• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

اخلاق اخروی خام

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



آثار مثبت توجه به معاد و آثار منفی فراموشی آن در بعضی از جوامع بشری، دین و اعتقادات دینی را مقوله ای جدا از زندگی انسان در دنیا گرفته اند و امور دینی را مسائلی شخصی و رابطه فردی انسان با معبود تلقی کرده اند و حال آن که بنابر اندیشه و اعتقاد اسلامی، ایمان به خدا و روز قیامت در زندگی معمولی انسان نقش غیر قابل انکار دارد. اصولاً بر اساس این عقاید، زندگی معنا، مفهوم، هدف، شکل و چارچوب ویژه ای پیدا می کند که تفاوت های اصولی و بنیادی با نوع زندگی انسان هایی دارد که دارای چنین عقیده ای نیستند از جمله:
الف) تفاوت در بینش ها
با وجود ایمان به معاد، زندگی هدف دار می شود و همه اعمال و رفتار انسان مومن به معاد به سوی تامین معاد، جهت می یابد. در حالی که انسان غیر مومن به معاد، هدفی را برای مجموعه زندگی خود نمی یابد و زندگی برای او هدف دار، جهت دار و معنی دار نیست. او برای رفتار خود چارچوبی نمی شناسد، هر گونه خواست و اراده کرد و دوست داشت عمل می کند یا حتی رفتار خود را مطابق دلخواه بدون احساس محدودیت، تغییر می دهد. قرآن در این باره می فرماید: «بَلْ یُرِیدُ الْإِنسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ یَسْأَلُ أَیَّانَ یَوْمُ الْقِیَامَهِ».[۱]    
بلکه انسان می خواهد در پیش روی خود، راه را باز کند (مانعی برای آن چه می خواهد انجام دهد نبیند) از این رو نسبت به قیامت اظهار تردید کرده و می پرسد قیامت کی خواهد بود؟!
هم چنین ایمان به معاد نگاه به زندگی دنیا را نگاه به مرحله ای مقدماتی، گذرا و ناپایدار می سازد و مومن به معاد خود را در حال فراهم کردن توشه و لوازم زندگی ابدی و جاودانی برای پس از مرگ می شمارد و حال آن که منکر معاد زندگی را منحصر به دنیا و دنیا را همه دوره حیات خود می پندارد. زندگی برای او همین مدت محدود، همراه با همه رنج ها، سختی ها و مشکلات گوناگون است. از این رو، افسردگی، نا امیدی، اضطراب روانی، بلا تکلیفی، احساس پوچی و بی هدفی بر این گونه زندگی سایه می افکند و اگر رو به لذت های ناپایدار آن می آورد، به دلیل این است که در میان این همه ناکامی های زندگی دنیا، دمی لذت غنیمت است و در واقع روی آوردن به قمار، شراب و شهوات جنسی یک نوع خود فریب دادن و سرگرم شدن است تا این عمر محدود به پایان پذیر بی هدف، به هر جهت بگذرد.
در صورتی که ایمان به معاد، زندگی دنیا را مقدمه ای بر آخرت قرار می دهد که فرد باید در این مزرعه بذری بیفشاند و تا کی بنشاند تا از ثمره کار خود در زندگی بی پایان آخرت، بهره مند شود. در این دیدگاه همه چیز، ابزار رشد، کمال و ترقی انسان می شود و زندگی پر نشاط و امید آفرین خواهد بود.
ب) در بعد اقتصادی
اعتقاد به معاد در زندگی، آثار و نتایج فراوانی را پدید می آورد. از جمله، شکل گرفتن فعالیت های اقتصادی انسان در چارچوب احکام شریعت است. مومن به معاد می داند از هر درآمدی از او پرسیده می شود که از چه راهی بدست آمده و در چه راهی مصرف گردیده است. پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وآله و سلم ـ فرمود: «لا یزول قدم عبد یوم القیامه حتّی یسأل عن اربع ... و عن ماله مما اکتسبه و فیما أنفقه».[۲]    
بنده در روز قیامت، قدم از قدم بر نمی دارد تا از چهار چیز مورد سوال واقع شود ... و از مالش که آن را از چه راهی بدست آورده و در چه راهی خرج نموده است.
