• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

اصل فطری بودن قواعد الزام‌آور حقوق بین‌الملل (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف







اصل فطری بودن قواعد الزام‌آور حقوق بین‌الملل در اندیشه حقوقی اسلام، بنیان قواعد حقوق بین‌الملل بر فطرت انسان استوار است.
بر این اساس، بخشی از قواعد حقوقی ماهیتی ثابت و فطری دارند و بخش دیگر در چارچوب همان اصول ثابت، قابلیت تحول و تطبیق با شرایط متغیر اجتماعی را می‌یابند.
این رویکرد، نظام حقوقی اسلام را «ثابت در اصول و متغیر در فروع» معرفی می‌کند و اصولی چون صلح، عدالت، آزادی و کرامت انسانی را به‌ عنوان مبانی فطری روابط بین‌الملل تبیین می‌نماید.



بنياد قواعد حقوق بين‌الملل در اسلام بر اين اصل استوار مى‌باشد كه قواعد حقوقى الزام‌آور فطرى است و قواعد حقوقى موضوعه بايد مبتنى بر قواعد حقوقى فطرى باشد.
گرچه نظام حقوقى اسلام در دو بعد داخلى و بين‌المللى بنيادى الهى دارد و با وحى تبيين شده است، ولى در حقيقت رهنمودى بر فطرت انسان است و بنياد اصلى حقوق از نظر اسلام، فطرت مى‌باشد.
قرآن، دین اسلام و نظام حقوقى آن را دين و راه فطرت مى‌نامد:
(فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ الله اَلَّتِي فَطَرَ اَلنّٰاسَ عَلَيْهٰا لاٰ تَبْدِيلَ لِخَلْقِ الله ذٰلِكَ اَلدِّينُ اَلْقَيِّمُ وَ لٰكِنَّ أَكْثَرَ اَلنّٰاسِ لاٰ يَعْلَمُونَ‌)
در اين آیه به وضوح دين كه مجموعه‌اى از عقايد و مقررات حاكم بر رفتار انسانى است، امرى فطرى و برخاسته از تمايلات و نيازهاى فطرت انسانى معرفى شده و فطرت انسان، حقيقتى ثابت و تغييرناپذير و دين مبتنى بر فطرت، واقعيتى استوار و خلل‌ناپذير شمرده شده است، حقيقتى كه بيشتر مردم از آن آگاه نيستند.


معنى فطرى بودن قواعد حقوقى از ديدگاه اسلام آن نيست كه كليه قواعد حقوقى مبتنى بر فطرت ثابت انسان، بايد دائمى و لا يتغير باشد.
بلكه معنى فطرى بودن بنياد حقوق اسلام آن است كه بخشى از قواعد كلى حقوقى مانند الزامى بودن قراردادها، فطرى بوده و از نهاد خود آگاه انسان نشأت گرفته است و بخشى ديگر نيز مبتنى بر اين قواعد فطرى و در چارچوب آن شكل گرفته است.
بخش اول همواره ثابت و بخش دوم در چارچوب اصول ثابت قابل تغيير است و بدين گونه است كه نظام حقوقى اسلام ثابت از درون متغير است.
بى‌شک دگرگونی‌هاى ناشى از شرايط اقتصادى، سياسى و اجتماعى بر اساس پيشرفت‌هاى علمى و تكنيكى شكل زندگى انسان را تغيير مى‌دهد.
فطرت و نهاد آدمى در بستر اين تحولات و در تمامى مراحل و فراز و نشيب‌ها همواره هويت انسانى ثابت خود را حفظ مى‌كند.


خواه‌ناخواه آن‌چه كه برخاسته از هويت ثابت انسانى است به صورت اصول و قواعد كلى استوار مى‌ماند و آن‌چه كه مربوط به شخصيت متغير زندگى او است تحول مى‌پذيرد و به شكل قواعدى متغير بر زندگى انسان حاكم مى‌گردد.
ولى اين قواعد متغير هرگز از چارچوب اصول و قواعد كلى ثابت مبتنى بر فطرت انسانى بيرون نمى‌رود و هماهنگى اين دو بخش از قواعد حقوقى حاكم بر زندگى انسان خود چون اصلى ثابت در پهنه زندگى انسان باقى مى‌ماند.
[۲] طباطبایی، سید محمدحسین، مقاله «قوانين ثابت و متغير»، در كتاب بررسی‌هاى اسلامى، ص۱۶۹.
[۳] مطهری، مرتضی، كتاب اسلام و احتياجات روز.



اصولى چون صلح، عدالت، آزادى، كرامت انسانى و قرارداد، قواعدى هستند برخاسته از فطرت و حاكم بر روابط بين‌الملل انسان‌ها و فراتر از تحولات قالب‌هاى متغير زندگى و جامعه جهانى و اصولى چون برابرى، همكارى، دیپلماسی، امنیت و عدم مداخله در روابط بين‌المللى مى‌تواند در چارچوب آن اصول كلى ثابت تبيين و به شكل قراردادى و به صورت قواعد حقوقى حاكم بر روابط بين‌الملل باشد.


۱. روم/سوره۳۰، آیه۳۰.    
۲. طباطبایی، سید محمدحسین، مقاله «قوانين ثابت و متغير»، در كتاب بررسی‌هاى اسلامى، ص۱۶۹.
۳. مطهری، مرتضی، كتاب اسلام و احتياجات روز.



عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۳، ص۴۴۰-۴۴۱.    






جعبه ابزار