احد سرد رودی (شعر عاشورایی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
احد سردرودی (سالک)، متولد ۱۳۴۷ سردرود
تبریز، از دوره دبیرستان
شعر را آغاز کرد.
با انجمنهای ادبی و رسانهها همکاری داشته و بیشتر به سرودن
غزل گرایش دارد.
احد سردرودی فرزند علیاکبر متخلّص به
«سالک» در سال ۱۳۴۷ ه. ش در
«سردرود» از توابع تبریز به دنیا آمد تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در تبریز طی کرد و مقدمات دروس حوزوی را در
تهران فراگرفت.
از دوره دبیرستان به طور جدی سرودن
شعر را آغاز نمود و با نزدیکی و همکاری با انجمنهای ادبی آن را جدیتر دنبال کرد.
همکاریهایی نیز با مطبوعات و صدا و سیما و ارگانها نیز در کارنامهی فعالیتهای وی به چشم میخورد.
سردرودی به سرودن
غزل بیش از سایر گونههای شعر از خود علاقه نشان میدهد.
در ادامه، نمونههایی از سرودههای او آمده است.
| از ساغر آفریدند روزی که تیغ ما را • • • • • میخانه نام کردیم صحرای کربلا را | | |
| در این حرم به غیر از طوفان نمینهد پا • • • • • اینجا نمیگذارند، داخل شود صبا را | | |
| جایی که میرباید دل را نگاه سرخش • • • • • اینجا، بگو که زاهد بر سر کشد عبا را | | |
| جایی که تا رسیدن صد کوفه پیش رو هست • • • • • باید گذشت از سر، باید گذاشت پا را | | |
| جایی که میکشانند آیینه را به زنجیر • • • • • بندد به روی دریا، شمشیر، آبها را | | |
| دیدند چرخ میزد در زیر تیغ سرمست • • • • • نوشاند تا که ساقی خم خانهی بلا را | | |
| آه از دمی که خورشید افتاد از نفس، دید • • • • • خفاشها گرفتند در یک نگه سما را | | |
| میروید از زمین سر، «سالک» به یک تجلّی • • • • • موسی کجاست بیند سینای نینوا را | | |
| | |
•
محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۲، ص۱۶۴۹.