دهان

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



دهان:از اعضاى بدن است .به اوّلین قسمت دستگاه گوارش؛ شامل لب ها،
زبانزبان، عضوی از اعضای بدن انسان است که قدرت حرف زدن را به او می دهد
، دندان ها و غدد بزاقى، دهان گویند.


کاربرد فقهی



از
احکام\'\'\'احکام\'\'\' به مجموعه دستورالعمل‌هایی گفته می‌شود که یک دین برای پیروان خود وضع می‌کند
دهان، در باب هاى ، ، ،
حجحج یکی از فروع دین است
و
تجارتتجارت به معانی خرید و فروش، مطلق کسب و داد و ستد، داد و ستد به قصد سود بردن است
سخن رفته است.

احکام دهان




← دهان و طهارت


۱) بنابر قول به شدنِ درون اعضا (بواطن) نظیر دهان، اگر دهان بر اثر ملاقات با یا متنجس ، شود، با
زوالزوال‏ هم به معنی متمایل شدن وهم به معنی زایل شدن است
عین نجاست به سبب بلعیدن آن، پاك مى‌گردد. البته فروبردن نجس در صورتى كه در
آببه آنچه آب نامیده شود، هر چند به طور مَجاز آب گفته می‌شود
دهان مستهلک نشود،
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
است.
[۱] العروة الوثقىٰ،ج ۱، ص ۲۷۶.
[۲] التنقیح (الطهارة)،ج ۳، ص ۲۵۰ تا ۲۵۲.

۲)قرار دادن نگین عقیق، كه بر آن، به
توحیداعتقاد به یگانگی خداوند و نفی هرگونه شریک برای او را توحید گویند
،
نبوّتاصل نَبُوّت، یعنی باور به اینکه خدا برای رساندن سخن خود به انسان، پیامبرانی را از میان خود آنان برگزیده‌است
و
امامتامامت رهبری امت اسلامی پس از پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) ==پنج محوردر بحث امامت== مباحث امامت بر پنج محور کلی استوار است: ۱
نوشته شده، در دهان
میّتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
و بستن دهان او پس از مرگش و نیز نزدیك كردن
تلقینالقای کلام به دیگری را تَلقین گویند و از این عنوان در بابهای طهارت، تجارت، لعان، اقرار و قضاء سخن رفته است
كننده دهان خود را به گوش هاى
میّتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
،هنگام
تلقینالقای کلام به دیگری را تَلقین گویند و از این عنوان در بابهای طهارت، تجارت، لعان، اقرار و قضاء سخن رفته است
، است .

← دهان و صلاة


۱)كسى كه به سبب خوردن
سیرسیر به گیاهى معروف گفته می شود
و پیاز و مانند آن، دهانش بو مى‌دهد، در حدّى كه بوى بد آن دیگران را مى‌آزارد،
مکروهمکروه امری است که راجح الترک باشد
است به
مسجدیکی ار مکان‌های مقدس اسلامی، مسجد است
برود.
[۷] توضیح المسائل مراجع،ج ۱، ص ۵۰۸ م ۹۱۵.

۲)بنابر مشهور، بستن دهان با دهان بند در
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
، در صورتى كه مانع خواندن نگردد براى مرد،
مکروهمکروه امری است که راجح الترک باشد
است.

← دهان و صوم


۱)فروبردن اخلاط بینی اگر وارد فضاى دهان نشود
روزهخودداری (امساک) از مفطرات در روز به قصد تقرب به خدا را روزه گویند
را
باطلباطل در لغت، قرآن و حدیث، اسم فاعل از بطلان است و دارای مفهوم تقابلی «ضد حق» است که در قرآن، حدیث، علوم بلاغی، منطق، فلسفه، فقه، اصول فقه، کلام و عرفان بسیار به کار رفته است
نمى‌ كند.
۲)در
بطلانبطلان(فساد) مقابل صحّت است
روزهخودداری (امساک) از مفطرات در روز به قصد تقرب به خدا را روزه گویند
با فروبردن اخلاط
بینی‌بينى عضو داراى حسّ بويايى است که از آن در بابهاى طهارت، صلات، قصاص و دیات سخن رفته است
پس از ورود به فضاى دهان،اختلاف است.
[۹] جواهر الكلام،ج ۱۶، ص ۲۹۷ تا ۳۰۰.

۳)خون آلود كردن دهان به سبب كشیدن
دنداندندان‏ از اعضای بدن هست که در دهان قرار دارد
و مانند آن براى
روزهخودداری (امساک) از مفطرات در روز به قصد تقرب به خدا را روزه گویند
،دار
مکروهمکروه امری است که راجح الترک باشد
است.
[۱۱] توضیح المسائل مراجع،ج ۱، ص ۹۲۵ م ۱۶۵۷.


← دهان و حج


خوش‌ بو كردن دهان با جویدن
اذخراذخر (به کسر الف و کسر و فتح خا) گیاهی خوش‌بوست که در فارسی کوم نامیده می‌شود
هنگام دخول
حرمحَرَم، محدوده‌ای پیرامون اماکن مقدّس اسلامی، به ویژه کعبه می‌باشد
مکّهمَکّه نام شهری است در کشور پادشاهی عربستان سعودی واقع در شبه جزیره عربستان که اعمال حج در آن انجام می‌شود
و مسجدالحرام، است.

← دهان و تجارت


بنا به
تصریحتصریح به آن نوع سخن گفتنى اطلاق مى‏شود که در آن احتمال خلاف ظاهر لفظ نمى‏رود
برخى، بوى بد دهان ، كه ناشى از بیمارى باشد ،عیب به شمار مى‌رود و موجب ثبوت
خیارخیار از الفاظی است که در بیع کاربرد زیادی دارد
براى خریدار است و او مى‌ تواند معامله را
فسخ فسخ در لغت به معنای نقض، زایل گردانیدن، تباه كردن و شكستن آمده است
كند یا نموده و
ارشارش مال پرداختی برای جبران خسارت مالی يا بدنی را گویند
بگیرد.

پانویس


 
۱. العروة الوثقىٰ،ج ۱، ص ۲۷۶.
۲. التنقیح (الطهارة)،ج ۳، ص ۲۵۰ تا ۲۵۲.
۳. العروة الوثقیٰ،ج ۲، ص ۱۲۴.    
۴. جواهر الکلام،ج ۴، ص ۲۳.    
۵. العروة الوثقیٰ،ج ۲، ص ۱۲۰.    
۶. جواهر الکلام،ج ۱۴، ص ۱۲۵.    
۷. توضیح المسائل مراجع،ج ۱، ص ۵۰۸ م ۹۱۵.
۸. جواهر الکلام،ج ۸، ص ۲۵۳ تا ۲۵۵.    
۹. جواهر الكلام،ج ۱۶، ص ۲۹۷ تا ۳۰۰.
۱۰. العروة الوثقیٰ،ج ۳، ص ۵۸۸.    
۱۱. توضیح المسائل مراجع،ج ۱، ص ۹۲۵ م ۱۶۵۷.
۱۲. جواهر الکلام،ج ۱۹، ص ۲۸۱.    
۱۳. جواهر الکلام،ج ۲۳، ص ۲۳۶.    
۱۴. جواهر الکلام،ج۲۳، ص ۲۶۰.    


منبع



فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج‌۳، ص۶۷۰ تا‌۶۷۱    



جعبه ابزار