حماد راویه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



حَمّاد راویه، راوی اشعار کهن عرب و شاعر معروف ایرانی‌تبارِ عرب در قرن اول و دوم هجری بود.


معرفی اجمالی

[ویرایش]

کنیه وی ابوالقاسم است. پدرش شاپور/ هرمز یا به روایتی میسره از اهالی دیلمان بود که پسر عروة‌بن زید الخیل طائی وی را اسیر کرد و به دخترش لیلی بخشید به همین دلیل مُکنّی به ابولیلی شد.
[۱] عبدالواحدبن علی ابوالطیب لغوی، مراتب‌النحویین، ج۱، ص۸۶.
[۲] ابن‌ندیم (تهران)، ج۱، ص۱۰۴.

درباره زندگی حماد اطلاعات ناسازگاری وجود دارد. سال تولد وی را برخی منابع ۷۵
[۳] ابن‌ندیم (تهران)، ج۱، ص۱۰۴.
[۴] عمر فروخ، تاریخ الادب‌العربی، ج۲، ص۸۱، بیروت ۱۹۸۵.
و برخی دیگر ۹۵ در کوفه ذکر کرده‌اند. او را، به دلیل محل تولد و سکونتش، حماد کوفی و به سبب خاستگاهش، حماد دیلمی نامیده‌اند.
[۹] صفدی، ج۱۳، ص۱۳۷.
ابوالفرج اصفهانی
[۱۰] ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۷۰.
او را از موالی بنی‌شیبان و یاقوت حموی و ابن‌خلکان او را از موالی بکربن وائل یا مکنف‌بن زید الخیل طائی دانسته‌اند.
حماد در کوفه پرورش یافت و در جوانی هم‌نشین و یار دائمی حماد عجرد و حماد زبرقان بود و این سه تن به حمادون معروف بودند. اینان به همراه مطیع‌بن الیاس (متوفی ۱۶۶) به بی‌بند و باری شهرت داشتند، در مجالس عیش و نوش حاضر می‌شدند و برای هم اشعار هجوآمیز می‌سرودند.
[۱۳] عمروبن بحر جاحظ، کتاب‌الحیوان، ج۴، ص۴۴۷.
[۱۴] ابن‌قتیبه، الشعروالشعراء، ج۲، ص۶۶۳.
[۱۵] علی‌بن حسین علم‌الهدی، امالی المرتضی: غرر الفوائد و درر القلائد، ج۱، ص۱۳۱.
[۱۶] Regis Blachere, Histoire de la litterature arabe, Paris ۱۹۵۲،۱۹۶۶، ج۱، ص۱۰۳.
حماد در جوانی دزدی و راهزنی می‌کرد تا این‌که شبی اموال کسی را دزدید که در آن دفتری از شعر انصار بود، آنها را خواند، لذت برد و حفظ کرد و پس از آن به دنبال شعر و ادب رفت و راهزنی را رها کرد.
[۱۷] ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۸۷.


← روایات اغراق‌آمیزی درباره حافظه حماد


روایات اغراق‌آمیزی درباره حافظه حماد وجود دارد و سبب مُلَقب شدنش به راویه (بسیار روایت کننده) از حفظ داشتن اشعار بسیار زیاد است.
[۱۸] ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۷۱.
[۱۹] ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۹۲.
دانش و اطلاعات وسیع وی درباره اخبار و اشعار جاهلی سبب شد که جایگاه خاصی نزد خلفای بنی‌امیه داشته باشد و از عنایت و حمایت هشام‌بن عبدالملک (حک: ۱۰۵ـ۱۲۵) و ولیدبن یزید (حک: ۱۲۵ـ۱۲۶) برخوردار باشد.
[۲۰] ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۷۱.
[۲۱] ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۷۴ـ۷۸.

