیق رسولی محلاتی، موسسه اسماعیلیان، قم.
• خرمشاهی، بهاء الدین، علی بن ابی طالب (علیه‌السّلام) و قرآن، در دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج۲، به کوشش بهاء الدین خرمشاهی، تهران: دوستان-ناهید، ۱۳۷۷.
• خلیفة بن خیاط العصفری، تاریخ خلیفة بن خیاط، تحقیق سهیل زکار، دارالفکر بیروت.
• رشیدرضا، تفسیر المنار، دارالمعرفه، بیروت.
• ری شهری، موسوعه الامام علی ابن ابی طالب، دارالحدیث، قم.
• زبیدی، تاج العروس، تحقیق علی شیری، دارالفکر، بیروت.
• زرکلی، الاعلام، دارالعلم للملایین، بیروت.
• زمخشری، الکشاف عن حقائق التنزیل، مکتبه البابی حلبی، قاهره.
• سلیمان بن عبدالوهاب، فصل الخطاب، نخبة الاخبار، بمبئی.
• سید بن طاوس، اقبال الاعمال، تحقیق جواد قیومی، مکتب اعلام الاسلامی.
• سید قطب، فی ظلال القرآن، دارالشروق، بیروت.
• سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، تحقیق سعید مندوب، دارالفکر، بیروت.
• سیوطی، الدر المنثور، دارالمعرفه، بیروت.
• شوشتری، احقاق الحق مکتبه آیت‌الله مرعشی، قم.
• شوشتری، قاموس الرجال، مرکز نشر کتاب، تهران.
• شوشتری، مجالس المؤمنین، کتاب فروشی اسلامیه، تهران.
• شهرستانی، الملل و النحل، تحقیق محمدسید کیلانی، دارالمعرفه، بیروت.
• شهیدی، سیدجعفر، زیستنامه امام علی (علیه‌السّلام)، در دانشنامه امام علی (علیه‌السّلام)، ج۸، تهران: مرکز نشر پژوهشگاه فرهنگ و‌اندیشه اسلامی، ۱۳۸۰ش.
• شهیدی، سیدجعفر، علی از زبان علی، یا، زندگانی امیر مؤمنان علی علیه‌السلام، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۹.
• شیخ مفید، جمل، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، نشر نی، تهران.
• صدوق، الهدایه، الهادی، قم.
• صدوق، عیون اخبار الرضا، انتشارات اعلمی، تهران.
• صدوق، کمال الدین، تحقیق علی اکبر غفاری، جامعه مدرسین، قم.
• ضمیری، کتابشناسی تفصیلی مذاهب اسلامی، موسسه آموزشی پژوهشی مذاهب اسلامی، قم.
• طباطبایی، المیزان، جامعه مدرسین، قم
• طبرسی، احتجاج، نشر مرتضی، مشهد.
• طبرسی، جوامع الجامع، تحقیق موسسه نشر اسلامی، جامعه مدرسین، قم.
• طبرسی، مجمع البیان، موسسه اعلمی، بیروت.
• طبری، تاریخ طبری، موسسه اعلمی، بیروت.
• طوسی، تلخیص الشافی، تحقیق سیدحسین بحرالعلوم، دارالکتب الاسلامیه، تهران.
• طوسی، مصباح المتهجد، موسسه فقه الشیعه، بیروت.
• فخر رازی، تفسیر الرازی، ‌دار احیاء التراث، بیروت.
• فیض کاشانی، الحق المبین، تصحیح ارموی، سازمان چاپ دانشگاه.
• فیض کاشانی، تفسیر الصافی، موسسه الهادی، قم.
• قاضی قضاعی، دستور معالم الحکم، ترجمه فیروز حریرچی، دانشکده علوم حدیث، قم.
• قرطبی، تفسیر القرطبی، تحقیق احمد عبدالعلیم، داراحیاء التراث، بیروت.