و تجاوز و تصرف در مال دیگران پایان می پذیرد؛ زیرا کیفر الهی را به دنبال دارد. بویژه دست درازی به مال یتیمان موقوف می گردد چون هر که مال یتیمی را بخورد آتشی فرو خورده است و به دوزخ افکنده خواهد شد، چنان که امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید: «اگر کسی به اندازه دو درهم (که بسیار ناچیز است) از مال یتیم را غصب کند، مجازات او آتش است».[۳]    
تاثیر دیگر اعتقاد به معاد، جلوگیری از کم فروشی و فریب دادن مشتریان در بازار تجارت است. قرآن در این زمینه می فرماید: «وَیْلٌ لِّلْمُطَفِّفِینَ (۱) الَّذِینَ إِذَا اکتَالُواْ عَلَى النَّاسِ یَسْتَوْفُونَ (۲) وَإِذَا کالُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ یُخْسِرُونَ (۳) أَلَا یَظُنُّ أُولَئِک أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ (۴) لِیَوْمٍ عَظِیمٍ؛[۴]     وای بر کم فروشان! آنان که وقتی برای خود پیمانه می کنند، حق خود را به طور کامل می گیرند؛ اما هنگامی که می خواهند برای دیگران پیمانه یا وزن کنند، کم می گذارند! آیا آن ها گمان نمی کنند که در روزی بزرگ برانگیخته می شوند».
به طور کلی، جامعه ای که معتقد به روز جزا و پاداش است، گرفتار آرزوهای دور و دراز، اعمال زشت و ناپسند نخواهد شد؛ روابط اقتصادی سالمی خواهد داشت و به ارحام و مستضعفان کمک خواهد نمود.
در مقابل، کسانی هستند که تنها زندگی دنیا را هدف نهایی خویش می دانند مال و ثروت را اصیل دانسته و داشتن آن را سعادت بزرگ و واقعی می پندارند. تعدادی از اینان، گروهی از قوم حضرت موسی ـ علیه السلام ـ بودند و همین عقیده خود را هنگامی که قارون به میان مردم آمد ابراز داشتند و گفتند: «یَا لَیْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِیَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ؛[۵]     ای کاش، مانند آن چه به قارون داده شده برای ما هم بود؛ همانا او بهره بزرگی از ثروت را داراست».
لیکن مومنان بنی اسرائیل که معتقد به مبدأ و معاد بودند و بینشی صحیح نسبت به مسائل داشته و مال و ثروت را امری فرعی می شمردند، خطاب به آنان گفتند: «وَیْلَکمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَیْرٌ لِّمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلَا یُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ؛[۶]     وای بر شما! پاداش خدا بهتر است برای کسی که ایمان آورده و عمل شایسته انجام دهد و جز صابران، بدین ثواب کسی نائل نمی شود».
قرآن مجید با صراحت، انکار مبدأ و معاد را مایه کشته شدن عواطف انسانی می شمرد تا آن جا که منکران معاد در برابر افراد یتیم، سنگدل می شوند و از آنان دستگیری نمی کنند: «أَرَأَیْتَ الَّذِی یُکذِّبُ بِالدِّینِ (۱) فَذَلِک الَّذِی یَدُعُّ الْیَتِیمَ (۲) وَلَا یَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْکینِ؛[۷]     آیا کسی که روز جزا را پیوسته انکار می کند دیدی؟ او همان کسی است که یتیم را با خشونت می راند و (دیگران را) به اطعام مسکین تشویق نمی کند!».
