• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

خصوصیات عامل به جهاد (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف







خصوصیات عامل به جهاد جهاد در فقه اسلامی فریضه‌ای عمومی و غالباً کفایی است که با سازماندهی و بسیج نیروهای رزمنده در چارچوب حکومت اسلامی انجام می‌گیرد.
مشروعیت و تحقق جهاد، به‌ ویژه در شکل ابتدایی آن، در فقه شیعه منوط به اذن و نظارت رهبری مشروع است؛ زیرا جهاد باید با رعایت ضوابط شرعی و مصالح عمومی همراه باشد.
در عصر غیبت، این نقش به ولی فقیه به عنوان نایب عام امام واگذار شده است.
با این حال، در موارد جهاد دفاعی یعنی دفاع در برابر تجاوز وجوب دفاع می‌تواند بدون اذن خاص نیز محقق شود، زیرا حفظ جان و سرزمین اسلامی از تکالیف فوری به شمار می‌رود.
روایات منقول از ائمه، از جمله بیانات منسوب به امام علی، امام رضا، امام صادق و امام سجاد، بر اهمیت رعایت مقررات شرعی و صلاحیت فرماندهان در جهاد تأکید دارند.
همچنین در اندیشه سیاسی شیعه، دیدگاه امام خمینی مبنی بر ولایت فقیه، مبنای حقوقی اداره جهاد و تصمیم‌گیری در شرایط مصالح عمومی محسوب می‌شود.
جهاد از منظر حقوقی با مخاصمات مسلحانه سازمان‌یافته تفاوت دارد، زیرا علاوه بر عنصر قتال، انگیزه الهی و رعایت اصول شرعی در آن شرط اساسی است.



بى‌شک جهاد يک فريضه عمومى و كفايى است كه با سازماندهى و بسيج دولت توسط نيروهاى رزمنده انجام مى‌گيرد.


ولى آيا با اقدام فردى يا گروهى بدون سازماندهى دولتى و فرماندهى امام نيز قابل تحقق مى‌باشد؟


یا جهاد تنها در صورتى صدق مى‌كند كه عمليات رزمى با فرماندهى و نظارت امامت بالاصاله و امامت نيابى در عصر غيبت انجام گيرد؟


بسیاری از فقهای شیعه مانند کاشف‌الغطاء معتقدند که اذن امام معصوم (علیه‌السّلام) در زمان حضور و اجازه فقیه جامع‌الشرایط در عصر غیبت برای اقدام به جهاد دفاعی لازم نیست و جهاد با وجود فرد با کفایتی که فرماندهی جهاد را عهده‌دار شود و یا توسط رزمندگان انتخاب شود، واجب می‌شود.


فقهای شیعه در اذن امام (علیه‌السّلام) در مورد جهاد ابتدایی اختلاف نظر دارند و مشهور آن است که جهاد ابتدایی مشروط به اذن امام (علیه‌السّلام) است.
امام خمینی (رحمة‌الله‌علیه) در تحریر الوسیله شروع به جنگ ابتدایی را از مختصات امام معصوم (علیه‌السّلام) می‌شمارد.


فقهای شیعه به همین لحاظ جهاد را به جنگ با دشمنان تعریف کرده و آن را شامل نبرد مسلحانه داخلی با شورشیان (یاغیان) و پیکار خارجی با مشرکان دانسته و هدف جهاد را اعم از دفاع در برابر تهاجم و دشمنی و نیز یاری رساندن به اسلام و اقامه شعائر دین تلقی کرده‌اند.


اما صدوق در کتاب خصال از امام علی (علیه‌السّلام) نقل می‌کند که:
«لا یخرج المسلم فی الجهاد مع من لا یؤمن فی الحکم و لا ینفذ الفی امر الله عز و جل»
امام علی (علیه‌السّلام) فرمود: «مسلمانان بدون فرماندهی که در فرماندهی، ضوابط و احکام جهاد مورد اطمینان نیست و فرمان خدا را در مورد غنایم اجرا نمی‌کند در جهاد شرکت نمی‌کنند.»
مفهوم اين حدیث آن است كه عمليات رزمى بدون فرماندهى صالح هرچند در برابر دشمن متجاوز باشد جهاد محسوب نمى‌شود.
در حدیثی از امام رضا (علیه‌السّلام) آمده است:
«و الجهاد واجب مع الامام عادل»
امام رضا (علیه‌السّلام) فرمود: «جهاد در کنار امام عادل واجب است.»


