تصلیب عیسی (قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مدعی بودند که علیه‌السّلام را به دار کشیدند، اما اشتباها شخصی دیگری را به جای عیسی علیه‌السّلام دار کشیده بودند.


صلیب کشیدن عیسی




← نفی صلیب کشیدن عیسی


نفی به صلیب کشیده شدن علیه السلام، از جانب
خداآفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند
بود.
وقولهم انا قتلنا المسیح عیس ی ابن مریم رسول الله وما قتلوه وما صلبوه ولـکن شبه لهم وان الذین اختلفوا فیه لفی شک منه ما لهم به من علم الا اتباع الظن و ما قتلوه یقینا. «و گفتارشان که: «ما،
عیسی بن مریمحضرت عیسی بن مریم علیه السلام ،چهارمین پیامبر اولوالعزم و دارای کتاب هستند
، را کشتیم!» در حالی که نه او را کشتند، و نه بر دار آویختند لکن امر بر آنها مشتبه شد. و کسانی که در مورد (قتل) او اختلاف کردند، از آن در
شکشک مقابل یقین یکی از عناوین مهمی است که درفقه و اصول در مورد آن زیاد بحث شده است و در تمامی ابواب فقه جاری است
هستند و
علمعلم دارای ارزش ذاتی می‌باشد و در دین مبین اسلام به علم ارزش و بهای بالایی داده شده است
به آن ندارند و تنها از پیروی می‌ کنند و قطعا او را نکشتند.»

←← افسانه صلیب


قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
در
آیهنماز و آباد کردن مساجدخداوند در قرآن کریم حق آباد کردن مساجد را تنها به‌مومنین عطا نموده است، آنجا که فرمود: «انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوة و آتی الزّکوة و لم یخش الاّ الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین؛ مساجد الهی را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند»
فوق می‌ گوید: "مسیح نه کشته شد و نه بدار رفت بلکه امر بر آنها مشتبه گردید و پنداشتند او را بدار زده ‌اند و یقینا او را نکشتند"! ولی اناجیل چهارگانه کنونی همگی مساله مصلوب شدن (بدار آویخته شدن) مسیح ع و کشته شدن او را ذکر کرده ‌اند، و این موضوع در فصول آخر هر چهار انجیل.
(
متی"متی" در لغت اسم برای پرسش از زمان و به معنای «کی؟» و «چه وقت؟» می‌باشد[http://lib
-لوقا-مرقص-یوحنا) مشروحا بیان گردیده، و اعتقاد عمومی مسیحیان امروز نیز بر این مساله استوار است.

← مدعی تصلیب مسیح


یهود، مدعی تصلیب مسیح علیه‌السّلام است.
وقولهم انا قتلنا المسیح عیسی ابن مریم رسول الله و ما قتلوه و ما صلبوه... «و گفتارشان که: «ما، مسیح عیسی بن مریم، پیامبر خدا را کشتیم!» در حالی که نه او را کشتند، و نه بر دار آویختند لکن امر بر آنها مشتبه شد.....»

←← عقیده مسیحیان


به یک معنی مساله قتل و مصلوب شدن مسیح، یکی از مهمترین مسائل زیربنای آئین مسیحیت کنونی را تشکیل می‌ دهد، چه اینکه می‌ دانیم مسیحیان پکنونی مسیح ع را پیامبری که برای هدایت و
تربیتتربیت یعنی پرورش در جهت رشد و کمال
و
ارشادارشاد به معنی راهنمایی و هدایت کردن است
خلق آمده باشد نمی‌ دانند، بلکه او را "فرزند خدا"! و "یکی از خدایان سه گانه"! می‌ دانند که هدف اصلی آمدن او به این جهان فدا شدن و باز خرید بشر بوده است، می‌ گویند: او آمده تا قربانی گناهان ما شود، او بدار آویخته و کشته شد، تا گناهان بشر را بشوید و جهانیان را از مجازات نجات دهد، بنا بر این راه نجات را منحصرا در پیوند با مسیح و
اعتقاداعتقاد به معنی باور قلبی داشتن است
به این موضوع می‌ دانند! به همین دلیل گاهی مسیحیت را "نجات" یا "فداء" می‌ نامند و مسیح را "ناجی" و "فادی"
لقبلقب به اسمِ قرار داده شده به عنوان موضوع حکم شرعی اطلاق می‌شود
می‌ دهند، و اینکه می‌ بینیم مسیحیان روی مساله
صلیبصلیب: نماد مسیحیت می‌باشد
فوق العاده تکیه می‌ کنند و شعارشان "صلیب" است از همین نقطه نظر می‌ باشد. این بود خلاصه ‌ای از عقیده مسیحیان درباره سرنوشت حضرت مسیح ع.

