• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

تعریف شناسایی (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





تعریف شناسایی مؤسسه حقوق بین‌الملل در اجلاسیه (۱۹۳۶ م)، شناسایی دولت را عملی دانست که طی آن دولت‌های موجود، وجود یک جامعه سیاسی جدید و مستقل را که قادر به رعایت حقوق بین‌الملل است تأیید کرده و آن را به‌ عنوان عضو جامعه بین‌المللی می‌پذیرند.
این تعریف بر پیش‌فرض‌هایی مانند وجود دولت‌های قدیم، پیدایش یک جامعه سیاسی مستقل، اعتبار حقوق بین‌الملل، توانایی دولت‌ها در رعایت آن و امکان عضویت در جامعه بین‌المللی استوار است.
با وجود پذیرش کلی این چارچوب، تعریف مزبور با ابهاماتی درباره مبانی مشروعیت دولت‌های قدیم و جدید، معیار سنجش توانایی رعایت حقوق بین‌الملل، شکل‌گیری جامعه بین‌المللی و میزان نقش اراده دولت‌ها و ملت‌ها در فرایند شناسایی روبه‌رو است.
بررسی این ابهام‌ها به‌ ویژه در تحلیل شیوه‌های مختلف پیدایش دولت‌های جدید، ضرورت بازاندیشی در مبانی نظری و حقوقی نهاد شناسایی در حقوق بین‌الملل را آشکار می‌سازد.



مؤسسه حقوق بين‌الملل در اجلاسيه (۱۹۳۶ م) موضوع شناسایى دولت‌ها را چنين تعريف كرد:
«شناسایی عملى است كه به موجب آن دولت‌هاى قديمى، وجود يک جامعه سياسى جديد و مستقل را كه قادر به رعايت حقوق بين‌الملل مى‌باشد، تصديق و تأييد مى‌كنند و اراده خود را مبنى بر شناسایى آن به عنوان عضو بين‌المللى اعلام مى‌نمايند.»


در اين تعريف وجود عناصرى چون: «دولت‌هاى قديمى»، «تولد يک جامعه سياسى مستقل و نوبنياد»، «بنياد حقوق بين‌الملل»، «توانایى دولت‌ها» و «عضويت در جامعه بين‌المللى» مفروض گرفته شده و با چنين پيش فرض‌هایى مسأله شناسایى تعريف شده است، به اين معنى كه خواه‌ناخواه بدون اين عناصر مسأله شناسایی از ديد حقوقى اعتبار نخواهد داشت.


از آن‌جا كه هر نوع نهادى با يک سلسله مشخصات و خصایص ممتاز تشكيل مى‌گردد و مؤسس نهاد مى‌تواند در كميت و كيفيت اين مشخصات اعلام‌ نظر نمايد و در نتيجه تعريف نهاد را با همين مشخصات از پيش‌فرض شده ارائه كند، نمى‌توان در اين تعريف، كه براى نهاد شناسایى به عنوان يک تأسيس حقوقى جديد ارائه شده، خدشه وارد كرد.


اما دقت در تعريف فوق با ابهاماتى همراه است كه سؤال برانگيز مى‌باشد و آن‌ها كه اين تعريف را ارائه داده‌اند و يا دست كم قبول كرده‌اند، بايد به اين سؤالات پاسخ بدهند و براى تكميل نهاد يا تعريف آن چاره‌اى بينديشند.


نكات زير در اين تعريف قابل تأمل و بررسى است:

۵.۱ - ارزش و نقش عناصر تعریف

۱. هركدام از عناصر مزبور كه به نحوى در اعتبار شناسایى دولت جديد و نهايتاً در شخصيت بين‌المللى جامعه سياسى نوبنياد مؤثر مى‌باشد، به لحاظ ارزش و ميزان نقشى كه به آن داده شده، جاى بحث و گفتگو دارد.

۵.۲ - نحوه شناسایی دولت‌های قدیم

۲. شناسایى دولت‌هاى قديم چگونه انجام گرفته و امتياز دولت قديم در اعتبار قانونى دادن به دولت جديد چيست‌؟

۵.۳ - مبنای تولد جامعه سیاسی جدید

۳. جامعه سياسى جديد بر چه اساسى تولد يافته و مشروعيت حاکمیت آن از چه عواملى نشأت گرفته است‌؟

۵.۴ - مبنای مشروعیت حقوق بین‌الملل

۴. حقوق بين‌الملل با چه ملاک و مشروعيتى تبيين شده كه دولت نوبنياد جديد، ملزوم به مراعات آن مى‌باشد؟

۵.۵ - معیار سنجش توانایی دولت جدید

۵. توانایى يا عدم توانایى مراعات حقوق بین‌الملل توسط دولت جديد با كدام معيار سنجيده مى‌شود؟

۵.۶ - شکل‌گیری جامعه بین‌المللی

۶. جامعه بين‌الملل چگونه بايد شكل بگيرد و مشروعيت آن بر اساس چه معيارى است‌؟

۵.۷ - نقش اراده دولت‌های قدیم

۷. ارزش اعلام اراده دولت‌هاى قديم در سرنوشت دولت جديد تا چه اندازه مى‌تواند مؤثر باشد؟

۵.۸ - نقش اراده ملت‌ها

۸. در شناسایى به مفهومى كه مؤسسه حقوق بين‌الملل ارائه داده، نقش اراده ملت‌ها تا چه حد ملحوظ شده است‌؟

۵.۹ - پیامدهای عضویت در مجامع بین‌المللی

۹. عضويت در مجامع بين‌المللى چه نوع امتيازهایى را مى‌تواند به بار بياورد؟


ابهام ناشى از تعريف مزبور وقتى بيشتر و عميق‌تر مى‌شود كه ما اشكال مختلف تولد جامعه سیاسی جديد را مورد بررسى قرار داده و پيش فرض‌هاى تعريف را درباره هركدام مطالعه و بررسى نمایيم.


عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۳، ص۳۴۳-۳۴۵.    






جعبه ابزار