[۲۲] ابن‌انباری، نزهة‌الالباء فی طبقات الادباء.
براساس حکایتی که ابوالفرج اصفهانی نقل کرده
[۲۳] ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۷۱.
[۲۴] ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۷۴ـ۷۸.
[۲۵] ابن‌انباری، نزهة‌الالباء فی طبقات الادباء.
و در کتابهای دیگر هم به همان شکل تکرار شده، حماد پیش از هشام‌بن عبدالملک، در خدمتِ یزیدبن عبدالملک (حک: ۱۰۱ـ۱۰۵) بوده است، حال‌آنکه، حتی اگر سال تولد حماد ۷۵ باشد، ناسازگاریهای آشکار تاریخی که در متن داستان وجود دارد، تمامی آن را نامعتبر جلوه می‌دهد. خلفای عباسی به او هیچ توجهی نشان نمی‌دادند.
[۲۸] ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۸۱ـ۸۲.
داستان مناقشه او با مُفَضّل ضبّی در حضور مهدی عباسی (حک: ۱۵۸ـ۱۶۹) در کاخ عسیاباذ/ عسیی‌آباد
[۲۹] ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۸۹ـ۹۱.
نیز به لحاظ تاریخی تناقض دارد. دیدار حماد با زیادبن ابیه (متوفی ۵۳)
[۳۰] ابوالفرج اصفهانی، ج ۶، ص ۹۳، ابوالفرج اصفهانی
[۳۱] محمدبن عمران مرزبانی، المُوَشَّح: مآخذ العلماء علی‌الشعراء فی عِدّة انواع من صناعة‌الشعر، ج۱، ص۳۷۳.
نیز ممکن نیست، زیرا حماد دست کم ۲۲ سال بعد از مرگ زیاد به دنیا آمده است. به گفته بلاشر
[۳۲] Regis Blachere, Histoire de la litterature arabe, Paris ۱۹۵۲،۱۹۶۶، ج۱، ص۱۰۴.
به سبب همین تناقضات است که پژوهشگران نمی‌توانند به گزارشهای زندگی وی اعتماد کنند.

← سال وفات


حماد در کوفه درگذشت. سال وفات وی را ابن‌ندیم
[۳۳] ابن‌ندیم (تهران)، ص۱۰۴.
۱۵۶، و یاقوت حموی و ابن‌خلکان ۱۵۵ ذکر کرده‌اند. به نوشته ابن‌خلّکان، وفات حماد را در زمان خلافت مهدی، یعنی بعد از ۱۵۸، نیز گفته‌اند که شاید برای رفع تناقض تاریخی دیدار وی با مهدی باشد. صفدی
[۳۷] صفدی، ج۱۳، ص۱۴۲.
نیز وفات او را در ۱۶۵ دانسته است.

← اوصاف


حماد شاعری اهل ذوق و راوی با حافظه‌ای قوی بود که تحسین ابوعمروبن علاء بصری ، سردمدار مکتب راویان بصره ، را برانگیخت.
[۳۸] ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۷۳.
او چهره‌ای دوگانه دارد؛ از یک سو نخستین کسی است که اشعار عرب را گردآوری کرده
[۳۹] ابن‌سلام جُمَحی، طبقات فحول‌الشعراء، ج۱، ص۴۰.
و در زمانه خود آگاه‌ترین فرد به کلام عرب است و حکایتهای متعدد درباره تسلط کم‌نظیر او بر شعر جاهلی و شناخت عمیق او از نقد شعر وجود دارد،
[۴۰] عبدالواحدبن علی ابوالطیب لغوی، مراتب‌النحویین، ج۱، ص۸۶.
[۴۱] ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۷۱ـ۷۳.
[۴۲] یاقوت حموی، معجم‌الادباء، ج۳، ص۱۲۰۴،.
از سویی دیگر، از قدیم‌ترین تا متأخرترین منابع او را نامطمئن و جاعل می‌دانند.
[۴۳] ابن‌سلام جُمَحی، طبقات فحول‌الشعراء، ج۱، ص۴۱.
[۴۴] علی‌بن حسین علم‌الهدی، امالی المرتضی: غرر الفوائد و درر القلائد، ج۱، ص۱۳۲.
[۴۵] Regis Blachere, Histoire de la litterature arabe, Paris ۱۹۵۲،۱۹۶۶، ج۱، ص۱۰۴.