بر اين اساس، تعريف جهاد منطبق مى‌شود با تعريف حقوقى جنگ كه مخاصمه مسلحانه دولت با دولت مى‌باشد.
[۵] روسو، شارل، حقوق مخاصمات مسلحانه، ج۱، ص۱۰.

لكن اين تعريف اگر در مورد جهاد ابتدایی صادق باشد، بى‌شک در مورد جهاد دفاعى قابل صدق نمى‌باشد.
زيرا اين حكم بنا به مفاد احاديث و مورد اتفاق فقها است كه:
«من قتل دون ماله ورحله و نفسه فهو شهيد»
«كسى كه به خاطر دفاع از مال، توشه و جانش كشته شود او شهيد است.»
در اين حكم كه شهادت مدافع، بيانگر عمل جهادى او مى‌باشد، هيچ‌گونه قيدى و خصوصيتى از نظر وجود سازماندهى، اذن فرماندهى و اجازه دولت (امامت) ديده نمى‌شود.
گرچه مى‌توان گفت كه اطلاق شهيد به كسى كه در راه دفاع از جان و مالش به قتل رسيده است به معنى توسعه مفهومى شهادت مى‌باشد و مستلزم صدق جهاد بر عمل وى نيست و اگر جهاد هم در چنين موردى قابل صدق باشد مانند:
شهادت، بايد از باب توسعه مفهومى تلقى كرد.


بنابراين، جهاد به عنوان يک نهاد تأسيسى در اسلام به برخورد مسلحانه سازمان يافته‌اى اطلاق مى‌شود كه توسط دولت اسلامى (امامت) رهبری گردد.
ولى در عين حال در يک توسعه مفهومى به عمليات مسلحانه به منظور دفاع فردى يا گروهى بدون سازماندهى و يا بسيج از طرف دولت (امامت) نيز جهاد اطلاق شده است.
همان‌طور كه در مورد امر به معروف و نهى از منكر و تهذيب نفس و هر نوع عمل مشقت بارى كه در راه انجام فرمان خدا انجام مى‌گيرد جهاد گفته مى‌شود.
ولى اگر دفاع با اقدامات دولت (امامت) همراه باشد، جهاد بر آن صادق خواهد بود.
با وجود اين توضيح نهاد اسلامى جهاد با تعريف حقوقى جنگ به معنى رابطه خاص دولت با دولت انطباق كامل ندارد.
زيرا اگر از يک طرف دولت را عامل به جهاد بدانيم بى‌شک در مقابل جهاد لازم نيست دولت باشد و به مخاصمات مسلحانه مسلمانان با سازماندهى، فرماندهى و نظارت دولت (امامت) در برابر اشخاص دشمن هرچند عملياتشان غيردولتى باشد، جهاد اطلاق مى‌گردد.


از برخی از متون روایی مانند پاسخ امام سجاد (علیه‌السّلام) به حسن بصری که امام (علیه‌السّلام) را به جهاد دعوت می‌کرد، استفاده می‌شود که جهاد تنها در مورد کسانی صادق است که شرایط لازم و مذکور در آیه ۱۱۲ سوره توبه را احراز کرده باشند.
«موثقه سماعه عن على بن موسى الرضا (ع) قال لقى عباد البصرى على بن الحسين (ع) فى طريق مكه فقال له: تركت الجهاد و صعوبته و اقبلت على الحج و لينته ان الله عزوجل يقول: (ان‌الله اشترى من المؤمنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه يقاتلون فى سبيل الله فيقتلون و يقتلون و عداً عليه حقاً فى التوراة و الانجيل و القرآن و من اوفى بعهد اللّه فاستبشر و اببيعكم الذى بايعتم به و ذلك هو الفوز العظيم) فقال له على بن الحسين (ع) اتمم الآيه فقال: (التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ) فقال له على بن الحسين (ع) اذا رأيتنا هولاء الذين هذه صفتهم فالجهاد معهو افضل من الحج.»
حداقل، صفات مذکور در آیه در مورد فرماندهان و مدبران عملیات جنگی صادق باشد، به ویژه صفت:
(وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اَللّٰهِ‌) که تنها در مورد دولت (امامت) قابل صدق می‌باشد.
از آن‌جا كه جنگ حوادث ناگوار غيرقابل پيش‌بينى به همراه دارد و برخى موارد آثار قابل پيش‌بينى آن امكان كنترل ندارد.
از اين رو فرماندهی جنگ باید از علم و درایت و کفایت لازم برخوردار باشد تا امکان جلوگیری از حوادث ناخواسته و قهری ظالمانه و به دور از حق و عدالت فراهم شود.
اما تعلیلی که در این روایات دیده می‌شود مبیّن آن است که شرط حضور امام (علیه‌السّلام) در جهاد و یا اذن وی به این لحاظ است که مقررات اسلامی در آغاز و اثناء و پایان جهاد توسط رزمندگان و فرماندهان رعایت شود.


