• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

بادوریا

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



بادورَیا، ولایتی قدیمی، در قسمت جنوبی نهر عیسی، در جنوب طسوج قَطْرَبُّل و در مغرب بغداد است.




از مراکز مهم کشت گندم در عراق به شمار می‌آمد و مرکز آن حَضرَة بود.



در تقسیمات کشوری ساسانیان ، یکی از چهار طسوج اِستان شاذقباد بود که در دوره اسلامی آن را «استان العال» می‌نامیدند.
[۱] ابن فقیه، مختصر کتاب البلدان، ج۱، ص۱۹۹، چاپ دخویه، لیدن ۱۸۸۵، چاپ افست بغداد ۱۹۶۲.
به نوشته ابن خرداذبه
[۲] ابن خرداذبه، کتاب مسالک و الممالک، ج۱، ص۷، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
[۳] ابن خرداذبه، کتاب مسالک و الممالک، ج۱، ص۹، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
و قدامة بن جعفر
[۴] قدامة بن جعفر، کتاب الخراج، ج۱، ص۲۳۵، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
[۵] قدامة بن جعفر، کتاب الخراج، ج۱، ص۲۳۷، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
و مقدسی،
[۶] محمد بن احمد مقدسی، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، ج۱، ص۱۱۹، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
یکی از طسوجهای قسمت غربی دجله بود و چهارده رستاق داشت.
در قرن هفتم نیز جزو کورة نهر عیسی بن علی شمرده می‌شد.



به گفته یاقوت حموی،
[۷] یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۴۶۰، چاپ ووستنفلد، لایپزیگ ۱۸۶۶-۱۸۷۳، چاپ افست تهران ۱۹۶۵.
به سبب داد و ستدهای گوناگون در بادوریا، کسی که عهده‌دار نویسندگی بود، عهده‌دار دیوان خراج نیز می‌شد و می‌توانست وزارت را هم بر عهده گیرد.
امیران، وزیران، سران لشکر ، نویسندگان، اشراف و توده مردم آن‌جا به سوداگری اشتغال داشتند، ازینرو شخصی که معاملات زیر نظر وی بود و دشواریهای آن را بر طرف می‌کرد امور بزرگتری را هم به عهده می‌گرفت.



به نوشته بلاذری، در ۱۴ هجری، مسلمانان پس از عبور از نهر سُورا، به بادوریا آمدند.
[۸] احمد بن یحیی بلاذری، فتوح البلدان، ج۱، ص۳۵۵ـ۳۵۶، چاپ عبدالله انیس طباع و عمرانیس طباع، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
علی بن ابیطالب علیه‌السّلام نیز حکومت استان عالی (= استان العال، شامل بادوریا) را به ابوحسّان بَکری واگذاشت.
[۹] ابن مزاحم، پیکار صفین، ج۱، ص۲۵، چاپ عبدالسلام محمدهارون، ترجمه پرویز اتابکی، تهران ۱۳۶۶ ش.
در ۴۳، گروهی از موالی عجم (احتمالاً ایرانیان) که زیر فرمان ابو علی از اهالی کوفه بودند، خروج کردند.
در پی آن والی عراق ، مُغیره، مردی از قبیله بَجیلَةْ، را برای سکوب آنان فرستاد و در بادوریا میان آنان جنگی در گرفت.
[۱۰] احمد بن اسحاق یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص۲۲۱، بیروت (بی تا).




در ۶۸، مصُعَب بن زُبیر، والی بصره ، سیف بن هانی مرادی را نزد عبیداللّه بن حُرّ جُعفی، که خروج کرده بود، فرستاد و به او پیشنهاد کرد که اگر فرمانبردار و مطیع باشد، مالیات بادوریا و املاک دیگر را به او خواهد داد، امّا حر نپذیرفت.
در روزگار امین (حک: ۱۹۳ـ ۱۹۸). در حضرة صورتی به دست آمد که طبق آن عایدات طسوج بادوریا ۵۰۰، ۳ کُر گندم،
[۱۳] والتر هینتس، اوزان و مقیاسها در اسلام، ترجمه و حواشی غلامرضا ورهرام، ص ۶۹، تهران ۱۳۶۸ ش.
و ۰۰۰، ۴ کُر جو و یک ملیون درهم بوده است.
[۱۴] قدامة بن جعفر، کتاب الخراج، ج۱، ص۲۳۶-۲۳۷، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
در ۲۷۵، موفق، برادر معتمد عباسی ، سردار خود طایی را، که شرطه بغداد بود، به بند کشید و اموال او را، که در کوفه و سواد و پیرامون جاده خراسان و سامرا قرار داشت و مشتمل بر خراج بادوریا و قطربل و مَسکَن نیز بود، ضبط کرد.