← بصریان نامطمئن و غیرموثق


پایبند نبودن به اصول اخلاقی، عادت به نوشیدن شراب ، متهم ‌بودن به کفر و زندقه و انبوهی از حکایات که بر جعل و افزودن بر شعر دیگران دلالت دارد
[۴۶] ابن‌سلام جُمَحی، طبقات فحول‌الشعراء، ج۱، ص۴۱.
[۴۷] ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۸۸ـ۹۰.
[۴۸] عبدالرحمان‌بن ابی‌بکر سیوطی، المزهر فی علوم اللغة و انواعها، ج۱، ص۱۷۶،.
سبب شده است که ناقدان در روایات او تردید کنند.
[۴۹] شوقی ضیف، تاریخ الادب العربی، ج۱، ص۱۵۳.
[۵۰] طه حسین، فی‌الادب الجاهلی، ج۱، ص۱۶۹.
[۵۱] کارل بروکلمان، تاریخ الادب‌العربی، ج۱، ص۲۴۶.
رقابت راویانِ دو مکتبِ بصره و کوفه نیز در رواج این اتهامات بی‌تأثیر نبوده است، چنان‌که به گفته ابوالطیب لغوی
[۵۲] عبدالواحدبن علی ابوالطیب لغوی، مراتب‌النحویین، ج۱، ص۸۶.
حماد در نزد بصریان نامطمئن و غیرموثق است. از طرف دیگر، مُفَضّل ضبّی ، همشهری حماد و از معتبرترین راویان کوفه، نیز درباره وی گفته است که او شعر عرب را چنان فاسد کرد که هیچگاه اصلاح نمی‌شود.
[۵۳] ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۸۹.
اظهارنظر مُفَضَّل به جمله‌ای تاریخی درباره حماد تبدیل شده است، به شکلی که اغلب شرح‌حال‌نویسان و ناقدان به آن استناد کرده‌اند
[۵۴] یاقوت حموی، معجم‌الادباء، ج۳، ص۱۲۰۴،.
[۵۵] دیوید سمیوئل مارگلیوث، «نشأة‌الشعرالعربی»، ج۱، ص۱۰۳، در دراسات المستشرقین حول صحة الشعرالجاهلی.
[۵۶] Regis Blachere, Histoire de la litterature arabe, Paris ۱۹۵۲،۱۹۶۶، ج۱، ص۱۰۴.
دائرة‌المعارف ادبیات عرب ، ذیل «حمادالراویه»). ناصرالدین اسد
[۵۷] ناصرالدین اسد، مصادرالشعر الجاهلی و قیمتها التاریخیة، ج۱، ص۴۴۳.
کوشیده است با دلایل فنی و تاریخی این اظهارنظر را رد کند.

← نامعتبر بودن اصالت روایان


آسان‌گیری حماد در پذیرش روایتهای نامعتبر از افراد ناموثق، اصالت روایتهای وی را خدشه‌دار می‌کند. وی از سماک‌بن حرب (متوفی ۱۲۳)، که از راویان بدوی و بسیار ناموثق بود، چندین روایت نقل کرده است.
[۵۸] پانویس ۲، Regis Blachere, Histoire de la litterature arabe, Paris ۱۹۵۲-۱۹۶۶، ج۱، ص۱۰۳.
[۵۹] ابن‌قتیبه، الشعروالشعراء، ج۱، ص۱۸۱.
[۶۰] ابوالفرج اصفهانی، ج۹، ص۱۲۴.
خلف احمر نیز اعتراف کرده که شعر جعلی به حماد می‌داده و او آن‌ها را به اشعار عرب وارد می‌کرده است.
[۶۱] ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۹۲.
برخی معاصران معتقدند یکی از دلایل جاعل و ناموثق بودنِ راویان کوفی، نظیر حماد و خلف، اصالت ایرانی و دشمنی آن‌ها با عربهاست.
[۶۲] طه حسین، فی‌الادب الجاهلی، ج۱، ص۱۷۱.
[۶۳] شوقی ضیف، تاریخ الادب العربی، ج۱، ص۱۵۳.