از آ‌ن‌جا که بدون حضور و اذن امام (علیه‌السّلام) ممکن است امر جهاد توسط کسانی‌که علم و صلاحیت لازم را ندارند، انجام شود، تاکید شده که جهاد باید با حضور و یا اذن امام باشد تا با تشخیص امام صلاحیت‌های لازم در مجریان جهاد احراز شود.

۱۱.۱ - پرسش درباره مشارکت در بسیج عمومی

از اين رو است كه سمندرى از امام صادق (علیه‌السّلام) سؤال مى‌كند هنگامى كه اعلام بسيج عمومى براى جهاد مى‌شود ما هم با عامه مردم مشاركت در جهاد داشته باشيم يا نه‌؟

۱۱.۲ - پاسخ امام و شرط رعایت احکام

امام (علیه‌السّلام) در پاسخ مى‌فرمايد:
«خوب بنگر! اگر در اين جهاد شركت جستى و به اسيرى دست يافتى و به او امان دادى و همان پيمان و عهدى را كه رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) براى مشركان مى‌داد تو نيز براى وى قراردادى، آيا ديگران اين تعهد تو را احترام مى‌نهند؟»
سمندرى در پاسخ مى‌گويد:
«هرگز نه،»

۱۱.۳ - نتیجه‌گیری امام درباره مشارکت در جنگ

سپس امام (علیه‌السّلام) در ادامه نتيجه مى‌گيرد حال كه چنين است با آنان در جنگ شركت نكن، در اين خانه هم سلاح وجود دارد (اما من هم با آنان همراه نيستم.)

۱۱.۴ - دلالت روایت بر مشروعیت جهاد

مفاد اين روايت آن است كه املاک و مجوز مشروعیت و وجوب جهاد امكان رعايت مقررات اسلامى به هنگام است و علم فرماندهان به احكام، حضور و يا اذن امام (علیه‌السّلام) نشانه چنين امكانى مى‌باشد.

۱۱.۵ - گفت‌وگوی امام جعفر صادق درباره جهاد

شاهد ديگر اين استنتاج گفتگويى است كه بين امام صادق (علیه‌السّلام) و يكى از يارانش در اين زمينه نقل شده است:
امام (علیه‌السّلام) خطاب به عبدالملک بن عمرو يكى از اصحاب مى‌گويد:
«چرا مانند ساير هموطنان خود در جبهه شركت ننمودى‌؟
وى سؤال مى‌كند كدام جبهه‌؟
امام (علیه‌السّلام) پاسخ مى‌دهد جبهه آبادان و قزوین و... وى پاسخ مى‌دهد كه منتظر فرمان شما هستم و به شما اقتدا نموده‌ام.»
امام (علیه‌السّلام) در تأييد گفته وى مى‌فرمايد:
«سوگند به خدا اگر اين كار، خير بود هرگز كسى بر ما در اقدام به آن سبقت نمى‌جست.»

۱۱.۶ - نتیجه امام درباره جهاد

عبدالملک بن عمرو مى‌گويد من از اين فرصت استفاده كردم و به سخن ادامه دادم و گفتم:
«زيديه معتقدند ميان ما و امام صادق (علیه‌السّلام) هيچ‌گونه خلافى وجود ندارد جز اين كه او جهاد را پذيرا نيست. انه لايرى الجهاد»
امام (علیه‌السّلام) فرمود:
«بلى سوگند به خدا كه ما جهاد اينان را نمى‌پذيريم لكن بدان كه ما دوست نداريم كه علم خود را به خاطر جهالت آنان رها سازيم.»
گرچه از روایات می‌توان موضوعیت نداشتن حضور و اذن امام (علیه‌السّلام) را در جهاد به دست آورد.
ولی بی‌شک مفاد تعلیل در این روایات مبین آن است که جهاد باید توسط کسانی مدیریت و فرماندهی شود که آشنای با احکام و ضوابط شرعی آن بوده و بتوانند جهاد را چون دوران رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به انجام برسانند.
چنین شرایطی در امامت نیابی عصر غیبت و دوران رهبری فقهای عادل و حداقل نظارت فقیه جامع‌الشرایط بر امر جهاد امکان‌پذیر است و در هر حال جهاد یک امر حکومتی و مربوط به دولت اسلام است، هرچند که این دولت با رهبری مستقیم و با نظارت فقیه عادل سامان گرفته باشد.


