حام در جاهلیت (قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



یکی از بدعتهای زمان جاهلیت بدعت شتر حام بود، و علت آن جهل آنان بود و پندارشان این بود که حکم الهی است.


حام در زمان جاهلیت

[ویرایش]


← بدعت جاهلی


احکام ویژه ـ آزادسازی ـ شتر حام از بدعتهای عصر جاهلی بود.
ما جعل الله من بحیرة ولا سائبة ولا وصیلة ولا حام ولـکن الذین کفروا یفترون علی الله الکذب واکثرهم لا یعقلون. «خداوند هیچ گونه «بحیره» و «سائبه» و «وصیله» و «حام» قرار نداده است (اشاره به چهار نوع از حیوانات اهلی است که در زمان جاهلیت، استفاده از آنها را بعللی حرام می‌ دانستند و این بدعت، در اسلام ممنوع شد.) ولی کسانی که کافر شدند، بر خدا دروغ می‌ بندند و بیشتر آنها نمی‌ فهمند!» («حام» بنا بر قولی شتر نری است که از صلب آن ده شتر پدید آمده باشد.)

←← شتر حام


حام که اسم فاعل از ماده "حمایت" می‌ باشد و به معنی حمایت کننده است به حیوان نری می‌ گفتند که از وجود آن برای تلقیح حیوانات ماده استفاده می‌ شد، هنگامی که ده بار از آن برای تلقیح استفاده می‌ کردند، و هر بار فرزندی از نطفه آن به وجود می‌ آمد، می‌ گفتند: این حیوان پشت خود را حمایت کرده یعنی کسی حق سوار شدن بر آن را ندارد (یکی از معانی "حمی"، نگاهداری و جلوگیری و ممنوعیت است).

←← بتی به نام نیاکان


از موضوعاتی که در زمان جاهلیت به شدت رائج بود و به همین دلیل در آیات مختلفی از قرآن منعکس است مساله افتخار به نیاکان و احترام بی قید و شرط و تا سرحد پرستش، در برابر آنان و افکار و عادات و رسوم آنها بود، این موضوع اختصاصی به عصر جاهلیت نداشت، امروز هم در میان بسیاری از ملتها وجود دارد، و شاید یکی از عوامل اصلی اشاعه و انتقال خرافات از نسلی به نسل دیگر محسوب می‌شود، گویا " مرگ" یک نوع مصونیت و قداست برای گذشتگان ایجاد می‌ کند و آنها را در هاله ‌ای از احترام و تقوا فرو می‌ برد! شک نیست که روح قدردانی و رعایت اصول انسانی ایجاب می‌ کند که پدران و اجداد و نیاکان محترم شمرده شوند، اما نه به این معنی که آنها را معصوم از خطا و اشتباه بدانیم، و از نقد و بررسی افکار و آداب آنها خودداری کنیم، و از خرافات آنها کورکورانه تبعیت نمائیم.
زیرا این عمل در واقع یک نوع بت پرستی و منطق جاهلی است، بلکه باید در عین احترام به حقوق و افکار و سنتهای مفیدشان، سنن غلط آنها را بشدت درهم شکست، به خصوص اینکه نسلهای آینده بر اثر گذشت زمان و پیشرفت علم و دانش و تجربیات بیشتر معمولا از نسلهای پیشین داناتر و باهوش ترند، و هیچ عقل و خردی اجازه تقلید "کورکورانه" از گذشتگان را نمی‌ دهد.
عجب این است که بعضی از دانشمندان و حتی اساتید دانشگاه را می‌ بینیم که از این نقطه ضعف بر کنار نمانده و گاهی با کمال شگفتی به خرافات مضحکی همچون پریدن از روی آتش در روزهای آخر سال تن در می‌ دهند و میل دارند آتش پرستی نیاکان را به نوعی زنده کنند و در حقیقت منطقی جز منطق اعراب زمان جاهلیت ندارند.

← عدم جعل حکم


هیچ حکم خاصی برای شتر حام از سوی خداوند جعل نشده بود.
ما جعل الله من بحیرة ولا سائبة ولا وصیلة ولا حام ولـکن الذین کفروا یفترون علی الله الکذب واکثرهم لا یعقلون• واذا قیل لهم تعالوا الی ما انزل الله والی الرسول قالوا حسبنا ما وجدنا علیه ءاباءنا او لو کان ءاباؤهم لا یعلمون شیــا ولا یهتدون. «خداوند هیچ گونه «بحیره» و «سائبه» و «وصیله» و «حام» قرار نداده است (اشاره به چهار نوع از حیوانات اهلی است که در زمان جاهلیت، استفاده از آنها را بعللی حرام می‌ دانستند و این بدعت، در اسلام ممنوع شد.) ولی کسانی که کافر شدند، بر خدا دروغ می‌ بندند و بیشتر آنها نمی‌ فهمند! • و هنگامی که به آنها گفته شود: «به سوی آنچه خدا نازل کرده، و به سوی پیامبر بیایید!»، می‌ گویند: «آنچه از پدران خود یافته ‌ایم، ما را بس است!» آیا اگر پدران آنها چیزی نمی‌ دانستند، و هدایت نیافته بودند (باز از آنها پیروی می‌ کنند)»

