اصولگرایی در اقتصاد سیاسی اسلام
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
اصولگرايى در اقتصاد سياسى اسلام، در
فقه سیاسی بر حفظ اصول و ارزشهای بنیادین حتی در صورت تعارض با نیازهای مادی تأکید دارد.
این رویکرد، اولویت
استقلال و
شرافت را بر رفاه وابسته به قدرتهای خارجی یا همراهی با رفاهطلبی آمیخته با سازش، مقدم میشمارد.
اقتصاد اسلامی اصیل، با تکیه بر درک رنج محرومان، کوبنده سرمایهداری و کمونیسم بوده و از اسلامِ مرفهین بیدرد و اسلام آمریکایی پرهیز میکند.
اقتصاد سیاسی اسلام در نان، آب و مسكن خلاصه نمىشود هر چند كه تأمين حد لازم از همه نيازهاى مادى بشرى ضرورتى انكارناپذير است.
در اقتصاد سياسى اسلام اصول فداى اين ارزشهاى مادى نمىگردد.
اصولگرايى در
اقتصاد سیاسی تا آن اندازه از اهميت برخوردار است كه در فرض تعارض نيازهاى مادى با اصول مفروض، بىگمان حفظ اصول در محاسبات ترجيح داده خواهد شد.
اين معادله در كلام امام (رحمتاللهعلیه) چنين آمده است:
«اگر، به دست جنايتكار
امریکا و
شوروی (سابق) از صحنه روزگار محو شويم و با خون سرخ شرافتمدانه با خداى خويش ملاقات كنيم بهتر از آن است كه در زير پرچم ارتش سرخ شرق و سياه غرب، زندگى اشرافى مرفه داشته باشيم.»
امام (رحمتاللهعلیه) در مقابل عهد شكنیها و بى وفايیهايى كه برخى از ياران سابقش در جداشدن از راه محرومان و پيوستن به مرفهان بىدرد از خود نشان دادند مىفرمود:
«تنها آنهايى تا آخر خط با ما هستند كه درد فقر، محروميت و استضعاف را چشيده باشند.»
امام (رحمتاللهعلیه) جملهاى از تعريف هنر زيبا و پاك دارد كه اگر در آن جمله به جاى هنر كلمه اقتصاد را بگنجانيم چنين مىشود:
اقتصادى، سالم و سازنده است كه كوبنده سرمايهدارى مدرن،
کمونیسم خونآشام، نابودكننده اسلام رفاه طلب و تجمّلخواه،
اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومايگى، اسلام مرفهين بىدرد و در يك كلام اسلام امريكايى باشد.
نه اين است كه اقتصاد نيز خود يك هنر است!
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۴، ص۲۳۲-۲۳۳.