• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

تفاوت‌ها و تضمین‌ها (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





تفاوت‌ها و تضمین‌های, از مباحث مطرح در فقه سیاسی است.
این موضوع به بررسی اصول و معیارهای تحقق صلح در عمل و تضمین انطباق تئوری با عملکرد می‌پردازد.
متن تفاوت رویکرد اسلامی و امپریالیستی در سیاست صلح، نقش قدرت نظامی و ایدئولوژی و ابزارهای کنترل در پاسداری از صلح را تحلیل می‌کند.
دیدگاه اسلامی بر صلح پایدار، صداقت در عمل و روابط مبتنی بر توافق و احترام به افکار جهانی تأکید دارد.
دیدگاه امپریالیستی صلح را ابزار سیاست خارجی و قدرت را هدف اصلی می‌داند و عملکرد آن اغلب مبتنی بر اجبار و نفوذ است.
متن همچنین به تحلیل اقتدار نظام بین‌الملل و عملکرد استکبار در پاسداری از صلح و مقایسه آن با الگوی اسلامی می‌پردازد.



در این بخش اصول عملی و ابزارهای تضمین تحقق نظریه صلح مورد بحث قرار می‌گیرد.

۱.۱ - معیارهای تحقق نظریه در عمل

برای اینکه درستی یک نظریه در عمل آشکار گردد لازم است تحقق دو اصل در جریان عمل مورد بررسی قرار گیرد:

۱.۱.۱ - اصول تحقق نظریه در عمل

• نخست باید مجریان نظریه، صداقت و حسن نیت داشته باشند و درصدد سوء استفاده از آن نباشند
•دوم آن که نظریه به درستی در قالب یک جریان عملی انجام پذیرد و با عمل یا نظریه انطباق کامل داشته باشد.

۱.۱.۲ - کارکرد و محدودیت‌های سیاست صلح آمریکا

نتایج منفی که از اجرای سیاست حمایت از صلح توسط آمریکا در سطح جهانی به وجود آمده بیشتر مربوط به بی‌صداقتی و سوء نیت این کشور در اجرای این سیاست است و از سوی دیگر شیوه‌های اجرایی آن که معمولاً با نفاق، خدعه، خیانت، تهدید، زد و بندهای سیاسی، تفوق‌جویی و اعمال فشار توام می‌باشد نادرست، تجاوزکارانه و ناجوانمردانه است، بنابراین بفرض درست بودن تئوری آمریکا در پاسداری از صلح، آنچه نادرست است عملکرد این کشور در انجام این تئوری است.

۱.۲ - مقایسه رویکرد اسلامی و امپریالیستی

در مقایسه دو عامل: پاسداری از صلح و رسیدن به قدرت برتر می‌توان تفاوت دو دیدگاه اسلام و امپریالیسم را به روشنی دریافت.
از دیدگاه امپریالیسم عامل او یک ابزار و وسیله نمایشی است که برای تحقق هدف اصلی که عامل دوم است به کار گرفته می‌شود، در صورتی که در دیدگاه اسلام درست به عکس است و قدرت برتر تنها یک وسیله است و هدف اصلی استقرار صلح پایدار می‌باشد.

۱.۳ - نقش استکبار در تهدید صلح بین‌المللی

استکبار در حالی به اجرای نقش پاسدار صلح می‌پردازد که عملاً به دلیل پایبندی به منافع ملی و تفسیر موسع از آن، خود عامل تهدید کننده صلح به شمار می‌رود؛ در حالی که اسلام به ملیت خاصی نمی‌اندیشد و منافع ملت‌ها را مدنظر قرار می‌دهد.

۱.۴ - اهرم‌های کنترل در سیاست صلح اسلامی

اسلام در راستای اجرای سیاست صلح مسلح و پاسداری از صلح دو نوع اهرم کنترلی را به کار می‌گیرد، ابتدا با صداقت در عمل و سپس با محکوم کردن شیوه توجیه وسیله، توسط هدف، انطباق تئوری با عمل را برقرار می‌سازد و از این رو هرگز در عمل به آنچه که استکبار گرفتار آن شده دچار نمی‌شود.

۱.۵ - اصول اسلام در پاسداری از صلح

مبنای اصلی در تئوری اسلام در زمینه پاسداری از صلح، روابط مبتنی بر اتفاق نظر و احترام به افکار جهانی است، در حالی که سیاست استکباری همواره بر روابط مبتنی بر اجبار و دست کم روابط مبتنی بر اعمال نفوذ متکی می‌باشد.
با توجه به الگوهای موجود از روابط مبتنی بر اجبار یا اعمال نفوذ در سطح بین‌المللی عامل اصلی تغییر شکل سیاست پاسداری صلح به تجاوز آشکار در خط‌مشی سیاست بین‌المللی امریکا روشن می‌گردد؛ زیرا که روابط مبتنی بر اعمال نفوذ که توسط آمریکا دنبال می‌شود همواره متضمّن تهدید و عمل به آن است.
[۱] هالستی، کالوی‌یاکو، مبانی تحلیل سیاست بین‌الملل، ص۲۷۴.