• قطب راوندی، الخرائج و الجرائح، موسسه امام مهدی (عجّل‌الله‌فرجه‌الشریف)، قم.
• قطب راوندی، منهاج البراعه، تحقیق آیت‌الله مرعشی، کتابخانه آیت‌الله مرعشی، قم.
• قمی، سفینة البحار، کتابخانه سنائی، تهران.
• قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، تحقیق سید طیب موسوی، دارالکتاب، قم.
• قندوزی، ینابیع المودة، تحقیق سید علی جمال اشرف، ‌دار الاسوه، تهران
• کلینی، الکافی، تحقیق علی اکبر غفاری، دارالکتب، تهران.
• کمپانی، علی کیست، دارالکتب اسلامیه، تهران.
• گنجی شافعی، کفایة الطالب، داراحیاء التراث، بیروت.
• متقی هندی، کنز العمال، موسسه الرساله، بیروت.
• مجلسی، بحارالانوار، موسسه الوفاء، بیروت.
• مجلسی، مرآة العقول، دارالکتب الاسلامیه، تهران.
• محمودی، نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغه، موسسه اعلمی، بیروت.
• مسعودی، اثبات الوصیة للامام علی بن ابی طالب، دارالاضواء، بیروت.
• مسعودی، مروج الذهب و معادن الجواهر، ترجمه ابوالقاسم پاینده، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران.
• مسلم نیشابوری، صحیح مسلم، دارالفکر بیروت.
• مفید، ارشاد، موسسه آل البیت، قم.
• مفید، امالی، تحقیق علی اکبر غفاری، ‌دار المفید، بیروت.
• نوری، مستدرک الوسائل، موسسه آل البیت، بیروت.
• نهج البلاغه، ترجمه سیدجعفر شهیدی، تهران: علمی و فرهنگی، ۱۳۷۸.
• نهج البلاغه، صبحی صالح.
• واقدی، المغازی، عالم الکتب، بیروت.
• ابن هشام، محمد بن عبدالملک، السیره النبویه، تحقیق محی الدین عبدالحمید، قاهره، مکتبه صبیح، ۱۳۸۳ق.
• بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، بیروت، دارالفکر، ۱۴۲۰ق.
• خاتون آبادی، جنات الخلود، مصطفوی، قم، ۱۳۶۳ش.
• یعقوبی، ابن واضح، تاریخ یعقوبی، نجف، المکتبه الحیدریه، ۱۳۸۴ق.

پانویس


 
۱. مائده/سوره۵، آیه۶۷.    
۲. احزاب/سوره۳۳، آیه۳۳.    
۳. اربلی، ابن ابی الفتح، کشف الغمه، ص۹۳.
۴. سیوطی، عبدالرحمن، تاریخ الخلفاء، ص۱۸۹.
۵. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱۹، ص۵۹.    
۶. نیشابوری، حاکم، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۶.    
۷. ابن ابی الحدید معتزلی، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۶، ص۵.    
۸. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۲، ص۲۹۰.    
۹. شیخ مفید، محمدبن نعمان، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۵.    
۱۰. شیخ مفید، محمدبن نعمان، الارشاد، ج۱، ص۵.    
۱۱. ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابه، ج۱، ص۱۵.    
۱۲. ابن هشام، محمد بن عبدالملک، السیره النبویه، تحقیق محی الدین عبدالحمید، ج۱، ص۱۷۲ - ۱۷۳.    
۱۳. بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۳.    
۱۴. خاتون آبادی، جنات الخلود، ص۱۶.
۱۵. یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۵.    
۱۶. طوسی، محمدبن حسن، مصباح‌المتهجد، ص۸۱۲.    
۱۷. شیخ مفید، محمد بن نعمان، ارشاد، ج۱، ص۵.    
۱۸. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۲، ص۱۲۰.    
۱۹. شیخ مفید، محمدبن نعمان، الارشاد، ج۱، ص۵.    