← نظر مستشرقان


اغلب مستشرقانی که درباره شعر جاهلی پژوهش کرده‌اند درباره حماد نیز سخن گفته‌اند. برخی از آن‌ها راویانی نظیر حماد را از علل عدم صحت شعر جاهلی می‌دانند. مارگلیوث ،
[۶۴] دیوید سمیوئل مارگلیوث، «نشأة‌الشعرالعربی»، ج۱، ص۱۰۲ـ ۱۰۳، در دراسات المستشرقین حول صحة الشعرالجاهلی.
نیکلسون ، آلوارت
[۶۵] یحیی وهیب جبوری، المستشرقون و الشعرالجاهلی بین‌الشک و التوثیق، ج۱، ص۲۹.
[۶۶] یحیی وهیب جبوری، المستشرقون و الشعرالجاهلی بین‌الشک و التوثیق، ج۱، ص۳۶.
و بلاشر ،
[۶۷] Regis Blachere, Histoire de la litterature arabe, Paris ۱۹۵۲،۱۹۶۶، ج۱، ص۱۰۴.
وی را جاعل و کاذب می‌دانند و معتقدند که هیچ اعتمادی به روایات او نیست. مارگلیوث
[۶۸] دیوید سمیوئل مارگلیوث، «نشأة‌الشعرالعربی»، ج۱، ص۱۰۲ـ ۱۰۳، در دراسات المستشرقین حول صحة الشعرالجاهلی.
روایت حماد را از تدوین اشعار عرب به دستور نعمان‌بن منذر ،
[۶۹] ابن‌جنّی، الخصائص، ج۱، ص۳۸۷، چاپ محمدعلی نجار،.
ساخته ذهن وی می‌داند و آن را کوبیدن میخی بر تابوتِ شعرِ قدیم عرب می‌خواند.
[۷۰] یحیی وهیب جبوری، المستشرقون و الشعرالجاهلی بین‌الشک و التوثیق، ج۱، ص۵۰.
در مقابل، ناصرالدین اسد در مقام دفاع از صحت شعر جاهلی این روایت را چندان دور از ذهن نمی‌داند.
[۷۱] ناصرالدین اسد، مصادرالشعر الجاهلی و قیمتها التاریخیة، ج۱، ص۱۶۱ـ۱۶۲.
داستانِ مناقشه حماد با مفضّل ضبّی در حضور خلیفه عباسی نیز از بحث‌انگیزترین حکایتها درباره حماد در بین مستشرقان و معاصران است. مارگلیوث
[۷۲] دیوید سمیوئل مارگلیوث، «نشأة‌الشعرالعربی»، ج۱، ص۱۰۳، در دراسات المستشرقین حول صحة الشعرالجاهلی.
و شوقی ضیف
[۷۳] شوقی ضیف، تاریخ الادب العربی، ج۱، ص۱۵۲.
تناقصهای تاریخی آن را کم‌اهمیت و این گزارش را صحیح می‌دانند، اما براونلیش
[۷۴] اریش براونلیش، «فی مسألة صحة‌الشعرالجاهلی»، ج۱، ص۱۳۵ـ۱۳۶، در دراسات المستشرقین حول صحة الشعر الجاهلی، ترجمها عن الالمانیة و الانکلیزیة و الفرنسیة عبدالرحمان بدوی.
و لایل
[۷۵] ناصرالدین اسد، مصادرالشعر الجاهلی و قیمتها التاریخیة، ج۱، ص۳۶۹ـ۳۷۰.
آن را به لحاظ تاریخی نادرست می‌شمارند.

← دانش حماد


علاوه بر اتهام جعل ، دانش حماد نیز محل تردید قرار گرفته است. برخی معتقدند که وی در عربیت بضاعت اندکی داشت، قرآن را از مصحف آموخته بود (یعنی از زبان استادان و راویان استماع نکرده بود؛
[۷۶] شوقی ضیف، تاریخ الادب العربی، ج۱، ص۱۶۰.
و شعر را هم غلط می‌خواند. حتی اصمعی ، هم‌نشین وی، گفته که از حماد فقط سیصد حرف آموختم.
[۷۷] عبدالواحدبن علی ابوالطیب لغوی، مراتب‌النحویین، ج۱، ص۸۶.