← شخصی به جای عیسی


تصلیب شخصی دیگر به جای عیسی علیه‌السّلام به دست یهود بود.
وقولهم انا قتلنا المسیح عیسی... وما قتلوه وما صلبوه ولـکن شبه لهم... ما لهم به من علم الا اتباع الظن وما قتلوه یقینا. «و گفتارشان که: «ما، مسیح عیسی بن مریم، پیامبر خدا را کشتیم!» در حالی که نه او را کشتند، و نه بر دار آویختند لکن امر بر آنها مشتبه شد. و کسانی که در مورد (قتل) او اختلاف کردند، از آن در شک هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پیروی می‌ کنند و قطعا او را نکشتند.»

←← دستگیری و قتل شخص دیگر


در داستان عیسی علیه‌السّلام مباشرین قتل اطرافیان آن جناب نبودند تا او را به خوبی بشناسند بلکه لشگریان روم مباشر این عمل شده ‌اند و معلوم است که رومیان معرفتی کامل به حال و وضع آن جناب نداشته ‌اند پس ممکن است که شخص دیگری را دستگیر کرده و به قتل رسانده باشند و با این حال در آمده که خدای تعالی قیافه و شکل مسیح علیه‌السّلام را بر شخص دیگر انداخت و این باعث شد که او را بگیرند و به جای عیسی علیه‌السّلام به قتل برسانند.

← اختلاف بین یهود


در قتل و به دار آویخته شدن عیسی علیه‌السّلام بین یهود، اختلاف بود.
وقولهم انا قتلنا المسیح عیسی... وما قتلوه وما صلبوه ولـکن شبه لهم وان الذین اختلفوا فیه لفی شک منه... «و گفتارشان که: «ما، مسیح عیسی بن مریم، پیامبر خدا را کشتیم!» در حالی که نه او را کشتند، و نه بر دار آویختند لکن امر بر آنها مشتبه شد. و کسانی که در مورد (قتل) او اختلاف کردند، از آن در شک هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پیروی می‌ کنند و قطعا او را نکشتند.»

←← اختلاف میان مفسران


درباره اینکه آنها در مورد چه چیز اختلاف کردند در میان مفسران گفتگو است احتمال دارد که این اختلاف مربوط به اصل موقعیت و مقام مسیح ع بوده که جمعی از مسیحیان او را فرزند خدا و بعضی به عکس همانند یهود او را اصلا پیامبر نمی‌ دانستند و همگی در اشتباه بودند.
و نیز ممکن است اختلاف در چگونگی قتل او باشد که بعضی مدعی کشتن او بودند و بعضی می‌ گفتند کشته نشده، و هیچیک به گفته خود اطمینان نداشتند.
یا اینکه مدعیان قتل مسیح ع به خاطر عدم آشنایی به او، در شک بودند که آن کس را که کشتند خود مسیح بوده یا دیگری به جای او.

← ادعای دروغین تصلیب


ادعای دروغین تصلیب عیسی علیه‌السّلام به دست یهود بر پایه شک و بود.
وقولهم انا قتلنا المسیح عیسی... وما قتلوه وما صلبوه ولـکن شبه لهم وان الذین اختلفوا فیه لفی شک منه ما لهم به من علم الا اتباع الظن... «و گفتارشان که: «ما، مسیح عیسی بن مریم، پیامبر خدا را کشتیم!» در حالی که نه او را کشتند، و نه بر دار آویختند لکن امر بر آنها مشتبه شد. و کسانی که در مورد (قتل) او اختلاف کردند، از آن در شک هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پیروی می‌ کنند و قطعا او را نکشتند.»

←← ادعا از روی ظن


"و ان الذین اختلفوا فیه" یعنی آنهایی که درباره عیسی علیه‌السّلام اختلاف کردند که آیا او را کشتند و یا به دار آویختند" لفی شک منه" درباره امر عیسی علیه‌السّلام در شک هستند، یعنی
جهلجهل‌، واژه‌ای‌ در قرآن‌ و حدیث‌، که مخالف‌ علم‌ می ‌باشد
دارند "ما لهم به من علم الا اتباع الظن"، علمی بدان ندارند و پیرویشان تنها از ظن و تخمین است و یا صرفا ترجیح دادن یک طرف احتمال است بدین جهت که فلانی چنین گفته است.

پانویس


 
۱. نساء/سوره۴، آیه۱۵۷.    
۲. تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، ج۴، ص۱۹۹.    
۳. نساء/سوره۴، آیه۱۵۷.    
۴. تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، ج۴، ص۱۹۹.    
۵. نساء/سوره۴، آیه۱۵۷.    
۶. ترجمه المیزان، علامه طباطبایی، ج۵، ص۲۱۷.    
۷. نساء/سوره۴، آیه۱۵۷.    
۸. تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، ج۴، ص۱۹۸.    
۹. نساء/سوره۴، آیه۱۵۷.    
۱۰. ترجمه المیزان، علامه طباطبایی، ج۵، ص۲۱۷.    


منبع



فرهنگ قرآن، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، برگرفته از مقاله «تصلیب عیسی».    



جعبه ابزار