۲۰. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۲۶۰.    
۲۱. شیخ مفید، محمدبن نعمان، الارشاد، ج۱، ص۵.    
۲۲. مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۳۴۹، قم، منشورات دار الهجرة، ۱۳۶۳ش/۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م.
۲۳. امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب، ج۶، ص۲۱-۲۳.    
۲۴. شیخ مفید، محمد بن نعمان، الارشاد، ج۱، ص۹.    
۲۵. ابن هشام، محمد بن عبدالملک، السیره النبویه، تحقیق محی الدین عبدالحمید، ج۱، ص۱۶۲.    
۲۶. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲، ص۲۲۲.    
۲۷. امین، سید حسن، اعیان الشیعة، ج۱، ص۳۲۲.    
۲۸. شیخ طوسی، محمدبن حسن، الامالی، ص۲۹۳.    
۲۹. خوارزمی، موفق بن احمد، مناقب، ج۱، ص۲۹۴.    
۳۰. نوری، میرزا حسین، مستدرک‌ الوسائل، ج۱۸، ص۱۵۲.
۳۱. دینوری، ابن قتیبه، المعارف، ص۱۲۱، بیروت، ‌دار الکتب العلمیة، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۷م.
۳۲. ابن ابی الحدید معتزلی، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۱.    
۳۳. شیخ مفید، محمد بن نعمان، الارشاد، ج۱، ص۵.    
۳۴. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۲۵.    
۳۵. شیخ مفید، محمدبن نعمان، مسار الشیعة، ص۱۷.    
۳۶. سید بن طاوس، اقبال الاعمال، تحقیق جواد قیومی، ص۵۸۴.
۳۷. مسعودی، علی بن حسین، اثبات الوصیة للامام علی بن ابی طالب، ص۱۵۳.
۳۸. ری شهری، محمد، موسوعة الامام علی بن ابی طالب، ج۱، ص۱۰۸.    
۳۹. یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۱۳.    
۴۰. شیخ مفید، محمدبن نعمان، الارشاد، ج۱، ص۲۷۰-۲۷۱، قم، سعید بن جبیر، ۱۴۲۸ق.
۴۱. نسائی، احمدبن شعیب، السنن الکبری، ج۷، ص۴۰۷.    
۴۲. ابن ابی الحدید معتزلی، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۵.    
۴۳. آیتی، محمدابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام، تجدید نظر و اضافات ابوالقاسم گرجی، ص۶۵، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۸.
۴۴. ابن ابی الحدید معتزلی، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۳۰.    
۴۵. ابن سعد بغدادی، محمد، طبقات الکبری، ج۳، ص۲۴.    
۴۶. بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۸۸.    
۴۷. طبری، مجمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۲، ص۴۴۵.    
۴۸. ابن هشام، محمد بن عبدالملک، السیره النبویه، تحقیق محی الدین عبدالحمید، ج۲، ص۵۲۵.    
۴۹. ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۱۰۷.    
۵۰. ابن هشام، محمد بن عبدالملک، السیره النبویه، تحقیق محی الدین عبدالحمید، ج۳، ص۷۰۸.    
۵۱. طبری، مجمد بن جریر، تاریخ طبری،ج۲، ص۵۷۳-۵۷۴.    
۵۲. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۲۰، ص۲۱۶.    
۵۳. ابن هشام، محمد بن عبدالملک، السیره النبویه، تحقیق محی الدین عبدالحمید، ابن هشام، ج۲، ص۳۲۸.
۵۴. نیشابوری، مسلم، صحیح مسلم، ج۴، ص۱۸۷۱.    
۵۵. شیخ مفید، محمد بن نعمان، ارشاد، ج۱، ص۱۲۸.    
۵۶. آیتی، محمدابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام، تجدید نظر و اضافات ابوالقاسم گرجی، ص۴۵۹.