بنابر این عامل اصلی که بتواند تلاش های انسان ها را در جهت صحیح سوق دهد، ایمان به معاد و ترس از انتقام الهی و جهنّم است و طبق آیه قرآن تنها افراد متجاوز و گنهکار روز قیامت را انکار می کنند: «وَمَا یُکذِّبُ بِهِ إِلَّا کلُّ مُعْتَدٍ أَثِیمٍ؛[۸]     روز جزا را تکذیب نکند، مگر هر تجاوزگر گناهکار».
ج) در مسائل نظامی
انسان های با ایمان معتقدند که اگر در راه خدا کشته شوند، نابود نمی شوند و هر کوششی که با جان و مال خود می کنند به هدر نمی رود و اگر دشمن را بکشند حیاتی جدید پیدا کرده، از زیر بار جور و ستم خارج می شوند و اگر کشته شوند به زندگی حقیقی رسیده اند، پس در هر صورت موفق و پیروزند.[۹]     بلکه مومنان معتقدند در بهشت درجه ای است که جز با شهادت به آن نمی توان دست یافت؛ هم چنین، انتقال از دوره ای همراه مصیبت و گرفتاری، از دست رفتن نعمت ها و تحمل کمبود ها و بیماری ها است، به دوره دیگر که پر نعمت و بی بلا و مصیبت و در عین حال جاودانی است. برای مومن انتقال از چنان دوره ای به چنین دوره ای نه تنها ناخرسند کننده نیست؛ بلکه بسیار عاشقانه و مشتاقانه است.[۱۰]     اثر چنین تفکری در صحنه جهاد و مبارزه با دشمنان، این است که عرصه جنگ (هم چون یاران حسین ـ علیه السلام ـ ) بر ایشان چون حجله عروسی، محبوب می گردد. تاریخ اسلام پر است از صحنه های جان فدایی رزمندگان جبهه حقّ؛ حرکت های عاشقانه آنان در صحنه های نبرد نسبت به شهادت، بگونه ای بوده که ترس از مرگ در نظر آنان مطرح نبوده و با همین روحیه شکست را به دشمن تحمیل می کرده اند و عده کمی بر عده بسیار، پیروز شده اند.
قرآن می گوید: «قَالَ الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُو اللّهِ کم مِّن فِئَهٍ قَلِیلَهٍ غَلَبَتْ فِئَهً کثِیرَهً بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ؛[۱۱]     آنها که یقین داشتند به پیشگاه پروردگار خویش می روند گفتند: چه بسیار شده که گروهی اندک به خواسته خدا بر گروهی بسیار، غلبه کرده اند و خداوند با صابران است».
دسته دیگر از لشکر طالوت که این اعتقاد را نداشتند، گفتند: «لاَ طَاقَهَ لَنَا الْیَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنودِهِ؛[۱۲]     ما امروز، طاقت و توان (مقابله) با جالوت و سپاهیانش را نداریم».
د) در مسائل اجتماعی ـ سیاسی
انسان با زندگی اجتماعی می تواند به خواسته های خویش دست یابد و بناچار، برای ایجاد روابط اجتماعی صحیح، نیاز به قانون دارد و اگر چنین اضطراری نباشد، روابط اجتماعی درستی بین انسان ها برقرار نخواهد شد و هر کس و گروهی سعی می کند منافع جامعه را، به خود اختصاص دهد؛ لیکن مهم اینجاست که اگر ایمان به مبدأ و معاد نباشد خود همین قوانین ضمانت اجرایی نخواهد داشت و سیاستی انسانی، اتخاذ نخواهد شد و اگر باشد، بسیار کم رنگ است. خداوند به نحو اکید و لزوم، خواستار عدالت فردی و اجتماعی، حفظ وحدت و عدم ظلم و تعدّی بر یکدیگر است و در قرآن می فرماید:
«إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِیتَاء ذِی الْقُرْبَى وَیَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکرِ وَالْبَغْیِ یَعِظُکمْ لَعَلَّکمْ تَذَکرُونَ؛[۱۳]     خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان فرمان می دهد و از فحشا و منکر و ستم نهی می کند؛ خداوند به شما اندرز می دهد، شاید متذکّر شوید».
