• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

ایرج میرزا (شعر عاشورایی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف




ايرج ميرزا، شاعر نوجوی روزگار قاجار، از خاندان شاهى برخاست اما در انديشه و قلم، راهى جدا از دربار برگزيد و با زبانى ساده، انتقادی و زنده، تصويرگر جامعه‌ى زمانه‌ى خود شد. او با تسلّط بر چند زبان و آشنايى با ادبيات ملل، سبكى تازه آفريد كه طنز، انتقاد اجتماعى و نگاهى بى‌پيرايه به واقعيت‌ها، روح آن را تشكيل می‌دهد.



جلال الممالك، ایرج میرزا پسر صدر الشعراء غلامحسين ميرزا از نوادگان فتحعلیشاه قاجار بود. در سال ۱۲۹۱ ه‌. ق. در تبریز متولد شد. وى به زبان‌هاى فارسى و عربى و فرانسوى تسلّط داشت، و روسى و تركى را نيز مى‌دانست، و خط را خوب مى‌نوشت.


ايرج ميرزا تحصيلات خود را در مدرسه‌ دار الفنون تبريز آغاز کرد و در نوزده سالگى هنگام وليعهدى مظفر الدّین شاه (۱۳۱۴-۱۳۲۴ ه‌) لقب «صدر الشعراء» گرفت ليكن به زودى از شاعرى در دربار كناره گرفت و به خدمات دولتى مختلفى پرداخت.


ايرج ميرزا علاوه بر شاعرى، دبيرى توانا و منشى و كاتبى چيره‌دست بوده است.
[۱] محجوب، محمدجعفر، تحقیق در احوال و آثار ایرج میرزا، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۲ شمسی، با تلخیص.

در سال ۱۳۳۷ ه‌ ق به پيشكارى ماليه‌ى خراسان فرستاده شد. دوران اقامت او در خراسان بارورترين دوران فعاليت ادبى اوست. وى به انتقاد اجتماعى و عيب‌جويى از عادت‌هاى زشت و رسم‌هاى نامناسب و اشتباهات سياسى رجال ايران مى‌پردازد و آنچه را كه موجب تيره‌بختى مردم مى‌داند بازگو مى‌كند.


شعر ايرج ميرزا ساده و روان و مشتمل بر مفردات و تعبيرات عاميانه است. اطلاع او از ادبيات ملل مختلف و تأثيرى كه از محيط متغيّر و انقلابى عهد خود پذيرفته بود او را وادار كرد تا روش قديم را رها كند و خود سبكى خاص پديد آورد. در اين شيوه افكار او و مضامينى كه گاه از ادبيات خارجى اقتباس شده و گاه مخلوق انديشه‌ى شاعر است شامل مسائل مختلف اجتماعى و هزليات و شوخى‌هاى نيش‌دار به زبان ساده بيان شده است.
[۲] تفسیری، محمد، گنجینه نیاکان از فردوسی تا شهریار، تهران، مجمع علمی و فرهنگی مجد، ۱۳۷۶ شمسی، ص۳و۱۱.



رسم است هر كه داغ جوان ديد، دوستان • • • • • رأفت بَرند حالتِ آن داغديده را
يك دوست زير بازوى او گيرد از وفا • • • • • وان يك ز چهره پاك كند اشك ديده را
آن ديگرى برو بفشاند گلاب و شهد • • • • • تا تقويت كند دلِ محنت چشيده را
يك جمع دَعوتش به گل و بوستان كنند • • • • • تا بر كنندش از دل خارِ خليده را
جمع دگر براى تسلاّى او دهند • • • • • شرحِ سياهكارى چرخ خميده را
القصّه هركسى به طريقى ز روىِ مهر • • • • • تسكين دهد مصيبتِ بر وى رسيده را؟
آيا كه داد تسليّتِ خاطر حسین • • • • • چون ديد نعشِ اکبرِ در خون تپيده را؟
آيا كه غم‌گسارى و اَندُه بَرى نمود • • • • • ليلاىِ داغ ديده‌ى زحمت كشيده را
بعد از پسر، دل پدر آماجِ تير شد • • • • • آتش زدند لانه‌ى مرغِ پريده را
[۳] ایرج میرزا، دیوان ایرج میرزا، گردآوری و تصحیح عبدالحسین نوشین، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۲ شمسی، ص۱۶۶.

•••
سرگشته بانوان وسطِ آتش خيام • • • • • چون در ميان آب، نقوشِ ستاره‌ها
اطفالِ خردسال ز اطراف خيمه‌ها • • • • • هرسو دوان چو از دل آتش، شراره‌ها
غير از جگر كه دسترس اشقيا نبود • • • • • چيزى نماند در برِ ايشان ز پاره‌ها
نگشت رفت در سرِ انگشترى به باد • • • • • شد گوش‌ها دريده پى گوشواره‌ها
سبط شهى كه نام همايون او برند • • • • • هر صبح و ظُهر و شام فرازِ مناره‌ها
در خاك و خون فتاده و تازند بر تنش • • • • • با نعل‌ها كه ناله برآرد ز خاره‌ها
[۴] ایرج میرزا، دیوان ایرج میرزا، گردآوری و تصحیح عبدالحسین نوشین، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۲ شمسی، ص۱۶۷.



۱. محجوب، محمدجعفر، تحقیق در احوال و آثار ایرج میرزا، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۲ شمسی، با تلخیص.
۲. تفسیری، محمد، گنجینه نیاکان از فردوسی تا شهریار، تهران، مجمع علمی و فرهنگی مجد، ۱۳۷۶ شمسی، ص۳و۱۱.
۳. ایرج میرزا، دیوان ایرج میرزا، گردآوری و تصحیح عبدالحسین نوشین، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۲ شمسی، ص۱۶۶.
۴. ایرج میرزا، دیوان ایرج میرزا، گردآوری و تصحیح عبدالحسین نوشین، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۲ شمسی، ص۱۶۷.



محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۲، ص۱۰۴۶-۱۰۴۵.    






جعبه ابزار