۵۷. زمخشری، جارالله، الکشاف، ج۲، ص۶۸۹، ذیل آیه ۸۱ سوره اسراء.    
۵۸. آیتی، محمدابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام، تجدید نظر و اضافات ابوالقاسم گرجی، ص۴۸۱.
۵۹. شیخ مفید، محمدبن نعمان، ارشاد، ج۱، ص۱۵۶.    
۶۰. ابن هشام، محمد بن عبدالملک، السیره النبویه، تحقیق محی الدین عبدالحمید، ج۴، ص۹۴۶.    
۶۱. نساء/سوره۴، آیه۵۹.    
۶۲. کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۱۸۹.    
۶۳. شیخ صدوق، محمدبن علی، الهدایه، ج۲، ص۳۱.    
۶۴. شیخ صدوق، محمدبن علی، کمال الدین، ص۲۴.    
۶۵. حلی، حسن بن یوسف، تذکره الفقهاء، ج۱، ص۴۵۳.    
۶۶. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۲۳، ص۸۹.    
۶۷. فیض کاشانی، ملا محسن، الحق المبین، ص۴.    
۶۸. طبرسی، فضل بن حسن، جوامع الجامع، ج۱، ص۴۱۰.    
۶۹. حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، ج۲، ص۱۵۸.    
۷۰. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۴۱۱.    
۷۱. قرطبی، محمد بن علی، تفسیر القرطبی، ج۶، ص۲۲۱.    
۷۲. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۲۵.    
۷۳. فخر رازی، محمد بن عمر، تفسیر الرازی، ج۱۲، ص۳۰.    
۷۴. سیوطی، عبدالرحمن، الدر المنثور، ج۳، ص۹۸.    
۷۵. قندوزی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع المودة، تحقیق سید علی جمال اشرف، ص۱۵۷.    
۷۶. گنجی شافعی، محمد بن یوسف، کفایة الطالب، ص۲۰۵.
۷۷. ابن مغازلی، علی بن محمد، مناقب علی بن ابی طالب، ص۱۶.
۷۸. کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۲۹۰.    
۷۹. طبرسی، احمد بن علی، احتجاج، ج۱، ص۷۳.    
۸۰. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، ج۱، ص۱۷۳.    
۸۱. رشیدرضا، محمد، تفسیر المنار، ج۶، ص۳۸۴.    
۸۲. ابن مغازلی، علی بن محمد، مناقب علی بن ابی طالب، ص۲۴.
۸۳. شیخ مفید، محمد بن نعمان، ارشاد، ج۱، ص۱۸۶.    
۸۴. ابن ابی الحدید معتزلی، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۶، ص۶.    
۸۵. طوسی، محمد بن حسن، تلخیص الشافی، ج۳، ص۷۶.
۸۶. شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، تحقیق محمدسید کیلانی، ج۲، ص۹۵.
۸۷. دینوری، ابن قتیبه، الامامة والسیاسة، ج۱، ص۳۰.    
۸۸. حلبی، علی بن ابراهیم، السیره الحلبیه، ج۳، ص۴۰۰.
۸۹. ابن ابی الحدید معتزلی، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۲۳۶.    
۹۰. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۳۸۸.
۹۱. پیشوایی، مهدی، سیره پیشوایان، ج۲، ص۱۹۱.
۹۲. دینوری، ابن قتیبه، الامامة والسیاسة، ج۱، ص۲۹-۳۰.    
۹۳. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۹۸.    
۹۴. مجلسی، محمدباقر، مرآة العقول، ج۵، ص۳۲۰.    
۹۵. شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، تحقیق محمدسید کیلانی، ج۱، ص۵۷.
۹۶. دینوری، ابن قتیبه، الامامة والسیاسة، ج۱، ص۲۸.    
۹۷. سیوطی، عبدالرحمن، الاتقان، ج۱، ص۲۰۴.    
۹۸. بغدادی، ابن ندیم، فهرست ابن ندیم، ص۴۱-۴۲.    