بر این اساس، باید افراد جامعه، جز خوبی به هم روا ندارند و از ارتکاب جرم کناره جویی نمایند؛ با هر یک از افراد به گونه ای رفتار شود که مستحق آن است و در جایی نهاده شود که سزاوار آن است و در نتیجه جامعه ای مستقل، یک پارچه و منسجم ایجاد می شود و وضع افراد بیچاره و درمانده اصلاح می گردد و این نتیجه ایمان به مبدأ و معاد است.
صحت این ادّعا در غالب جوامع بشری مشهود است و همواره برای منکر معاد، دست یافتن به قدرت هدف است. از این رو، برای رسیدن به آن فساد و خونریزی می کند و خواسته های خود را بر ضعیفان تحمیل می نماید.
قرآن در این زمینه می فرماید: «تِلْک الدَّارُ الْآخِرَهُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا؛[۱۴]     آن سرای آخرت را (تنها) برای کسانی قرار می دهیم که اراده برتری جویی و فساد در زمین را ندارند».
برای مومن به قیامت و رستاخیز، دست یافتن به قدرت هدف نیست، بلکه اگر به آن دست یابد، آن را وسیله تأمین آخرت خود و دیگران خواهد نمود.
حضرت علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: «اجعل نفسک میزاناً فیما بینک و بین غیرک ... و لا تظلم کما لا تحبّ أن تظلم ... و ارض من النّاس بما ترضاه لهم من نفسک؛[۱۵]     در آن چه بین تو ودیگری است خود را میزان قرار ده ... و ستم نکن چنان چه نمی خواهی به تو ستم شود .... و از مردم راضی باش به آن چه که تو خشنود می شوی برای آن ها از جانب خود».
بنابر این، ادای حقّ، ایجاد عدالت در جامعه، ثبات حکومت، یاری نمودن مظلومان، مبارزه با ستمگران و به طور کلّی، اطاعت از قوانین دینی و الهی، نتیجه ایمان حقیقتی است و هر اندازه اعتقاد انسان ها کامل تر باشد، عمل به دستورات اسلام بیشتر است و ثمره آن، اجتماعی سالم و مترقّی خواهد بود و انواع ستم ها و جنایت ها، نتیجه نداشتن ایمان به خدا و معاد است و در همین راستا، نقش مهم و اساسی اعتقاد به رستاخیز، نمایان می شود.
[۱۶]     . قیامت / ۵.
[۱۷]     . بحار الانوار، ج ۲۷، ص ۱۳۴، چاپ ایران.
[۱۸]     . تفسیر برهان، ذیل آیه دهم از سوره نساء، اقتباس.
[۱۹]     . مطففین / ۱ـ ۵.
[۲۰]     . قصص / ۷۹.
[۲۱]     . همان / ۸۰.
[۲۲]     . ماعون / ۱ ـ ۳.
[۲۳]     . مطففین / ۱۲.
[۲۴]     . مفاد آیه ۵۲ از سوره توبه.
[۲۵]     . «به خدا قسم فرزند ابی طالب ـ علیه السلام ـ به مرگ مأنوس تر است از طفل به پستان مادرش». نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه ۵، ص۵۷، انتشارات فیض
مرگ اگر مرد است گو پیش من آی تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
من ز او عمری ستانم جاودان او ز من دلقی ستاند رنگ رنگ
[۲۶]     . بقره / ۲۴۹.
[۲۷]     . همان.
[۲۸]     . نحل / ۹۰.
[۲۹]     . قصص / ۸۳.
[۳۰]     . نهج البلاغه، فیض الاسلام، نامه ۳۱، ص ۹۲۱.



جعبه ابزار