• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

استراق سمع در قرآن

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



دزدیده گوش‌دادن به سخن‌کسی را استراق سمع گویند.



استراق مصدر ثلاثی مزید (باب افتعال) از ریشه (س‌ر‌ق) به معنای گرفتن چیزی از صاحبش بدون داشتن حق و به‌صورت مخفیانه و با قصد و اختیار است
[۱] التحقیق، ج‌۵، ص‌۱۱۲، «سرق».
و «سَمع» مصدر ثلاثی مجرد به معنای ادراک کردن صداها
[۲] التحقیق، ج‌۵، ص‌۲۰۸، «سمع».
یا مسموع
[۳] مجمع البیان، ج‌۶، ص‌۵۱۰.
است.


ترکیب استراق سمع به معنای گوش دادن به سخن کسی به‌صورت مخفیانه است.
[۵] لغت‌نامه، ج۲، ص۸۱۱، «استراق».
این ترکیب، از آیه‌ای در قرآن گرفته شده که در آن از استراق سمع شیاطین سخن به میان آمده است: «إلاّ من استرق السّمع...».


دزدیده گوش دادن در فرهنگ اسلامی ، در دو مورد به‌کار می‌رود:
۱. درباره انسانها که عملی ناپسند و ممنوع است و ممنوعیت آن از برخی آیات استفاده می‌شود.
۲. درباره شیاطین و جنیان که در قرآن، بیشتر به این نوع استراق سمع پرداخته شده و مسئله حفظ آسمانها از آن‌ها و راندنشان با شهاب در ۵ سوره و ۹ آیه قرآن آمده است. این بحث از مباحث مشکلی است که جوانب آن در سخن مفسران به روشنی مطرح نشده و بر این اساس، نتیجه‌گیری از آرا و اظهار نظر قطعی و نهایی درباره آن آسان به نظر نمی‌رسد. برخی گفته‌اند: شناختن حقیقت شیطان و چگونگی استراق سمع و آنچه او استراق سمع می‌کند، همگی از علوم غیبی است که انسانهای معمولی جز از طریق آیات و روایات راهی به فهم آن‌ها ندارند.
[۱۰] فی ظلال القرآن، ج‌۴، ص‌۲۱-۳۳.
استراق سمع در اصطلاح سیاسی به معنای جاسوسی ، از طریق نصب برخی گیرنده‌ها برای شنود یا ثبت و ضبط مذاکرات خصوصی یا محرمانه است.
[۱۱] فرهنگ علوم سیاسی، ص‌۴۶.



قرآن، تجسّس را عملی زشت و ناروا دانسته و از آن نهی ‌کرده است: «... ‌ولاتجسّسوا...»، یکی از مصادیق تجسّس، دزدیده گوش‌دادن به سخن دیگران دانسته شده‌است.
[۱۳] تفسیرقرطبی، ج۱۶، ص۲۱۷.

از برخی آیات دیگر استفاده می‌شود که گوش فرادادن به هر چیزی جایز نیست، بلکه گاهی ممنوع است و استراق سمع از موارد ممنوع شمرده می‌شود:«... اِنَّ السَّمعَ والبَصَرَ والفُؤادَ کُلُّ اُولئِکَ کانَ عَنهُ مَسولا». در حدیثی از امام صادق (علیه‌السلام) آمده است: اگر کسی به سخن گروهی بدون رضایت آن‌ها گوش دهد در روز قیامت در دو گوش وی سرب داغ ریخته می‌شود. البته تجسس و استراق سمع، در مواردی جایز، و گاهی نیز واجب است.
[۱۷] لزوم وزارت اطلاعات، ص۱۴۶-‌۱۵۳.



در آیاتی چند از استراق سمع شیاطین و جنیان به گفتوگوی فرشتگان و رانده شدن آن‌ها به وسیله شهابها سخن رفته است: «اِلاّ مَن خَطِفَ الخَطفَةَ فَاَتبَعَهُ شِهابٌ ثاقِب». در مورد چگونگی استراق سمع شیاطین و رانده شدن آن‌ها با شهابها، برخی مفسران وجوهی را ذکر کرده‌اند. آن وجوه، بر این نظریه مبتنی است که افلاکی زمین را احاطه کرده و فرشتگانی در آن‌ها ساکن‌اند و آن فلکها دارای درهایی است که تنها از آن طریق‌می‌توان به افلاک نفوذ کرد و در آسمان اوّل گروهی از فرشتگان وجود دارند که در دستهایشان شهابهایی است که با آن، شیاطینِ استراق سمع کننده را هدف قرار می‌دهند.