حمزه اصفهانی
[۱۷] حمزة بن حسن حمزه اصفهانی، تاریخ پیامبران و شاهان، ج۱، ص۱۸۹، ترجمه جعفر شعار، تهران ۱۳۴۶ ش.
می‌گوید: «در ۹ رمضان ۳۱۶، مردمان قصر بن هُبَیره به بغداد درآمدند و در بازارها فریاد کشیدند و مردم را برانگیختند و از باز شدن دکانها ممانعت کردند.
گروهی از عامه نیز بدیشان پیوستند و به مستغلی، که روبروی اقامتگاه سلطان بود، روی نموده آن را سوزانیدند، و قُبه‌ای نیز در همان‌جا ویران ساختند و با سلطان در سخن درشتی کردند و با نسبتهای دروغ او را ندا زدند، از آن‌جا به سوی دیوان «بادوریا» آمدند و همه دفاتر حساب را که از آغاز خلافت عباسیان در آن‌جا بود، سوزانیدند».



(۳۰) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت ۱۹۶۵-۱۹۶۶.
(۳۱) ابن خرداذبه، کتاب مسالک و الممالک، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
(۳۲) ابن فقیه، مختصر کتاب البلدان، چاپ دخویه، لیدن ۱۸۸۵، چاپ افست بغداد ۱۹۶۲.
(۳۳) ابن مزاحم، پیکار صفین، چاپ عبدالسلام محمدهارون، ترجمه پرویز اتابکی، تهران ۱۳۶۶ ش.
(۳۴) احمد بن یحیی بلاذری، فتوح البلدان، چاپ عبدالله انیس طباع و عمرانیس طباع، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
(۳۵) حمزة بن حسن حمزه اصفهانی، تاریخ پیامبران و شاهان، ترجمه جعفر شعار، تهران ۱۳۴۶ ش.
(۳۶) قدامة بن جعفر، کتاب الخراج، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
(۳۷) محمد بن احمد مقدسی، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
(۳۸) والتر هینتس، اوزان و مقیاسها در اسلام، ترجمه و حواشی غلامرضا ورهرام، تهران ۱۳۶۸ ش.
(۳۹) یاقوت حموی، معجم البلدان، چاپ ووستنفلد، لایپزیگ ۱۸۶۶-۱۸۷۳، چاپ افست تهران ۱۹۶۵.
(۴۰) احمد بن اسحاق یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیروت (بی تا).


 
۱. ابن فقیه، مختصر کتاب البلدان، ج۱، ص۱۹۹، چاپ دخویه، لیدن ۱۸۸۵، چاپ افست بغداد ۱۹۶۲.
۲. ابن خرداذبه، کتاب مسالک و الممالک، ج۱، ص۷، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
۳. ابن خرداذبه، کتاب مسالک و الممالک، ج۱، ص۹، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
۴. قدامة بن جعفر، کتاب الخراج، ج۱، ص۲۳۵، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
۵. قدامة بن جعفر، کتاب الخراج، ج۱، ص۲۳۷، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
۶. محمد بن احمد مقدسی، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، ج۱، ص۱۱۹، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
۷. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۴۶۰، چاپ ووستنفلد، لایپزیگ ۱۸۶۶-۱۸۷۳، چاپ افست تهران ۱۹۶۵.
۸. احمد بن یحیی بلاذری، فتوح البلدان، ج۱، ص۳۵۵ـ۳۵۶، چاپ عبدالله انیس طباع و عمرانیس طباع، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
۹. ابن مزاحم، پیکار صفین، ج۱، ص۲۵، چاپ عبدالسلام محمدهارون، ترجمه پرویز اتابکی، تهران ۱۳۶۶ ش.
۱۰. احمد بن اسحاق یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص۲۲۱، بیروت (بی تا).
۱۱. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۸۱، بیروت ۱۹۶۵-۱۹۶۶.    
۱۲. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۲۹۱، بیروت ۱۹۶۵-۱۹۶۶.    
۱۳. والتر هینتس، اوزان و مقیاسها در اسلام، ترجمه و حواشی غلامرضا ورهرام، ص ۶۹، تهران ۱۳۶۸ ش.
۱۴. قدامة بن جعفر، کتاب الخراج، ج۱، ص۲۳۶-۲۳۷، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
۱۵. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۷، ص۴۲۹، بیروت ۱۹۶۵-۱۹۶۶.    
۱۶. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۷، ص۴۳۲، بیروت ۱۹۶۵-۱۹۶۶.    
۱۷. حمزة بن حسن حمزه اصفهانی، تاریخ پیامبران و شاهان، ج۱، ص۱۸۹، ترجمه جعفر شعار، تهران ۱۳۴۶ ش.




دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «بادوریا»، شماره۱۲۰.    



جعبه ابزار