تنسیق الصفات

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



تنسیق الصفات، آرایه‌ای است که در آن برای یک چیز، صفات و ویژگی‌هایی به‌صورت پشت سر هم و متوالی بیاورند.


تنسیق الصفات

[ویرایش]


← معنای لغوی


تنسیق در لغت به معنی آراستن و ترتیب دادن است.

← معنای اصطلاحی


و در اصطلاح ادبیات فارسی تنسیق‌ الصفات آن است که با نظمی خاص برای موصوف واحد صفات متعددی آورده می‌شود.
[۱] هنر سخن آرایی، راستگو، محمد؛ تهران، سمت،۱۳۸۲، ص.


کاربرد

[ویرایش]

این صنعت در نثر و نظم به‌کار می‌رود.

اهداف

[ویرایش]

هدف آن زینت بخشیدن به کلام و نیز ایجاد تنوع در آن در عین تأکید در سخنی که شاعر به مخاطب عرضه می‌کند. این صفت‌ها به صورت‌های متفاوتی در اشعار به کار رفته است.

← نمونه‌ها


حافظ و سعدی برای توصیف ممدوح و معشوق خود، از این صنعت بسیار بهره برده‌اند؛ در این بیت از سعدی، صفات مفرد و پی‌درپی آورده شده است:

←← صفات مفرد و پی‌درپی


الها قادرا پروردگارا ••• کریما منعما آمرزگارا

و یا این مصرع از شعر حافظ:
باده‌ی گلرنگ تلخ تیز خوشخوار سبک ••• نقلش از لعل نگار و نقلش از یاقوت خام

←← با حرف عطف واو


در ابیات زیر که از سعدی است صفات مفرد با عطف (حرف ربط و) آمده است:

دست حاجت که بری پیش خداوندی بر ••• که کریم است و رحیم است و غفور است و ودود
یار من اوباش است و قلاش است و رند ••• بر من او خود پارسایی می‌کند

←← با حرف ربط "یا"


در بیت زیر حرف ربط "یا" استفاده شده است:
ملک صمدیت را چه سود و زیان دارد ••• گر حافظ قرآنی یا عابد اصنامی
[۲] نقد بدیع، فشارکی، محمد؛ تهران، سمت، ۱۳۸۵، چ۲، ص۱۲۳.



←← صفت‌های متوالی مرکب


و یا در بعضی ابیات صفت‌های متوالی مرکب است که یا همراه حرف عطف و یا بدون حرف عطف می‌آید:

←← بدون حرف عطف


فغان کاین لولیان شوخ شیرین‌کار شهرآشوب ••• چنان بردند صبر از من که ترکان، خوان یغما را
(حافظ)

←← با حرف عطف واو


بیت زیر همراه حرف عطف "و" آمده است:

گرنه مشک است از چه معنی شد سر زلفین یار ••• مشک‌بوی و مشک‌رنگ و مشک‌سای و مشک‌بار
(عنصری)

←← به صورت فعل یا قید


و گاهی نیز این صفات به صورت فعل یا قید آورده می‌شود:

که حق بیند و حق گوید و حق جویند و حق باشد ••• هر آن معنی که آید دردل دانای درویشان
[۳] نگاهی تازه به بدیع، شمیسا، سیروس؛ تهران، میترا، ۸۳، ص۱۶۰.



← آوردن صفات پی‌درپی در شعر نو


در شعر نو معاصر نیز آوردن صفات پی‌درپی، کم و بیش دیده می‌شود:

چگونه می‌شود به آن کسی که می‌رود این‌سان
صبور
سنگین
سرگردان
فرمان ایست داد.
[۴] همان، ص۱۵۴.

(فروغ فرخزاد)


تنسیق‌ الصفات در نثر

[ویرایش]

همان‌طور که در ابتدا نیز گفتیم این صفت در نثر نیز دیده می‌شود؛ خصوصا در نثر دیرین باستانی ایران که چندین صفت متوالی برای شخصی یا چیزی به دنبال هم می‌آید؛ در قسمت‌های منثور اوستا نمونه‌هایی از آن را می‌توان یافت که اسلوبی است متداول برای تنوع بخشیدن به کلام و آرایش آن:
[۵] . خطیبی، حسین؛ فن نثر در ادب فارسی، تهران، زوار، ۱۳۶۶، ص۲۳۹.