امروزه بطلان نظریّه افلاک آشکار شده است، بنابراین، احتمال دارد این‌گونه بیانات قرآنی از باب مَثَل باشد که در آن، حقایق خارج از حسّ، به‌صورت محسوس بیان شده تا برای انسانها قابل فهم باشد و مقصود از آسمانی که مسکن فرشتگان است جهانی ملکوتی است و مقصودِ آیات این است که هرگاه شیاطین برای شنیدن سخنان فرشتگان به آن عالم ملکوتی نزدیک شوند تا اسرار هستی و حوادث آینده را کشف کنند با نور ملکوت که شیاطین تحمّل آن را ندارند رانده می‌شوند یا منظور این است که هرگاه شیاطین قصد مشتبه ساختن حق را داشته باشند، فرشتگان آن‌ها را به وسیله حق می‌رانند. مؤیّد این کلام آن است که خداوند قبل از این آیات، ابتدا به ملائکه وحی، سوگند یاد کرده و به حفظ وحی به وسیله فرشتگان اشاره نموده است. «و حِفظًا مِن کُلِّ شَیطن مارِد» و بیان داشته که‌شیاطین از شنیدن سخنان ملأ‌ اعلی که همان فرشتگان گرامی هستند منع شده‌اند و از هر سو هدف قرار گرفته و به عقب رانده می‌شوند: «لا یَسَّمّعونَ إِلَی المَلإ الأعلی و یُقذَفونَ مِن کُلِّ جَانِب»


طنطاوی در ذیل آیه ۱۸ می‌گوید: انس و جن همواره خواستار کشف مجهولات عالم، اعمّ از زمینی و آسمانی بوده و هستند، ولی همان‌گونه که اسرار عالم ظاهر را بدون تهیه مقدمات نمی‌توان کشف کرد، کشف اسرار عالم بالا نیز به مقدماتی خاص نیاز دارد و آن ارتقای روح انسانی و روح جنّی است، پس اگر جن و انس، بدون تهیه اسباب مناسب، برای کشف اسرار عالم فرشتگان دست به‌کار شوند، هیچ‌گاه به نتیجه نخواهند رسید و آیات ۱۷-‌۱۸ حجر، شکست شیاطین را در این زمینه بیان می‌کند تا عبرتی برای انسانها باشد.
[۲۵] الجواهر، مج‌۴، ج‌۸، ص‌۱۲
آیه ۳۴ الرحمن، نیز که بر اساس آن، جنّ و انس قدرت عبور از مرزهای آسمانها و زمین را جز با نیرویی (فوق العاده) ندارند اشاره به همین معناست.


درباره هدف شیاطین از استراق سمع، از ظاهر روایات دو هدف استفاده می‌شود:
۱. برای ایجاد اشتباه و تردید بین اهل زمین، درباره وحی آسمانی و کلام پیامبراکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم). مؤیّد این مطلب، سخن امام‌ صادق (علیه‌السلام) است که فرمود: ... شیاطین از استراق سمع منع شدند تا در روی زمین، چیزی از خبرهای آسمانی که شبیه وحی است نباشد و در آنچه از جانب خداوند برای مردم آمده اشتباه واقع‌نشود.
[۲۷] الاحتجاج، ج‌۲، ص‌۲۱۹
[۲۸] کنزالدقائق، ج‌۱۳، ص‌۴۷۷

۲. برای خبر رسانی به کاهنان. مؤیّد این مطلب نقل ابن‌عباس است که گفت: شیاطین داخل آسمان می‌شدند و اخبار آن را به کاهنان می‌رساندند. سپس کاهنان دروغهایی را به آن افزوده و برای مردم زمین بیان می‌کردند.


غالب مفسران بر این عقیده‌اند که پس از بعثت پیامبر‌اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) هیچ‌یک از شیاطین و جنّیان راهی به سوی آسمان و شنیدن اخبار فرشتگان ندارند و بر اساس آیات قرآن، شیاطین از شنیدن اخبار آسمانها منع شده‌اند: «إِنَّهُم عَن السَّمعِ لَمعزُولُون» و اگر یکی از شیاطین یا جنیان بخواهد سخنان فرشتگان را استراق سمع کند، با شهاب رانده می‌شود: «و أَنّا لَمَسنَا السَّماءَ فَوَجدنها مُلِئَت حَرَسًا شَدیدًا و شُهُبًا»، «و لَقَد جَعَلنا فِی‌السّماءِ بُروجًا و زَیّنّها لِلنّظِرین و حَفِظنهامِن کُلِّ شَیطن رَّجیم إِلاّ مَن استَرقَ السَّمعَ فَأتبَعَه شِهابٌ مُبینٌ» گفته شده: دراین آیه نمی‌توان «إلاّ» را بر ظاهر معنای آن یعنی استثنا حمل کرد و نتیجه گرفت که اگر شیطانی استراق سمع کند می‌تواند وارد آسمان شود، بلکه «إلاّ» به معنای «لکن» است، زیرا به هیچ‌یک از شیاطین اجازه ورود به آسمان داده نمی‌شود و مفاد آیه این است که اگر شیطانی بکوشد خود را به‌آسمان نزدیک کند به وسیله شهاب رانده‌می‌شود.