به گفته ابن‌ندیم
[۸۰] ابن‌ندیم (تهران)، ج۱، ص۱۰۴.
از حماد کتابی دیده نشده است، اما مردم از او روایت کرده‌اند و از آن روایتها، تصنیفاتی پدید آمده است. از اخباری که درباره وی نقل می‌شود می‌توان استنباط کرد که او علاوه بر کتابهایی که خود درباره اخبار و انساب و اشعار دوره جاهلی نوشته، آثاری نیز در این‌باره در اختیار داشته است. چنان‌که قبل از این‌که به دیدن ولیدبن یزید برود دو کتاب شعر قبیله قریش و ثقیف را مطالعه می‌کند.
[۸۱] ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۹۴.
[۸۲] ناصرالدین اسد، مصادرالشعر الجاهلی و قیمتها التاریخیة، ج۱، ص۱۵۷ـ۱۶۰.
همچنین حماد معلقات سبع را گردآوری کرده است.
[۸۳] ابن‌انباری، نزهة‌الالباء فی طبقات الادباء، ج۱، ص۳۵.
با این حال، جالب توجه است که در کتب متقدم‌تر نظیر الفهرست ، مراتب‌النحوییّن و خصوصا الاغانی ، که شرح‌حال مبسوط و حکایات بسیاری از حماد آورده است، کوچک‌ترین اشاره‌ای به‌این امر نشده است. به‌گفته اصمعی، عمده اشعاری که از امرؤالقیس باقی‌مانده است به روایتِ حماد است.
[۸۵] عبدالواحدبن علی ابوالطیب لغوی، مراتب‌النحویین، ج۱، ص۸۶.
[۸۶] عبدالرحمان‌بن ابی‌بکر سیوطی، المزهر فی علوم اللغة و انواعها، ج۲، ص۴۰۶.


← خلف احمر


خلف احمر بیشترین روایتها را از حماد اخذ کرده بود و از این‌رو پس از مرگ حماد جانشین وی شد.
[۸۷] صفدی، ج۱۳، ص۳۵۵.
[۸۸] عبدالرحمان‌بن ابی‌بکر سیوطی، المزهر فی علوم اللغة و انواعها، ج۲، ص۴۰۳.


فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) ابن‌انباری، نزهة‌الالباء فی طبقات الادباء، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره (۱۳۸۶/ ۱۹۶۷).
(۲) ابن‌جنّی، الخصائص، چاپ محمدعلی نجار، (قاهره ۱۳۷۲ـ۱۳۷۶/۱۹۵۲ـ ۱۹۵۷)، چاپ افست بیروت.
(۳) ابن‌خلّکان.
(۴) ابن‌سلام جُمَحی، طبقات فحول‌الشعراء، چاپ محمود محمد شاکر، (قاهره ۱۹۵۲).
(۵) ابن‌قتیبه، الشعروالشعراء، چاپ احمد محمد شاکر، (قاهره) ۱۳۸۶ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۶ـ۱۹۶۷.
(۶) ابن‌ندیم (تهران).
(۷) عبدالواحدبن علی ابوالطیب لغوی، مراتب‌النحویین، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت ۱۴۲۳/۲۰۰۲.
(۸) ابوالفرج اصفهانی.
(۹) ناصرالدین اسد، مصادرالشعر الجاهلی و قیمتها التاریخیة، بیروت ۱۹۸۸.
(۱۰) اریش براونلیش، «فی مسألة صحة‌الشعرالجاهلی»، در دراسات المستشرقین حول صحة الشعر الجاهلی، ترجمها عن الالمانیة و الانکلیزیة و الفرنسیة عبدالرحمان بدوی، بیروت: دارالعلم للملایین، ۱۹۷۹.
(۱۱) کارل بروکلمان، تاریخ الادب‌العربی، نقله الی العربیة عبدالحلیم نجار، قاهره ۱۹۷۴.
(۱۲) عمروبن بحر جاحظ، کتاب‌الحیوان، چاپ عبدالسلام محمدهارون، مصر (۱۳۸۵ـ۱۳۸۹/ ۱۹۶۵ـ ۱۹۶۹)، چاپ افست بیروت.
(۱۳) یحیی وهیب جبوری، المستشرقون و الشعرالجاهلی بین‌الشک و التوثیق، بیروت ۱۹۹۷.
(۱۴) عبدالرحمان‌بن ابی‌بکر سیوطی، المزهر فی علوم اللغة و انواعها، چاپ محمد احمد جادمولی، علی‌محمد بجاوی، و محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره.
(۱۵) شوقی ضیف، تاریخ الادب العربی، قاهره (۱۹۷۷).
(۱۶) صفدی.
(۱۷) طه حسین، فی‌الادب الجاهلی، قاهره ۱۹۶۸.
(۱۸) علی‌بن حسین علم‌الهدی، امالی المرتضی: غرر الفوائد و درر القلائد، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۷۳/۱۹۵۴.
(۱۹) عمر فروخ، تاریخ الادب‌العربی، بیروت ۱۹۸۵.
(۲۰) دیوید سمیوئل مارگلیوث، «نشأة‌الشعرالعربی»، در دراسات المستشرقین حول صحة الشعرالجاهلی.
(۲۱) محمدبن عمران مرزبانی، المُوَشَّح: مآخذ العلماء علی‌الشعراء فی عِدّة انواع من صناعة‌الشعر، چاپ علی‌محمد بجاوی، مصر ۱۹۶۵.
(۲۲) یاقوت حموی، معجم‌الادباء، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۹۳.
(۲۳) Regis Blachere, Histoire de la litterature arabe, Paris ۱۹۵۲-۱۹۶۶.
(۲۴) Encyclopedia of Arabic literature, ed Julie Scott Meisami and Paul Starkey, London: Routledge, ۱۹۹۸, sv "Hammad al-Rawiya" (by P F Kennedy).
(۲۵) EI۲, sv "Hammad al-Rawiya" (by J W Fuck).

پانویس

[ویرایش]
 
