• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

آراء فقها در مسأله شناسایی (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف







آراء فقها در مسأله شناسایى، در فقه اسلامی بحث مستقلی با عنوان «شناسایی دولت‌ها» به معنای حقوقی آن مطرح نشده است، اما آثار و لوازم آن در مباحث فقه سیاسی مورد توجه قرار گرفته است.
فقها مسئله شناسایی را در چارچوب روابط صلح‌آمیز، از جمله مناسبات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و انعقاد قراردادهایی مانند صلح، مهادنه، موادعه، ذمه و استیمان بررسی کرده‌اند.
این قراردادها به‌ طور ضمنی پذیرش صلاحیت طرف غیرمسلمان برای برقراری رابطه و انعقاد توافق را نشان می‌دهد، هرچند لزوماً به معنای پذیرش مشروعیت سیاسی آن نیست.
در وضعیت جنگ نیز نوعی شناسایی حداقلی از طریق پذیرش وجود و امکان مذاکره و انعقاد توافق با دشمن مفروض گرفته می‌شود.
از این رو بررسی مفهوم شناسایی در فقه سیاسی اسلام در پیوند با انواع روابط میان مسلمانان و غیرمسلمانان و تقسیم‌بندی جغرافیای سیاسی جهان در فقه انجام می‌گیرد.



فقها به طور صريح بحثى را تحت عنوان «شناسایى» - به مفهوم حقوقى آن - مطرح نكرده‌اند، ولى آن‌چه را كه در زمينه آثار اين مسئله حقوقى قابل بحث بوده، فروگذار ننموده‌اند.
شناسایى دولت‌ها از ابعاد مختلف، در دو حالت صلح و جنگ قابل بحث است.

۱.۱ - در حالت صلح

• الف - شناسایى به لحاظ مشروعيت دادن و يا قبول مشروعيت نظام حاكم در يک كشور؛
• ب - شناسایى به لحاظ ايجاد و استمرار رابطه صلح‌آميز و مناسبات سياسى و ديپلماسى؛
• ج - شناسایى به لحاظ ايجاد و استمرار روابط اقتصادى؛
• د - شناسایى به لحاظ ايجاد و استمرار روابط فرهنگى.
در سه مورد اخير ممكن است مسئله مشروعيت دادن به دولت و يا قبول مشروعيت آن مطرح نباشد، ولى در هر حال، از آن‌جا كه اين روابط ممكن است به مناسبات و عقد قراردادهاى مختلف بيانجامد، اعطاى نوعى صلاحيت و يا اذعان به آن، ملزوم هر نوع رابطه صلح‌آميز مى‌باشد، ولى اين نوع صلاحيت هرگز به معنى اعطاى مشروعيت و يا قبول آن نيست.
فقها وقتى بحث از مسائلى چون «موادعه»، «مهادنه»، «صلح»، «محايده»، «ذمه»، «استيمان» و نظایر آن به ميان مى‌آورند، مفهوم آن با توجه به مفاد اين عناوين، آن است كه به طور ضمنى صلاحيت بيگانگان براى طرف واقع شدن در اين امور را پذيرفته‌اند.
به تعبير ديگر وقتى پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) با يهوديان مدینه قرارداد اتحاد ملى مى‌بندد
[۱] حمیدالله، محمد، مكاتب الرسول، ج۱، ص۲۴۱.
و با مشركين كه در جريان حدیبیه قرارداد متاركه جنگ را امضاء مى‌كند و در موارد ديگر قراردادهاى سياسى، اقتصادى و فرهنگى منعقد مى‌نمايد، مفهوم اين عمل آن است كه صلاحيت طرف مقابل براى امضاء اين قراردادها و دست كم براى ايجاد و استمرار اين نوع روابط مورد تأييد قرار گرفته است.

۱.۲ - در حالت جنگ

حالت جنگ نيز بدون نوعى شناسایى قابل طرح نيست.
نهايت اين‌كه شناسایی در اين حالت بسيار رقيق و صرفاً به معنى اذعان به وجود خارجى طرف مقابل مى‌باشد، زيرا اگر چنين اذعانى نباشد، بى‌شک جنگ هيچ مفهوم معقولى نخواهد داشت.
به علاوه در اثناء جنگ گفتگوهایى مستقيم و غيرمستقيم انجام مى‌گيرد و احياناً توافق‌ها و قراردادهایى بسته مى‌شود كه خواه‌ناخواه متضمن قبول نوعى صلاحيت مى‌باشد.
وقتى فقها از مشروعيت گفتگو با دشمن و يا جواز امضاء موافقتنامه با دولت در حال جنگ را مطرح مى‌كنند، ناگزير به مفهوم آن است كه دشمن از چنين صلاحيتى برخوردار مى‌باشد.
براى بررسى مسأله شناسایى از ديد فقه سياسى، بايد آن را در رابطه با انواع مختلف روابط و مناسباتى مطرح نمود كه فقه از آن‌ها بحث كرده است و به عبارت ديگر اين مسأله را با توجه به تقسيم‌بندى جغرافياى سياسى جهان از ديدگاه فقه، بايد مورد بررسى قرار داد.


عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۳، ص۳۶۲-۳۶۴.    






جعبه ابزار