در تأویلی عرفانی برای آیات ۱۵-‌۱۸ حجر، گفته شده: مقصود از «سماء»، عقل یا قلب و منظور از «بروج»، مراتب عقل (هیولانی، بالملکه، بالفعل، مستفاد) یا مقامات اخلاقی، مانند صبر، شکر، توکل و‌... است و مقصود از تزیین سماء، آراستن آن به علوم و معارف و حکمتها برای متفکّران است و مراد از شیطان، اوهام و تخیلات، و از شهاب مبین، برهان واضح یا اشراق نور هدایت، اراده شده که اوهام و تخیلات را می‌راند.
[۳۶] تفسیر ابن عربی، ج‌۱، ص‌۶۶۲‌-۶۶۳.
در آیه ۵ ملک، راندن شیاطین به «مصابیح» که همان کواکب آسمانی است نسبت داده شده است. با توجّه به این‌که شیاطین بر اساس آیاتی دیگر، به وسیله شهابها رانده می‌شوند.


در توجیه این آیه دو قول وجود دارد: یکی این‌که مقصود از مصابیحی که آسمان به آن‌ها زینت داده‌شده، اعم از کواکب اصلی و شهابهای آسمانی است و دیگر این‌که شهابها از کواکب آسمانی جدا شده، شیاطین به وسیله آن‌ها رانده‌می‌شوند. درباره این موضوع که آیا شیاطین پس از سوخته شدن به وسیله شهابها کشته می‌شوند یا فقط برخی از اعضایشان می‌سوزد، میان مفسران اختلاف است
[۳۹] مجمع‌البیان، ج‌۶، ص‌۵۱۰.



و در مورد این‌که آیا پیش از بعثت راه آسمانها برای شیاطین و جنیان باز بود یا نه، دو نظریه وجود دارد:

۱۲.۱ - جواز ورود پیش از بعثت

بسیاری از مفسران بر این باورند که پیش از بعثت یا پیش از میلاد پیامبراکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) شیاطین و جنیان می‌توانستند به آسمان رفته، گفتوگوی [۲۸]     را بشنوند: «و أَنّا کُنّا نَقعُدُ مِنها مَقعِدَ لِلسَّمعِ فَمَن یَستَمِعِ الأنَ یَجِد لَه شِهابًا رَصَدًا»، چنان‌که برخی مفسران از امام‌صادق (علیه‌السلام)
[۴۲] الاحتجاج، ج‌۲، ص‌۲۱۹.
[۴۳] كنزالدقائق، ج‌۱۳، ص‌۴۷۸.
[۴۴] البرهان، ج‌۳، ص‌۳۳۴.
و برخی دیگر از ابن‌عباس
[۴۵] مجمع البیان، ج‌۶، ص‌۵۱۰
[۴۷] تفسیر‌بیضاوی، ج‌۳، ص‌۳۶۴.
نقل کرده‌اند که در زمان جاهلیت، هریک از کاهنان شیطانی را در استخدام خویش داشت که در مکانی از آسمان می‌نشست و خبرهای مربوط به‌حوادث آینده را استراق سمع می‌کرد و کاهن را از آن آگاه می‌ساخت و کاهن آن‌ها را برای مردم افشا می‌کرد. زمانی که عیسی (علیه‌السلام) به نبوت مبعوث شد شیاطین از سه آسمان و زمانی که پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) مبعوث شد از همه آسمانها ممنوع شدند و در صورت استراق سمع با شهابها رانده می‌شدند. گفته شده که اصل شهابها پس از بعثت حادث نشده است، بلکه راندن شیاطین به وسیله آن‌ها پس از بعثت صورت گرفته است.
[۴۸] مجمع‌البیان، ج‌۱۰، ص‌۵۵۶
در برخی روایات نیز آغاز ممنوعیت نفوذ به آسمانها و رانده‌شدن شیاطین به وسیله شهابها، در شب میلاد پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) دانسته شده است.
[۵۱] كنزالدقائق، ج۱۳، ص۴۷۷-۴۷۸.
[۵۲] البرهان، ج‌۳، ص‌۳۳۴.
در تفسیر‌قمی آمده است: پس از میلاد پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) جنیان نزد کاهنان آمده، اخباری را که پیش از میلاد شنیده بودند برای آن‌ها باز‌می‌گفتند و کاهنان با استفاده از آن اخبار به پیشگویی می‌پرداختند.
[۵۴] تفسیر قمی، ج‌۲، ص‌۴۱۰


