تزاحم (اصول)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



تزاحم، تنافی دو حکم به سبب عدم امکان جمع بین آن دو در مقام امتثال می‌باشد.


معنای اصطلاحی

[ویرایش]

تزاحم، در اصطلاح عبارت است از تنافی دو حکم دارای ملاک در مقام امتثال ، به سبب آن که مکلف ، به انجام هر دو در یک زمان قادر نمی‌باشد.
در کتاب « بحوث فی علم الاصول » آمده است: «التزاحم، هو التنافی بین الحکمین بسبب عدم قدرة المکلف علی الجمع بینهما فی عالم الامتثال».

← مثال


برای مثال، در جایی که دو نفر در حال غرق شدن می‌باشند، شخص حاضر در محل، به نجات هر دو مکلف است، اما اگر قدرت نجات هر دو را با هم نداشته باشد، در این جا میان دو حکم وجوب نجات غریق، تزاحم به وجود می‌آید.

حکم تزاحم

[ویرایش]

در مورد تزاحم، اصولیون اعتقاد دارند عقل به انجام تکلیف مهم تر (اهم)؛ و در صورت تساوی، به تخییر حکم می‌کند.

نکته

[ویرایش]

میان تزاحم و تعارض چنین فرق گذاشته شده است:
۱. در باب تعارض، مدلول دو حکم در مقام ثبوت ، با هم تعاند و تنافی دارند؛ یعنی در مقام جعل و تشریع ، قابل اجتماع نمی‌باشند، چون مستلزم تناقض و اجتماع اراده و کراهت در نفس آمر نسبت به متعلق واحد است.
اما در باب تزاحم، تعاند در مقام اثبات، فعلیت و امتثال است، مانند: تزاحم وجوب نجات دو غریق در یک زمان.
۲. مقدم کردن یکی از دو حکم متعارض بر دیگری، به رفع حکم از موضوع برگشت می‌کند، اما در باب تزاحم برگشت آن رفع حکم به سبب رفع موضوع است.
۳. مرجحات در باب تعارض به مقدار دلالت و قوت سند یکی از متعارضین بر دیگری بستگی دارد، اما در باب تزاحم ربطی به دلالت و سند حکم ندارد، بلکه ممکن است یکی از این دو، بر دیگری که دلالت و سندش قوی تر است مقدم گردد.
فرق‌های دیگری نیز بیان شده که به منظور رعایت اختصار، از بیان آنها خودداری می‌شود.
[۲] صدر، محمد باقر، بحوث فی علم الاصول، ج۱، ص۴۵۵.
[۴] مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج۱، ص۱۹۴.
[۱۱] شیرازی، محمد، الوصول الی کفایة الاصول، ج۲، ص۳۳۶.
[۱۲] موسوی بجنوردی، محمد، مقالات اصولی، ص۱۰۱.
[۱۶] مغنیه، محمد جواد، علم اصول الفقه فی ثوبه الجدید، ص۴۲۸.
[۱۹] فاضل لنکرانی، محمد، سیری کامل در اصول فقه، ج۶، ص ۵۲۲-۵۱۸.
[۲۰] فاضل لنکرانی، محمد، سیری کامل در اصول فقه، ج۶، ص ۵۷۸-۵۷۵.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. صدر، محمد باقر، بحوث فی علم الاصول، ج۷، ص۲۶.    
۲. صدر، محمد باقر، بحوث فی علم الاصول، ج۱، ص۴۵۵.
۳. مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج۱، ص۳۰۰.    
۴. مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج۱، ص۱۹۴.
۵. حکیم، محمد سعید، المحکم فی اصول الفقه، ج۶، ص ۲۳-۲۱.    
۶. مکارم شیرازی، ناصر، انوار الاصول، ج۳، ص ۵۲۰-۵۱۹.    
۷. نائینی، محمد حسین، فوائد الاصول، ج۱، ۲، ص ۳۲۰-۳۱۷.    
۸. نائینی، محمد حسین، فوائد الاصول، ج۴، ص۷۰۴.    
۹. نائینی، محمد حسین، اجود التقریرات، ج۲، ص۵۰۲.    
۱۰. نائینی، محمد حسین، اجود التقریرات، ج۱، ص۲۷۰.    
۱۱. شیرازی، محمد، الوصول الی کفایة الاصول، ج۲، ص۳۳۶.
۱۲. موسوی بجنوردی، محمد، مقالات اصولی، ص۱۰۱.
۱۳. خویی، ابوالقاسم، مصباح الاصول، ج۳، ص۳۵۴.    
۱۴. سبحانی تبریزی، جعفر، المحصول فی علم الاصول، ج۴، ص۴۰۸.    
۱۵. حیدری، علی نقی، اصول الاستنباط، ص۲۹۹.    
۱۶. مغنیه، محمد جواد، علم اصول الفقه فی ثوبه الجدید، ص۴۲۸.
۱۷. طباطبایی قمی، تقی، آراؤنا فی اصول الفقه، ج۱، ص۲۳۶.    
۱۸. مشکینی، علی، اصطلاحات الاصول، ص۱۰۸.    
۱۹. فاضل لنکرانی، محمد، سیری کامل در اصول فقه، ج۶، ص ۵۲۲-۵۱۸.
۲۰. فاضل لنکرانی، محمد، سیری کامل در اصول فقه، ج۶، ص ۵۷۸-۵۷۵.


منبع

[ویرایش]

فرهنگ نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، برگرفته از مقاله «تزاحم».



جعبه ابزار