← نمونه


«ملک‌ز‌اده‌ دانا و کارآگاه و پیش‌اندیش و دوربین و فرهمند و صاحب فرهنگ، هرچ گوید از بهر احکام عقده‌ دولت و نظام عقد مملکت گوید.... پادشاهان را نیز کارگزاران و گماشتگان باید که درست رأی و راست کار و ثواب‌اند ثنا دوست و پیش‌بین و آخراندیش و عدل‌پرور و رعیت‌نواز باشند».
[۶] مرزبان‌نامه، رستم بن شروین؛ مصحح: عبدالوهاب قزوینی، بی‌جا، کتاب فروشی فروغی، ۱۳۶۳، ص۱۸.



ارزش هنری صنعت تنسیق‌ الصفات

[ویرایش]

همان‌طور که گفته شد، تنسیق‌الصفات آوردن صفات متوالی برای یک اسم است؛ البته صرف توالی صفات زیبا نیست. گرچه مثال‌هایی که ما در کتاب‌های شعر و بدیع می‌بینیم همه زیباست. اما حقیقت این است که صفت‌ها دو گونه‌اند:عادی و شاعرانه. صفت‌های عادی مثل قوی، خوب، سرد، کوتاه، گران، تازه...که زیبایی ندارند؛ زیرا عادی و روزمره‌اند به علاوه معنی آن‌ها ذهنی و کلی و مبهم هستند؛ اما صفت‌های زیبا و شاعرانه مثل ستبرباز و روح‌نواز سیمین‌تن و... به‌عبارت دیگر بعضی صفت‌ها مفاهیم خود را نشان می‌دهند یعنی جنبه‌ عینی و تصویری دارند و در نتیجه زیبا برجسته و توجه برانگیزند. به ویژه اگر صفت نو باشد؛ مانند: گردون‌تن، ماه‌سیر و ... .

← صفت غیر شاعرانه و صفت شاعرانه


صفت قوی غیر شاعرانه است؛ اما صفت ستبر بازو، قدرت را تصویر می‌کند و پیش چشم می‌آورد. واضح است که اگر صفت زیبا نباشد، پی‌درپی آمدن آن نیز زیبایی ندارد، برعکس صفت شاعرانه اگر هم یکی باشد، زیباست؛ مثلا در شعر زیر، اکثر صفت‌هایی که برای یک سپاهی آمده، به‌تنهایی زیبا هستند و تصویری و زیبا:

کینه‌توز و دیده‌دوز و خصم‌سوز و رزم ساز ••• شیرجوش و درع‌پوش و سخت‌کوش و کاردان
(عبدالواسع)

و یا این بیت که صفت‌های شاعرانه زیبایی در آن به‌کار رفته است:

که دارد چون تو معشوقی نگار و چابک و دلبر ••• بنفشه‌زلف و نرگس‌چشم و لاله‌روی و سیمین‌تن
(عبدالواسع)

← بیان یک نکته


این‌گونه صفت‌ها علاوه‌بر تجسم بخشیدن به مفاهیم، نقش برجسته‌سازی و بزرگ‌نمایی نیز دارند. همان‌طور که گفته شد، صرف پیاپی ‌آوردن صفت، زیبا نیست؛ مگر آن‌که صفت‌ها نو بدیع و خیال‌انگیز عینی و نشان‌دهنده‌ عواطف باشد.
[۷] وحیدیان کامکار، تقی؛ تهران، سمت، ۱۳۸، ص۱۱۲.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. هنر سخن آرایی، راستگو، محمد؛ تهران، سمت،۱۳۸۲، ص.
۲. نقد بدیع، فشارکی، محمد؛ تهران، سمت، ۱۳۸۵، چ۲، ص۱۲۳.
۳. نگاهی تازه به بدیع، شمیسا، سیروس؛ تهران، میترا، ۸۳، ص۱۶۰.
۴. همان، ص۱۵۴.
۵. . خطیبی، حسین؛ فن نثر در ادب فارسی، تهران، زوار، ۱۳۶۶، ص۲۳۹.
۶. مرزبان‌نامه، رستم بن شروین؛ مصحح: عبدالوهاب قزوینی، بی‌جا، کتاب فروشی فروغی، ۱۳۶۳، ص۱۸.
۷. وحیدیان کامکار، تقی؛ تهران، سمت، ۱۳۸، ص۱۱۲.


منبع

[ویرایش]

سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «تنسیق الصفات».    



جعبه ابزار