۱. عبدالواحدبن علی ابوالطیب لغوی، مراتب‌النحویین، ج۱، ص۸۶.
۲. ابن‌ندیم (تهران)، ج۱، ص۱۰۴.
۳. ابن‌ندیم (تهران)، ج۱، ص۱۰۴.
۴. عمر فروخ، تاریخ الادب‌العربی، ج۲، ص۸۱، بیروت ۱۹۸۵.
۵. یاقوت حموی، معجم‌الادباء، ج۳، ص۱۲۰۵.    
۶. ابن خلکان، ج۲، ص۲۰۹.    
۷. یاقوت حموی، معجم‌الادباء، ج۳، ص۱۲۰۱ ۱۲۰۲.    
۸. ابن خلکان، ج۲، ص۲۰۶.    
۹. صفدی، ج۱۳، ص۱۳۷.
۱۰. ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۷۰.
۱۱. یاقوت حموی، معجم‌الادباء، ج۳، ص۱۲۰۱ ۱۲۰۲.    
۱۲. ابن خلکان، ج۲، ص۲۰۹.    
۱۳. عمروبن بحر جاحظ، کتاب‌الحیوان، ج۴، ص۴۴۷.
۱۴. ابن‌قتیبه، الشعروالشعراء، ج۲، ص۶۶۳.
۱۵. علی‌بن حسین علم‌الهدی، امالی المرتضی: غرر الفوائد و درر القلائد، ج۱، ص۱۳۱.
۱۶. Regis Blachere, Histoire de la litterature arabe, Paris ۱۹۵۲،۱۹۶۶، ج۱، ص۱۰۳.
۱۷. ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۸۷.
۱۸. ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۷۱.
۱۹. ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۹۲.
۲۰. ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۷۱.
۲۱. ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۷۴ـ۷۸.
۲۲. ابن‌انباری، نزهة‌الالباء فی طبقات الادباء.
۲۳. ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۷۱.
۲۴. ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۷۴ـ۷۸.
۲۵. ابن‌انباری، نزهة‌الالباء فی طبقات الادباء.
۲۶. یاقوت حموی، معجم‌الادباء، ج۳، ص۱۲۰۲۱۲۰۴.    
۲۷. ابن خلکان، ج۲، ص۲۰۹.    
۲۸. ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۸۱ـ۸۲.
۲۹. ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۸۹ـ۹۱.
۳۰. ابوالفرج اصفهانی، ج ۶، ص ۹۳، ابوالفرج اصفهانی
۳۱. محمدبن عمران مرزبانی، المُوَشَّح: مآخذ العلماء علی‌الشعراء فی عِدّة انواع من صناعة‌الشعر، ج۱، ص۳۷۳.
۳۲. Regis Blachere, Histoire de la litterature arabe, Paris ۱۹۵۲،۱۹۶۶، ج۱، ص۱۰۴.
۳۳. ابن‌ندیم (تهران)، ص۱۰۴.
۳۴. یاقوت حموی، معجم‌الادباء، ج۳، ص۱۲۰۵.    
۳۵. ابن خلکان، ج۲، ص۲۰۹.    
۳۶. ابن خلکان، ج۲، ص۲۰۹.    
۳۷. صفدی، ج۱۳، ص۱۴۲.
۳۸. ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۷۳.
۳۹. ابن‌سلام جُمَحی، طبقات فحول‌الشعراء، ج۱، ص۴۰.
۴۰. عبدالواحدبن علی ابوالطیب لغوی، مراتب‌النحویین، ج۱، ص۸۶.
۴۱. ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۷۱ـ۷۳.
۴۲. یاقوت حموی، معجم‌الادباء، ج۳، ص۱۲۰۴،.
۴۳. ابن‌سلام جُمَحی، طبقات فحول‌الشعراء، ج۱، ص۴۱.
۴۴. علی‌بن حسین علم‌الهدی، امالی المرتضی: غرر الفوائد و درر القلائد، ج۱، ص۱۳۲.
۴۵. Regis Blachere, Histoire de la litterature arabe, Paris ۱۹۵۲،۱۹۶۶، ج۱، ص۱۰۴.
۴۶. ابن‌سلام جُمَحی، طبقات فحول‌الشعراء، ج۱، ص۴۱.
۴۷. ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۸۸ـ۹۰.
۴۸. عبدالرحمان‌بن ابی‌بکر سیوطی، المزهر فی علوم اللغة و انواعها، ج۱، ص۱۷۶،.
۴۹. شوقی ضیف، تاریخ الادب العربی، ج۱، ص۱۵۳.