۱۲.۲ - منکرین استراق پیش از بعثت

نظریه دیگر آن است که شیاطین هیچ‌گاه، حتی پیش از بعثت به آسمان راه نداشتند؛ برخی با استناد به آیات ۱۷-‌۱۸حجر، این مطلب را که پیش از بعثت هر کاهنی شیطانی داشت که اخبار آسمان را برایش می‌آورد افسانه‌ای دروغین خوانده و گفته‌اند: شیاطین به هیچ وجه نمی‌توانند به آسمان برسند و «شهاب مبین» در آیه، کنایه از این است که شیاطین، کوچک‌تر از آن‌اند که گفته‌های فرشتگان را استراق سمع کنند.
[۵۶] الکاشف، ج‌۴، ص‌۴۷۰

برخی دیگر گفته‌اند: آیاتی مانند ۸ صافّات، دلالت دارد که شیاطین، پیش از بعثت نیز راهی به آسمان نداشتند؛ ولی آیه ۹ جنّ، دلالت دارد که برخی از جنیان قبل از بعثت به آسمان راه داشته، سخنان فرشتگان را می‌شنیدند.


جمع بین این دو دسته آیات آن است که بگوییم: پیش از بعثت، رفتن شیاطین به آسمانها و شنیدن خبرهای آسمان به وسیله آن‌ها ممنوع بود؛ ولی جنیان مؤمن به ویژه رسولانشان می‌توانستند به آسمان بروند. آنها در آسمان مکانهای ویژه‌ای داشتند که در آن‌جا نشسته و به سخنان ملائکه گوش می‌دادند. سپس با آن سخنان، قوم خود را انذار می‌کردند، ولی پس از بعثت برای محافظت وحی قرآنی از اشتباه و ختم رسالت و کفایت قرآن برای جنیان و بی‌نیاز شدن آنان از سخنان فرشتگان، آسمانها پر از فرشتگان نگهبان شد و راه آن به کلی، چه برای شیاطین و چه برای جنیان، اعم از مؤمن و کافر بسته شد. مؤیّد این گفتار، کلام جنیان مؤمن پس از بعثت است که گفته‌اند: و اینکه (با این اوضاع) ما نمی‌دانیم آیا اراده شرّی درباره اهل زمین شده یا پروردگارشان خواسته‌است آنان را هدایت کند.
[۶۰] الفرقان، ج‌۲۹، ص‌۱۷۸-‌۱۷۹.

برخی مفسران بر این عقیده‌اند که پیش از بعثت نیز در آسمانها نگهبانانی از فرشتگان بودند که شیاطین را با شهابها می‌راندند، ولی پس از بعثت، شمار نگهبانان آسمان بیش‌تر و محافظت از اخبار آسمانی شدیدتر شد.
[۶۱] مجمع البیان، ج‌۱۰، ص‌۵۵۶.



انوار التنزیل و اسرار التأویل، بیضاوی؛ الاحتجاج؛ الامالی، صدوق؛ البرهان فی تفسیر القرآن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم؛ تفسیر روح البیان؛ تفسیر القرآن الکریم، ابن‌عربی؛ تفسیر القمی؛ التفسیر الکاشف؛ التفسیر‌الکبیر؛ تفسیر کنزالدقائق و بحر الغرائب؛ التفسیر المنیر فی العقیدة و الشریعة و المنهج؛ تفسیر نور الثقلین؛ الجامع لاحکام القرآن، قرطبی؛ الجواهر فی تفسیر القرآن؛ الفرقان فی تفسیر القرآن؛ فرهنگ علوم سیاسی، آقابخشی؛ فی ظلال القرآن؛ لزوم وزارت اطلاعات در حکومت اسلامی؛ لغت نامه؛ مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن؛ المصباح‌المنیر؛ المیزان فی تفسیر‌القرآن.