۹۹. بن عبدالوهاب، سلیمان، فصل الخطاب، ص۹۷.
۱۰۰. فیض کاشانی، ملامحسن، تفسیر الصافی، ج۱، ص۱.    
۱۰۱. بغدادی، ابن ندیم، فهرست ابن ندیم، ص۴۱-۴۲.    
۱۰۲. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۸۹، ص۵۲.
۱۰۳. یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۳۳.    
۱۰۴. نیشابوری، حاکم، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۴.    
۱۰۵. طبری، مجمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۴۲۹    
۱۰۶. طبری، مجمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۴۲۷-۴۳۱.    
۱۰۷. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، خطبه ۹۲.    
۱۰۸. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، خطبه ۲۱۵، ص۲۲۴.    
۱۰۹. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، نامه ۵۱، ص۲۸۹.    
۱۱۰. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، نامه ۲۵، ص۲۵۸.    
۱۱۱. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، نامه ۵۳، ص۲۹۱.    
۱۱۲. محمودی، محمدباقر، نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغه، ج۱، ص۲۲۴.
۱۱۳. شیخ مفید، محمد بن نعمان، اختصاص، ص۱۵۱.    
۱۱۴. حسینی دشتی، سید مصطفی، معارف و معاریف، ج۷، ص۴۵۷، تهران، موسسه فرهنگی آرایه، ۱۳۷۹.
۱۱۵. مسعودی، علی بن حسین، اثبات الوصیة للامام علی بن ابی طالب، ص۱۵۸.
۱۱۶. طبری، مجمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۳، جزء ۶، ص۹۰.
۱۱۷. ثقفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، ج۲، ص۴۵.    
۱۱۸. قمی، شیخ عباس، سفینة البحار، ج۲، ص۵۴۳.    
۱۱۹. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، نامه ۴۵، ص۲۸۳.    
۱۲۰. ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۶۷۵.    
۱۲۱. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶، ص۲۲۶.    
۱۲۲. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره ۳۷، ص۳۲۳.    
۱۲۳. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، نامه ۵۳، ص۲۹۴.    
۱۲۴. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، نامه ۵۳، ص۵۷۵.    
۱۲۵. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، نامه ۵۳، ص۲۹۲.    
۱۲۶. شهیدی، جعفر، زیستنامه امام علی (علیه‌السّلام)، ص۲۵.
۱۲۷. شهیدی، جعفر، زیستنامه امام علی (علیه‌السّلام)، ص۲۶.
۱۲۸. شهیدی، جعفر، زیستنامه امام علی (علیه‌السّلام)، ص۲۶.
۱۲۹. زبیدی، مرتضی، تاج العروس، تحقیق علی شیری، ج۵، ص۳۷۶.    
۱۳۰. طبری، مجمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۵۳۴.    
۱۳۱. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، خ۱۴۸، ص۱۴۴.    
۱۳۲. طبری، مجمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۴۵۳.    
۱۳۳. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، خطبه ۱۷۴، ص۱۶۶.    
۱۳۴. طبری، مجمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۶، ص۳۰۹۶.
۱۳۵. طبری، مجمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۴۵۱.    
۱۳۶. طبری، مجمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۵، ص۱۵۰.    
۱۳۷. طبری، مجمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۵۴۴.    
۱۳۸. شهیدی، جعفر، علی از زبان علی، ص۸۲-۸۳ و ۱۰۸.
۱۳۹. طبری، مجمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۴۵۴.    
۱۴۰. طبری، مجمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۵۰۷.    
۱۴۱. اسکافی، محمد بن عبدالله، المعیار و الموازنة فی فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب، محمدباقر محمودی، ج۱، ص۶۰.    
۱۴۲. طبری، مجمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۴، ص۵۱۱.    
۱۴۳. شهیدی، جعفر، علی از زبان علی، ص۱۰۴.