۵۰. طه حسین، فی‌الادب الجاهلی، ج۱، ص۱۶۹.
۵۱. کارل بروکلمان، تاریخ الادب‌العربی، ج۱، ص۲۴۶.
۵۲. عبدالواحدبن علی ابوالطیب لغوی، مراتب‌النحویین، ج۱، ص۸۶.
۵۳. ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۸۹.
۵۴. یاقوت حموی، معجم‌الادباء، ج۳، ص۱۲۰۴،.
۵۵. دیوید سمیوئل مارگلیوث، «نشأة‌الشعرالعربی»، ج۱، ص۱۰۳، در دراسات المستشرقین حول صحة الشعرالجاهلی.
۵۶. Regis Blachere, Histoire de la litterature arabe, Paris ۱۹۵۲،۱۹۶۶، ج۱، ص۱۰۴.
۵۷. ناصرالدین اسد، مصادرالشعر الجاهلی و قیمتها التاریخیة، ج۱، ص۴۴۳.
۵۸. پانویس ۲، Regis Blachere, Histoire de la litterature arabe, Paris ۱۹۵۲-۱۹۶۶، ج۱، ص۱۰۳.
۵۹. ابن‌قتیبه، الشعروالشعراء، ج۱، ص۱۸۱.
۶۰. ابوالفرج اصفهانی، ج۹، ص۱۲۴.
۶۱. ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۹۲.
۶۲. طه حسین، فی‌الادب الجاهلی، ج۱، ص۱۷۱.
۶۳. شوقی ضیف، تاریخ الادب العربی، ج۱، ص۱۵۳.
۶۴. دیوید سمیوئل مارگلیوث، «نشأة‌الشعرالعربی»، ج۱، ص۱۰۲ـ ۱۰۳، در دراسات المستشرقین حول صحة الشعرالجاهلی.
۶۵. یحیی وهیب جبوری، المستشرقون و الشعرالجاهلی بین‌الشک و التوثیق، ج۱، ص۲۹.
۶۶. یحیی وهیب جبوری، المستشرقون و الشعرالجاهلی بین‌الشک و التوثیق، ج۱، ص۳۶.
۶۷. Regis Blachere, Histoire de la litterature arabe, Paris ۱۹۵۲،۱۹۶۶، ج۱، ص۱۰۴.
۶۸. دیوید سمیوئل مارگلیوث، «نشأة‌الشعرالعربی»، ج۱، ص۱۰۲ـ ۱۰۳، در دراسات المستشرقین حول صحة الشعرالجاهلی.
۶۹. ابن‌جنّی، الخصائص، ج۱، ص۳۸۷، چاپ محمدعلی نجار،.
۷۰. یحیی وهیب جبوری، المستشرقون و الشعرالجاهلی بین‌الشک و التوثیق، ج۱، ص۵۰.
۷۱. ناصرالدین اسد، مصادرالشعر الجاهلی و قیمتها التاریخیة، ج۱، ص۱۶۱ـ۱۶۲.
۷۲. دیوید سمیوئل مارگلیوث، «نشأة‌الشعرالعربی»، ج۱، ص۱۰۳، در دراسات المستشرقین حول صحة الشعرالجاهلی.
۷۳. شوقی ضیف، تاریخ الادب العربی، ج۱، ص۱۵۲.
۷۴. اریش براونلیش، «فی مسألة صحة‌الشعرالجاهلی»، ج۱، ص۱۳۵ـ۱۳۶، در دراسات المستشرقین حول صحة الشعر الجاهلی، ترجمها عن الالمانیة و الانکلیزیة و الفرنسیة عبدالرحمان بدوی.
۷۵. ناصرالدین اسد، مصادرالشعر الجاهلی و قیمتها التاریخیة، ج۱، ص۳۶۹ـ۳۷۰.
۷۶. شوقی ضیف، تاریخ الادب العربی، ج۱، ص۱۶۰.
۷۷. عبدالواحدبن علی ابوالطیب لغوی، مراتب‌النحویین، ج۱، ص۸۶.
۷۸. یاقوت حموی، معجم‌الادباء، ج۲، ص۷۹۹.    
۷۹. ابن خلکان، ج۲، ص۲۱۰.    
۸۰. ابن‌ندیم (تهران)، ج۱، ص۱۰۴.
۸۱. ابوالفرج اصفهانی، ج۶، ص۹۴.
۸۲. ناصرالدین اسد، مصادرالشعر الجاهلی و قیمتها التاریخیة، ج۱، ص۱۵۷ـ۱۶۰.
۸۳. ابن‌انباری، نزهة‌الالباء فی طبقات الادباء، ج۱، ص۳۵.
۸۴. یاقوت حموی، معجم‌الادباء، ج۳، ص۱۲۰۴،.    
۸۵. عبدالواحدبن علی ابوالطیب لغوی، مراتب‌النحویین، ج۱، ص۸۶.
۸۶. عبدالرحمان‌بن ابی‌بکر سیوطی، المزهر فی علوم اللغة و انواعها، ج۲، ص۴۰۶.
۸۷. صفدی، ج۱۳، ص۳۵۵.
۸۸. عبدالرحمان‌بن ابی‌بکر سیوطی، المزهر فی علوم اللغة و انواعها، ج۲، ص۴۰۳.


منبع

[ویرایش]

دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «حماد راویه»، شماره ۶۴۶۸.    



جعبه ابزار