۱. التحقیق، ج‌۵، ص‌۱۱۲، «سرق».
۲. التحقیق، ج‌۵، ص‌۲۰۸، «سمع».
۳. مجمع البیان، ج‌۶، ص‌۵۱۰.
۴. روح البیان، ج‌۴، ص‌۴۴۹.    
۵. لغت‌نامه، ج۲، ص۸۱۱، «استراق».
۶. المصباح، ص۲۷۴، «سرق».    
۷. حجر/سوره۱۵، آیه۱۸.    
۸. حجرات/سوره۴۹، آیه۱۲.    
۹. اسراء/سوره۱۷، آیه۳۶.    
۱۰. فی ظلال القرآن، ج‌۴، ص‌۲۱-۳۳.
۱۱. فرهنگ علوم سیاسی، ص‌۴۶.
۱۲. حجرات/سوره۴۹، آیه۱۲.    
۱۳. تفسیرقرطبی، ج۱۶، ص۲۱۷.
۱۴. المنیر، ج۲۶، ص۲۶۳.    
۱۵. اسراء/سوره۱۷، آیه۳۶.    
۱۶. نورالثقلین، ج‌۵، ص‌۹۳.    
۱۷. لزوم وزارت اطلاعات، ص۱۴۶-‌۱۵۳.
۱۸. صافّات/سوره۳۷، آیه۱۰.    
۱۹. صافّات/سوره۳۷، آیه۱‌۳.    
۲۰. المیزان، ج‌۱۷، ص‌۱۲۴-۱۲۵.    
۲۱. صافّات/سوره۳۷، آیه۷.    
۲۲. صافّات/سوره۳۷، آیه۸.    
۲۳. حجر/سوره۱۵، آیه۱۸.    
۲۴. حجر/سوره۱۵، آیه۱۷-۱۸.    
۲۵. الجواهر، مج‌۴، ج‌۸، ص‌۱۲
۲۶. رحمن/سوره۵۵، آیه۳۴.    
۲۷. الاحتجاج، ج‌۲، ص‌۲۱۹
۲۸. کنزالدقائق، ج‌۱۳، ص‌۴۷۷
۲۹. تفسیر قرطبی، ج‌۱۰، ص‌۹    
۳۰. شعراء/سوره۲۶، آیه۲۱۲.    
۳۱. جنّ/سوره۷۲، آیه۸.    
۳۲. حجر/سوره۱۵، آیه۱۵.    
۳۳. حجر/سوره۱۵، آیه۱۶‌۱۸.    
۳۴. التفسیر الکبیر، ج‌۱۹، ص‌۱۶۹.    
۳۵. حجر/سوره۱۵، آیه۱۵-۱۸.    
۳۶. تفسیر ابن عربی، ج‌۱، ص‌۶۶۲‌-۶۶۳.
۳۷. ملک/سوره۶۷، آیه۵.    
۳۸. المیزان، ج‌۱۹، ص‌۳۵۱.    
۳۹. مجمع‌البیان، ج‌۶، ص‌۵۱۰.
۴۰. تفسیر قرطبی، ج‌۱۰، ص‌۹.    
۴۱. جنّ/سوره۷۲، آیه۹.    
۴۲. الاحتجاج، ج‌۲، ص‌۲۱۹.
۴۳. كنزالدقائق، ج‌۱۳، ص‌۴۷۸.
۴۴. البرهان، ج‌۳، ص‌۳۳۴.
۴۵. مجمع البیان، ج‌۶، ص‌۵۱۰
۴۶. تفسیر قرطبی، ج‌۱۰، ص‌۱۰.    
۴۷. تفسیر‌بیضاوی، ج‌۳، ص‌۳۶۴.
۴۸. مجمع‌البیان، ج‌۱۰، ص‌۵۵۶
۴۹. المیزان، ج‌۲۰، ص‌۴۳.    
۵۰. الامالی، ص۳۶۰.    
۵۱. كنزالدقائق، ج۱۳، ص۴۷۷-۴۷۸.
۵۲. البرهان، ج‌۳، ص‌۳۳۴.
۵۳. روح‌البیان، ج‌۴، ص‌۴۵۰.    
۵۴. تفسیر قمی، ج‌۲، ص‌۴۱۰
۵۵. حجر/سوره۱۵، آیه۱۷-۱۸.    
۵۶. الکاشف، ج‌۴، ص‌۴۷۰
۵۷. صافّات/سوره۳۷، آیه۸.    
۵۸. جنّ/سوره۷۲، آیه۹.    
۵۹. جنّ/سوره۷۲، آیه۱۰.    
۶۰. الفرقان، ج‌۲۹، ص‌۱۷۸-‌۱۷۹.
۶۱. مجمع البیان، ج‌۱۰، ص‌۵۵۶.



دائرة المعارف قرآن کریم، برگرفته از مقاله«استراق سمع در قرآن»    



جعبه ابزار