۱۴۴. شهیدی، جعفر، علی از زبان علی، ص۱۰۴.
۱۴۵. شهیدی، جعفر، علی از زبان علی، ص۱۰۸.
۱۴۶. شهیدی، جعفر، علی از زبان علی، ص۱۰۸.
۱۴۷. جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، تحقیق احمد عبدالغفور، ج۳، ص۱۱۵۲.    
۱۴۸. یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۸۸.    
۱۴۹. ابن خیاط، خلیفه، تاریخ خلیفه، ص۱۹۱.    
۱۵۰. شهیدی، جعفرف علی از زبان علی، ص ۱۱۳-۱۲۱.
۱۵۱. اسکافی، محمد بن عبدالله، المعیار و الموازنه، ص۱۶۲.    
۱۵۲. جعفر، شهیدی، علی از زبان علی، ص۱۲۲.
۱۵۳. ابن مزاحم، وقعة صفین، ص۴۹۰.    
۱۵۴. ابن اعثم کوفی، احمد، الفتوح، ج۴، ص۲۱۰.    
۱۵۵. شهیدی، جعفر، علی از زبان علی، ص۱۲۹.
۱۵۶. شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، تخریج محمدبن فتح الله بدران، قاهره، الطبعة الثانیة، القسم الاول، ص۱۰۶-۱۰۷.
۱۵۷. شهیدی، جعفر، علی از زبان علی، ص۱۳۲.
۱۵۸. شهیدی، جعفر، علی از زبان علی، ص ۱۳۳-۱۳۴.
۱۵۹. جعفریان، رسول، گزیده حیات سیاسی و فکری امامان شیعه، قم: دفتر نشر معارف، ۱۳۹۱، ص ۵۴-۵۳.
۱۶۰. ابن ابی الحدید معتزلی، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص ۱۵-۱۶.    
۱۶۱. جعفریان، رسول، گزیده حیات سیاسی و فکری امامان شیعه، ص۵۵.
۱۶۲. شیخ مفید، محمد بن نعمان، الارشاد، ج۱، ص۲۷-۲۸، قم، سعید بن جبیر.
۱۶۳. بن طاووس، عبدالکریم بن احمد، فرحة الغری، ص۹۳.
۱۶۴. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۲، ص۲۲۲.    
۱۶۵. مقدسی، یدالله، بازپژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان (علیه‌السّلام)، ص ۲۳۹-۲۴۰، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۹۱.
۱۶۶. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۲، ص۲۹۱.    
۱۶۷. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۲، ص۲۹۰.    
۱۶۸. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ترجمه سیدجعفر شهیدی، نامه ۴۷، ص۲۸۶.    
۱۶۹. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۲، ص۳۳۸.    
۱۷۰. قطب راوندی، ابن هبة الله، الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۲۳۴.    
۱۷۱. شیخ مفید، محمد بن نعمان، ج۱، ص۱۰.    
۱۷۲. شیخ مفید، محمد بن نعمان، ارشاد، ج۱، ص۲۶.    
۱۷۳. خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، ج۶، ص۲۱۹.    
۱۷۴. خرمشاهی، بهاء الدین، علی بن ابی طالب (علیه‌السّلام) و قرآن، در دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج۲، ص۱۴۸۶.
۱۷۵. هیتمی، ابن حجر، صواعق المحرقة، ج۲، ص۳۵۳.    
۱۷۶. خرمشاهی، بهاء الدین، علی بن ابی طالب (علیه‌السّلام) و قرآن، در دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج۲، ص۱۴۸۶.
۱۷۷. شبلنجی، مومن بن حسن، نور الابصار، ص۷۳.
۱۷۸. خرمشاهی، بهاء الدین، علی بن ابی طالب (علیه‌السّلام) و قرآن، در دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج۲، ص۱۴۸۶.
۱۷۹. تحریم/سوره۶۶، آیه۴.    