برخى از فقها مانند:
علّامه حلی و محقق کرکی در مورد دفاع مسلحانه شخصى هرچند هم واجب باشد تصريح به عدم صدق جهاد كرده‌اند.

۱۲.۱ - بحث اجماع و ولایت فقیه

صاحب جواهر الکلام پس از نقل روايات و اقوال فقها در زمينه مشروعيت جهاد در صورت انجام آن توسط دولت‌هاى فقدان اذن امام مى‌نويسد.
اگر با ملاحظه آراء فقهاى گذشته اجماع احراز شود ناگزير بايد از آن پيروى نمود ولى اگر آراء فقها در اين زمينه به حدى كه از آن اجماعى شكل بگيرد نباشد جاى مناقشه در دلالت نصوص و روايات مربوطه [۱۴]     وجود دارد.
به ويژه با توجه به عموم ولایت فقیه در زمان غيبت كه شامل مشروعيت جهاد نيز مى‌گردد و نيز به لحاظ عموم ادله جهاد ناگزير از چشم پوشى از آراء مخالف هستيم.

۱۲.۲ - دیدگاه فقهای اهل سنت

از ديدگاه فقهاى اهل سنت جهاد واجب شامل كليه موارد نبرد مسلحانه براى دفع دشمن متجاوز، اعلاى كلمه توحيد، نصرت اسلام و مسلمين، باز كردن راه گسترش اسلام و اقامه شعائر دین مى‌گردد و تصريحى بر شرط اذن دولت (ضيفه) ديده نمى‌شود و به‌ طور مطلق وجوب کفایی جهاد، مسلم تلقى شده است. [۱۵]    

۱۲.۳ - نمونه‌های تاریخی جهاد و مخاصمات

در هر حال جنگ‌هايى چون جهاد با مدعيان ثبوت و مرتدين كه در تاریخ اسلام سابقه دارد مانند مسلیمه بن شمامه كه در عصر پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) ادعاى نبوت نمود و پيامبر اكرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بطلان و كذب وى را آشكار نمود و در دوران خليفه اول توسط خالد بن ولید به قتل رسيد.
طلیحه بن خویلد نيز مدتى ادعاى ملاقات با جبرئیل مى‌نمود كه توسط مسلمانان تحت تعقيب قرار گرفت و به شام گريخت و سپس توبه نمود و در جنگ نهاوند شركت كرد و در سال (۲۱ هـ.ق) به شهادت رسيد.
[۱۵] زحیلی، وهبه، آثار الحرب فى‌الاسلام، ص۳۸.

نيز در مواردى كه دولت اسلامی وجود نداشته باشد در صورت امكان سازماندهى و بسيج نيروهاى رزمنده مسلمان، وجوب جهاد ساقط نمى‌گردد.


۱. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳.    
۲. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳.    
۳. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل‌ الشیعه، ج۱۱، ص۳۴.    
۴. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل‌ الشیعه، ج۱۱، ص۳۵.    
۵. روسو، شارل، حقوق مخاصمات مسلحانه، ج۱، ص۱۰.
۶. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل‌ الشیعه، ج۱۱، ص۳۵.    
۷. توبه/سوره۹، آیه۱۱۲.    
۸. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل‌ الشیعه، ج۱۱، ص۳۳.    
۹. توبه/سوره۹، آیه۱۱۲.    
۱۰. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل‌ الشیعه، ج۱۱، ص۳۴.    
۱۱. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل‌ الشیعه، ج۱۱، ص۳۲.    
۱۲. محقق‌کرکی، علی‌بن‌حسین، جامع المقاصد، ج۳، ص۳۷۱.    
۱۳. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل‌ الشیعه، ج۱۱، ص۳۲.    
۱۴. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل‌ الشیعه، ج۱۱، ص۲۳.    
۱۵. زحیلی، وهبه، آثار الحرب فى‌الاسلام، ص۳۸.

۳. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشيعه، ج ۱۱ ص ۲۳ و ۳۲.
۴. شوکانی، محمد، فتح القدير، ج ۴ ص ۲۷۷
۴. علاء‌الدین کاشانی، ابوبکر بن مسعود، بدايع الصنائع، ج ۷ ص ۹۷.


عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۵، ص۲۰۴-۲۰۹.    






جعبه ابزار