۱.۶ - عناصر سازنده پاسداری از صلح

نکته دیگری که در این مقایسه و نتیجه‌گیری باید مد نظر قرار گیرد این است که هر نوع عمل سیاسی به ویژه از نوع مربوط به سیاست بین‌المللی ناگزیر از عناصر به‌هم‌پیوسته‌ای چون موضع‌گیری‌ها، سنجش‌ها، ارزش‌ها، باورها، دکترین‌ها، و ایدئولوژی‌ها شکل می‌گیرد و هر کدام از این عناصر به نوبه خود نه تنها در عمل حتی در قالب‌بندی تئوری و اصول راهنمای عمل نیز نقش بسیار مؤثری ایفا می‌کنند.
حال اگر این عناصر را آن‌گونه که اسلام ترسیم و ارائه می‌دهد با مفاهیم مشابهی که استکبار از این عناصر برداشت می‌کند، بسنجیم به این نقطه می‌رسیم که فقط الفاظ تز سیاست پاسداری از صلح می‌ماند که در دو دیدگاه تفاوت دارند و از الفاظ که بگذریم هیچ قدر مشترک ماهوی و اصولی در میان به‌جای نخواهد ماند.

۱.۷ - تفاوت صلح در اسلام و امپریالیسم

خلط بین سیاست خارجی که مبتنی بر حفظ و توسعه منافع ملی است و سیاست بین‌المللی که در راستای ایجاد الگوها برای واکنش دولت‌ها می‌باشد می‌تواند در تمایز دو دیدگاه از حمایت مؤثر از صلح بین‌المللی در اسلام و امپریالیسم مفید باشد.
امپریالیزم آمریکا در نظام تک قطبی فعلی و امپریالیزم شوروی سابق در نظام دو قطبی گذشته به سیاست پاسداری از صلح به چشم یک الگو در تعقیب سیاست خارجی خود می‌نگرد در حالی که اسلام این دکترین را به عنوان یک الگو در سیاست بین‌المللی مطرح می‌کند و منافع هیچ ملتی را در این راستا به عنوان عامل تعیین کننده نمی‌شناسد.

۱.۸ - قدرت نظامی و ترویج ایدئولوژی در اسلام

در تئوری اسلام در زمینه پاسداری از تعمیم صلح در جهان، قدرت نظامی صرفاً یک وسیله بازدارنده است و هرگز به‌جای منطق در ترویج و تحمیل ایدئولوژی به کار نمی‌رود و حمایت مسؤلانه از این تز نه به معنی دست کشیدن از ایدئولوژی و صرفنظر نمودن از تبلیغ آن است و نه به معنی بهره‌گرفتن از توان نظامی برای ترویج و تحمیل عقیده اسلام در راستای این تز بشر دوستانه از یک سو در راه کسب بالاترین توان دفاعی گام بر می‌دارد و از سوی دیگر در ترویج عقاید و ایدئولوژی خود استدلال را جایگزین زور می‌نماید.


اما در تز استکبار و در عملکرد او هم چنین است‌؟
در پایان این بحث، این نکته را باید اضافه کنیم که گرچه صاحب‌نظران در سیاست بین‌المللی معمولاً نظام بین‌المللی را نظامی فاقد اقتدار عالی و مسلط توصیف کرده‌اند؛ اما به جز استناد به واقعیت موجود نظام استکباری و نقطه‌نظرهای منفی مربوط به امپریالیزم به بررسی موشکافانه روش‌های معقول دیگر پرداخته‌اند.
دیدگاه اسلام در زمینه تز صلح برای جهان را می‌توان به عنوان الگویی معقول از طرح نظام بین‌المللی با اقتدار عالی و نه مسلط مورد بررسی قرار داد.
فراموش نکنیم که ما در شرایطی از تز اسلامی صلح مسلح و صلح برای جهان و پاسداری از صلح با اقتدار عالی سخن می‌گوییم که تنها یک بمب اتمی آزمایش شده شوروی سابق در سال (۹۶۱ م)
[۲] هالستی، کالوی‌یاکو، مبانی تحلیل سیاست بین‌الملل، ص۴۷۷.
دارای قدرتی برابر شصت و یک مگاتن تی‌ان‌تی یعنی بیش از همه سلاح‌های به کار رفته در جنگ جهانی دوم بود و بر اساس گزارش سال‌ه‌ای قبل (۱۹۹۰ م) آمریکا بیش از هزار کلاه هسته‌ای استراتژیک دارد که قدرت تخریبی هر یک از آن‌ها بیش از بمب‌هایی است که هیروشیما و ناکازاکی را در سال (۱۹۴۵ م) نابود ساختند و کل هزینه‌های نظامی جهان در سال (۱۹۸۵ م) در حدود ۹۴۰ میلیارد دلار یعنی تقریباً چهار برابر رقم مربوط به سال (۱۹۷۰ م) بوده است که هشتاد درصد این رقم مربوط به اقطاب سیاست بین‌المللی است.
[۳] هالستی، کالوی‌یاکو، مبانی تحلیل سیاست بین‌الملل، ص۴۷۸.



۱. هالستی، کالوی‌یاکو، مبانی تحلیل سیاست بین‌الملل، ص۲۷۴.
۲. هالستی، کالوی‌یاکو، مبانی تحلیل سیاست بین‌الملل، ص۴۷۷.
۳. هالستی، کالوی‌یاکو، مبانی تحلیل سیاست بین‌الملل، ص۴۷۸.



عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۵، ص۱۱۹-۱۲۱.    



جعبه ابزار