۱۸۰. حاقه/سوره۶۹، آیه۱۲.    
۱۸۱. بینه/سوره۹۸، آیه۷.    
۱۸۲. خرمشاهی، بهاء الدین، علی بن ابی طالب (علیه‌السّلام) و قرآن، در دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج۲، ص۱۴۸۶.
۱۸۳. سیوطی، الاتقان، چاپ دارالکتب العلمیه، ج۲، ص۴۱۲.
۱۸۴. خرمشاهی، بهاء الدین، علی بن ابی طالب (علیه‌السّلام) و قرآن، در دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج۲، ص۱۴۸۶.
۱۸۵. خرمشاهی، بهاء الدین، علی بن ابی طالب (علیه‌السّلام) و قرآن، در دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج۲، ص۱۴۸۶.
۱۸۶. گنجی شافعی، محمد بن یوسف، کفایة الطالب، ص۲۳۱.
۱۸۷. هیثمی، ابن حجر، صواعق المحرقة، ج۲، ص۳۷۳.    
۱۸۸. قندوزی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع المودة، تحقیق سید علی جمال اشرف، ص۱۲۶.    
۱۸۹. آل عمران/سوره۳، آیه۶۱.    
۱۹۰. سیوطی، عبدالرحمن، الدر المنثور، ذیل آیه ۶۱، ج۲، ص۲۳۳.    
۱۹۱. زمخشری، ذیل آیه ۶۱ سوره آل عمران، ج۱، ص۳۶۸.    
۱۹۲. طبرسی، مجمع البیان، ذیل آیه ۶۱ سوره آل عمران، ج۲، ص۳۱۰.    
۱۹۳. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ذیل آیه ۶۱ سوره آل عمران، ج۳، ص۲۲۳.    
۱۹۴. احزاب/سوره۳۳، آیه۳۳.    
۱۹۵. ابن بابویه، محمد بن علی، کتاب الخصال، علی اکبر غفاری، ج۲، ص۴۰۳.
۱۹۶. سید بن قطب، فی ظلال القرآن، ج۶، ص۵۸۶.
۱۹۷. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۸، ص۱۵۶.    
۱۹۸. شوری/سوره۴۲، آیه۲۳.    
۱۹۹. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۲۳، ص۲۳۳.    
۲۰۰. امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب، ج۳، ص۱۹۵-۲۱۳.    
۲۰۱. نیشابوری، حاکم، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۳۶.    
۲۰۲. ابن حنبل، احمد، فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب، ج۵، ص۲۶.
۲۰۳. ابن هشام، محمد بن عبدالملک، السیره النبویه، تحقیق محی الدین عبدالحمید، ج۱، ص۴۸۰.
۲۰۴. ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۷۲.
۲۰۵. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱۹، ص۵۹.    
۲۰۶. بقره/سوره۲، آیه۲۰۷.    
۲۰۷. فخر رازی، محمد بن عمر، تفسیر کبیر، ج۵، ص۲۲۳.    
۲۰۸. حاکم حسکانی، عبیدالله، شواهد التنزیل، تحقیق محمدباقر محمودی، ج۱، ۱۲۳.    
۲۰۹. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، ج۱، ص۷۱.    
۲۱۰. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۱۰۰.    
۲۱۱. امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب، ج۳، ص۱۴۰.    
۲۱۲. شوشتری، نورالله، احقاق الحق، ج۵، ص۵۲۲.
۲۱۳. ابن هشام، محمد بن عبدالملک، السیره النبویه، تحقیق محی الدین عبدالحمید، ج۴، ص۵۴۵.    
۲۱۴. طبری، مجمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۳، ص۱۲۳.    
۲۱۵. ابن هشام، محمد بن عبدالملک، السیره النبویه، تحقیق محی الدین عبدالحمید، ج۴، ص۹۷۰.    
۲۱۶. بحرانی، سیدهاشم، غایة المرام، تحقیق سیدعلی عاشور، باب ۳۶۰.