←← افتراء بر خدا


آیه شریفه در این مقام است که خدای تعالی را منزه از جعل چنین احکامی کرده و اینگونه احکامی را که مردم خرافی از پیش خود برای این چهار صنف از انعام تراشیده و به خدا نسبتش می‌ دادند از خدای متعال سلب نماید، بدلیل اینکه اولا می‌ فرماید: "ما جعل الله... " یعنی خدا چنین جعلی نکرده، و ثانیا می‌ فرماید: "و لکن الذین کفروا یفترون علی الله الکذب... - یعنی و لیکن کسانی که کافر شدند بر خدا افتراء می‌ بندند" و از همین جهت می‌ توان گفت جمله "و لکن الذین کفروا... " بمنزله جوابی است برای سؤال مقدر، گویا وقتی خدای تعالی فرمود: "ما جعل الله" کسی می‌ پرسد اگر این احکام را که کفار مدعی هستند که از خداست، و خدای متعال آن را جعل نکرده پس از کجا درست شده است؟ در پاسخ از این سؤال فرضی جواب می‌ دهد این احکام افترای دروغی کفار است به خدای تعالی، آن گاه برای مزید بیان فرموده است: "و اکثرهم لا یعقلون" یعنی اینان خود در افتراهای خود اختلاف دارند، و این اختلاف خود سند نادانی آنها است و بیشتر آنان که این احکام را به خدا نسبت می‌ دهند نمی‌ دانند که این عملشان افترا است، و جماعت کمی از آنان حق را می‌ دانند و دانسته و فهمیده افترا می‌ بندند که پیشوایان و زمامداران معاند باشند.

← آگاهی اندک


کافران جاهلی به بدعت بودن احکام مربوط به شتر حام آگاهی اندک داشتند.
ما جعل الله من بحیرة ولا سائبة ولا وصیلة ولا حام ولـکن الذین کفروا یفترون علی الله الکذب واکثرهم لا یعقلون. «خداوند هیچ گونه «بحیره» و «سائبه» و «وصیله» و «حام» قرار نداده است (اشاره به چهار نوع از حیوانات اهلی است که در زمان جاهلیت، استفاده از آنها را بعللی حرام می‌ دانستند و این بدعت، در اسلام ممنوع شد.) ولی کسانی که کافر شدند، بر خدا دروغ می‌ بندند و بیشتر آنها نمی‌ فهمند!»

← عامل افترا


جهل، عامل افترای احکام ویژه شتر حام از سوی مشرکان جاهلی بود.
ما جعل الله من بحیرة ولا سائبة ولا وصیلة ولا حام ولـکن الذین کفروا یفترون علی الله الکذب واکثرهم لا یعقلون. «خداوند هیچ گونه «بحیره» و «سائبه» و «وصیله» و «حام» قرار نداده است (اشاره به چهار نوع از حیوانات اهلی است که در زمان جاهلیت، استفاده از آنها را بعللی حرام می‌ دانستند و این بدعت، در اسلام ممنوع شد.) ولی کسانی که کافر شدند، بر خدا دروغ می‌ بندند و بیشتر آنها نمی‌ فهمند!»

←← تعطیلی عقل


افراد کافر و بت پرست اینها را به خدا نسبت می‌ دادند و می‌ گفتند: قانون الهی است"(و لکن الذین کفروا یفترون علی الله الکذب)." و اکثر آنها در این باره کمترین فکر و اندیشه ‌ای نمی‌ کردند و عقل خود را به کار نمی‌ گرفتند، بلکه کورکورانه از دیگران تقلید می‌ نمودند" (و اکثرهم لا یعقلون).

← پندار اکثریت


پندار اکثریت مشرکان جاهلی این بود که احکام ویژه شتر حام الهی است.
ما جعل الله من بحیرة ولا سائبة ولا وصیلة ولا حام ولـکن الذین کفروا یفترون علی الله الکذب واکثرهم لا یعقلون• واذا قیل لهم تعالوا الی ما انزل الله والی الرسول قالوا حسبنا ما وجدنا علیه ءاباءنا او لو کان ءاباؤهم لا یعلمون شیــا ولا یهتدون. «خداوند هیچ گونه «بحیره» و «سائبه» و «وصیله» و «حام» قرار نداده است (اشاره به چهار نوع از حیوانات اهلی است که در زمان جاهلیت، استفاده از آنها را بعللی حرام می‌ دانستند و این بدعت، در اسلام ممنوع شد.) ولی کسانی که کافر شدند، بر خدا دروغ می‌ بندند و بیشتر آنها نمی‌ فهمند! • و هنگامی که به آنها گفته شود: «به سوی آنچه خدا نازل کرده، و به سوی پیامبر بیایید!»، می‌ گویند: «آنچه از پدران خود یافته ‌ایم، ما را بس است!» آیا اگر پدران آنها چیزی نمی‌ دانستند، و هدایت نیافته بودند (باز از آنها پیروی می‌ کنند)»

پانویس

[ویرایش]
 
۱. مائده/سوره۵، آیه۱۰۳.    
۲. مجمع البیان، شیخ طبرسی، ذیل آیه.    
۳. تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، ج۵، ص۱۰۳.    
۴. تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، ج۵، ص۱۰۶.    
۵. مائده/سوره۵، آیه۱۰۳.    
۶. مائده/سوره۵، آیه۱۰۴.    
۷. ترجمه المیزان، علامه طباطبایی، ج۶، ص۲۳۲.    
۸. مائده/سوره۵، آیه۱۰۳.    
۹. مائده/سوره۵، آیه۱۰۳.    
۱۰. تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، ج۵، ص۱۰۵.    
۱۱. مائده/سوره۵، آیه۱۰۳.    
۱۲. مائده/سوره۵، آیه۱۰۴.    


منبع

[ویرایش]

فرهنگ قرآن، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، برگرفته از مقاله «حام در جاهلیت».    



جعبه ابزار