۲۱۷. متقی هندی، علی بن حسام، کنز العمال، ج۶، ص۱۵۵.
۲۱۸. ابن ابی الحدید معتزلی، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص ۱۶-۱۷.    
۲۱۹. ابن ابی الحدید معتزلی، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۷.    
۲۲۰. ابن ابی الحدید معتزلی، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۸.    
۲۲۱. ابن ابی الحدید معتزلی، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۹.    
۲۲۲. ابن ابی الحدید معتزلی، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۷-۲۸.    
۲۲۳. ابن ابی الحدید معتزلی، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۰.    
۲۲۴. ابن ابی الحدید معتزلی، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۴.    
۲۲۵. ابن ابی الحدید معتزلی، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۱-۲۲.    
۲۲۶. ابن ابی الحدید معتزلی، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۲-۲۴.    
۲۲۷. ابن ابی الحدید معتزلی، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۵.    
۲۲۸. ابن ابی الحدید معتزلی، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۱-۲۰.    
۲۲۹. ابن ابی الحدید معتزلی، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۷.    
۲۳۰. ابن ابی الحدید معتزلی، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۶.    
۲۳۱. ضمیری، محمدرضا، کتابشناسی تفصیلی مذاهب اسلامی، ص۳۶۵-۳۶۷.
۲۳۲. ضمیری، محمدرضا، کتابشناسی تفصیلی مذاهب اسلامی، ص۳۷۵.
۲۳۳. نوری، میرزا حسین، مستدرک‌ الوسائل، ج۳، ص۳۶۷.
۲۳۴. قاضی قضاعی، دستور معالم الحکم، ترجمه فیروز حریرچی، مقدمه کتاب، ص۱۳.    
۲۳۵. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۲۲، ص۳۴۳.    
۲۳۶. شیخ صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۷۰.    
۲۳۷. ابن سعد بغدادی، محمد، طبقات الکبری، ج۴، ص۲۲۴.    
۲۳۸. یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۲۴.    
۲۳۹. یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۲۴.    
۲۴۰. کمپانی، فضل‌الله، علی کیست، ص۴۱۲.
۲۴۱. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، ص۵۶۵.
۲۴۲. شیخ مفید، محمد بن نعمان، امالی، ص۱۴۰.
۲۴۳. شیخ مفید، محمد بن نعمان، جمل، ص۲۲۳.    
۲۴۴. ابن مزاحم، نصر، وقعة صفین، ص۱۰۵.    
۲۴۵. ابن ابی الحدید معتزلی، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۲۷۳.    
۲۴۶. ابن ابی الحدید معتزلی، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۶، ص۲۹۳.
۲۴۷. راوندی، قطب‌الدین، منهاج البراعه، ج۲۱، ص۲۱۹.
۲۴۸. شیخ مفید، محمد بن نعمان، اختصاص، ص۷.    
۲۴۹. شوشتری، محمدتقی، قاموس الرجال، ج۷، ص۴۹۵.    
۲۵۰. ثقفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، ج۱، ص۲۲۴.    
۲۵۱. ثقفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، ج۱، ص۲۸۵.    
۲۵۲. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۶، ص۲۲۰.
۲۵۳. برقی، اجمد بن محمد، رجال برقی، تحقیق محدّث ارموی، ص۳.
۲۵۴. ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابه، ج۱، ص۱۵۱.    
۲۵۵. شیخ مفید، محمدبن نعمان، الجمل، ص۵۲.    
۲۵۶. شوشتری، نورالله، مجالس المؤمنین، ج۱، ص۲۸۹.
۲۵۷. ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابه، ج۳، ص۲۰.    
۲۵۸. یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۷۹.    


منبع


بازنویسی شده توسط گروه پژوهشی ویکی فقه.


رده‌های این صفحه : امامان




جعبه ابزار